قاصد1393

افشاگری و تحلیل و تبیین عملکرد گروهک تروریستی مجاهدین خلق

قاصد1393

افشاگری و تحلیل و تبیین عملکرد گروهک تروریستی مجاهدین خلق

این وبلاگ برآن است چهره واقعی این جریان تروریستی را درسرسپاری به قطب های استعماری جهان ، بطور شفاف به تصویر بکشد ... (مصطفی آزاد)

دوستان و مراجعین محترم وبلاگ ، قابل ذکر هست این وبلاگ درادامه وبلاگ ghased1393.mihanblog.com و به جهت تعطیلی سایت میهن بلاگ ایجاد گردید .

پیوندها

۲۹ مطلب با موضوع «فرقه رجوی و کشور آلبانی» ثبت شده است

  • ۱
  • ۰
وقایع سالهای بعد از سقوط صدام حسین، دیکتاتور عراق و فرار تعدادی از اعضای شورای رهبری فرقه تروریستی مجاهدین در قرارگاه اشرف و سپس افشای حرمسرای رجوی که از همان اعضای شورای رهبری تشکیل شده بود، موجی از انزجار در افکار عمومی را بوجود آورد اینکه رجوی چگونه با کمک مریم عضدانلو زنان نگونبخت را با دادن رده شورای رهبری به آنان فریب داده و به هم بستر شدن با خودش وادار می کرد.

قسمت بیست و چهارم – بند هزار «شین» (یعنی هزار عضو شورای رهبری)  یا همردیف: علیرغم اینکه بعد از بند دال دیگر هیچ زنی تحت مسئولیت  مردان در تشکیلات نبود و زنان در مسئولیت های بالای تشکیلات قرار داشتند ولی هنوز دستگاه رجوی بطور کامل آببندی نشده بود. 

من

رجوی خیلی خوب میدانست باید پست های حساس و مسئولیت های حول و حوش خودش را به زنان بسپارد چرا که این شکلی دستگاه او آببندی شده و  از هرگونه تهدیدات احتمالی بعدی که ممکن بود از طرف مردان مسئول در تشکیلات متوجه وی شود از جمله افشای سواستفاده های جنسی شخص وی منتفی گردد.

رجوی در ۱۴مرداد سال ۱۳۷۲ طی نشستی در قرارگاه باقرزاده  تعدادی از زنان را به رده همردیفی مسئول اول سازمان یعنی مریم  ارتفاء داد .  در قدم اول تعداد اعضای شورای رهبری ۱۲ نفر  و ۱۲ نفر نیز بعنوان کاندید شورای رهبری معرفی شدند.  ولی  بعدا بر تعداد آنها افزوده شد بنحویکه مسعود رجوی از اعضای شورای رهبری تحت عنوان «صفی تا تهران» نام برد!

وی این انتخاب را «بلوغ ایدئولوژیکی مجاهدین»  لقب داده و معتقد بود که این بلوغ در انتخاب مریم به ریاست جمهوری به اوج خود رسیده است.

بدین ترتیب رجوی در ذهن اعضای سازمان در جایگاهی قرار داشت که توانسته بود به نابرابری جنسی در تشکیلات پایان دهد.

رجوی همیشه سعی میکرد به هر شکلی شده و تا جایی که امکان دارد همه چیز را بنوعی به مذهب ربط داده و از آن در راستای اهداف خود سو استفاده کند.

در معرفی اعضای شورای رهبری هم همین ترفند را بکار گرفت تا بدین ترتیب احساسات حاضرین در جلسه را تحریک کرده و با اهداف خود همسو کند. رجوی تلاش کرد دبا شیادی تمام اعضای «شورای رهبری» را به حواریون حضرت مسیح و یا ۱۲ پیشوای شیعیان ربط داده  تا این انتخاب را مبارک جلوه دهد؟!

  • مصطفی آزاد
  • ۱
  • ۰
 

مستند در دام فریب سرگذشت کسانی است که  روزگارانی در دام فریب فرقه رجوی گرفتار آمده و کم یا زیاد بخشی از عمر خود را در این فرقه سپری کرده اند. البته برخی هایشان که، شانس یاری شان بود بر حسب شرایط خاص تواسته اند از دست فرقه رهایی یابند.

البته در این میان نگون بختانی هم بودند که در مسیر اهداف فرقه هزینه شدند. و مرگ تنها هدیه سران مجاهدین به آنان بود.

تهدیدات پنهان و نرم و در مقاطعی البته سخت واقعیّتی است که پیوسته اعضای گرفتار در فرقه رجوی در اشکال مختلف در درون سازمان با آن دست به گریبان بوده و هرکس به شکلی آثار آنرا با خود به همراه دارد. زندان و شکنجه، قتل، تحقیر در مقابل جمع، محاکمات غیر انسانی، تحمیل خودکشی به اعضای ناراضی و . . . از انواع این تهدیات محسوب می شود.

در این مستند سعی می کنیم با کسانی که روزگارانی در دام فریب مجاهدین گرفتار آمدند اما برحسب شرایط خاص توانستند جان خود را از دست این فرقه رهایی دهند مصاحبه کوتاهی داشته باشیم تا نسل جوان کشورمان با تجربیات آنان و ترفند های فریبکارانه مجاهدین  آشنا شده و به ماهیت پلید و ضد بشری این گروه تروریست و فرقه گرا پی ببرند.

در اینجا جای دارد بعنوان سند به بخشی از گزارش «انستیتوی تحقیقات دفاع ملی (RAND) برای وزارت د فاع آمریکا با عنوان «مجاهدین» خلق در عراق در مرداد ۱۳۸۸ –   The Mujahedin-e Khalq in Iraq  (AUGUST 2009)اشاره کرد که به ایدئولوژی خشونت آمیز، سیاست فریب ، تطمیع و تنبیه گروه تروریستی «مجاهدین» خلق پرداخته است.

«انستیتوی تحقیقات دفاع ملی» آمریکا در گزارش تحقیقاتی خود، جذب ۷۰ درصد از نیروهای سازمان «مجاهدین» خلق را «غیرداوطلبانه» و با فریب، تطمیع دروغین و تهدید عنوان و تصریح کرده است، این سازمان تروریستی با وعده های دروغ از جمله وعده کار همراه با حقوق، اعطای زمین، کمک در دریافت پناهندگی، دیدار آزاد با خانواده، امکانات بهداشت و درمان عمومی و حتی ازدواج ، نیرو جذب کرده و عضوگیری این سازمان از سال ۱۹۸۶ دواطلبانه نبوده است.

گروه تروریستی «مجاهدین» خلق با مصادره مدارک هویتی و اجتناب از قانونی نمودن حضور اعضا در عراق در زمان صدام، آنها را تحت اجبار در اردوگاه های سازمان در عراق نگه می داشت و آنان را تهدید می کرد درصورت خروج از اردوگاه دستگیر شده و برای ورود غیر قانونی به عراق محاکمه و مجازات خواهند شد.

در بخشی از این گزارش با عنوان «سازمان مجاهدین خلق به عنوان یک فرقه» آمده است:

. . . از روزهای اولیه، سازمان مجاهدین خلق ارتباطات درونی بسته ای داشته است، ولی این امر در اواسط دهه ۱۹۸۰ بعد از اینکه رهبران گروه و بسیاری از اعضا به پاریس نقل مکان نمودند به موضوعی خبیث تر تبدیل شد. در پاریس، مسعود رجوی شروع به پیش بردن آنچه که “انقلاب ایدئولوژیک” نامیده میشد نمود که ضوابط جدیدی را بر فعالان سازمان – ابتدا خواست فزاینده سرسپردگی به اهداف سازمان و متعاقبا سرسپردگی تقریبا مذهبی به رجوی ها (مسعود و همسرش مریم)، جلسات عمومی انتقاد از خود، طلاق اجباری، تجرد، اجبار در جدایی از خانواده و دوستان، و جداسازی جنسی – تحمیل میکرد.

قبل از اتحاد با صدام، سازمان تروریستی مجاهدین خلق بازدرجرگه  یک سازمان ضد مردمی بود. در هر صورت، زمانی که در عراق مستقر گردیده و علیه نیروهای ایرانی در اتحاد با صدام وارد جنگ شد، این گروه خشم مردم ایران را به خود خرید و در نتیجه با کم شدن داوطلب برای پیوستن روبرو شد. لذا دست به جذب نیرو به شیوه های فریبکارانه زد. فرقه رجوی طبیعتا به دنبال معارضین ایرانی بود، ولی همچنین در ارتباط با مهاجران اقتصادی در کشورهایی مانند ترکیه و امارات متحده عربی با دادن قول های دروغین جهت یافتن کار، زمین، کمک در اخذ پناهندگی در کشورهای غربی، و حتی ازدواج، آنان را به عراق کشاند. به بستگان اعضای سازمان، پیشنهاد سفر مجانی به اردوگاه های سازمان مجاهدین خلق جهت دیدار با آنان داده میشد. این افراد جذب شده اغلب بصورت غیر قانونی وارد عراق شده اند و سپس از آنان خواسته شده تا مدارک شناسایی خود را برای “حفظ و نگهداری” تسلیم نمایند. لذا، آنان در عمل در تله می افتادند.

یک شیوه دیگر جذب نیرو با کمک دولت صدام صورت میگرفت. به اسرای ایرانی از جنگ ایران و عراق پیشنهاد میشد تا بین رفتن به اردوگاه های سازمان مجاهدین خلق و سپس بازگشت به ایران و یا ماندن در اردوگاه های اسرا در عراق یکی را انتخاب نمایند. صدها زندانی به اردوگاه های سازمان مجاهدین خلق رفتند، که در آنجا ماندگار شدند. هیچ اقدامی جهت بازگشت آنان به ایران صورت نگرفت.

  • مصطفی آزاد
  • ۱
  • ۰

افشاگری3 ...

  • مصطفی آزاد
  • ۱
  • ۰
بهتر است شما به جلسات برگزار شده در آلبانی و شیوه فیلم برداری از افراد توجه کنید متوجه میشوید قبل از هر فرد یا جریان این خود سازمان است که از آینده مبهم خودش آگاه است. بجز ردیف های اول که نفرات شناخته شده هستند دیگر افراد از پشت فیلم برداری میشوند یا چهره ها واضح نشان داده نمیشود دلیل آن این است که هیچ معلوم نیست این افراد هفته یا ماه بعد در تشکیلات مانده باشند یا نه.

خانواده که در مباحث جامعه‌شناسی کوچکترین جزء اجتماع محسوب می شود در سازمان «مجاهدین» القابی چون فامیل الدنگ… خانواده وزارتی… مزدوران اطلاعات… و اعضای خانواده نامادری، ناپدری، نابرادری و ناخواهری به خود گرفته است.

توضیح:

خانم حمیرا محمدنژاد متولد شهرستان خوی در استان آذربایجان غربی است. وی دوران کودکی خود را در این شهر گذراند. سپس بهمراه خانواده اش به شهر ارومیه نقل مکان کرد و در این شهر ساکن شد.

خانم حمیرا محمدنژاد در سنین نوجوانی و در اواسط دهه شصت به تشکیلات «مجاهدین» پیوست. وی در اکتبر سال  ۲۰۱۳ در گفتگو با سایت زنان ایران دلیل جذب خود به «مجاهدین» را سیستم سنتی حاکم بر خانواده و جستجوی راه گریزی از فضا و شرایط محدودیت آمیز و بازدارنده ذکر کرده بود.

وی اشاره داشتند که از طریق گوش دادن به «رادیو مجاهد» جذب شعارهای این گروه درباره آزادی زنان شده بود. ولی آنچه که در عمل دید برخلاف باورهای او بوده است.

بدین ترتیب خانم حمیرا محمدنژاد پس از ۹ سال حضور در تشکیلات بغایت عقب مانده فرقه تروریستی  «مجاهدین» در اواسط دهه هفتاد تصمیم گرفت از این گروه خارج شود.

خانم حمیرا محمدنژاد یکی از زنان موفقی است که توانسته است با خروج از فرقه مجاهدین زندگی جدیدی را برای خود در کشور آلمان شروع کند. خانم حمیرا محمدنژاد می تواند به همراه سایر زنانی که گروه فرقه ای «مجاهدین» را ترک کرده اند الگویی برای زنان نگونبختی باشد که هنوز در تاریک خانه های مجاهدین روزگار دردناکی را سپری می کنند.

بنابراین مدیریت سایت راه نو تصمیم گرفت مصاحبه ای با خانم حمیرا محمدنژاد در خصوص وضعیت مجاهدین و مسائل مبتلابه این گروه  در کشور آلمان انجام دهد. متن این مصاحبه بشرح زیر است.

خبرنگار سایت راه نو:

خانم محمدنژاد ضمن سلام به جنابعالی از اینکه وقت ارزشمندتان را با وجود مشغله کاری زیادتان در اختیار ما گذاشتید نهایت تشکر و قدردانی هم  از جانب خودم و هم از سوی دست اندرکاران سایت راه نو را دارم.

می خواستم قبل از اینکه سوالاتم را با شما مطرح کنم اگر حرفی برای مخاطبان و کسانی که مطالب ما را در این سایت دنبال می کنند دارید بفرمایید.

خانم حمیرا محمدنژاد:

بنده نیز به تمامی مخاطبین و همه کسانی که مطالب سایت راه نو را دنبال کرده و آنرا مطالعه می کنند سلام دارم. از همین جا به همه آنها بویژه خانواده های دردمند و کسانی که به هر شکل ممکن تلاش می کنند اعضای فریب خورده را از چنگال رهبران قاتل و  وطن فروش رجوی خارج کنند و ماهیت فرقه ای این گروه را افشا کنند درود می فرستم.

من حمیرا محمدنژاد ساکن آلمان هستم. حدود ۹ سال از بهترین دوران نوجوانی ام را در سازمان فرقه ای «مجاهدین» بسر برده ام.

بعد از متوجه  شدن به ماهیت فرقه ای این سازمان تصمیم به جدا شدن از این فرقه گرفتم و زندگی جدیدی را در کشور آلمان شروع کردم.

بنده فارغ التحصیل رشته پرستاری و رشته بهداشت بیمار ستان، در کشور آلمان بوده  و هم اکنون نیز در یکی از بیمارستان معتبر این کشور مشغول به کار هستم.

همچنین از زحمات شما در  ترتیب دادن  این مصاحبه نیز تشکر می کنم.  امروز خوشحالم که بتوانم گو شه ای از ماهیت واقعی و درونی این فرقه را در این مصاحبه روشن کنم.

 

خبرنگار: پس اجازه بدید اولین سوالم را مطرح کنم.

می دانید در روز ۱۹ شهریور ۱۳۹۵ رسانه‌ها اعلام کردند که آخرین گروه «مجاهدین» از عراق وارد آلبانی شده‌اند. بدین ترتیب اکنون نزدیک به چهار  سال است که اعضای این گروه در خاک آلبانی حضور دارند. میتوانید بگویید طی این مدت چه تغییراتی در وضعیت داخلی و هم جایگاه این گروه در سطح بین المللی بوجود آمده است؟

خانم حمیرا محمدنژاد:

در واقع با توجیه شرایط عراق و بهانه هایی مثل شرایط امنیتی یا سیاسی یا اجتماعی بود که رجوی توانست حصارهای تشکیلاتی را هر چه بیشتر بر اعضاء تحمیل کند.  اصلی ترین آن همان طلاق های اجباری تحت نام انقلاب ایدئولوژیک بود. البته نتیجه آن هم فساد غیر قابل تصور در داخل مناسبات مجاهدین بود. بطوری که در سال ۱۳۷۵ تنها چهار سال بعد مجبور شد زنان را از مردان جدا کند. در حالیکه قبل از آن چندین بار رجوی در نشست هایش میگفت هیچ ارتشی در دنیا نتوانسته یگانهای مختلط تشکیل دهد ولی ما توانسته ایم. از این بابت به خودش می‌بالید. اما بعدها چنان مجبور به جداسازی شد که نه تنها یگان ها بلکه خیابانها و مراجعات به اماکن مثل انبارها و تعمیرگاهها و پمپ بنزین را هم جداسازی جنسیتی کرد.

  • مصطفی آزاد
  • ۱
  • ۰

من محسن یونسی هستم. زمانی که کودکی بیش نبودم سازمان مجاهدین با فریب پدرم را به مقر خودش انتقال داد. من از کودکی محبت پدری را به چشم ندیدم . زمانی که سازمان مجاهدین در عراق بود، من چندین بار به عراق سفر کردم با این امید که با پدرم دیداری داشته باشم ولی سازمان مجاهدین مانع دیدار من شد. سازمانی که مدعی آزادی حقوق بشر است!

سازمان مجاهدین ضد آزادی و ضد حقوق بشر است. چندین سال است به پدرم اجازه نداده اند تماسی با خانواده خود بگیرد دلم برای پدرم تنگ شده است . خبری به دست من رسید که جداشدگان از سازمان مجاهدین در دادگاه بر علیه این سازمان شکایت کرده اند و حکم قطعی آن بدست شما رسیده است. من هم از سازمان مجاهدین شکایت دارم . شکایت دارم چون پدرم را چندین سال به اسارت خود در آورده و او را مغزشویی می کند. من محسن یونسی از شکایت جدا شدگان از سازمان مجاهدین حمایت می کنم. امیدوارم در آینده نزدیک رهبران سازمان مجاهدین در دادگاه های بین المللی محاکمه شوند.

محسن یونسی – اراک – ایران

  • مصطفی آزاد
  • ۰
  • ۰

رها شدگان از دوزخ رجوی ملعون، نوید دهندگان پایان عمر دجال روانی فرقه هستند.

به گزارش پایگاه خبری-تحلیلی فراق، ورود فرقه به جامعه آلبانی فرصتی فراهم آورد تا اعضایی که سال‌ها از اختناق، جنایت و شکنجه‌های فرقه رجوی به ستوه آمده بودند اما به جهت شرایط سخت حاکم بر عراق جرأت رهایی خود را نداشتند، امکانی پیدا کرده و جان خویش را نجات دهند.

گروه پژوهش این رسانه، اسامی افرادی که در آلبانی از این فرقه جدا شدند را به شرح زیر منتشر می نماید.

لازم به توضیح است در تهیه این اسامی نهایت دقت به عمل آمده اما امکان خطا، تشابه اسمی یا افتادن از قلم وجود دارد.

۱- طیبه نوری

۲- گوهر صادقی

۳- زینب حسین نژاد

۴- فرشته نبئی

۵- سمیه مجیدی

۶- سمانه طریقت منفرد

۷- فائزه سعادت

  • مصطفی آزاد
  • ۰
  • ۰

احسان بیدی، عضو جداشده از فرقه رجوی که توسط پلیس آلبانی در بازداشت غیرقانونی بود، ظهر دیروز دوشنبه آزاد شد.

به گزارش پایگاه خبری-تحلیلی فراق، بیدی از حدود یک سال پیش با حیله مزدوران فرقه رجوی در زندان های آلبانی گرفتار شده بود که سرانجام با تلاش سایر جداشده‌ها و افشاگری آن ها توانست بی گناهی خود را ثابت نموده و ظهر دیروز از زندان آزاد شود.

این عضو جدا شده در طول این مدت تحت فشار شدید لابی فرقه با دولت آلبانی بود و حتی از وی خواسته  بودند برگه هایی را علیه خودش امضا کند که وی زیر بار نرفته بود.

فرقه رجوی با دسیسه های گوناگون بنا داشت تا بیدی را از آلبانی اخراج نماید اما وقتی دید هیچ کاری نمی تواند انجام دهد در یک توطئه کثیف او را گرفتار پلیس آلبانی کرد.

گویا دولت ادی راما پس از افشاگری های چند سال اخیر، متوجه حیله گری و دسیسه های این گروه خطرناک در آلبانی شده است.

اقداماتی چون آزادی احسان بیدی و صدور کارت شهروندی برای تمام نجات یافته های آلبانی نوید بخش آگاهی دولتمردان این کشور از ماهیت فرقه تروریستی رجوی می باشد.

  • مصطفی آزاد
  • ۱
  • ۰

وزیر خارجه محترم آلبانی

خانم اولتا ژاچکا
با سلام
اینجانب جدا شده از فرقه رجوی محمدرضا گلی اسکاردی هستم و اکنون در کشور ایران زندگی می کنم. از قرار معلوم خانم و آقای حیرانی والدین آقای حسن حیرانی عضو جدا شده فرقه رجوی که اکنون به عنوان یک پناهجو در کشور آلبانی زندگی می کند، برای ملاقات با پسرشان از سفارت آلبانی در ترکیه ویزا دریافت نموده بودند اما متاسفانه فرقه رجوی خبر مجعول به اطلاع شما رساندند و ویزای خانواده آقای حیرانی را بلاک کرده اید.

در نتیجه جلوی ورود آنها را گرفتید و بار دیگر خباثت رجوی ها در پوش امنیتی مانع دیدار پدر و مادری دردمند شد. در حالی که خانواده آقای حیرانی مدتهای طولانی تلاش کردند و در این رابطه هزینه نموده تا بعد از 15 سال بتوانند فرزند خود را حتی برای یک روز هم شده در آغوش بگیرند . خیلی شرم آور است در حالی که فرقه رجوی به عنوان مهمان در خاک شما بسر می برد اما آنقدر در سازمان های امنیتی شما نفوذ کرده که با اخبار دروغین سازمانهای شما را تحت تاثیر قرار می دهند.

44ت

  • مصطفی آزاد
  • ۱
  • ۰

همانطور که خانواده های محترم اعضای گرفتار در اردوگاه گرهک تروریستی سازمان مجاهدین خلق در آلبانی مطلع هستند، از مدت ها قبل دولت آلبانی بر اساس شروط اعلام شده از جانب اتحادیه اروپا برای قبول عضویت این کشور، صدور کارت شناسایی برای تمامی خارجیان مقیم آلبانی که فاقد مدارک هویتی هستند در دستور کار قرار گرفت.

از حدود دو الی سه ماه قبل دولت آلبانی تلاش نمود تا در این خصوص برای ساکنان اردوگاه فرقه رجوی در آلبانی نیز اقدام به صدور کارت شناسایی نماید اما مدام با اعمال نفوذ سران این فرقه از طریق عناصر فاسد در دولت و کارشکنی های مختلف روبرو می شد.
سران سازمان مجاهدین خلق حتی مدعی شده بودند که در کارت های صادره باید عضویت در سازمان مجاهدین خلق نیز قید گردد. یعنی این که درست بر اساس سیستم برده داری نوین، صاحب برده ها هم در کارت های شناسایی مشخص باشد.

  • مصطفی آزاد
  • ۰
  • ۰

در دنیای پرهیاهو و آشفته که در آن ارزش های اسلامی به شدت رنگ باخته و قدرت و ثروت هدف نهایی جلوه داده می شود، افرادی جهت کسب شهرت و آوازه و ثروت نامشروع و بعضا در پاسخ به عقده حقارت درونی با اهداف فردی یا گروهی با شگردهای مختلف درصدد جذب مرید با روش های سازمانی و تعیین سرگروه و حلقه های ارتباطی می باشند و در این راه از هیچ ادعایی گزاف و دروغ پردازی بزرگ مثل داشتن کرامت، داشتن اسرار و رموز هستی، کشف اسرار، تسلط بر علوم غریبه، دانستن خواص حروف و اعداد و جداول ابایی نداشته و با خواب سازی و با استفاده از سخنوری و سوءاستفاده از قدرت بیان برای رسیدن به اهداف خود استفاده می کنند.

از تفسیر به رای قرآن و منابع مذهبی تا بدعت در مناسک دینی، از صدور فتواهای بی اساس تا ادعای شفاعت گناهان و شفای امراض صعب العلاج، از نفوذ در NGOها با وعده کمک های مادی و دستگیری معنوی و انتقال حس شخصیت کاذب به مریدان مانند دادن ماموریت خاص به هر مرید و ارضای نفسانیات و اداره آنچه که مقصودشان است در بسیاری مواقع به تشکیل شبکه های فساد اخلاقی، باندهای توزیع مواد مخدر و ایجاد گروه های ضد اجتماعی و تسویه حساب های شخصی و گروهی اقدام نموده اند.

گاهی نیز با سازماندهی اعضاء در شبکه های سیاسی، امنیتی برای ایجاد اغتشاش و انجام عملیات خرابکارانه در کشور با هدایت و حمایت دشمنان نظام فعالیت می کنند. مبنای شرعیت را با تشخیص خودشان می گذارند و از رجوع به مراجع تقلید جهت کسب تکالیف دینی دوری می کنند.

ذکر این نکته ضروری می باشد که ریشه خرافات در نادانی و کم خردی بشر در شناخت خود و حقایق عالم است و در کلام معصوم داریم: «من عرف نفسه فقد عرف ربه». وقتی گرایش های متعالی انسان هدایت نشود و با توهم تلقین گردد خرافات پدید می آید. در این افراد خرافه جایگزین یک حقیقت گمشده در زندگی گشته است که همان معنویت می باشد که توسط خالق هستی در خلقت اشرف مخلوقات «انسان» به عنوان خلیفه الله به ودیعه نهاده است.

دعوت جوانان تحت عناوین کلاسهای رزمی، جلسات عرفانی، مذهبی، فرهنگی و… به دلیل جذب این عناوین است. در حالی که در این جلسات به مرور زمان شرکت کنندگان را به لاقیدی دعوت می کنند که در این بین به تفکر آموزه های پرزرق و برق معروف به عرفان های نوپدید مدرن بپردازند.

برخی از فرقه های عرفانی کاذب فعال در ایران

۱– سای بابا
بنیانگذار این مکتب، «باگوان شری ساتیای بابا» یا «سو آمی ساتیا سای بابا» بود. وی در سن چهارده سالگی مدعی شد از سوی خداوند برای هدایت همه آدمیان برگزیده شده است سپس ادعای خدایی کرده است. از آنجا که نماز مهمترین عامل ذکر الهی است و نماز و ذکر قرین یکدیگرند، اما نزد سای بابا نماز و شریعت وحیانی و الهی جایگاهی ندارد. او تصوری روشن از خدا ندارد: گاهی قائل به حلول است، گاهی قائل به پانتئیسم یا همه خدایی و گاه خدا را از سنخ انرژی می داند، اما خدایی که قرآن و اسلام به شریعت معرفی کرده است هیچکدام از اینها نیست. او ۱۱سال زودتر از پیش‌بینی خود، طعم مرگ را چشید تا یک خدای دروغین دیگر رسوا شود.

۲– رام الله
رهبر این آیین در ایران شخصی به نام «پیمان الهی» است. وی ادعا داشت از غیب خبر دارد و بر تمام علوم باطنی تسلط دارد و در عین ناباوری مریدان در خرداد سال ۸۶ در حین دستگیری به جای ناپدید شدن، از دیوار حیاط همسایه فرار کرد. این دستگیری فرصتی شد تا چهره ی پوشالی اش آشکار شود. وی چندین بار به دلیل ترویج عقاید خرافی و انحرافی و فریب مردم ـ به ویژه جوانان ـ به همراه گروهی از اطرافیانش بازداشت شده است.

۳– اوشو
اوشو در سال ۱۹۳۱ میلادی در روستای کوچک «کوچ وادا» کشور هند به دنیا آمد و در سال ۱۹۹۰ در سن ۵۹ سالگی از دنیا رفت. اوشو در ایالت اوریگان آمریکا، شهری به نام راجینش پورام را به عنوان مرکز آیین خود قرار داد، اما به دلیل فسادهای اخلاقی و جنسی بی حد و حصر اوشو و مریدانش ، در سال ۱۹۸۶ از آمریکا اخراج شد. اوشو دو جلد کتاب به نام تعلیمات تانترا (عرفان سکس) دارد و تنها راه تکامل و تعالی را گذر از سکس آزاد میداند. اصل دیگر از اصول او اصل طغیان است که اوج آن را در شیطان گرایی می توان دید! اوشو با نگاهی تحقیرآمیز به مفهوم خانواده می گوید: آنچه انسان را اسیر کرده است خانواده است.

اوشو

۴– اکنکار
پائول توئیچیل، رهبر و بنیانگذار این طریقه بود که بسیاری از تعالیمش تنها متکی بر تلقینات توهم آمیز و رویایی از حضور استاد زنده اک در پشت همه درها و صداهاست. از تبعات عضویت در این فرقه، پشیمانی زودرسی است که اعضا را با پوچی روبرو کرده و در اثر فشارهای ناشی از این موضوع، برخی از آنها دست به خودکشی زده و پیروان این مکتب مدعی اند که از طریق رویا بینی، خود را تا مقام « همکار خداوند » ارتقا می دهند و معتقدند پیامبران و کلیه مذاهب و ادیان، دروغی بیش نیستند! . . .. ...

  • مصطفی آزاد