قاصد1393

افشاگری و تحلیل و تبیین عملکرد گروهک تروریستی مجاهدین خلق ، مصطفی آزاد

قاصد1393

افشاگری و تحلیل و تبیین عملکرد گروهک تروریستی مجاهدین خلق ، مصطفی آزاد

این وبلاگ برآن است چهره واقعی این جریان تروریستی را درسرسپاری به قطب های استعماری جهان ، بطور شفاف به تصویر بکشد ... (مصطفی آزاد)

دوستان و مراجعین محترم وبلاگ ، قابل ذکر هست این وبلاگ درادامه وبلاگ ghased1393.mihanblog.com و به جهت تعطیلی سایت میهن بلاگ ایجاد گردید . ضمن اینکه با آدرس دوم ghased1393.blogsky .com هم در این مسیر پیش می رویم ...

  • ۱
  • ۰
شکنجه گران سازمان مجاهدین خلق را بشناسیم

پایگاه خبری-تحلیلی فراق، اسامی جمعی از شکنجه گران و سرکردگان خائن فرقه رجوی که در قتل و آزار اعضای ناراضی به صورت مستقیم شرکت داشتند را منتشر کرد.

به گزارش پایگاه خبری-تحلیلی فراق، مشخصات، سوابق و کلیه جرائم نامبردگان زیر همگی موجود و توسط، ده ها شاهد و اعضای نجات یافته و شکنجه شده فرقه به ثبت رسیده است.

اعضای شکنجه شده و خانواده های قربانیان و نجات یافتگان خواهان رسیدگی به جرائم این افراد در دادگاه ،محاکمه و پیگرد آنان هستند.

۱ـ مسعود رجوی، مسئول شماره یک قتل، شکنجه و خیانت به اعضا

مسعود رجوی رهبر فرقه شکنجه گر رجوی است که همه جنایات ها و خیانت ها به دستور او انجام شده است. وی به طور خاص در سال ۷۳ بعد از زندانی و شکنجه کردن بیش از ۵۰۰ عضو ناراضی، آنها را گروه گروه محاکمه کرد. حکم قتل اعضای ناراضی، دستور قتل اعضا جدا شده در جلسات عمومی، زندانی نمودن از دو تا ۱۰ سال، فرستادن اعضای ناراضی به زندان ابوغریب، گروگان افراد ناراضی و… تنها بخشی از جرایم وی در زمینه شکنجه و قتل اعضای فرقه است.

مسعود رجوی

۲- مریم قجر عضدانلو با نام مستعار مریم رجوی

جانشین رهبر فرقه رجوی است. شکنجه جسمی و روحی اعضای ناراضی به دستور مستقیم مریم قجر توسط شکنجه گران فرقه اجرا می شد. وی هم اکنون مقیم در کمپ مانز آلبانی است.

مریم رجوی

3ـ مهوش سپهری با نام مستعار نسرین (هند جگرخوار)

شکنجه گر و رئیس دادگاه های فرمایشی فرقه رجوی است که به دستور او ده ها نفر به زندان ابوغریب فرستاده شدند.
اعضای ناراضی سال ها در زندان های ابوغریب در سخت ترین شرایط در وضعیت وحشتناکی قرار داشتند و تعدادی از آنها اعدام شدند. تعدادی با کمک صلیب سرخ با اسیران عراقی معاوضه شدند و سرنوشت تعدادی دیگر نامعلوم است. همچنین برخی ناراضیان که خواهان جدایی از سازمان مجاهدین بودند به دستور او در مید انهای مین بین مرز ایران و عراق رها شدند. دستور شکنجه و زندان ده ها مخالف رجوی در تشکیلات به فرمان او صادر شده است، مسئول مستقیم تمامی عملیات های تروریستی در داخل خاک ایران از سال ۷۵ به بعد، مسئول تیم اعزام ترور به داخل ایران، نظارت بر عملیات و فرماندهی آن تا پایان عملیات تروریستی بخشی از جنایت های اوست. این زن آن قدر در داخل تشکیلات فرقه رجوی منفور بود که به هند جگرخوار معروف شده بود.

  • مصطفی آزاد
  • ۱
  • ۰

هدف اصلی دشمنان ملت ایران از حمایت و پشتیبانی از جریان‌های خرابکار و گروه‌های تروریستی، چیزی جز برهم‌زدن امنیت عمومی و القای احساس ناامنی در زندگی روزمره مردم نیست.

teroris1t

 

به گزارش فراق، تجربه‌های تاریخی و واقعیت‌های عینی نشان می‌دهد که ناامن‌سازی جامعه، مؤثرترین و کم‌هزینه‌ترین ابزار برای متوقف‌کردن مسیر پیشرفت یک کشور است.

امنیت، بنیادی‌ترین نیاز هر جامعه و زیربنای تداوم زندگی عادی، ثبات اجتماعی و حرکت رو به جلوی کشورهاست. بدون امنیت، هیچ جامعه‌ای قادر به برنامه‌ریزی بلندمدت، توسعه پایدار یا ترسیم آینده‌ای روشن برای شهروندان خود نخواهد بود. امنیت صرفاً به معنای نبود جنگ یا خشونت آشکار نیست، بلکه مفهومی چندلایه است که ایمنی جانی و مالی، آرامش روانی، ثبات اجتماعی و اعتماد عمومی را در بر می‌گیرد. این مجموعه، بستر مشترکی است که تمامی فعالیت‌های اقتصادی، علمی، فرهنگی و اجتماعی بر آن استوار می‌شود.

بررسی تجربه کشورها نشان می‌دهد هرگاه امنیت دچار اختلال شده، نخستین پیامدها در معیشت مردم، نظام آموزشی، تولید علم و انسجام اجتماعی نمایان شده است. در مقابل، جوامعی که توانسته‌اند امنیتی پایدار ایجاد کنند، با سرعت و اطمینان بیشتری مسیر توسعه را پیموده‌اند. افزایش سرمایه‌گذاری، شکوفایی نوآوری و تقویت اعتماد عمومی، همگی ثمرات مستقیم ثبات امنیتی هستند. از همین رو، امنیت و پیشرفت نه دو مسیر جداگانه، بلکه دو جزء تفکیک‌ناپذیر از یک فرآیند واحد به شمار می‌روند. فتنه‌ها و اغتشاشات سال‌های اخیر که با هدایت مستقیم سرویس‌های بیگانه و نقش‌آفرینی مزدوران داخلی شکل گرفت، بار دیگر این واقعیت را آشکار ساخت.

امنیت در ساده‌ترین سطح، تضمین‌کننده جان و مال مردم است. جامعه‌ای که شهروندان آن نسبت به ایمنی خود در فضای عمومی و خصوصی احساس اطمینان نداشته باشند، به‌طور طبیعی انگیزه‌ای برای کار، تولید و سرمایه‌گذاری نخواهد داشت. هیچ فعال اقتصادی در محیط ناامن سرمایه‌گذاری نمی‌کند و هیچ خانواده‌ای در فضای آمیخته با ترس، چشم‌انداز روشنی برای آینده ترسیم نخواهد کرد.

اما امنیت، لایه‌ای عمیق‌تر نیز دارد: امنیت روانی و اجتماعی. جامعه‌ای که در معرض اضطراب دائمی، شایعه، آشوب و نااطمینانی قرار دارد، توان خلاقیت، نوآوری و تصمیم‌گیری عقلانی را از دست می‌دهد. اندیشه‌های نو، پژوهش‌های عمیق و برنامه‌ریزی‌های بلندمدت تنها در فضای آرام و باثبات شکل می‌گیرند، نه در محیطی ملتهب و بحران‌زده. در کنار این‌ها، امنیت نهادی نیز اهمیت دارد؛ اعتماد مردم به نهادهای رسمی و کارآمدی ساختارهای حکمرانی، نقش مستقیمی در تداوم ثبات و پیشرفت ایفا می‌کند.

مجموع این لایه‌ها، بستر سخت‌افزاری و نرم‌افزاری توسعه را شکل می‌دهد. در چنین بستری است که معلم با آرامش تدریس می‌کند، کارگر با اطمینان به کارگاه می‌رود و پژوهشگر بدون دغدغه به تحقیق می‌پردازد. هرگونه آسیب به این بستر، پیش از هر چیز تولید علم و ثروت را هدف قرار می‌دهد.

امنیت پایدار، امکان برنامه‌ریزی بلندمدت را در عرصه‌های مختلف فراهم می‌سازد. در حوزه اقتصاد، ثبات امنیتی به دولت و بخش خصوصی اجازه می‌دهد پروژه‌های بزرگ صنعتی، کشاورزی و زیربنایی را با اطمینان دنبال کنند. در چنین شرایطی، زنجیره تولید، حمل‌ونقل و تجارت به‌صورت منظم عمل می‌کند و منابع ملی به‌جای مدیریت بحران‌های امنیتی، صرف سازندگی و رفاه عمومی می‌شود.

در حوزه علم و فناوری، امنیت شرط لازم برای تحقیقات عمیق و پرهزینه است. پیشرفت در علوم پایه و فناوری‌های پیشرفته، نیازمند سال‌ها تمرکز و ثبات است؛ امری که تنها در محیطی امن و قابل اعتماد محقق می‌شود. در بعد اجتماعی و فرهنگی نیز امنیت، زمینه‌ساز تقویت هویت ملی، استحکام نهاد خانواده، رشد سرمایه اجتماعی و مشارکت سیاسی قانون‌مند است. بدین ترتیب، تمامی دستاوردهای پیشرفت در عرصه‌های مختلف، ریشه در بستری مطمئن به نام امنیت دارند.

  • مصطفی آزاد
  • ۱
  • ۰

یکی از پایدارترین خطاهای راهبردی دشمنان ایران، ناتوانی آنان در فهم «ایرانِ واقعی» است؛ خطایی که نه‌تنها در تحلیل‌ها، بلکه در تصمیم‌های کلان سیاسی، امنیتی و نظامی آنان به‌طور مستمر تکرار شده و هر بار هزینه‌های سنگینی را به خودشان تحمیل کرده است.

iran 1404

 

به گزارش فراق، مرور تجربه‌های چهار دهه گذشته نشان می‌دهد که دشمنان ملت ایران، علی‌رغم برخورداری از شبکه‌های گسترده اطلاعاتی و اتاق‌های فکر فعال، همچنان در برآورد ظرفیت‌های این کشور و جامعه ایرانی دچار توهّم و سوءمحاسبه‌اند.

ماهیت این اشتباه محاسباتی، در نرسیدن دشمن به «هدف نهایی» نهفته است. تصمیم‌های خصمانه، صرفاً برای ایجاد مزاحمت یا تحمیل خسارت‌های مقطعی اتخاذ نمی‌شوند؛ هر اقدام، بخشی از یک طراحی بزرگ‌تر است که معمولاً به تغییر رفتار بنیادین، فروپاشی انسجام داخلی یا حتی ساقط‌کردن نظام سیاسی منتهی می‌شود. هرگاه این هدف محقق نشود، حتی اگر در مسیر آن آسیب‌هایی وارد شده باشد، باید گفت محاسبات دشمن از اساس غلط بوده است.

از نخستین سال‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی، این الگوی شکست تکرار شده است. عملیات نظامی مستقیم، جنگ تحمیلی، تروریسم سازمان‌یافته، تحریم‌های موسوم به «فلج‌کننده»، فتنه‌های سیاسی و جنگ‌های ترکیبی، همگی با این پیش‌فرض طراحی شدند که جامعه ایران تاب‌آوری لازم را ندارد و در نقطه‌ای معین فروخواهد پاشید. اما در هر مقطع، نتیجه برخلاف انتظار دشمن رقم خورد: اهداف اصلی محقق نشد و آنچه باقی ماند، فرسایش اعتبار و اقتدار تصمیم‌سازان متخاصم بود.

در نمونه‌های جدیدتر، طراحی‌های بلندمدت برای ناامن‌سازی و برهم‌زدن ثبات کشور، بار دیگر همین خطای تکراری را آشکار کرد. اقدامات نظامی، ترور فرماندهان و دانشمندان، عملیات روانی گسترده و فعال‌سازی شبکه مزدوران داخلی، نه هدف نهایی بلکه مقدمه‌ای برای آن بود؛ مقدمه‌ای که قرار بود جامعه را دچار شکاف، آشوب و ازهم‌گسیختگی کند و راه را برای فروپاشی هموار سازد. اما محاسبه اصلی دشمن، باز هم به بن‌بست خورد: جامعه ایران نه‌تنها فرو نریخت، بلکه انسجام، همبستگی و مقاومت خود را با وضوح بیشتری به نمایش گذاشت.

نکته راهبردی اینجاست که دشمن همواره روی واکنش مردم حساب ویژه باز کرده است. فرض بنیادین آن‌ها این بوده که فشار بیرونی، در نهایت به انفجار درونی منجر می‌شود. اما در بزنگاه‌ها، رفتار جامعه ایرانی معادله را برهم زده است. آنچه در میدان عمل رخ داده، نه شورش و واگرایی، بلکه همدلی، ایستادگی و تقویت پیوندهای اجتماعی بوده است. همین واقعیت، مهم‌ترین دلیل شکست مزدوران و شبکه‌های وابسته به دشمن در داخل کشور است؛ شبکه‌هایی که با تصور همراهی اجتماعی وارد میدان شدند، اما خود را در برابر اراده‌ای ملی و یکپارچه یافتند.

ریشه این ناکامی را باید فراتر از محاسبات صرفاً مادی جست‌وجو کرد. دشمن، ایران را با الگوهایی می‌سنجد که در دیگر کشورها جواب داده‌اند؛ الگوهایی مبتنی بر فروکاستن جامعه به متغیرهای اقتصادی، نظامی یا رسانه‌ای. اما ایران، واجد مؤلفه‌هایی است که در این دستگاه محاسباتی یا تعریف نشده‌اند یا به‌شدت دست‌کم گرفته می‌شوند: پیشینه تمدنی عمیق، هویت فرهنگی ریشه‌دار، پیوند تاریخی دین و زندگی اجتماعی، سرمایه اجتماعی نهفته در باورهای دینی، و نیروهای مسلحی که برخاسته از متن مردم‌اند، نه جدا از آنان.

در کنار همه این‌ها، رهبری نقش کانونی در تبدیل این ظرفیت‌های پراکنده به یک قدرت منسجم ایفا می‌کند. شناخت دقیق میدان، اعتماد واقعی به مردم، درک عمیق از هویت ایرانیـ اسلامی و هدایت هوشمندانه در شرایط پیچیده، موجب شده است که جامعه در لحظات بحرانی به‌جای فروپاشی، به انسجام برسد. این همان نقطه‌ای است که طراحی‌های دشمن، علی‌رغم پیچیدگی و سرمایه‌گذاری سنگین، از کار می‌افتد.

  • مصطفی آزاد
  • ۱
  • ۰
اروپا، صحنه جنگ بین قجرها و پهلوی‌ها

حوادث داخلی دی ماه و جریانات خارج نشین بهمن ماه را بصورت خلاصه اگر از زاویه مدعیان و آشوب طلبان و اغتشاش خواهان ساکن اروپا بررسی کنیم، با سگ دعواهای اساسی بین مزدوران دو جریان قجری و پهلوی  مواجه می‌شویم. براستی این دوگروه که در اساس خواهان تجزیه ایران کنونی و تضعیف آن هستند و در جبهه مقابل به دنبال به قدرت رساندن رژیم کودک‌کش صهیونیستی و منافع آمریکا و کشورهای اروپائی هستند، آیا به اهداف خود رسیدند؟

عوامل سازمان تمامیت‌خواه مجاهدین خلق، با شعارهای ضدپهلوی خود و هواداران پهلوی در خیابان‌های اروپا با یکدیگر درگیر شدند و زد و خورد کردند که گویا حکومت ایران ساقط شده است و اینان با عیان نمودن ذات درونی و اصلی خویش ، که همانا برقراری یک حکومت دیکتاتور و وابسته به آمریکا و اسرائیل است، در صدد تصاحب تمام قدرت هستند.

این دو جریان وابسته که بشدت هم ضدمردمی و ضدیکدیگر نیز هستند، دو نقطه اشتراک دارند:

1- هرگز هیچکدام و رهبران کذائی‌شان، کشتار زنان و کودکان را در غزه محکوم نکردند و حتی رژیم صهیونیستی را به ارتکاب جنایات بیشتر نیز ترغیب نمودند و هر دو نیز با نمایندگان این رژیم غاصب دیدار کردند .

2-  سردمداران هر دو گروه، خواهان تجزیه و تضعیف ایران کنونی هستند و عمیقا معتقد هستند نقش غالب در منطقه باید به سگ زنجیری آمریکا‌، یعنی رژیم صهیونیستی داده شود تا منافع خود و آمریکا در منطقه حفظ و تداوم داشته باشد.

این سگ دعواهای بین گروهکی در خیابان‌های اروپا، در 22 بهمن امسال مردمی را در داخل کشور به صحنه خیابانها کشاند، که شاید تاکنون اولین بار بود که به طرفداری حکومت جمهوری اسلامی‌، به میدان آمده بودند.  افزایش بی‌سابقه شرکت‌کنند گان در راهپیمائی امسال بسیار حائز اهمیت بود. مردم از هر طیفی در صحنه حضور پیدا کرده بودند.

بیش از چهار دهه پیش هم، سازمان مجاهدین خلق با اعلام فاز سیاسی در سال 1360 و با تدارک 28 ماهه قبل از آن برای تسلیح و تشکیل میلیشیا، قصد داشت تمامیت حکومت را در دست گیرد و عملا با اقدامات خشن خود، حق مردم در بیان مطالبات و اعتراضات مدنی را از بین برد، در این میان این حقوق مردم بود که پایمال شد. در حوادث اخیر نیز ، خط کاری این بود که با کشته‌سازی و عملیات مسلحانه، فضای وحشت و ترس را در داخل ایجاد کرده و اهداف خبیثانه خود که از خارج مدیریت می شد را پیش ببرند، مهره‌های سیا و موساد، در داخل کوشیدند از هر طرف که شده کشته‌سازی کنند، سازمان مجاهدین نیز در همراهی با موساد و سیا با “کانون های شست و شوی” خود، سعی کرد این حرکت هدایت شده را  تقویت کند. آنها از هر سو به مردم و نیروهای نظامی شلیک می‌کردند، همان خط سازمان در پرتاب خمپاره به شهرها و کشته سازی و اخلال در نظم و آرامش جامعه که در دهه 60 پی گرفته بودند.

باردیگر داغ شکست توطئه‌های خارجی بر دل قجر و پهلوی و موساد و سیا، این حقیقت را بیش از پیش به اثبات رساند که مردم ایران ، در مقابل توطئه‌های خارجی ، یکصدا و با وحدت بیشتر از وطن خود و مدافعان امنیت آن، دفاع خواهند کرد.

محمدرضا مبین

  • مصطفی آزاد
  • ۱
  • ۰
مصادیقی از استبداد ساخته رجوی

مسعود و مریم رجوی خودشان را رهبران ابدی سازمان اعلام کرده‌ و اعضای سازمان را وادار می کنند در هر برنامه ای شعار ایران رجوی، رجوی ایران سر بدهند. رجوی از خودش چهره‌ای ساخته که برای افراد اسیر در این گروه قابل قیاس با کسی نیست. در قرارگاه‌های سازمان عکس‌های رجوی را در همه جا آویزان کرده‌اند. در تمام اتاق کارها عکس رجوی را روی دیوار زده‌اند. مسئولین اعضاء را مجبور می کنند که علاوه بر شرکت نشست های مغزشویی، پس از نشست مربوطه چندین بار سخنرانی مریم و مسعود را در مقرات کوچکتر گوش کنند و در آخر از همه می خواهند که دریافت‌های خودشان را به صورت کتبی بنویسند! در قاموس سازمان انتقاد به رجوی مجاز نیست، انقلاب ایدئولوژیک رجوی هم به این معنی است که اعضای سازمان از شخص مسعود و مریم به درک جدیدی برسند. یعنی باور داشته باشند که اطاعت از رجوی نباید شکاف بر دارد و افراد باید مطیع محض باشند.

وقتی از شستشوی مغزی صحبت می کنیم دامنه این شستشوی مغزی بسیار فراگیر و پیچیده است. در داخل قرارگاه اشرف بولتن های داخلی وجود دارد که افراد خبرها را از همان بولتن ها دریافت می کنند و هرگز خبرهای بیرون که بر علیه سازمان باشد به درون وارد نمی شود. بلکه خبرهایی که مورد تایید خودشان باشد را مطرح می کنند و به شدت خبرها سانسور می شوند .

شخصیت‌هایی که مدتی در داخل شورا و سازمان بودند پس از جدا شدن مورد خشم رهبری مجاهدین قرار گرفتند و رویکرد رهبری سازمان نسبت به آنها و انعکاس آن در رسانه‌های وابسته به سازمان این است که آنها را دشمن، خائن یا مامور ایران خطاب می کنند. مانند محمدرضا روحانی یا کریم قصیم که عضو شورای مجاهدین بودند و بعد از جدائی از شورا یک شبه شدند مامور ایران. حقیقتاً باید بگویم که در داخل سازمان مجاهدین آزادی اندیشه سالیان درازی است که رخت بر بسته و اساساً وجود ندارد. همه باید مجیزگوی رجوی باشند و لا غیر .

در رابطه با انقلاب ایدئولوژیک دستور رجوی ، طلاق اجباری بود. چه مجردها و چه آنهائی که متاهل بودند. زوج ها بایستی حلقه های ازدواج خودشان را تقدیم رجوی می کردند و باید عواطف زناشوئی را در ذهن و ضمیر خودشان نابود می کردند. عواطف خانوادگی از نظر رجوی حرام بود و همه اعضای سازمان بایستی فقط نسبت به رهبری سازمان عاطفه داشته باشند! اما در دنیای بیرون انکار کرده و مدعی هستند که طلاق ها داوطلبانه و دلبخواه بوده است نه از سر اجبار . تشکیلات مجاهدین در بین مردم ایران فاقد جایگاه هستند و حتی در بین خانواده های سازمان هم پایگاهی ندارند. رجوی نسبت به خانواده ها برخورد مناسبی نداشته و خانواده ها را دشمن تلقی می کند و با این رویکرد خودش را منفور کرده است.

یکی دیگر از اهرمهای شستشوی مغزی مجاهدین جلسات اعتراف گیری می باشد. هدف از این جلسات استخراج افکار و رفتارهایی است که گمان می کنند انسجام درونی تشکیلات را به هم بریزد. افراد به اجبار هر آنچه که به ذهنشان می رسد را باید در این جلسات عنوان کنند. انسانها دیگر هیچ فردیتی ندارند و به مصیبت زدگانی شبیه هستند که فقط باید حرفهای رجوی را نشخوار کنند و به تعریف و تمجید از وی بپردازند .

محمد رضا گلی

  • مصطفی آزاد
  • ۱
  • ۰
علی باکری، بجای مسعود رجوی اعدام شد

سعی می کنیم در این مقال و تحقیق، به قسمتی تاریک از تاریخچه سراسر ننگین سازمان مجاهدین خلق بپردازیم، قسمتی که کمتر بدان پرداخته شده است  چراکه سازمان کنونی، با تحریف موضوع ، سعی در سفید نمایی مسعود رجوی دارد. با هم این نوشتار و برگ مستندی از تاریخ واقعی ایران را از نظر می‌گذرانیم :

علی باکری از اعضای مرکزیت سازمان مجاهدین خلق ایران بود که در سال ۱۳۲۲ به دنیا آمد. وی تحصیلات آکادمیک خود را در دانشگاه تهران در رشته‌ شیمی گذراند. علی باکری در سال ۱۳۴۴ با سازمان مجاهدین خلق ایران آشنا شد. او در سال ۱۳۴۸ به عضویت سازمان درآمد و فعالیت‌های خود را در این سازمان شروع کرد. این جوان تحصیل‌کرده در ششم شهریور سال ۱۳۵۰ ، پنج روز بعد از دستگیری مسعود رجوی، توسط ساواک دستگیر و بعد از محاکمه، بجای مسعود رجوی در لیست اعدام قرار گرفت . حکم اعدام وی در سحرگاه ۳۰ فروردین ۱۳۵۱ به همراه سه تن دیگر از اعضای سازمان مجاهدین خلق، درمیدان پارک چیتگر تهران به اجرا درآمد.

اما نکته مهم در مورد اعدام علی باکری، شهادت تنها بازمانده از موسسان سازمان،  محمود طاهر زاده (نام مستعار : فیروز) اهل تبریز می باشد. فیروز طاهر زاده ، در سال 1343 ، 10 ماه با محمد حنیف نژاد در شهر مرند ، محل خدمت سربازی محمدآقا،  هم خانه بوده و در مورد مبارزه مسلحانه با هم به اشتراک نظر رسیدند. در ادامه وی در صدر مبارزات ضدسلطنتی و مبارزه مسلحانه قرار گرفته و دستگیر شد. وی بهخ هنگام دستگیری سلاح کلت کمری، همراه داشت.

فیروز طاهر زاده از مرکزیت و بنیانگذاران اصلی سازمان مجاهدین خلق و تنها بازمانده از مرکزیت این سازمان می گوید:
علی باکری جزو لیست اعدام شوندگان سازمان در 30 فروردین سال 1351 نبود، چون مسعود رجوی همکاری‌های گسترده‌ای با ساواک داشته بود، از طریق آقای حاج محمد حسن عبد یزدانی از اعضای قدیمی سازمان که معرف موسی خیابانی برای عضویت سازمان بود، در یکی از اتاق های بازجوئی ساواک، پرونده مسعود رجوی را دیده بود و کروکی هایی که برای ساواک کشیده بود، از جمله در محور ششم از کروکی‌های کشیده شده توسط مسعود رجوی به ساواک آمده است:
” 6- بهروز (علی باکری): قد کوتاه – سیه چرده – اهل آذربایجان – چشم و مو مشکی ، به احتمال قوی فارغ التحصیل و مهندس باید باشد. محمد بازرگانی باید او را بشناسد و البته نمی دانم مشخصات او را می داند یا نه… ”

سرانجام به دلیل همکاری های گسترده مسعود رجوی با ساواک ، در آخرین روزها، اسم مسعود رجوی از لیست اعدام خارج و علی باکری به جای او به لیست اعدام 4 نفره دستگیر شدگان اضافه شد.

  • مصطفی آزاد
  • ۱
  • ۰
تکذیب ارتباط رها بهلولی‌پور با مجاهدین از سوی خانواده و دوستانش

دختر جوان دانشجویی که سازمان مجاهدین خلق او را “مجاهد شهید زهرا بهلولی پور” نامید، دوسـت داشـت “رها” نامیده شود. او متولــد ســال ۱۳۸۲ و دانشجوی زبان ایتالیایی ورودی ســال ۱۴۰۳ دانشــگاه تهران بود که در جمعه 19 دی ماه در اعتراضات خیابانی کشته شد و مجاهدین خلق نام او را به فهرست “شهدای کانون‌های مقاومت” افزودند اما خانواده، دوستان، همکلاسی‌ها و حتی شورای صنفی دانشگاه تهران ارتباط او با تشکیلات بدنام مجاهدین را تکذیب کرد.

در گزارشی که روزنامه شرق در روزهای اول بهمن ماه درباره کشته شدن زهرا بهلولی پور و چند دانشجوی دیگر در اعتراضات منتشر کرد، از دوستان او نقل قول میشود که روز “جمعه ۱۹دی ماه رها و چند دوستش به این نتیجه می رسند که خوابگاه امن نیست؛ به همین دلیل وسایل خود را جمع می کنند تا به خانه یکی از دوستانشان بروند. آنها نزدیک سـاعت ۱۹ به یکی از میادین شهر می رسند که در آن ساعت خالی از جمعیت بود.
وقتی رها و دوستانش به میدان می رسند، بوی شدید گاز اشک آور به مشامشان می رسد و سپس گروهی با موتور به سمت آنها می آیند. در این میان رها و چند دوست او برای اینکه به آنها آسیبی نرسد، همدیگر را در آغوش می گیرند اما به سمت آنها شلیک می شود. پس از پایان شلیک ها، آن جمع اقدام به فرار می کنند تا اینکه یکی از دوستان، متوجه جاماندن رها می شود.
وقتی به سمتش برمی گردد، می بیند در حال خون ریزی اســت. بعدها در بیمارستان گفتند تیر به قلب و ریه او برخورد کرده است. آنها با بدن سرد و خونین رها به درون یک شیرینی فروشی می روند و برای احیای قلبی اش تلاش می کنند. اما آنها به نتیجه ای نرسیدند؛ بدن رها در حال سردشدن بود. یکی از دانشجویان در نهایت توانست یکی از موتورهای رهگذر را راضی کند تا او را به بیمارستان منتقل کنند، اما وقتی به بیمارستان می رسند تلاش پزشکان برای زنده نگه داشتنش بی نتیجــه ماند و او در ساعت هشت و ۴۰ دقیقه شب، تمام کرد.”

رها در روز ۲۴ دی ماه در فیروزآباد، شهری در نزدیکی شیراز، در آغوش خاک قرار گرفت.

اما در وبسایتی مرتبط با مجاهدین خلق با عنوان “کمیته زنان شورای ملی مقاومت” ذیل عکسی از رها نوشته شده است: “مجاهد شهید زهرا بهلولی پور (رها) متولد سال ۱۳۸۶ دانشجوی رشته زبان ایتالیایی در دانشکده زبانها و ادبیات دانشگاه تهران بود.”

رسانه های مرتبط با مجاهدین خلق حتی پا را فراتر می‌گذارند و پیام علی صفوی از مسئولان شورای به اصطلاح ملی مقاومت در آمریکا، را منتشر میکنند که رها را ” خواهر عزیزم، زهرا”، خطاب می‌کند و می‌نویسد: “تو اکنون در میان ۱۰۰۰۰۰ شهید مجاهدین خلق ایستاده‌ای – مردان و زنانی که بسیاری از آنها همسن تو بودند و جان خود را فدا کردند تا ایران روزی بتواند آزاد نفس بکشد.”

این اقدام بشدت فرصت طلبانه و ریاکارانه مجاهدین خلق موجی از خشم و نفرت را در میان دوستان و بستگان رها که او را از نزدیک می‌شناختند، برانگیخته است. دوستان و آشنایان او و حتی بسیاری از کسانی که او را نمیشناختند تلاش کردند با انتشار پیام هایی درباره عدم ارتباط او با سازمان مجاهدین خلق روشنگری کنند. پیش تر خانواده او ارتباط دختر جوانشان با تشکیلات مجاهدین خلق را تکذیب کرده بودند.

در پی این ادعای مجاهدین خلق، شورای صنفی کل دانشجویان دانشگاه تهران نیز با انتشار بیانیه‌ای شایعه‌ها درباره ارتباط دانشجویان دانشگاه تهران با گروه‌های مسلح تروریستی را اکیدا محکوم کرد.

  • مصطفی آزاد
  • ۱
  • ۰

رئیس قوه قضائیه گفت: متأسفانه عده‌ای امروز همصدا با دشمن، مشغول پمپاژ یأس و ناامیدی در جامعه و در میان جوانان هستند؛ آنجا که لازم است، شمشیر عدالت را در قبال‌شان به کار می‌بریم و آنجا که لازم است خون دل می‌خوریم تا آنها متنبه شوند و به صراط مستقیم بیایند.

960463 87

 

به گزارش فراق به نقل از مرکز رسانه قوه قضائیه، حجت‌الاسلام‌والمسلمین محسنی‌اژه‌ای، دوشنبه (۲۰بهمن) طی سخنانی در نشست شورای‌عالی قوه قضائیه، ضمن تبریک ایام‌الله دهه فجر و یوم‌الله ۲۲ بهمن، اظهار کرد: در دوره طاغوت، اجانب بر همه شئون و مقدرات کشور ما سیطره داشتند؛ آنها برای ما شاه و وزیر و وکیل تعیین می‌کردند؛ آنها کاپیتولاسیون وضع می‌کردند و دست اتباع خود را برای هر جنایت و جرمی در داخل کشور ما باز می‌گذاشتند؛ در حوزه نظامی نیز آنها برای ما تعیین تکلیف می‌کردند؛ کشاوری و صنعت و بهداشت کشور نیز در عصر طاغوت در وضعیت اسفناکی بود؛ منابع و معان کشور به تاراج اجانب می‌رفت و قس‌علیهذا؛ در چنین شرایطی دست قدرت الهی از آستین یک مرجع تقلید و یک رهبر الهی یعنی حضرت امام خمینی (ره) بیرون آمد و مردم به رهبری حضرت امام(ره) با دستان خالی و فقط و فقط با اتکاء به قدرت لایزال الهی، طاغوت و مستکبران را از کشور بیرون راندند. اکنون کشور ما به برکت انقلاب اسلامی، به تمام معنا دارای استقلال و عزت است و چنان داغی را بر پیشانی مستکبران و طواغیت چسبانده است که آنها همچنان در پی انتقام و ضربه زدن به ملت ایران هستند.

رئیس قوه قضاییه با انتقاد از عناصری که دچار نسیان شده‌اند و فراموش کرده‌اند که کشور در دوره ستمشاهی در چه وضعیت فاجعه‌باری به سر می‌برد، بیان داشت: متأسفانه عده‌ای فراموش کرده‌اند که در دوره طاغوت، کشور در چه وضعیت اسفناکی قرار داشت و اکنون به برکت انقلاب اسلامی به چه پیشرفت‌ها و دستاورد‌هایی نائل شده است؛ آن عده امروز همصدا با دشمن، مشغول پمپاژ یأس و ناامیدی در جامعه و در میان جوانان هستند؛ عده‌ای دیگر نیز نوکری و مزدوری سردمداران جنایتکار رژیم صهیونیستی و آمریکا را می‌کنند و ستون خیمه انقلاب یعنی ولایت را نشانه رفته‌اند و به مقدسات ما جسارت می‌کنند؛ در چنین شرایطی، مسئولیت ما بسیار خطیر و سنگین است؛ هم موظف و مکلف به جهاد تبیین برای همگان بویژه جوانان هستیم تا به آنها بگوییم که چه بودیم و چه شدیم و هم موظف و مکلف به برخورد مدبرانه و مقتدارنه با کسانی هستیم که خواسته یا ناخواسته در زمین دشمن بازی می‌کنند؛ آنجا که لازم است، شمشیر عدالت را در قبال‌شان به کار می‌بریم و آنجا که لازم است خون دل می‌خوریم تا آنها متنبه شوند و به صراط مستقیم بیایند.

رئیس دستگاه قضا در ادامه به موضوع رسیدگی به پرونده اغتشاشگران نیز اشاره کرد و گفت: با تمام پیگیری‌هایی که انجام گرفته، هنوز در قبال برخی از پرونده‌های مرتبط با عناصر فعال در اغتشاشات، آنطور که توقع می‌رود، سرعت عمل وجود ندارد؛ البته می‌دانم که حجم کار در این حوزه بالاست و برخی پرونده‌ها نیاز به تحقیقات بیشتر دارند، لکن با این وجود، بار دیگر تاکید می‌کنم که کلیه‌ی بخش‌های ذیربط قضایی در نهایت دقت و امعان‌نظر و در ضمن رعایت مرّ قانون و در نهایت عدالت و انصاف، هر چه سریع‌تر پرونده‌های عناصر فعال در اغتشاشات به‌ویژه آن عناصری که مرتکب جنایت شده‌اند را تعیین‌تکلیف کنند؛ مردم در این عرصه، انتظار بحقی از قوه قضاییه دارند؛ باید توجه داشت که دشمنان ما دوست ندارند که ما هر چه سریع‌تر به حساب تروریست‌ها و اغتشاشگرانی که مرتکب جنایت شده‌اند، برسیم.

  • مصطفی آزاد
  • ۱
  • ۰

وزیر امور خارجه آمریکا برای دومین بار متوالی گفت: گروهک مجاهدین را در لیست گروهای تروریستی قرار خواهیم داد .

171668761

 

به گزارش فراق، مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا در یک نشست مطبوعاتی در پاسخ به سئوال یکی از خبرنگاران درباره نظرش درباره تشکیلات تروریستی مجاهدین خلق در یک جمله پاسخ داد: آمریکا باید مجاهدین خلق را به فهرست سازمان‌های تروریستی بازگرداند.

انتهای پیام

  • مصطفی آزاد
  • ۱
  • ۰

کارشناس حقوقی و یکی از اعضای جداشده مجاهدین خلق گفت: منافقین در حوادث ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ نقش مستقیم در ایجاد آشوب، آتش‌زدن بانک‌ها و ادارات و حمله به نیرو‌های امنیتی داشته است. این اقدامات منجر به کشته و زخمی شدن مردم بی‌گناه شد.

court2026 36

 

به گزارش فراق، صمد اسکندری در جلسه ۵۳ دادگاه محاکمه منافقین در جایگاه حاضر شد و اظهار کرد: سازمان با هدایت رجوی و ارتباط با آمریکا و اسرائیل، به‌صورت سازمان‌یافته و غیرمستقیم اغتشاشات را هدایت می‌کرد. در ناآرامی‌های سال‌های اخیر نیز همان الگو و سناریو تکرار شده است. سازمان پایگاه مردمی ندارد و تبلیغات داخلی آن کاذب است. پس از جدایی در سال ۱۳۸۴ که فرار کردم و به ایران آمدم متوجه شده اکثر مردم حتی نام سازمان را نمی‌شناسند.

اسکندری گفت: وقایع اخیر، برای من یادآور همان آشوب‌ها و فتنه‌های ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ بود، سیاستی که بر اساس آن، سازمان تلاش داشت به اربابان خارجی خود، از جمله آمریکا و اسرائیل، نشان دهد که دارای نیروی عملیاتی است. اگرچه فرماندهی و هدایت این اقدامات اغلب به‌صورت غیرمستقیم انجام می‌شد، اما نقش رهبری سازمان در تحریک و سازماندهی این حوادث کاملاً روشن است و جان مردم برای آنان اهمیتی نداشت.

این عضو جدا شده اظهار کرد: مسعود رجوی در سال ۶۳ یک دفتر سیاسی با محوریت مهدی ابریشمچی با نام مستعار شریف تاسیس کرد. پس از ارتباط نامشروعی که با همسر مهدی ابریشمچی برقرار کرد و توانست او را به همسری خود درآورد، اعتراضاتی در سطوح بالایی سازمان شکل گرفت و رجوی مجبور شد مرکزیتی را برای سازمان در نظر بگیرد.

وی افزود: حسینیه اعظم زنجان در کشور شناخته شده است، خانواده سعید محسن که یکی از پایه‌گذاران سازمان منافقین بود، در زنجان زندگی می‌کنند، هنوز یک خانواده سنتی و مذهبی هستند که با کار‌های پسرشان مخالفند. من در حسینیه اعظم زنجان با یکی از اعضای خانواده او صحبت کردم و می‌گفت که تا پای جان پابند جمهوری اسلامی هستیم.

این عضو جدا شده از مجاهدین خلق بیان کرد: رجوی در ادامه بحث مرکزیت را مطرح کرد و برخی افراد را که به آنها اعتماد کامل داشتند به مرکزیت سازمان در می‌آورد. افراد اصلی این مرکزیت، مهدی ابریشمچی، عباس داوری، محمد سیدالمحدثین، ابراهیم ذاکری، مهدی تقوی، محمود عطایی، ابوالقاسم رضایی، عذرا علوی، فهیمه اروانی، مهوش سپهری، زهره اخیانی، دیهیم، سهیلا صبری و محبوبه جمشیدی بودند.

اسکندری ادامه داد: در بین اسامی متهمانی که در دادگاه مطرح شد، اسامی برخی جنایتکاران وجود ندارد. محبوبه جمشیدی با نام مستعار آذر فرمانده قرارگاه تاکتیکی فائزه در کوک بود که به دلیل نزدیکی با مرز مهران، تیم‌های ترور را فعالانه آموزش می‌داد و خودش شخصا این تیم‌ها را رهبری می‌کرد و افراد را برای ترور شخصیت‌ها به داخل کشور اعزام می‌کرد. من خودم شاهد بودم که محبوبه نفرات را برای انجام عملیات تروریستی توجیه می‌کرد، آموزش می‌داد و به داخل کشور می‌فرستاد. نام او در بین اسامی متهمان دادگاه نیست.

این عضو جدا شده سازمان مجاهدین گفت: بنده با توجه به شناختی که به ساختار سازمان مجاهدین و رسانه دارم، درباره نحوه تصویر سازی و نقش کادر مرکزی شورای رهبری و کمک‌های نظامی می‌خواهم صحبت کنم.

وی گفت: شاید قدری عجیب باشد، اما زمانی که من در زمان شاه کودک بودم، سریال تلویزیونی ملیجک دربار پخش می‌شد. شخصیت و هویت رجوی خیلی شبیه این ملیجک دربار است، چراکه در زمانی که در زندان ساواک بود، از آنجاکه احساس خطر اعدام می‌کرد، همه همفکر‌های خود را فروخت و مکان‌هایی که آنها مخفی شده بودند را به ساواک لو داد تا خودش زنده بماند.

 اسکندری ادامه داد: وقتی در قیام ضد سلطنتی از زندان بیرون آمد؛ به خاطر اینکه بتواند حاکمیت را غصب کند، دست به وقایع تاریخ حماسی خرداد و جنگ مسلحانه زد. وقتی هم که با لباس زنانه به پاریس فرار کرد به اربابان خارجی خود در فرانسه دم تکان می‌داد، تا بتواند با نوکری آنها جایگاهی به عنوان آلترناتیو سیاسی ایجاد کند. وقتی عرصه برایش تنگ آمد و داستان آفریقای جنوبی پیش آمد و دولت آنها را به هر دلیلی طرد و به کشور‌های آفریقایی فرستاد، احساس خطر کرد و با نخست وزیر عراق در پاریس مخفیانه دیدار کرد و با این فرد قرارداد صلح امضا کرد.

وی گفت: رجوی وقتی احساس می‌کند که یک ارباب از دست می‌رود تلاش می‌کند با نخست وزیر عراق مخفیانه صلح‌نامه امضا کند و بعد از آن به عراق می‌آید. اینها معتقد بودند که جنگ تحمیلی نیست و آن را جمهوری اسلامی به راه انداخته است و جنگ عادلانه نیست. رجوی اینطور القا می‌کرد.

وی گفت: استراتژی آنها برای بقا ایجاد جنگ و صدور تروریسم بود. یکی از سیاست‌های رجوی این بود که جمهوری اسلامی باید برود و با صدور بحران همان جنگ، تروریسم و سرکوب داخلی باید این حرکت رخ می‌داد. مبنای این صلح نامه اش با نخست وزیر عراق این بود که عراق آغازگر جنگ نبوده برخلاف اینکه شورای عالی امنیت در قطعنامه اش به این موضوع اشاره کرده بود. البته رجوی با این کار به جاسوسی و خیانت خود مشروعیت می‌بخشید.

  • مصطفی آزاد