قاصد1393

افشاگری و تحلیل و تبیین عملکرد گروهک تروریستی مجاهدین خلق

قاصد1393

افشاگری و تحلیل و تبیین عملکرد گروهک تروریستی مجاهدین خلق

این وبلاگ برآن است چهره واقعی این جریان تروریستی را درسرسپاری به قطب های استعماری جهان ، بطور شفاف به تصویر بکشد ... (مصطفی آزاد)

دوستان و مراجعین محترم وبلاگ ، قابل ذکر هست این وبلاگ درادامه وبلاگ ghased1393.mihanblog.com و به جهت تعطیلی سایت میهن بلاگ ایجاد گردید .

پیوندها

۴۷ مطلب با موضوع «فرقه رجوی و جداشدگان» ثبت شده است

  • ۰
  • ۰
هنوز دیر نشده است که مقامات آلبانیایی دست از همکاری جنایتکارانه خود با مریم رجوی تروریست سابق بردارند و جلوی نقض حقوق بشر افراد بیچاره را، که در اردوگاه اشرف 3 محبوس هستند، بگیرند. مشکلات تمام نشده است. برای تروریست سابق مریم رجوی ریختن خون اعضای اردوگاه اشرف 3 ادامه دارد.

پنجم دسامبر ۲۰۲۱ : گازتا ایمپکت Gazeta Impact، تیرانا، آلبانی (ترجمه سایت ایران اینترلینک): بین سال‌های ۲۰۱۳ (در آخرین روزهای دولت دوم بریشا Berisha) تا سال ۲۰۱۶، چندین هزار ایرانی بر اساس توافق‌نامه‌ای بین دولت‌های آلبانی و جامعه بین‌المللی، که هرگز علنی نشد، وارد آلبانی گردیدند.

این ایرانیان بخشی از یک سازمان سابقا تروریستی بودند (تا سال ۲۰۱۲ در فهرست سازمان های تروریستی وزارت خارجه ایالات متحده قرار داشت). این سازمان با نام های متعدد یا به عنوان بخشی از سازمان های پوششی مانند شورای ملی مقاومت نیز شناخته می شود. این ایرانیان پناهنده در آلبانی، به عنوان اعضای فرقه رجوی نیز معروف هستند. با ورود این سازمان از عراق به آلبانی، یک سری فرار از صفوف آنها صورت گرفت. اعضای زن و مرد، چه زمانی که ایرانیان در حومه تیرانا مستقر شده بودند و چه زمانی که به شهر مانزManez  در به اصطلاح اردوگاه اشرف ۳ منتقل شدند، گروه را ترک کردند و از آن خارج شدند.

پس از اینکه آلبانی تحت تاثیر همه گیری ویروس کووید-۱۹ قرار گرفت، فرار از اردوگاه اشرف ۳ نیز افزایش یافت، زیرا این ویروس به طور قابل توجهی در اردوگاه گسترش یافت و تعداد را زیادی کشته و بسیاری را مبتلا نمود.

در روزهای اخیر، علاوه بر تداوم فرار از سازمان، حتی به صورت گروه‌های خانوادگی، نقض جدی حقوق بشر اعضای سابق فرقه رجوی صورت گرفته است. چنین نقض حقوق بشری در عین حال جزو جرائم جنایی محسوب می شود که طبق مواد قانون جزای جمهوری آلبانی، مجازات زندان را در پی دارد. فاجعه خانواده دانافر در اواخر ماه نوامبر (آبان ماه)، زمانی رخ داد که خانواده دانافر تصمیم به ترک فرقه رجوی گرفتند. پدر خانواده و دو پسرش نوید دانافر و شاهپور دانافر از مسئول خود در فرقه رجوی خواستند تا به آنها اجازه دهند که اردوگاه مانز را ترک کرده و مانند بسیاری دیگر از اعضای سابق فرقه در شهر تیرانا زندگی کنند. فرماندهان اردوگاه به دستور مستقیم مریم رجوی، رهبر فرقه، به خانواده مورد نظر اجازه خروج از اردوگاه مانز و اقامت در تیرانا را ندادند.

اقدام به خودکشی

یکی از مردان، یعنی شاهپور دانافر، با بریدن رگ های مچ دست خود اقدام به خودکشی کرد. شاهپور در بیمارستان QSUT (مرکز بیمارستان دانشگاهی “مادر ترزا Teresa”) بستری شد. ارگان های دولتی آلبانی سکوت کثیفی را در قبال این پرونده اقدام به خودکشی اختیار کرده اند.

پلیس دورسDurrës  و پلیس تیرانا در بیانیه های مطبوعاتی خود به هیچ وجه به چنین موردی اشاره نکرده اند. ریاست QSUT نیز که در این دردسر گرفتار شده است، سکوت کاملی را اختیار کرده است. به پلیس، پزشکان و رهبران فرقه رجوی یادآوری می کنیم که تحریک به خودکشی یک جرم کیفری است و مجازات آن حبس است. به رهبران پلیس در دورس و تیرانا و همچنین مدیر گلدیس نانو Gledis Nano ، آنچه را که در ماده ۹۹ قانون شماره ۷۸۹۵ dt به تاریخ ۲۷/۱/۱۹۹۵ نوشته شده است را یادآوری می کنیم: «باعث خودکشی یا اقدام به خودکشی یک فرد شدن، در نتیجه بدرفتاری سیستماتیک یا دیگر رفتارهای سیستماتیک که به شدت به حیثیت وی لطمه می زند، توسط شخصی که به او وابسته هستند یا توسط شخصی که دارای رابطه خانوادگی یا زندگی مشترک می باشند، مجازات حبس از سه تا هفت سال را در پی دارد.» . . . .

  • مصطفی آزاد
  • ۰
  • ۰

مسعود رجوی چگونه قبح خیانت به میهن را شکست

منصور نظری 2021

قبل از انکه بخواهیم تابوهائی که مسعود رجوی شکسته را بررسی کنیم بهتراست  معنای کلاسیک تابو را تعریف کنیم. تابو کلمه ایست با دو معنای متضاد به عبارت ساده تر خوب و بد یا به تعبیری بایدها ونباید ها. همه ما در زمان کودکی که زیر چتر خانواده خصوصا پدر ومادر بوده ایم بارها از پدریا مادرمان شنیده ایم اینکار را نکن، به این دست نزن، اینجا و یا آنجا نرو.  کمترکسی است که این هشدار پدرو مادرها را فراموش کرده باشد. همه اینها الگوهای رفتاری و ارزشی بودند که همیشه توسط بزرگان خانواده به ما گوشزد شده است تا ما بدانیم به چه چیزهائی نباید نزدیک شویم و به تعبیری دیگر ما یاد گرفتیم چگونه با ارزشهای خوب وبد کنار بیائیم .

قوانین مربوط به تابوها و ارزش ها و ضد ارزش ها موضوعی نیست که امروز پدید آمده باشد.  ریشه این قوانین را میتوان در پیدایش تمدن درمیان انسانها از زمانهای بسیار دور و کهن جستجو کرد. موضوعی که ریشه درتاریخ انسان دارد و با گسترش تمدن انسانی این قوانین و ارزشها دستخوش تغئیراتی شده اند.

ناگفته نماند که تابوها، دارای دسته بندی متفاوتی هستند. از جمله تابوهای اخلاقی، مذهبی، اجتماعی، سیاسی، قانونی و ده ها ارزش معنوی که کمتر کسی میتواند به سادگی آنها را زیرپا بگذارد.

شکستن بعضی از ارزش ها در جوامع کار بسیار سخت و دشواریست اما در دنیای امروز با گسترش تکنولوژی و ماهواره ها و دنیای مجازی اینکار توسط قدرتهای سلطه گر موریانه وار پیگیری میشود. خصوصا در رابطه با کشور ما ایران با صدها ماهواره زوم شده به سوی مردم.

برای نمونه عادی سازی خیانت زن به شوهر و شوهر به زن به گونه ای تبلیغ میشود که زن و مرد را موجودی آزاد در روابط جنسی میدانند و تلاش میکنند ارزشهائی که در جامعه ما وجود داشته را زیر علامت سوال برده و آن ارزش را تبدیل به یک ضد ارزش کنند تا بدین وسیله بنیاد خانواده دچار اضمحلال شود و دیگر چیزی به نام حریم و حرمت معنا نداشته باشد. متاسفانه خیلی از مردم ایران در دام این ماهواره ها و شبکه هائی که بصورت بیست وچهار ساعته مشغول ویران سازی اخلاقی جامعه هستند افتاده اند. شکستن مرزهای اخلاقی همیشه مقدمه شکستن مرزها و ارزش های دیگر بوده است .

تمام این توضیحات از بابت این است که بتوانیم خیانت مسعود رجوی در شکستن قبح خیانت به میهن ومردم را بهتر درک کنیم  و ضرباتی که این مرزشکنی در بعضی گروهها ایجاد کرد. برای فهم موضوع  کمی به عقب بازمیگردیم. در سال 1361 پس از گذشت چندین ماه از کشته شدن اشرف ربیعی زن اول مسعود رجوی او عاشق دختر بنی صدر میشود والبته این عشق وعاشقی برای مسعود رجوی جنبه مصلحتی دارد و نه چیز دیگر. و سپس به سرعت مراسم ازدواج با فیروزه بنی صدر که  بین 17 ویا 18 سال دارد برگزار میشود. هنوز به یکسال نرسیده و با توجه به تحولاتی که در سازمان صورت میگیرد، خصوصا ارتباط مسعود رجوی با طارق عزیز وزیرخارجه صدام حسین یعنی وزیر خارجه کشوری که به خاک ایران تجاوز کرده وبا مردم ایران در جنگ است، در چنین وضعیتی آقای بنی صدر از مسعود رجوی فاصله میگیرد و به تبع آن فیروزه بنی صدر از مسعود رجوی طلاق میگیرد. هنوز جوهر این طلاق خشک نشده بود که این بار رجوی عاشق  زن دوستش یعنی مریم عضدانلو میشود. به گونه ای که مریم رجوی را مجبور میکنند از مهدی ابریشم چی طلاق بگیرد تا بتواند با مسعود رجوی ازدواج کند. پاداش مهدی ابریشم چی نیزیک دختر 17 ساله است مینا خیابانی ، مهدی ابریشم چی حداقل دوبرابر سن مینا خیابانی را دارد اما این هدیه ای از طرف مسعود رجوی است که به  پهلوان قلابی داده  میشود. . .

  • مصطفی آزاد
  • ۰
  • ۰

مدیر انجمن «آسیلا» به مزدوران فرقه رجوی هشدار داد، هرگونه نزدیکی به این انجمن و قصد عملیات خرابکاری به صورت قانونی و با برخورد قاطع پیگیری می شود.


حسن حیرانی، ظهر امروز در گفت و گو با خبرنگار فراق اظهار داشت: اخیرا متوجه شدیم در نشستی که
در دفتر فرقه برگزار شده است، از تمام مزدوران و جاسوسان فرقه خواسته شده تا علیه انجمن «حمایت از ایرانیان مقیم در آلبانی» موضع گیری کنند.
وی تصریح کرد: در این نشست همچنین از برخی غلامان حلقه به گوش خواسته شده در محل دفتر انجمن «آسیلا» اقدامات خرابکارانه نیز انجام دهند که در اینجا لازم است به آن ها هشدار دهم این انجمن به صورت قانونی در سیستم قضایی آلبانی ثبت شده و توسط دولت پشتیبانی می شود لذا هر گونه اقدام علیه انجمن، پیگرد شدید قانونی خواهد داشت.
حیرانی ادامه داد: در اینجا لازم است از دولت و مقامات امنیتی آلبانی تشکر ویژه داشته باشم که از دیروز، حفاظت از این انجمن را به صورت محسوس در دستور کار خود قرار دادند.
مدیر انجمن آسیلا در پایان خطاب به فریب خوردگان و مستمری بگیران فرقه تروریستی رجوی هشدار داد که خود را قربانی این فرقه جهنمی نکنند و بیش از این، بازیچه و آلت دست آنها نشوند.

  • مصطفی آزاد
  • ۰
  • ۰
انتخاب مجدد آقای هاشمی رفسنجانی به ریاست جمهوری ایران، بعنوان یک فرد مدره رجوی را به این فکر فرو برد که او هم باید در مقابل این اقدام ایران، برای اینکه بتواند تا حدودی چهره تروریستی و خشونت طلبی سازمان را که با قتل و کشتار و عملیات نظامی در ایران و عراق در اتحاد با نیروهای صدام گره خورده است، با فعالیت های سیاسی در عرصه بین المللی ترمیم کند.

قسمت بیست و پنجم – «بند ر» ، رئیس جمهور شدن مریم رجوی – ششمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری ایران، انتخاباتی بود که برای تعیین رئیس‌جمهوری ایران پس از یک دوره ریاست جمهوری علی اکبر هاشمی رفسنجانی در ۲۱ خرداد ۱۳۷۲ برگزار شد.

اکبر هاشمی رفسنجانی با کسب ۱۰ میلیون و ۵۶۶ هزار و ۴۹۹ رای از مجموع ۱۶ میلیون و ۳۲۸ هزار و ۶۸۹ رای ماخوذه برای دومین بار به ریاست جمهوری انتخاب شد.

انتخاب مجدد آقای هاشمی رفسنجانی به ریاست جمهوری ایران، بعنوان یک فرد مدره رجوی را به این فکر فرو برد که او هم باید در مقابل این اقدام ایران، برای اینکه بتواند تا حدودی چهره تروریستی و خشونت طلبی سازمان را که با قتل و کشتار و عملیات نظامی در ایران و عراق در اتحاد با نیروهای صدام گره خورده است، با فعالیت های سیاسی در عرصه بین المللی ترمیم کند.

در  ششم شهریور سال ۱۳۷۲ اجلاس سالانه شورای ملی مقاومت مجاهدین در بغداد و در سالنی در مجموعه پارسیان که بهارستان نامیده میشد برگزار گردید.

سازمان این محل را با هزینه زیاد و مشخصا برای برگزاری اجلاس شورای ملی مقاومت  ساخته بود و حتی دو مجسمه شیر هم که  در جلو درب ورودی آن گذاشته بود که نمادی از مجلس شورای ملی در ایران باشد.

در این نشست اساس کار رجوی  معرفی مریم رجوی بعنوان رئیس جمهور آینده ایران بود. طرحی که او پیشاپیش و ماهها روی آن برای خروج از بن بست عراق کار کرده بود.

رجوی با انتخاب مریم به ریاست جمهوری دو هدف را دنبال میکرد. او هم در پهنه تشکیلات نیاز به موتور جدیدی داشت و هم در پهنه سیاست، و بویژه در  صحنه بین المللی  نیاز داشت که فعالیت جدیدی را آغاز کند. تا هم از تحولاتی که در ایران رخ می داد (با انتخاب مجدد آقای رفسنجانی به ریاست جمهوری ایران) عقب نماند و هم از بن بن بستی که در عراق گیر کرده بود ، خود را برهاند.

البته مخالفت هایی هم در شورا با این انتخاب شده بود که اصلی ترین مخالف آن آقا و خانم متین دفتری بودند  و البته  آقای هزارخانی هم گفته بود که این انتخاب میتواند یک خودکشی سیاسی باشد . همچنین مشابه این جمله را قبلا هم بنوع دیگری  شنیده بودم و آن زمانی بود  که رجوی  در سال ۱۳۶۵ و از فرانسه وارد عراق شد که در همین رابطه مهدی  ابریشمچی گفته بود که اگر ما نتوانیم تا  یکسال رژیم را سرنگون  کنیم خواهیم سوخت.

البته تا جایی هم  که در ظاهر امر  به نظر می رسید خود مریم هم  به هیچوجه راضی به قرار گرفتن در این پست نبود. بعدها خودش می گفت دوست دارد در میان مجاهدین باشد و اینکار او را در موضعی قرار می دهد که ناچار است عضویت خود در سازمان را به حالت تعلیق در آورد!  البته گفتن این جملات صرفا برای فریب دادن اعضای شورا و غیر مجاهدین بود. ..  . .

  • مصطفی آزاد
  • ۰
  • ۰
شماری از جنایتکارانی که به عنوان عضو ارتش رژیم متجاوز صدام، در عملیات مجاهدین در سال ۶۷ بر علیه کشورمان شرکت داشتند، جنایت کردند و سرانجام توسط نیروهای نظامی ایران در اسلام آباد غرب به هلاکت رسیدند، همان زندانیانی بودند که در اثر رأفت و اغماض جمهوری اسلامی مورد عفو قرار گرفته و آزاد شده، اما مجددا به سازمان تروریستی مجاهدین – پیشاهنگان داعش – پیوسته بودند.

برپاسازی تجمعات  روزانه و ۳۰ یا ۴۰ نفری جلوی درب دادگاه محل محاکمه آقای حمید نوری از کارمندان سابق دادستانی ایران در استهکلم سوئد با پزهای حقوق بشری، این روزها شیوه و شعبده بازی دغلکاران و مسئولین گروه تروریستی مجاهدین خلق بوده است.

داستان سازی چندین نفر از ساکنان پایگاه اشرف ۳ در شهر دورس آلبانی و کشاندن آنان و تلقین و صحنه سازی های اغلب دروغ و بزرگنمایی شده در حضور اعضای دادگاه ، فرصت آفرینی حرام و ضد مردمی مسعود رجوی و همپالکی های بدرد نخور اوست که از مدتی پیش با هدف بحران آفرینی در وجهه محاکم قضایی مربوط به سالهای خشونت و ترور سازمان مجاهدین، شروع شده است.

همان افرادیکه قبلا به واسطه اقدامات تروریستی شامل حمل سلاح و نقش آفرینی در ترور افراد و شهروندان ایرانی و یا کمک های مالی و پشتیبانی تدارکاتی و …. در سالهای ۶۰ و بلوا آفرینی های دارودسته رجوی ، دستگیر و با حداکثر رافت  حکومت مواجه شده و با طی چندسال دوران زندان و با برخورداری از عفو های مناسبتی و گاها حتی در مراحل اتمام بازجویی ،  به کانون خانواده رجعت داده شده بودند. ..  . ..

  • مصطفی آزاد
  • ۰
  • ۰

در آخرین روز دادگاه حمید نوری در آلبانی، خبرگزاری های آسوشیتدپرس و رویترز تصاویری از شهود دادگاه دورس در آلبانی منتشر کرده اند که حکایت زیادی در خود دارد. همگی این افراد در دهه 60 به جرم عضویت در تشکیلات تروریستی مجاهدین (که وارد فاز مبارزه مسلحانه و اقدامات تروریستی شده بود) زندانی بودند و پس از چند سال محکومیت، با ابراز برائت از رجوی آزاد شدند و پس از مدتی مجدداً با این فرقه ارتباط برقرار کردند و به عراق رفتند تا به قول خود جمهوری اسلامی را سرنگون کنند. اما ده ها سال پس از آن رخدادهای پرفراز و نشیب، تنها چیزی که از آن جوان های پرشور آزاد شده از زندان (که روزگاری خود را میلیشیا می نامیدند) بر جای مانده، چند شخصیت بشدت شکسته، فاقد هویت، بدون اراده و عاری از اندیشه آزاد است. واقعیتی که هر انسان آزاده ای را دچار تأسف و اندوه می کند. کسانی که می توانستند برای کشور خود مسئولینی متعهد و اخلاق مدار باشند، در دستگاهی که مسعود رجوی ایجاد کرد، مبدل به ربات هایی بی روح و بی هویت شدند.

نکته مهم اینکه آنها هرکدام چندین سال زندان های جمهوری اسلامی را بدون اینکه ادعای شکنجه شدن داشته باشند تجربه کردند و پس از اعلام برائت به زندگی عادی خود بازگشتند و بدون هیچ مانع جدی از ایران خارج شدند و دوباره سرنوشت را آنگونه که خود می خواستند رقم زدند. زمانی که آنان با توهّم رسیدن به رهایی، پا به قرارگاه اشرف نهادند، جوانانی سرزنده و پرامید بودند، اما پس از طی پروسه ای چند ده ساله و گذار از انقلاب رهاییبخش مریم، امروز که باید نماد اعتماد به نفس، خوشبختی، سرزندگی و امید باشند، هیچکدام نشانی از روح در وجودشان نیست. به انسان هایی گریخته از یک برزخ قرون وسطایی می مانند که در پیچ و خم دالان زمان به مکانی بیگانه پا نهاده اند. انسان هایی که حتی طرز زندگی در دنیای آزاد را نمی دانند و به دیگر انسان ها بهت زده می نگرند و نمی دانند چگونه در جامعه انسانی باید زیست.

آنچه نوشتم تخیلی نیست، خودم این لحظات را حس کرده ام. روزی که برای اولین بار با تعدادی از دوستان اسیر موفق شدیم بدون نظارت و کنترل سران سازمان پا به شهرهای عراق بگذاریم و آزادانه در خیابان قدم بزنیم و خرید کنیم، نمی دانستیم چکار باید کرد و برای هر کاری مکث داشتیم تا بفهمیم کار درست کدام است. انگار که منتظر بودیم یکی به ما یاد دهد که چطور خرید کنیم، چطور از گوشی همراه استفاده کنیم، چطور ایمیل درست کنیم و به اینترنت وصل شویم. اینها حداقل بود، اصلاً نمی دانستیم در جامعه چه می گذرد… . . . .

  • مصطفی آزاد
  • ۰
  • ۰

اولین نکته این است که همین افراد درمانده و اسیری که  فرقه به مانند گوسفندان  مطیع برای شهادت به دادگاه می کشاند، جز بدبخت ترین و سرافکنده ترین اعضای فرقه هستند که از منظر فرقه هیچ شخصیت و رسمیتی ندارند.

جالب است بدانید که در فرقه اعضایی که سابقه زندانی داشتند طبق دستور رجوی به هیچ عنوان به آنها اعتماد نمی کردند و اگر ۳۰ سال هم در تشکیلات بودند در خفا به آنها خائن و خیانت کار می گفتند و تره هم برایشان خرد نمی کردند و بسیاری از آنان را ماه ها به عنوان نفوذی زندانی نموده و در جلسات شخصیت آنان را خرد می کردند.

حالا به این اسیران بی ارزش کت و شلوار پوشانده و به نادادگاهی موهوم به خیال خود برای شهادت می برند.

بر همین اساس نکته مهم این است: علی رغم سوابق طولانی به آنان اجازه خروج از آلبانی را نمی دهند و حاضر شده اند با پرداخت هزینه های نجومی دادگاه خود ساخته شان را به آلبانی منتقل کنند.

باید به رجوی بوالهوس و زنک شیادش گفت اگر از فرار این به اصطلاح شاهدین نمی‌ترسیدید چرا آنها را به سوئد برای شرکت در دادگاه نبردید و چرا برای آنها پاسپورت تهیه نکرده و رسمیت ندادید.

دقیقا به خاطر اینکه همه کارها و برنامه های فرقه، حقه بازی، فیلم و اجبار است که ذره‌ای به همین افراد بدبخت هم اعتماد ندارند.

نکته مهم تر بعدی هیاهو، زمان و هزینه ای که فرقه برای این بازی جدید صرف می کند  قابل توجه است. به واقع شاید کودن ترین رهبران احزاب نیز دست به چنین کاری نزنند، این هم نشانه جدیدی بر مغز معیوب رجوی  و اضمحلال فرقه است.

در یک نگاه کلی سر و ته دادگاه، محاکمه یک فرد با اتهامات جعلی توسط یک اپوزسیون نمای خیانتکار است. 

سال هاست این بازی در همه کشورهای دنیا در حال رخ دادن است. در اروپا و آمریکا و خاورمیانه به دفعات افراد بی گناه و باگناه زیادی به خاطر سیاست بازی در وقایعی مشابه بازداشت و زندانی و محاکمه می شوند و این برنامه و شوی تکراری است که به کرات اتفاق می افتد.

ولی این همه فوکوس و توجه فرقه و هزینه های میلیاردی نشان از فلاکت بی انتها، اضمحلال و خالی بودند چنته آنان است.

چرا که خبر داریم همه وعده های توخالی رجوی دیوانه در سی چهل سال اخیر برای سرنگونی و همه خزعبلات او یکی پس از دیگری عیان شد و دسته دسته از فرقه خارج می شوند و حالا این هم برایش شده از این ستون به آن ستون فرجی است.

می دانیم از چهار هزار و اندی کل جمعیت فرقه نیمی از آنان کشته و تلف شدند و حدود هزار تن هم در یکی دو دهه اخیر جدا شدند. . . . .

  • مصطفی آزاد
  • ۰
  • ۰

انجمن حمایت از ایرانیان مقیم آلبانی به طور رسمی فعالیت خود را آغاز کرد.

حسن حیرانی، صبح امروز در گفت و گو با خبرنگار پایگاه خبری-تحلیلی فراق، ضمن اعلام این خبر اظهار داشت: انجمن حمایت از ایرانیان مقیم آلبانی به همت جمعی از جداشده های فرقه رجوی فعالیت خود را به طور رسمی آغاز نمود.

وی با اشاره به یک نمونه از مزایای صدور کارت شهروندی برای اتباع خارجی مقیم در آلبانی افزود: این انجمن به واسطه دارا بودن هیأت موسس از شرایط قانونی ثبت مؤسسه، به صورت رسمی ثبت شد تا از این پس افرادی که از فرقه جدا می شوند نگران امورات زندگی خود نباشند.

این فعال اجتماعی در آلبانی همچنین با اعلام اینکه روز گذشته اولین جلسه این انجمن برگزار شد، تصریح کرد: حمایت از جداشده های فرقه رجوی در راستای برخورداری از حقوق شهروندی، اشتغال یابی، پیگیری مشکلات اداری-حقوقی و حتی تشکیل خانواده در اساس نامه این انجمن تدوین شده است و ما تمام تلاش خود را به کار خواهیم گرفت تا افراد نجات یافته از چنگال فرقه تروریستی رجوی یک زندگی جدید و بدون دغدغه را تجربه کنند.

صدور کارت شهروندی به تمام اتباع خارجی مستقر در آلبانی که تحت فشار اتحادیه اروپا به دولت این کشور انجام گردید، نوید بخش رهایی بسیاری از افراد گرفتار در فرقه رجوی شده است.

  • مصطفی آزاد
  • ۱
  • ۰

چهار سال بعد از جدایی از فرقه تروریستی رجوی و سه سال بعد از بازگشت به وطنم ایران

بخشعلی علیزاده         

اکنون که این متن را می نویسم سه سال از بازگشت من به میهن و به نزد خانواده و بستگان عزیزم می گذرد.

یادم می آید وقتی در تشکیلات سرکوبگر رجوی بودم هر گاه صحبت از بازگشت به ایران و دیدار خانواده می شد سردمداران تشکیلات مخوف رجوی آن چنان فضاسازی کرده و محیط را مسموم می کردند که گویی هر کس که به ایران بازگردد به جز خودکشی و مرگ و نیستی و بدبختی هیچ چیز دیگر در انتظارش نیست .

قبل از بازگشت تحت تاثیر آن جوسازی های رجوی بودم و می گفتم که سازمان می گوید هر کس که برگردد او را دستگیر کرده و شکنجه خواهند نمود و سپس اعدام خواهند کرد، یا خانواده ها از پذیرش فرزندان خود سر باز خواهند زده و خواهند گفت که چرا به رجوی خیانت کردی، یا اگر حکومت هم مرا نکُشَد فضا طوری خواهد شد که خودم با دست خودم اقدام به خودکشی خواهم کرد.

راستش را بخواهید تا مدتی همین طرز تفکر در ذهنم بود زیرا تجربه نداشتم و هر چه می شنیدم از عوامل فرقه رجوی بود که اخبار را به شدت سانسور کرده و اجازه نمی دادند که وقایع را بدون تحریف بشنویم. . . .

اما بعد از بازگشت به میهن دیدم همه حرف های رجوی دروغ بودند، انتظار سهولت بیشتری در زندگی را داشتم ولی برعکس مشکلات زیادی جلوی راهم سبز می شدند و هر روز بر تعداد آنان نیز افزوده می شد، از این که هویت من در کشورم تأیید گردد تا مسائل استقرار و صنفی. طبعاً بعد از سال ها بی خبری خیلی عادی بود که تمام پرونده های من در مراجع قانونی متروکه شده و به تاریخ بپیوندند، مثل شناسنامه، گواهینامه رانندگی و سایر مسائل دیگر.

من باید برای احراز هویت تلاش می کردم و این لازمه وقت و انرژی بسیار بود که به یاری خانواده ام یکی یکی این مسائل حل شده و از آن ها عبور کرده و به حمدالله هویتم شناسایی و مدارکم تکمیل گشت. لذا توانستم شناسنامه، کارت ملی، گواهینامه و دیگر مسائل مورد نیازم را تهیه کرده و مثل هر شهروند دیگری به زندگی عادی خودم بازگردم. این ها زمانبر و دشوار بودند و مرا بعضاً به تنگ می آوردند و باعث می شدند تا فکر کنم نکاتی که در فرقه رجوی می گفتند درست است. اما در حقیقت نوع فکر من اشتباه بود، زیرا هر مسأله اداری مستلزم وقت و زمان بود تا حل گردد و هیچ ربطی به حرف هایی که در فرقه رجوی گفته می شد نداشت .

اما مهم ترین دستاورد من در زندگیم این که بعد از دو سال از بازگشتم به ایران به کمک خانواده ام موفق شدم شریک زندگیم را پیدا کرده و با هم زندگی مشترک قشنگی را شروع کنیم که حاصلش تاکنون یک فرزند دختر به نام “هِلما “می باشد.

  • مصطفی آزاد
  • ۱
  • ۰
اکنون جداشدگان ماهیت واقعی فرقه تروریستی مجاهدین را به رخ جهانیان می کشند و با افشاگری خود آبروی این سازمان رو به افول را بیش از پیش می برند. امروز نه تهدید و نه شکنجه دیگر مانعی سر راه جداشدگان محسوب نمی شود. چرا که جامعه منتقدین و جداشدگان از فرقه رجوی دیگر آن نهال کوچک که هرلحظه امکان از بین رفتنش بود نیست و به درختی تنومند تبدیل شده که حال نقطه امید سایر اعضایی است که خواهان جدایی از این فرقه هستند.

امروز شاهد این هستیم که جداشدگان فرقه رجوی در آلبانی علیرغم همه ی مشکلاتی که از طرففرقه رجوی بر آنها تحمیل می شود دارای پایگاه اجتماعی قوی تری شده و مردم آلبانی آنان را به عنوان یک شهروند خارجی پذیرفته اند.

جداشدگان با کار و تلاش هزینه های زندگی شان را تامین می کنند و دیگر نیازی به تامین مالی از سوی  فرقه رجوی ندارند.

در سالهای اول حضور مجاهدین در آلبانی، سران فرقه رجوی با نفوذ بر برخی از مقامات دولت آلبانی بیشترین فشار را بر روی اعضا داشتند تا آنان را همچنان در سکوت و تبعیت از سران فرقه وادار کنند.  ولی زندگی در کشور آزاد باعث شد که اعضا کم کم به این فکر بیفتند که می توانند آزادنه و به دور از حصارهای فیزیکی و ذهنی فرقه زندگی کنند و امروز می بینیم این فکر عملی شده و آنان توانسته اند حقانیت خود را به سران فرقه رجوی و مقامات دولت آلبانی تحمیل کنند.

آزادی احسان بیدی یکی از نشانه های افول فرقه رجوی در این کشور می باشد که سعی داشتند با فشار به مقامات دولت آلبانی او را به خارج از آلبانی بفرستند که موفق نشدند و آقای بیدی بعد از یکسال بالاخره از زندان آزاد شدند و امروز مانند سایر آزاده های جهان به زندگی خود ادامه می دهد. . . . .

  • مصطفی آزاد