قاصد1393

افشاگری و تحلیل و تبیین عملکرد گروهک تروریستی مجاهدین خلق

قاصد1393

افشاگری و تحلیل و تبیین عملکرد گروهک تروریستی مجاهدین خلق

این وبلاگ برآن است چهره واقعی این جریان تروریستی را درسرسپاری به قطب های استعماری جهان ، بطور شفاف به تصویر بکشد ... (مصطفی آزاد)

دوستان و مراجعین محترم وبلاگ ، قابل ذکر هست این وبلاگ درادامه وبلاگ ghased1393.mihanblog.com و به جهت تعطیلی سایت میهن بلاگ ایجاد گردید .

پیوندها
  • ۱
  • ۰

چهار سال بعد از جدایی از فرقه تروریستی رجوی و سه سال بعد از بازگشت به وطنم ایران

بخشعلی علیزاده         

اکنون که این متن را می نویسم سه سال از بازگشت من به میهن و به نزد خانواده و بستگان عزیزم می گذرد.

یادم می آید وقتی در تشکیلات سرکوبگر رجوی بودم هر گاه صحبت از بازگشت به ایران و دیدار خانواده می شد سردمداران تشکیلات مخوف رجوی آن چنان فضاسازی کرده و محیط را مسموم می کردند که گویی هر کس که به ایران بازگردد به جز خودکشی و مرگ و نیستی و بدبختی هیچ چیز دیگر در انتظارش نیست .

قبل از بازگشت تحت تاثیر آن جوسازی های رجوی بودم و می گفتم که سازمان می گوید هر کس که برگردد او را دستگیر کرده و شکنجه خواهند نمود و سپس اعدام خواهند کرد، یا خانواده ها از پذیرش فرزندان خود سر باز خواهند زده و خواهند گفت که چرا به رجوی خیانت کردی، یا اگر حکومت هم مرا نکُشَد فضا طوری خواهد شد که خودم با دست خودم اقدام به خودکشی خواهم کرد.

راستش را بخواهید تا مدتی همین طرز تفکر در ذهنم بود زیرا تجربه نداشتم و هر چه می شنیدم از عوامل فرقه رجوی بود که اخبار را به شدت سانسور کرده و اجازه نمی دادند که وقایع را بدون تحریف بشنویم. . . .

اما بعد از بازگشت به میهن دیدم همه حرف های رجوی دروغ بودند، انتظار سهولت بیشتری در زندگی را داشتم ولی برعکس مشکلات زیادی جلوی راهم سبز می شدند و هر روز بر تعداد آنان نیز افزوده می شد، از این که هویت من در کشورم تأیید گردد تا مسائل استقرار و صنفی. طبعاً بعد از سال ها بی خبری خیلی عادی بود که تمام پرونده های من در مراجع قانونی متروکه شده و به تاریخ بپیوندند، مثل شناسنامه، گواهینامه رانندگی و سایر مسائل دیگر.

من باید برای احراز هویت تلاش می کردم و این لازمه وقت و انرژی بسیار بود که به یاری خانواده ام یکی یکی این مسائل حل شده و از آن ها عبور کرده و به حمدالله هویتم شناسایی و مدارکم تکمیل گشت. لذا توانستم شناسنامه، کارت ملی، گواهینامه و دیگر مسائل مورد نیازم را تهیه کرده و مثل هر شهروند دیگری به زندگی عادی خودم بازگردم. این ها زمانبر و دشوار بودند و مرا بعضاً به تنگ می آوردند و باعث می شدند تا فکر کنم نکاتی که در فرقه رجوی می گفتند درست است. اما در حقیقت نوع فکر من اشتباه بود، زیرا هر مسأله اداری مستلزم وقت و زمان بود تا حل گردد و هیچ ربطی به حرف هایی که در فرقه رجوی گفته می شد نداشت .

اما مهم ترین دستاورد من در زندگیم این که بعد از دو سال از بازگشتم به ایران به کمک خانواده ام موفق شدم شریک زندگیم را پیدا کرده و با هم زندگی مشترک قشنگی را شروع کنیم که حاصلش تاکنون یک فرزند دختر به نام “هِلما “می باشد.

  • مصطفی آزاد
  • ۱
  • ۰
اکنون جداشدگان ماهیت واقعی فرقه تروریستی مجاهدین را به رخ جهانیان می کشند و با افشاگری خود آبروی این سازمان رو به افول را بیش از پیش می برند. امروز نه تهدید و نه شکنجه دیگر مانعی سر راه جداشدگان محسوب نمی شود. چرا که جامعه منتقدین و جداشدگان از فرقه رجوی دیگر آن نهال کوچک که هرلحظه امکان از بین رفتنش بود نیست و به درختی تنومند تبدیل شده که حال نقطه امید سایر اعضایی است که خواهان جدایی از این فرقه هستند.

امروز شاهد این هستیم که جداشدگان فرقه رجوی در آلبانی علیرغم همه ی مشکلاتی که از طرففرقه رجوی بر آنها تحمیل می شود دارای پایگاه اجتماعی قوی تری شده و مردم آلبانی آنان را به عنوان یک شهروند خارجی پذیرفته اند.

جداشدگان با کار و تلاش هزینه های زندگی شان را تامین می کنند و دیگر نیازی به تامین مالی از سوی  فرقه رجوی ندارند.

در سالهای اول حضور مجاهدین در آلبانی، سران فرقه رجوی با نفوذ بر برخی از مقامات دولت آلبانی بیشترین فشار را بر روی اعضا داشتند تا آنان را همچنان در سکوت و تبعیت از سران فرقه وادار کنند.  ولی زندگی در کشور آزاد باعث شد که اعضا کم کم به این فکر بیفتند که می توانند آزادنه و به دور از حصارهای فیزیکی و ذهنی فرقه زندگی کنند و امروز می بینیم این فکر عملی شده و آنان توانسته اند حقانیت خود را به سران فرقه رجوی و مقامات دولت آلبانی تحمیل کنند.

آزادی احسان بیدی یکی از نشانه های افول فرقه رجوی در این کشور می باشد که سعی داشتند با فشار به مقامات دولت آلبانی او را به خارج از آلبانی بفرستند که موفق نشدند و آقای بیدی بعد از یکسال بالاخره از زندان آزاد شدند و امروز مانند سایر آزاده های جهان به زندگی خود ادامه می دهد. . . . .

  • مصطفی آزاد
  • ۱
  • ۰

کشاندن پرونده حمید نوری به آلبانی و گرفتن اعتراف اجباری از اعضای فرقه تروریستی رجوی مصداق بارز بریده شدن سر عدالت توسط مدعیان دروغین دمکراسی است.

به گزارش پایگاه خبری-تحلیلی فراق، تشکل «مادران، قربانیان فراموش شده فرقه رجوی» با انتشار یک بیانیه اعتراضی به رفتار لابی گرانه دادگاه سوئد و فرافکنی سران فرقه رجوی در مقابل شکایت جداشده‌ها واکنش نشان داد. . . .

 

به گزارش فراق، در متن این بیانیه آمده است: در حالی که سالهاست صدای شکایت و اعتراض‌ خانواده‌های اسیران فرقه رجوی در محافل اروپایی و بین المللی شنیده می شود، متاسفانه شاهد ضایع شدن حقوق خانواده های آسیب دیده از خشونت فرقه رجوی توسط مدعیان دروغین حقوق بشر هستیم.

در همین زمان که ما تلاش می کنیم تا حق و عدالت در خصوص عزیزانمان که گرفتار و گروگان سران فرقه رجوی می باشند به جایی برسد،  شاهد هستیم که لابی کثیف رجوی در اتحادیه اروپا توانسته است ادامه دادگاه حمید نوری را به کشور آلبانی که یکی از دور افتاده ترین کشورهای اروپایی در حوزه بالکان می باشد انتقال دهد تا به گفته خودشان شاهدان و یا شاکیان آقای نوری بتوانند به دادگاه بیایند و صحبت های خود را انجام بدهند. واقعا جای تعجب بسیار دارد و از نادر مواردی در جهان است که یک دادگاه غیرمرتبط برای یک تبعه کشور دیگر دادگاه برگزار نموده و در ادامه آن را به یک کشور ثالث (آلبانی) برای اعتراف گیری و پرونده سازی ببرد. بنا بر اظهارات حقوقدانان برجسته جهان این اقدام به جز شوخی و بازی رسانه ای هیچ تفسیر دیگری نمی تواند داشته باشد.

مدعیان دمکراسی در جلد یک دادگاه بین المللی عدالت را به چالش کشیدند زیرا درخواست خانواده های زخم خورده از فرقه رجوی را کنار گذاشته و برای یک بازی رسانه ای از استهکلم سوئد به کشور آلبانی اسباب کشی کردند.

دادگاه استکهلم با این تصمیم ثابت کرد که با لابی گری و هزینه های سنگین گویا خیلی کارهای نشدنی، امکان پذیر است.

در ایران افرادی هستند که حاضرند شهادت دهند تمام ادعاهای مطرح شده توسط فرقه رجوی مغرضانه بوده و دروغ محض است. 

ما خانواده های افرادی که قرار است سران فرقه رجوی به زور عزیزان ما را در آن حاضر کنند به این اقدام منزجر کننده اعتراض داریم و این را دور از شان انسانیت و عدالت می دانیم.

چه مادران و پدرانی که سالها تلاش کردند با عزیزان خود یک ارتباط ساده برقرار کنند اما ناکام در خاک سرد آرمیدند و صد افسوس صدای مظلومیت شان به گوش وجدان های بیدار نرسید که اگر می رسید شاهد بریده شدن سر عدالت در جایی نبودیم که در ظاهر پرچم عدالت خواهی را بر دوش می کشد.

اما در پایان ما خانواده ها اعلام می داریم که در مقابل این جنایت ها ساکت نخواهیم نشست. دادگاه استکهلم اگر واقعا در جستجوی عدالت است سراغ ما خانواده ها و جداشده های آسیب دیده از جنایت های رجوی بیایید و به صدای دردآلود افرادی توجه کند که سالها در حصارهای زجرآور رجوی گرفتار بودند. پر واضح است که دادگاه استکهلم و آلبانی یک نمایش رسانه ای و سناریویی بوده که برای به حاشیه بردن دادگاه شکایت جداشده ها از سران فرقه رجوی طراحی گردیده است. کشاندن ناشیانه بازی هم به آلبانی نشانه آشکار همدستی رجوی های تروریست با مدعیان دروغین دموکراسی می باشد.

به امید روزی که حق و عدالت بدون هیچ لابی گری به سرانجام برسد و در بین جنایتکاران عالم، سران فرقه تروریستی رجوی به سزای اعمال کثیفشان برسند.

تشکل «مادران، قربانیان فراموش شده فرقه رجوی»

  • مصطفی آزاد
  • ۱
  • ۰
قلم به مزدان فرقه رجوی تلاش کردند، همسویی این گروه با تحریم های ظالمانه آمریکا و «فشار حداکثری» این کشور بر علیه مردم ایران را که بارها توسط مریم رجوی مورد تائید قرار گرفته تحت عنوان «معنای استفاده کردن یا نکردن از فشار سیاسی بر (ایران) از طریق آمریکا و اروپا» توجیه کنند تا شاید از بدنامی این گروه که با ذات و ماهیت آنان انطباق کامل دارد کاسته شود.

مسعود رجوی منفورترین چهره در نزد ایرانیان است که اکنون با انواع و اقسام بیماری ها در سالهای آخر عمرش بسر می برد تا بزودی و با لعن و نفرین مردم ایران راهی قبرستان شود. هرچند زندگی سیاسی او با سقوط صدام به پایان رسید.

رجوی بعد از چندین دهه مزدوری برای دشمنان مردم ایران، که پیوستن به ارتش صدام بزرگترین خیانت این مردک بیمار محسوب می شود، حال در سن ۷۳ سالگی به فکر توجیه خیانت هایش در حق مردم ایران افتاده است.

سایت رسمی تروریستهای مجاهدین بتاریخ ۱۵ آبان در مطلبی تحت عنوان «نگاهی به دیپلماسی مقاومت ایران در آینهٔ منافع ملی» سعی کرده بر دهه ها  خیانت و جنایت این گروه خاک بپاشد.  آنچه که بیشتر از هر چیزی در این مطلب موج می زند وقاحت و دریدگی و قلب واقعیت ها از یک سو و توهین به شعور مردم ایران و مخاطبان این فرقه از سوی دیگر است.

رجوی را باید شاه مهره مزدوران، جانیان و جاسوسانی خواند که تاکنون در راس یک گروه تروریستی قرار گرفته اند.

رجوی تنها مهره ضد ایرانی است که هم در درون و هم در بیرون از تشکیلات مجاهدین دست به انواع جنایت زده است.

قلم به مزدان این فرقه منحوس در این مطلب سعی کردند با دستاویز قرار دادن عبارت کوتاه «بودن یا نبودن؛ مسأله این است»، از نمایش‌نامه‌نویس مشهور انگلیسی ویلیام شکسپیر، و تفسیر به رای آن و اینکه «یکی از عرصه‌های تعبیر مادی و عینیِ «بودن یا نبودن»، چگونگیِ پاسخ به «منافع ملی» در حیات سیاسی و اجتماعی است. وقتی پای «منافع ملی» به میان می‌آید، فعالیت هر نیروی سیاسی و اجتماعی با کیفیت رابطه‌اش با این منافع سنجیده می‌شود.» بر دهه ها ترور و کشتار مردم ایران و مزدوری و جاسوسی به نفع بیگانگان، نه تنها سرپوش گذاشته و در اوج بی شرافتی تمام  اقدامات ضد ملی و ضد میهنی این فرقه را نیز در راستای آنچه که از دید این فرقه حفظ «منافع ملی» خوانده می شود توجیه بکنند.!!!

  • مصطفی آزاد
  • ۱
  • ۰
الان تنها سرگرمی این تروریست های  اوباش ، تبلیغات رسانه ای با موضوعی به نام «نقض حقوق بشر در ایران» است. چیزی که خودشان هم به آن اعتقاد ندارند. و گرنه کدام انسان با وجدانی 40 سال اعضای خود را زندانی می کند و اجازه حتی یک تماس ساده به آنها با خانواده هایشان را هم نمی دهد چه رسد به اینکه اجازه دهد آنان یک زندگی آزاد و بدور از قید و بند های فرقه رجوی را تجربه کنند.

تروریستهای مجاهدین همچنان با موضوع «نقض حقوق بشر در ایران» سعی می کنند هم خود و هم اعضای گرفتار در اردوگاه این فرقه در آلبانی را سرگرم نگه دارند. ایکاش به اندازه ای که این اوباش برای اسرائیل و آمریکا و برخی از کشورهای عرب منطقه مزدوری می کنند به همان اندازه هم در نزد صاحبانشان وزن و جایگاه سیاسی داشتند.

اگر تاریخ چهار دهه گذشته فرقه تروریستی رجوی را به یاد آوریم؛ تروریسم ، خشونت ورزی و وطن فروشی تنها کارشان  و مهارت در شیوه ها تنها پیشرفت این گروه مزدور بوده است.

هدف تبلیغات حقوق بشری مجاهدین در این مقطع که آنرا به کمک حامیان سیاسی و پولی معلوم الحال خود در آمریکا و اروپا پیش می برد صرفا تخریب چهره رئیس جمهور کشورمان است. تا جایگاه او را در افکار عمومی ایران و همچنین در سطح بین المللی هدف قرار دهند.

حال اگر نگاهی به یاوه سرایی های حامیان این گروهک در آنچه که از سوی این فرقه  «اجلاس ایران آزاد ۲۰۲۱» نامیده می شد، نیز بیندازیم دقیقا حمله شخص رئیس جمهور ایران هدف حمله رسانه ای آنان بود.

مریم رجوی در این اجلاس یاوه هایی را بر علیه رئیس جمهونر کشورمان با موضوع نقض حقوق بشر در ایران سر داد تا نشان دهد وضعیت حقوق بشر در  ایران تا چه حد وخیم است. . . . . .

  • مصطفی آزاد
  • ۱
  • ۰

به گزارش پایگاه خبری-تحلیلی فراق، این مادر رنج دیده در نامه ای خطاب به کریم اسد احمدخان دادستان دیوان بین الملل کیفری لاهه خواستار تسریع و توجه به ندای خانواده های آسیب دیده در روند این پرونده شد.

به گزارش فراق، متن نامه وی به شرح زیر است:

 

جناب آقای کریم اسد احمدخان

دادستان محترم دیوان بین الملل کیفری لاهه

بنده ثریا عبداللهی، مادر امیراصلان حسن زاده هستم که فرزندم از حدود ۲۰ سال پیش توسط آدم ربایان فرقه رجوی موسوم به سازمان مجاهدین خلق ربوده شده است.

در اینجا لازم دانستم از طرف خود و جمعی از مادران رنج دیده و آسیب دیده از جنایت های این فرقه خطرناک که شرایط مشابه بنده دارند، مواردی را به اطلاع حضرتعالی رسانده و خواستار آن باشم که در روند بررسی پرونده شکایت جداشده ها به آن توجه فرمایید.

اغلب عزیزان ما ناخواسته در دام این فرقه شیطانی گرفتار شدند و بر اثر سیستم قدرتمند مغزشویی این فرقه مورد بهره کشی قرار می‌گیرند.

ما مادران و خانواده های آسیب دیده از خشونت فرقه رجوی ضمن برائت از این گروه خشن مواردی را برای آگاهی آن سیستم قضایی بازگو می کنیم:

این فرقه هم اکنون در کشور آلبانی مستقر هست و سران آن اجازه هیچ گونه ملاقات، تماس تلفنی، نامه نگاری و تبادل اطلاعات به خانواده های اعضا را نمی دهند.

اعضای فرقه نمی توانند تلفن شخصی و یا موبایل داشته و با خانواده و بستگان خویش تماس بگیرند، حق دیدارهای خانوادگی ندارند.

طبق قوانین فرقه اعضا حق ازدواج، انتخاب همسر و یا داشتن فرزند را ندارند.

در ایدئولوژی این فرقه اعلام شده که هیچ فردی از خودش هویتی ندارد و رهبر فرقه می گوید، «جان و مال، زن و شوهر، فرزند و خانواده و همه چیز شما متعلق به من (مسعود رجوی رهبر فرقه) است. من مالک شما هستم. خون، نفس و روح شما متعلق به من و درحیطه اختیارات رهبر است.»

اگر خانواده، بستگان و یا حتی مجامع حقوقی بخواهند با این افراد تماس بگیرند آدرس و یا مکان مشخص تلفن و ایمیل شخصی ندارند.

طبق قوانین فرقه در جلسات جمعی ۱۰۰ تا ۲۰۰ نفره اعضا را وادار می‌کنند، خصوصی ترین نکاتی که در ذهن شان عبور کرده را مطرح نموده و سپس آن جمع را بر علیه فرد می شورانند و مورد توهین و تحقیر و آزار قرارمی دهند.

با توجه به موارد بالا و گزارش مختصر از خصوصیات فرقه رجوی بنده از آن مقام محترم قضایی می خواهم که ضمن تسریع در بررسی پرونده شکایت جداشده ها به خواسته های مادران و خانواده های اسیران که هیچ گناهی جز دوست داشتن و عشق ورزیدن به عزیزان خود ندارند هم توجه فرمایید.

در پایان امیدوارم آن سیستم قضایی بین المللی بتواند به تعهدات بین المللی خود عمل نموده و در مقابل جنایت های آشکار این فرقه تروریستی حکمی شایسته صادر نماید.

  • مصطفی آزاد
  • ۱
  • ۰

از تابستان امسال که فرقه رجوی و موساد با همراهی چند انجمن و نهاد امنیتی مستقر در اروپا و برخی شخصیت های شناخته شده ایرانی مرتبط به سعودی که بعد به این قضیه ورود کردند دسیسه بازداشت حمید نوری را به اجرا درآوردند تا به ایران فشارهای سیاسی و حقوقی وارد کنند، مریم رجوی فعالیت گسترده ای برای مطرح کردن تشکل فرقه تروریستی  مجاهدین آغاز کرده تا پروسه دادگاه را به طور کامل تحت اختیار در آورد و رخدادها را به سمتی که می خواهد به پیش ببرد.

با توجه به محدودیت شدیدی که دولت های اروپایی به ویژه فرانسه برای تردد مسئولین فرقه و به ویژه مریم ایجاد کرده اند، وی با تمام امکانات در دسترس خود درصدد است تا از این بازی سیاسی حداکثر استفاده را داشته باشد تا دوباره در مباحث حقوق بشری و محافل غربی مطرح شود. برگزاری صدها اکسیون خیابانی و چند کنفرانس اینترنتی بخشی از این پازل بود، اما از آنجا که رجوی ها جز هیاهو کردن دستاوردی نداشتند، سناریو به گونه ای چیده شد که بخشی از این دادگاه نمایشی-سیاسی در آلبانی برگزار شود تا توجه رسانه ها به این کشور (و به زوج رجوی) معطوف گردد. برای پیشبرد اینکار، ابتدا تعدادی از اعضای شورای رهبری مجاهدین، با هماهنگی کامل با یکی از قضات تحت نفوذ خود در آلبانی، خود را بعنوان «شاهد» معرفی کردند تا زمینه ساز کشانیدن دادگاه به آلبانی باشند. . . .

  • مصطفی آزاد
  • ۱
  • ۰
وقایع سالهای بعد از سقوط صدام حسین، دیکتاتور عراق و فرار تعدادی از اعضای شورای رهبری فرقه تروریستی مجاهدین در قرارگاه اشرف و سپس افشای حرمسرای رجوی که از همان اعضای شورای رهبری تشکیل شده بود، موجی از انزجار در افکار عمومی را بوجود آورد اینکه رجوی چگونه با کمک مریم عضدانلو زنان نگونبخت را با دادن رده شورای رهبری به آنان فریب داده و به هم بستر شدن با خودش وادار می کرد.

قسمت بیست و چهارم – بند هزار «شین» (یعنی هزار عضو شورای رهبری)  یا همردیف: علیرغم اینکه بعد از بند دال دیگر هیچ زنی تحت مسئولیت  مردان در تشکیلات نبود و زنان در مسئولیت های بالای تشکیلات قرار داشتند ولی هنوز دستگاه رجوی بطور کامل آببندی نشده بود. 

من

رجوی خیلی خوب میدانست باید پست های حساس و مسئولیت های حول و حوش خودش را به زنان بسپارد چرا که این شکلی دستگاه او آببندی شده و  از هرگونه تهدیدات احتمالی بعدی که ممکن بود از طرف مردان مسئول در تشکیلات متوجه وی شود از جمله افشای سواستفاده های جنسی شخص وی منتفی گردد.

رجوی در ۱۴مرداد سال ۱۳۷۲ طی نشستی در قرارگاه باقرزاده  تعدادی از زنان را به رده همردیفی مسئول اول سازمان یعنی مریم  ارتفاء داد .  در قدم اول تعداد اعضای شورای رهبری ۱۲ نفر  و ۱۲ نفر نیز بعنوان کاندید شورای رهبری معرفی شدند.  ولی  بعدا بر تعداد آنها افزوده شد بنحویکه مسعود رجوی از اعضای شورای رهبری تحت عنوان «صفی تا تهران» نام برد!

وی این انتخاب را «بلوغ ایدئولوژیکی مجاهدین»  لقب داده و معتقد بود که این بلوغ در انتخاب مریم به ریاست جمهوری به اوج خود رسیده است.

بدین ترتیب رجوی در ذهن اعضای سازمان در جایگاهی قرار داشت که توانسته بود به نابرابری جنسی در تشکیلات پایان دهد.

رجوی همیشه سعی میکرد به هر شکلی شده و تا جایی که امکان دارد همه چیز را بنوعی به مذهب ربط داده و از آن در راستای اهداف خود سو استفاده کند.

در معرفی اعضای شورای رهبری هم همین ترفند را بکار گرفت تا بدین ترتیب احساسات حاضرین در جلسه را تحریک کرده و با اهداف خود همسو کند. رجوی تلاش کرد دبا شیادی تمام اعضای «شورای رهبری» را به حواریون حضرت مسیح و یا ۱۲ پیشوای شیعیان ربط داده  تا این انتخاب را مبارک جلوه دهد؟!

  • مصطفی آزاد
  • ۱
  • ۰
 

مستند در دام فریب سرگذشت کسانی است که  روزگارانی در دام فریب فرقه رجوی گرفتار آمده و کم یا زیاد بخشی از عمر خود را در این فرقه سپری کرده اند. البته برخی هایشان که، شانس یاری شان بود بر حسب شرایط خاص تواسته اند از دست فرقه رهایی یابند.

البته در این میان نگون بختانی هم بودند که در مسیر اهداف فرقه هزینه شدند. و مرگ تنها هدیه سران مجاهدین به آنان بود.

تهدیدات پنهان و نرم و در مقاطعی البته سخت واقعیّتی است که پیوسته اعضای گرفتار در فرقه رجوی در اشکال مختلف در درون سازمان با آن دست به گریبان بوده و هرکس به شکلی آثار آنرا با خود به همراه دارد. زندان و شکنجه، قتل، تحقیر در مقابل جمع، محاکمات غیر انسانی، تحمیل خودکشی به اعضای ناراضی و . . . از انواع این تهدیات محسوب می شود.

در این مستند سعی می کنیم با کسانی که روزگارانی در دام فریب مجاهدین گرفتار آمدند اما برحسب شرایط خاص توانستند جان خود را از دست این فرقه رهایی دهند مصاحبه کوتاهی داشته باشیم تا نسل جوان کشورمان با تجربیات آنان و ترفند های فریبکارانه مجاهدین  آشنا شده و به ماهیت پلید و ضد بشری این گروه تروریست و فرقه گرا پی ببرند.

در اینجا جای دارد بعنوان سند به بخشی از گزارش «انستیتوی تحقیقات دفاع ملی (RAND) برای وزارت د فاع آمریکا با عنوان «مجاهدین» خلق در عراق در مرداد ۱۳۸۸ –   The Mujahedin-e Khalq in Iraq  (AUGUST 2009)اشاره کرد که به ایدئولوژی خشونت آمیز، سیاست فریب ، تطمیع و تنبیه گروه تروریستی «مجاهدین» خلق پرداخته است.

«انستیتوی تحقیقات دفاع ملی» آمریکا در گزارش تحقیقاتی خود، جذب ۷۰ درصد از نیروهای سازمان «مجاهدین» خلق را «غیرداوطلبانه» و با فریب، تطمیع دروغین و تهدید عنوان و تصریح کرده است، این سازمان تروریستی با وعده های دروغ از جمله وعده کار همراه با حقوق، اعطای زمین، کمک در دریافت پناهندگی، دیدار آزاد با خانواده، امکانات بهداشت و درمان عمومی و حتی ازدواج ، نیرو جذب کرده و عضوگیری این سازمان از سال ۱۹۸۶ دواطلبانه نبوده است.

گروه تروریستی «مجاهدین» خلق با مصادره مدارک هویتی و اجتناب از قانونی نمودن حضور اعضا در عراق در زمان صدام، آنها را تحت اجبار در اردوگاه های سازمان در عراق نگه می داشت و آنان را تهدید می کرد درصورت خروج از اردوگاه دستگیر شده و برای ورود غیر قانونی به عراق محاکمه و مجازات خواهند شد.

در بخشی از این گزارش با عنوان «سازمان مجاهدین خلق به عنوان یک فرقه» آمده است:

. . . از روزهای اولیه، سازمان مجاهدین خلق ارتباطات درونی بسته ای داشته است، ولی این امر در اواسط دهه ۱۹۸۰ بعد از اینکه رهبران گروه و بسیاری از اعضا به پاریس نقل مکان نمودند به موضوعی خبیث تر تبدیل شد. در پاریس، مسعود رجوی شروع به پیش بردن آنچه که “انقلاب ایدئولوژیک” نامیده میشد نمود که ضوابط جدیدی را بر فعالان سازمان – ابتدا خواست فزاینده سرسپردگی به اهداف سازمان و متعاقبا سرسپردگی تقریبا مذهبی به رجوی ها (مسعود و همسرش مریم)، جلسات عمومی انتقاد از خود، طلاق اجباری، تجرد، اجبار در جدایی از خانواده و دوستان، و جداسازی جنسی – تحمیل میکرد.

قبل از اتحاد با صدام، سازمان تروریستی مجاهدین خلق بازدرجرگه  یک سازمان ضد مردمی بود. در هر صورت، زمانی که در عراق مستقر گردیده و علیه نیروهای ایرانی در اتحاد با صدام وارد جنگ شد، این گروه خشم مردم ایران را به خود خرید و در نتیجه با کم شدن داوطلب برای پیوستن روبرو شد. لذا دست به جذب نیرو به شیوه های فریبکارانه زد. فرقه رجوی طبیعتا به دنبال معارضین ایرانی بود، ولی همچنین در ارتباط با مهاجران اقتصادی در کشورهایی مانند ترکیه و امارات متحده عربی با دادن قول های دروغین جهت یافتن کار، زمین، کمک در اخذ پناهندگی در کشورهای غربی، و حتی ازدواج، آنان را به عراق کشاند. به بستگان اعضای سازمان، پیشنهاد سفر مجانی به اردوگاه های سازمان مجاهدین خلق جهت دیدار با آنان داده میشد. این افراد جذب شده اغلب بصورت غیر قانونی وارد عراق شده اند و سپس از آنان خواسته شده تا مدارک شناسایی خود را برای “حفظ و نگهداری” تسلیم نمایند. لذا، آنان در عمل در تله می افتادند.

یک شیوه دیگر جذب نیرو با کمک دولت صدام صورت میگرفت. به اسرای ایرانی از جنگ ایران و عراق پیشنهاد میشد تا بین رفتن به اردوگاه های سازمان مجاهدین خلق و سپس بازگشت به ایران و یا ماندن در اردوگاه های اسرا در عراق یکی را انتخاب نمایند. صدها زندانی به اردوگاه های سازمان مجاهدین خلق رفتند، که در آنجا ماندگار شدند. هیچ اقدامی جهت بازگشت آنان به ایران صورت نگرفت.

  • مصطفی آزاد
  • ۱
  • ۰

افشاگری4 ...

  • مصطفی آزاد