قاصد1393

افشاگری و تحلیل و تبیین عملکرد گروهک تروریستی مجاهدین خلق ، مصطفی آزاد

قاصد1393

افشاگری و تحلیل و تبیین عملکرد گروهک تروریستی مجاهدین خلق ، مصطفی آزاد

این وبلاگ برآن است چهره واقعی این جریان تروریستی را درسرسپاری به قطب های استعماری جهان ، بطور شفاف به تصویر بکشد ... (مصطفی آزاد)

دوستان و مراجعین محترم وبلاگ ، قابل ذکر هست این وبلاگ درادامه وبلاگ ghased1393.mihanblog.com و به جهت تعطیلی سایت میهن بلاگ ایجاد گردید . ضمن اینکه با آدرس دوم ghased1393.blogsky .com هم در این مسیر پیش می رویم ...

  • ۱
  • ۰

سازمان تروریستی مجاهدین خلق همواره حضور و نقش زنان را به عنوان یکی از محورهای تبلیغاتی خود قرار داده و تصویری از یک سازمان فمینیست و برابری‌طلب ارائه می‌دهد. اما واکاوی این ادعا نشان از تضاد بین تصویر زن مسلح و رهبر در تبلیغات، با قوانین درونی، ساختار قدرت و روایت‌های زنان جدا شده از سازمان را دارد.

تصویر زنانی در لباس نظامی، در صفوف رده‌بالای سازمان (مانند مریم رجوی) و شعارهای برابری‌خواهانه، سازمان مجاهدین خلق را در نگاه اول به عنوان مدافع حقوق زنان جلوه می‌دهد. اما تحلیل عمیق‌تر، نشان‌دهنده شکافی قابل توجه بین این تصویر و واقعیت‌های درونی است.

اسطوره تبلیغاتی:

تأکید بر حضور پررنگ زنان در نیروهای نظامی سازمان در عراق.
معرفی مریم رجوی به عنوان «رئیس‌جمهور برگزیده» شورای ملی مقاومت و نماد رهبری زنان.
استفاده از شعارهایی مانند «برابری کامل زن و مرد» در بیانیه‌ها.

واقعیت ساختاری و روایت‌های درونی:

ساختار سلسله‌مراتبی مردانه: با وجود حضور مریم رجوی در رأس، کادر رهبری عملیاتی و تاریخی سازمان همواره مردانه بوده است. تصمیم‌گیری‌های کلان در دست شورای رهبری است که ترکیب آن به طور شفاف اعلام نمی‌شود.

قوانین سخت‌گیرانه بر زندگی شخصی: پس از «انقلاب ایدئولوژیک»، مسعود رجوی دستور انقلاب در روابط صادر کرد که منجر به اجبار به طلاق و جدایی زوج‌های متأهل در درون سازمان شد. این اقدام، که به نام «پاکسازی روابط» توجیه شد، در واقع یکی از شدیدترین اشکال کنترل بر زندگی خصوصی و عاطفی اعضا، به ویژه زنان، بود. بدین ترتیب، خانواده به عنوان رقیب وفاداری به سازمان حذف شد.

روایت‌های زنان جدا شده: بسیاری از زنان جدا شده در خاطرات خود از فشار برای جدایی از همسر و فرزندان، محرومیت از حق مادری، و کنترل شدید بر بدن و روابط عاطفی سخن گفته‌اند. آنان گزارش می‌دهند که برابری تبلیغ‌شده، در عمل به معنای «تحمیل بار مساوی بدون حقوق برابر» در چارچوبی کاملاً کنترل‌شده بوده است.

ابزاری شدن تصویر زنان: تحلیلگران استدلال می‌کنند که تصویر زن مسلح و آزاده، بیشتر یک ابزار ارتباطی برای جذب حمایت افکار عمومی غرب است تا بازتاب واقعیتی درونی. این تصویر، همزمان هم حس همدلی ایجاد می‌کند و هم سازمان را «مدرن» و «همسو با ارزش‌های غربی» نشان می‌دهد.

به نظر می‌رسد سازمان مجاهدین خلق از «زن» به دو شکل استفاده می‌کند: به عنوان سرباز در عملیات تبلیغاتی و به عنوان نماد در دیپلماسی عمومی. اما در ساختار قدرت درونی، زنان (به استثنای معدودی در رأس) از دسترسی واقعی به کانون‌های تصمیم‌گیری محروم بوده و زندگی شخصی آنان تابع مقرراتی سخت و غیرمعمول است. این دوگانگی، اعتبار ادعاهای برابری‌طلبانه سازمان را زیر سؤال می‌برد و نشان می‌دهد که مسئله زنان در این سازمان، بیش از آن که یک «ارزش ذاتی» باشد، یک «ضرورت راهبردی» برای بقا در فضای بین‌المللی است.

سالاری

  • مصطفی آزاد
  • ۱
  • ۰

وکیل شکات در تبیین ماهیت جنایتکارانه گروهک تروریستی مجاهدین و در راستای شکایت موکلین، تأکید کرد: این سازمان با کارنامه‌ای مشتمل بر شهادت بیش از هفده هزار تن از شهروندان ایرانی، همواره دست به کشتار مردم بی‌گناه، از جمله جوانان و کودکان زده و حتی به این اقدامات افتخار کرده است.

court2026 53 1

به گزارش فراق، پنجاه‌وسومین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات ۱۰۴ نفر از اعضای سازمان مجاهدین خلق موسوم به منافقین و همچنین ماهیت این سازمان به‌عنوان یک شخصیت حقوقی، روز سه‌شنبه (۱۴ بهمن ماه ۱۴۰۴) در شعبه یازدهم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی حجت‌الاسلام والمسلمین امیررضا دهقانی و مستشاران دادگاه مرتضی تورک و امین ناصری، با حضور وزیری نماینده دادستان، خانواده شهدا و وکلای آنها و همچنین وکلای متهمان در مجتمع قضایی امام خمینی (ره) به‌صورت علنی در حال برگزاری است.

حجت الاسلام والمسلمین مسعود مداح، وکیل شکات گفت: در چارت تشکیلاتی سازمان منافقین که در نشریه مجاهد شماره ۲۵۲ صفحه ۴۵ تا ۶۲ شرح داده شده است، مسعود رجوی متهم ردیف ۲ پرونده به عنوان رهبری معرفی می‌شود و مریم رجوی متهم ردیف سوم پرونده هم ردیف با مسئول اول سازمان معرفی می‌شود. به عنوان مثال علی زرکش فرمانده نظامی و سیاسی معرفی می‌شود.

وی افزود: یک لیست تقریباً ۱۹ نفره از اعضای سازمان را نام می‌برند که اینها اعضای دفتر سیاسی سازمان هستند و علی القاعده کارشان این بوده که کار‌های سیاسی را انجام دهند، اما چرا گفته می‌شود آنها یک گروهک تروریستی هستند؟ زیرا همان فردی که در بحث سیاسی هم فعالیت دارد و یا کسی‌که در بحث تامین مالی مشغول بوده، بنا به گواهی که شهود حاضر در این جلسه هم اذعان کردند، کسی از اشرف خارج نمی‌شده است مگر اینکه مسلح باشد؛ لذا اینها یک تیم تروریستی مسلح هستند.

حجت الاسلام والمسلمین مداح با ذکر مثالی گفت: محمود عطایی متهم ردیف ۲۶ پرونده که در دفتر سیاسی سازمان فعالیت می‌کند و خود سازمان این شخص را به عنوان فرد فعال در دفتر سیاسی معرفی می‌کند، در عملیات فروغ جاویدان، فرماندهی محور تهران را بر عهده دارد که فرمانده ۱۳ تیپ می‌شود و مسئولیتش تصرف شهر تهران بوده و وارد درگیری می‌شود. شخص دیگری مانند مهدی براعی هم به همین ترتیب بوده است.

وی ادامه داد: همچنین اعضایی را به عنوان اعضای کادر مرکزیت سازمان و اعضایی را به عنوان اعضای اجرایی سازمان نام می‌برند و کار‌های مختلفی را به آنها می‌سپارند، اما وقتی حرف از عملیات باشد، همه آنها مسلح شده و مباشرت در این جنایات دارند. نهایتاً دسته چهارم افرادی بودند که بعد از این عملیات و بعد از اقدامات تروریستی سازمان، عضو سازمان منافقین شده باشند.

  • مصطفی آزاد
  • ۱
  • ۰

یک منبع آگاه از بازداشت مهدی محمودیان، عبدالله مومنی و ویدا ربانی به عنوان عناصر اصلی تهیه‌کننده بیانیه منتسب به میرحسین موسوی، بازیگر فتنه سال ۸۸ خبر داد.

1700325 535

 

به گزارش فراق، خبرگزاری فارس به نقل از این منبع نوشته است: این افراد در حالی که در یک خانه مشترک مستقر بوده و در حال برنامه‌ریزی برای خروج از کشور بودند، بازداشت شدند.

این منبع آگاه اعلام کرد که افراد یادشده همزمان با آغاز جنگ ۱۲ روزه و نیز شروع اغتشاشات دی‌ماه، با هدف بی‌ثبات‌سازی، اقدام به صدور بیانیه‌ای در چارچوب اهداف رژیم صهیونیستی کرده بودند.

براساس این گزارش، مهدی محمودیان و حسین رزاق پیش از این، خانواده‌های خود را در راستای مأموریت محوله به آلمان منتقل کرده بودند.

به‌گفتۀ منبع آگاه، این افراد از طریق دبیر گروه موسوم به شورای گذار و همچنین عبدالله مهتدی، دبیرکل گروهک تجزیه‌طلب تروریستی کومله، با رژیم صهیونیستی در ارتباط بوده‌اند.

این منبع افزود که مهتدی مبالغ قابل توجهی از رژیم صهیونیستی دریافت کرده و آن را میان معارضان جمهوری اسلامی ایران، از جمله شورای گذار و برخی از امضاکنندگان بیانیه مذکور، توزیع کرده است.

همچنین هزینه استقرار حسین رزاق و خانواده‌اش و خانواده محمودیان، از محل بودجه پرداختی رژیم صهیونیستی تأمین شده است.

به‌گفتۀ این منبع، گروه‌های ضدانقلاب بر این تصور بودند که همزمان با حملۀ رژیم صهیونیستی در جریان جنگ ۱۲ روزه، قرار بوده است دولتی موسوم به «دولت موقت در تبعید» در آلمان و به سرکردگی رضا پهلوی تشکیل شود.

او افزود که طبق تماس نماینده یکی از سرویس‌های اطلاعاتی با اردشیر امیرارجمند، مشاور میرحسین موسوی، برای او نقش «نخست‌وزیر دولت موقت در تبعید» در نظر گرفته شده بود.

این منبع آگاه ادامه داد که با حمله متقابل جمهوری اسلامی ایران و وارد آمدن ضربات به رژیم صهیونیستی، این سناریو محقق نشد و امیرارجمند از دستیابی به این جایگاه ادعایی بازماند.

در ادامۀ این گزارش آمده که اردشیر امیرارجمند از طریق برادر خود با سازمان منافقین و سرویس اطلاعاتی فرانسه در ارتباط است و بیانیه اخیر منتشرشده به نام میرحسین موسوی، توسط او نوشته شده است.

انتهای پیام

 
  • مصطفی آزاد
  • ۱
  • ۰

اسناد و مدارک بررسی شده در دادگاه محاکمه منافقین درباره جنایات این گروهک در سال‌های پایانی جنگ تحمیلی به خصوص عملیات موسوم به فروغ جاویدان، نشان‌دهنده اقرار مستقیم این تروریست‌های دهه ۶۰ به کشته و زخمی‌کردن ده‌ها هزار ایرانی و پیشروی در خاک ایران است.

mersad

 

به گزارش خبرنگار فراق، بر پایه این اسناد، در نشریه شماره ۱۴۴ اتحادیه انجمن‌های دانشجویان مسلمان خارج از کشور، این سازمان صراحتاً اعلام کرده است: «ما ۵۵ هزار ایرانی را کشته و زخمی کردیم، بیش از ۱۵۰ کیلومتر در خاک ایران پیشروی کردیم و اسلام‌آباد غرب را به تصرف خود درآوردیم.»

نکته قابل تأمل، بازتاب این عملیات تروریستی در رسانه‌های برخی کشورهای غربی بود که با عنوان‌هایی همچون «پیروزی مجاهدین خلق» و «پیشروی ارتش آزادی‌بخش ملی» آن را منتشر کردند. به‌طور مثال، یکی از خبرگزاری‌های فرانسه در ششم مرداد ۱۳۶۷ با تیتر «جنبش مخالفین ایرانی؛ مجاهدین خلق پیروز شدند» این عملیات را پوشش داد. این در حالی است که این کشورها خود از امضاکنندگان کنوانسیون‌های بین‌المللی ضدتروریسم محسوب می‌شوند.

در جریان بررسی پرونده متهمان، دسته‌ای از افراد به عنوان فرماندهان میدانی و مسئولان محورهای عملیاتی، اردوگاه‌ها و پشتیبانی نظامی معرفی شده‌اند. بر اساس ادعای وکلای شاکیان، این افراد به دلیل آگاهی کامل از اقدامات زیردستان، عدم جلوگیری از جنایات و حتی صدور دستور مستقیم برای عملیات‌های مسلحانه، تحت عنوان محاربه و افساد فی‌الارض مورد پیگرد قضایی قرار گرفته‌اند.

برخی از متهمان اصلی که نام آنها در جلسات دادگاه مطرح شده، عبارتند از:

  • مهدی براعی، مسئول محور کرند-اسلام‌آباد
  • محمود عطایی، مسئول محور تهران
  • مهدی ابریشم‌چی، معاون محور تهران
  • صادق دربندی، مسئول اردوگاه اسرا و هوانیروز
  • حسن نظام‌الملکی، مسئول ترابری و پشتیبانی ادوات نظامی
  • محمود قجر، مسئول دفتر ستاد نظامی
  • سهیلا صادق
  • سید مجید سیدالمحدثین، مسئول بخش سیاسی سازمان

همچنین ده‌ها تن دیگر از فرماندهان دسته، گروهان و تیپ‌های سازمان منافقین که به صورت مستقیم در عملیات فروغ جاویدان نقش داشتند، در فهرست متهمان این پرونده قرار دارند. اسامی همچون زهره اخیانی، فهیمه اروانی، مژگان پارسایی، محمدعلی توحیدی، علی و مهدی خدایی‌صفت، عباسعلی داوری، صدیقه حسینی، محمد طریقت منفرد، مهوش سپهری، قدسی خرازیان، مهناز سلیمی، محسن سیاه‌کلا، بهشته شادرو، ابوالقاسم رضایی، حمیرا حجتی، مرتضی اسماعیلیان، زهرا بخشایی، نیکو خائفی و عذرا علوی از جمله افرادی هستند که به عنوان «مباشر جنایات علیه مردم ایران» شناخته شده‌اند.

این پرونده نشان‌دهنده تلاش نهادهای قضایی برای رسیدگی به یکی از خونین‌ترین فصول تروریسم در تاریخ معاصر ایران است، عملیاتی که نه‌تنها توسط عاملان آن به افتخار یاد شده، بلکه توسط بخشی از رسانه‌های بین‌المللی نیز مورد تمجید قرار گرفت.

انتهای پیام

  • مصطفی آزاد
  • ۱
  • ۰
کشته سازی هدفمند گروه تروریستی مجاهدین

یکی از اهداف اصلی گروه تروریستی مجاهدین در مقاطع مختلف تبدیل اعتراض به خشونت و خونریزی و جریحه ‌دار کردن افکار عمومی می باشد. این روش و تاکتیک شکسته خورده با هدف ساختار شکنانه از جمله توهین به مقدسات، تخریب اموال عمومی، به آتش کشیدن اماکن عمومی و مهمتر از همه کشته سازی با هدف ایجاد جنگ روانی در اذهان عمومی و وادار کردن آنها به واکنش‌های تند است، تحرکات این چنینی گروه مسبوق به سابقه بوده و در نا آرامی‌های سال 60 نیز سابقه داشت و آنها همان ‌زمان نیز اقداماتی نظیر آتش ‌کشیدن اتوبوس‌ها و وسایل عمومی و بانک‌ها و تلاش برای افزایش قربانیان را در کارنامه خود دارند.

در خلال نا آرامی های اخیر و طبق اقرار صریح عوامل جانی مجاهدین در دستگاه تبلیغاتی خود، عوامل مسلح آنها در شهرهای مختلف اقدام به آتش کشیدن اتوبوس ها و ساختمان های اداری و مسدود کردن خیابانها نمودند.

و در حرکتی منافقانه کشته شدگان حوادث اخیر توسط تروریست های صادراتی آمریکایی و اسرائیلی ( عوامل گروه رجوی نیز از همین نمونه هستند) را به حاکمیت نسبت داده اند.  عوامل تروریستی مجاهدین که در حوادث اخیر به‌ شدت درصدد اثبات خود به سرویس‌های جاسوسی و سازمان‌های امنیتی بیگانه از جمله آمریکا بودند با شلوغ‌کاری رسانه‌ای تلاش کردند به حامیان بین‌المللی خود نشان دهند که همچنان در ایران پایگاه مردمی دارند و  در مسائل اجتماعی تاثیرگذار هستند. اینکه نیروهای این سازمان بودند که حوادث اخیر شهرهای ایران را هدایت کردند و موجب آشوب، هرج و مرج شدند دور از انتظار نیست.

ذات سرکردگان این گروه مبتنی بر خیانت، جنایت و وحشی گری است تا در نزد اربابان خارجی خودی نشان دهند و مبادا از قلم مزدوری جا بیفتند. اما تاریخ و مردم بزرگ ایران هرگز خیانت بزرگ این گروه پلید و شیطانی را فراموش نخواهند کرد و تیغ قانون در انتظار عوامل آن خواهد بود .

صمد اسکندری

  • مصطفی آزاد
  • ۱
  • ۰
مروری بر خیانت‌های مجاهدین خلق

بهزاد علیشاهی که از سال 1363 تا سال 1384 عضو سازمان مجاهدین خلق بوده و بعد از جدایی از این سازمان به مطالعات گسترده سیاسی و تخصصی حول موضوعاتی همچون فرقه های تروریستی پرداخته، در حال حاضر یکی از مسئولین فعال در انجمن نجات می باشد.

آقای علیشاهی روز شنبه 27 دی ماه مهمان برنامه به افق فلسطین بود که به صورت زنده از شبکه افق سیمای جمهوری اسلامی پخش گردید. او به عنوان یک کارشناس مسائل تروریسم، در خصوص سوابق مجاهدین خلق و و مشابهت اعمال آنها با آشوب های اخیر توضیح داد:
“سازمان مجاهدین خلق با خشونت و خیانت و ترور علیه مردم ایران عجین شده است. سرکردگانشان در زندان حتی در حق خودشان هم خیانت و جنایت کردند. بعد از انقلاب اسلامی، سازمان بارها به خشونت های خیابانی دست زد و تصور می کرد که این اعمال خشونت آمیز و ایجاد رعب و وحشت علیه مردم جوابگو بوده و آنان را به قدرت خواهد رساند.”

بهزاد علیشاهی سپس به ذکر نمونه هایی در این خصوص بعد از انقلاب اسلامی پرداخت:
“در 1 مرداد سال 1358، آنان تعدادی نوجوان ساده دل را فریب داده و به خیابان آوردند و نشریه مجاهد را به دست آنها دادند و بعد خودشان آنها را مورد ضرب و شتم قرار داده و نشریاتشان را که محتوای چندانی نداشت پاره کردند و سوزاندند تا بگویند کار مخالفین بوده و به این شکل مظلوم نمایی کنند تا دیده شوند و حمایت جلب نمایند.

در 28 دی 1358، خودشان در اغتشاشات خیابانی که ترتیب داده بودند یکی از هوادارانشان به اسم عباس عمانی را مجروح کردند و او را به بیمارستان نبردند تا فوت نمود و از کشته سازی او استفاده کردند تا سرکرده شان توجیهی برای اعمال خشونت داشته باشد.”
نمونه برجسته این گونه اقدامات 30 خرداد سال 1360 است که عین همین آشوب های اخیر را بوجود آوردند و تاکنون 17 هزار شهید از مردم ایران گرفتند که اسامی آنها در یک کتاب ثبت شده است. این اغتشاشات علاوه بر کشته سازی و شهید کردن هموطنان، انبوهی آسیب به منابع و منافع کشور و ملت به بار آورده است.”

علیشاهی ادامه داد:
“بعد از انقلاب که همه به دنبال بازسازی و پیشرفت کشور بودند اما سازمان مجاهدین خلق به دنبال جمع آوری بمب و سلاح و ایجاد خانه های تیمی برای اقدام مسلحانه و خرابکاری بود. این سازمان ذاتا و ماهیتا یک جریان خشونت طلب است. منطق آنها اینست که خشونت خودش خشونت می آفریند و جامعه را به سمت ناامنی می کشاند و موجب رشد یک نیروی جدا از مردم می شود.”

علیشاهی عنوان نمود:
“تمامی این گروه های تروریستی و خشونت طلب از نسخه ای پیروی می کنند که ارباب آنها برایشان پیچیده و سفارشی است که پیمانکار داده است. این گروه ها در اعمال خشونت مسابقه گذاشته اند و هرکس تلاش می کند خود را خشونت طلب تر نشان دهد.
یک کارآیی دیگر اعمال خشونت مظلوم نمایی است. آنها در عین حال با کشته سازی طرف مقابل را به خشونت طلبی متهم می کنند و خودشان را قربانی جلوه می دهند.
در دوران ما این امر یک فایده دیگر هم برای اربابانشان دارد و آن کمرنگ کردن خشونت و ترور صهیونیست هاست. هیچکدام از این گروه های مدعی تاکنون در خصوص جنایاتی که در غزه اتفاق افتاده است یک کلمه صحبت نکرده اند.
هیچکدام از گروه های اپوزیسیون ایران مستقل نیستند و اصلا در حدی نیستند که خودشان، راهبرد و راه کاری برای اقداماتشان تعیین کنند. آنها صرفا مطیع دستورات هستند. هدف، از بین بردن امنیت در کشور و ناامید کردن مردم به لحاظ روحی است که به این ترتیب کارفرما به هدفش رسیده است. این گروه ها در وطن فروشی و جنایت از هم پیشی می گیرند.
این گروه ها از اول انقلاب نه تنها وطن پرست نبودند بلکه تماما علیه وطن و منافع ملی بودند. آنها مشکلی با تجزیه ایران ندارند به شرطی که چیزی هم به آنها برسد. مجاهدین خلق حتی در خدمت صدام حسین که دشمن متجاوز به خاک ایران بود برای جاسوسی و جنایت درآمدند تا شاید از این طریق به قدرت برسند.”

بهزاد علیشاهی در پاسخ به این سؤال که خشونت طلبی چه منافعی برای این گروه ها دارد پاسخ داد:
“وقتی فضای خشونت و تخریب باشد دیگر جای بحث و فحص و سؤال نیست و منطق حاکم نمی باشد. هرچه اوضاع مخدوش تر و بهم ریخته تر باشد به نفع این گونه گروه هاست. این گروه ها تحمل یک حرف مخالف را ندارند. آنها صرفا جایی می توانند حضور داشته باشند که بحث و گفتگو نباشد و جنگ و جدال باشد.”

  • مصطفی آزاد
  • ۱
  • ۰
 
هیچ صدایی در ایران در پی مجاهدین خلق نیست

تشکیلات جامانده گروهک تروریستی مجاهدین خلق تلاش دارد که از جان‌های به خاک افتاده در اعتراضات اخیر، برای خود اعتباری بخرد. در روزهای اخیر، مجاهدین خلق از کشته شدن 38 تن از نیروهای خود در خیابان‌های ایران خبر داده است و با انتشار نام این افراد سعی کرده است آنها را شهدای خود معرفی کند این در حالی است که معترضین در کل روزهای اعتراض هرگز نام مجاهدین خلق و رهبرانش را فریاد نزدند.

در نتیجه این واماندگی و سرخوردگی، رسانه‌های تبلیغاتی سازمان مجاهدین خلق مجبور هستند، دست کم برای راضی کردن نیروهای خود در درون کمپ موسوم به اشرف 3 در آلبانی، یعنی اندک مخاطبان رسانه‌های خود، شماری از کشته‌های حملات تروریستی در اعتراضات را به نام خود بزنند.

برای افشای دروغ‌پردازی مجاهدین خلق، کافی است که اندکی درباره افراد کشته شده‌ای که سازمان به خود منسوب می‌کند، تحقیق کرد. کشته شده‌ها عمدتا معترضینی هستند که در عملیات‌های کشته‌سازی تروریست‌ها در خیابان‌های ایران به قتل رسیدند. از میان 38 شهروند از دست رفته‌ای که مجاهدین آنها را شهدای خود معرفی میکند، 2 تن از استان فارس هستند.

زهرا بهلولی پور، دانشجوی دانشگاه تهران که هیچ وابستگی‌ به سازمان مجاهدین خلق نداشت و خانواده‌اش پس از انتشار خبر تبلیغاتی این تشکیلات، صراحتا از این گروه برائت جستند و سید محمد موسوی که کاسبی بود که در جزیره قشم به قتل رسید، دایی‌اش امام جمعه اهل تسنن شهرستان لامرد است. ایشان نیز همکاری خواهرزاده‌اش با تشکیلات مجاهدین خلق را کاملا تکذیب کرده است.

بدین ترتیب، اعتراضات مردمی ایران که برای چندمین بار توسط عناصر آشوبگر و خشونت‌طلب به اغتشاش و ریخته شدن خون‌ افراد بی‌گناه انجامید برای مجاهدین خلق یک پیام واضح داشت: ملت ایران هرگز مجاهدین خلق را نماینده خود نمی‌دانند. این حقیقت آشکاری است که بار دیگر در خیابان‌های ایران به رخ سران این تشکیلات کشیده شد اما به نظر می‌رسد که مسعود و مریم رجوی نه تنها سعی بر انکار این حقیقت دارند بلکه تلاش دارند با انواع خبرسازی‌های فیک از هر آب گل‌آلودی ماهی بگیرند حتی اگر این آب مملو از خون‌های ریخته شده هموطنان‌شان باشد.

مزدا پارسی

  • مصطفی آزاد
  • ۱
  • ۰

عضو نجات یافته از سازمان تروریستی مجاهدین، با حضور در جلسه ۵۲ دادگاه محاکمه این گروهک، به تشریح نقش خائنانه آن‌ها در مقطع پایانی جنگ تحمیلی و پس از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ پرداخت.

court2025 52 1

 

به گزارش فراق، بهزاد علیشاهی با اشاره به وقایع سال‌های ۱۳۶۶ و ۱۳۶۷ اظهار کرد: در شرایطی که هر دو کشور ایران و عراق قطعنامه ۵۹۸ را پذیرفته بودند، تنها گروهی که همچنان برای رژیم بعث عراق کارایی داشت، مجاهدین خلق بود و صدام حسین از طریق این گروهک تلاش می‌کرد اهداف خود را دنبال کند.

علیشاهی افزود: در همین بازه زمانی، عملیات‌های بزرگی همچون فکه، مهران، آفتاب و فروغ جاویدان توسط منافقین انجام شد.

این شاهد عینی با اشاره به مواضع صدام حسین گفت: صدام در ۸ تیر ۱۳۶۷ در یک سخنرانی اعلام کرد که صلح باعث می‌شود دشمن در داخل کشور خودش از بین برود و تأکید کرد نیرو‌هایی در اختیار دارد ـ منظورش منافقین بود ـ که می‌توانند این هدف را محقق کنند. در همین راستا، منافقین تحلیل می‌کردند که جمهوری اسلامی ایران بر دو پایه «جنگ» و «اختناق داخلی» استوار است و هرگز قطعنامه را نمی‌پذیرد، اما پس از پذیرش قطعنامه مدعی شدند ایران یکی از پایه‌های خود را از دست داده و در ضعیف‌ترین وضعیت قرار دارد و می‌توان با یک حمله نظامی کشور را تصاحب کرد.

علیشاهی در ادامه با انتقاد از سوءاستفاده‌های ایدئولوژیک این گروهک گفت: آن‌ها از نام امام حسین(ع) سوءاستفاده می‌کردند تا شکست‌های خود را توجیه کنند و به‌گونه‌ای القا کنند که ناکامی‌ها نه به‌دلیل ضعف در برنامه‌ریزی یا اجرای عملیات، بلکه ناشی از ضعف ایدئولوژیک نیرو‌ها بوده است؛ در حالی که خود این ایدئولوژی دچار اشکالات اساسی بود.

وی افزود: در همان زمانی که منافقین در تبلیغات بیرونی، جمهوری اسلامی را ضعیف جلوه می‌دادند، در درون تشکیلات ـ به‌ویژه در سطوح فرماندهی ـ دچار ترس جدی بودند؛ ترس از این‌که مبادا دیگر برای صدام نیروی مفیدی محسوب نشوند، یا حتی احتمال بدهند که رژیم بعث آن‌ها را مسترد و تحویل جمهوری اسلامی دهد. این نگرانی‌ها باعث می‌شد برای حفظ جایگاه خود، دست به هر نوع عملیات غیراصولی، نادرست و غیراخلاقی بزنند.

این عضو جداشده تصریح کرد: حتی به نیرو‌ها القا می‌کردند که اگر لازم باشد، خودشان را قربانی می‌کنند و می‌گفتند «ما خودمان را به کشتن می‌دهیم، شما فقط حمایت کنید». در مقابل، حمایت‌های مالی، تسلیحاتی و اطلاعاتی گسترده‌ای دریافت می‌کردند تا روحیه نیرو‌های آماده عملیات را بالا ببرند. فضای ایجادشده کاملاً ساختگی و فریبنده بود؛ به‌گونه‌ای که ادعا می‌کردند در داخل کشور و حتی در زندان‌ها تشکیلات گسترده دارند و نیرو‌های زیادی با آن‌ها همکاری می‌کنند.

علیشاهی افزود: این القائات به حدی بود که نیرو‌های اعزامی به‌جای آذوقه چندروزه جنگی، لباس‌هایی در کوله‌پشتی‌های خود می‌گذاشتند که نشان می‌داد تصورشان «رسیدن و ماندن» در داخل کشور بود، نه انجام یک عملیات محدود.

وی در پایان تأکید کرد: عملیات‌ها به‌معنای واقعی کلمه متوهمانه طراحی شده بود. سیستم چیدمان نیروها، سازماندهی و القائات روانی کاملاً غیرواقعی بود. هرچند ممکن است در جزئیات تجهیزات، کم‌وزیادهایی وجود داشته باشد، اما کلیت ماجرا یک برنامه‌ریزی آگاهانه و از پیش‌طراحی‌شده بود.

انتهای پیام

  • مصطفی آزاد
  • ۱
  • ۰

برای رهایی ذهن جوانان از تله‌های شناختی گروهک‌ها، فرقه‌ها و نظام سلطه، تنها راهکار مؤثر «جهاد تبیین» است.

به گزارش فراق، بنا بر گفته پژوهشگران و کارشناسان، بیش از دو هزار گروهک و فرقه در جوامع مختلف بشری فعالیت دارند که با بهره‌گیری از روش‌های پیچیده، انحرافی و مخرب ذهن، در پی جذب نیرو و عضوگیری هستند.

فرقه‌ها و گروهک‌ها برای جذب نیرو و تسلط بر اعضای خود از عوامل و شیوه‌های متعددی استفاده می‌کنند که اغلب از نظر محتوایی شباهت‌های زیادی با یکدیگر دارند.

گروهک‌های تروریستی، فرقه‌ها و جریان‌های مخرب ذهن با شناخت کافی نسبت به مسائل، مشکلات اجتماعی و روان‌شناختی جوانان و جوامع، دست به اقدام می‌زنند و در این مسیر، عناصر مستعد و طعمه‌های خود را شناسایی و انتخاب می‌کنند.

شناسایی روش‌ها و شگردهای گروهک‌ها، در واقع به معنای توانمندسازی ذهنی جوانان است که می‌تواند به‌طور مؤثر از گرفتار شدن افراد در دام این جریان‌ها جلوگیری کند.

 

 

انتهای پیام

  • مصطفی آزاد
  • ۱
  • ۰

به موازات اقدامات پراکنده و محدود نظامی  گروهک تروریستی مجاهدین  در سالهای 1366 و 1367 ،  آنها از طریق شورای ملی مقاومت در اروپا نیز به فعالیت های سیاسی و تبلیغی علیه جمهوری اسلامی ادامه دادند. در این دوره، ساختار سیاسی سازمان توسط مریم رجوی اداره شد و فعالیت های آن به بخش هایی از آمریکا، کشورهای اروپایی، آفریقا و خاورمیانه گسترش یافت.

این فعالیت های سیاسی از طریق قرارگاه اروپایی سازمان مجاهدین خلق در نزدیکی شهرک حومه ای اورسورواز (Auvers-Sur-Oise) در استان سرژی پونتواز (Cergy-Pontoise) در فرانسه پی گیری می شد. این پایگاه که از سال ۱۳۶۰ به مقر فعالیت های سازمان در اروپا تبدیل شده بود، محل استقرار مریم رجوی بوده و به همین دلیل در برابر " پادگان اشرف"  در عراق به " پادگان مریم"  در فرانسه مشهور شده است. این پادگان که تحرکات سیاسی و امنیتی سازمان در غرب را سازماندهی می کند، تا کنون کار ویژه های زیر را برای سازمان داشته است:

۱. مرکز و ستاد فرماندهی استراتژی جنگ مسلحانه و ارتش آزادیبخش ملی

۲. مرکز امن عناصر تئوریک و ایدئولوژیک سازمان که مسئولیت تبیین متدولوژی فرقه ای و کنترل ذهن نیروهای سازمان در عراق و در غرب را دارد

۳. ستاد اصلی سیاسی سازمان یعنی شورای ملی مقاومت

۴. ستاد سازماندهی اجرایی در زمینه های تبلیغی، ارتباطی، اطلاعاتی، مالی و جاسوسی

۵. نماد قدرت سازمان در تبلیغات بیرونی و فعالیت های سیاسی و دیپلماتیک پس از پادگان اشرف (۲۴).

سازمان مجاهدین خلق پس از پایان جنگ تحمیلی، فعالیت های خود را با تمرکز بیشتر بر اقدامات سیاسی – تبلیغاتی در اروپا و آمریکا پیگیری کرد. با وجود این، مسعود رجوی از انحلال شاخه نظامی سازمان پس از پایان جنگ ایران و عراق خودداری کرد. از این رو، سازمان در عراق به ارتش خصوصی صدام تبدیل شد و در خلال جنگ خلیج فارس (جنگ کویت) از نیروهای مجاهدین خلق در عملیات مروارید برای سرکوب قیام مردمی کردستان در شمال عراق استفاده شد.

سازمان همچنین در سرکوب انتفاضه شیعیان جنوب عراق نیز مورد استفاده قرار گرفت و بدین ترتیب دامنه فعالیت های تروریستی آن، علاوه بر مردم ایران، ملت عراق را نیز در برگرفت. از سوی دیگر حفظ شاخه نظامی سازمان، امکان برنامه ریزی و اجرای اقداماتی مانند حمله و آتش زدن سفارت خانه های ایران در ۱۳ کشور غربی در آوریل ۱۹۹۲ یا اقدامات تروریستی در داخل ایران و به ویژه حملات نظامی در فوریه ۲۰۰۰ را نیز ممکن ساخت.

سازمان مجاهدین خلق در خلال سال های ۱۳۶۷ تا ۱۳۸۲ با تحولات درونی، ایدئولوژیکی و تغییر ساختار تشکیلاتی نیز همراه بود. این تحولات درونی با هدف مطیع سازی بیشتر نیروها و تبدیل رهبری جمعی سازمان (کادر مرکزی) به رهبری خاص (رجوی) و تبدیل وی به عنصری مقدس و دست نیافتنی صورت گرفت تا از این طریق فرمانروایی محض و بلامعارض در امر کنترل نیرو ممکن شود.

در این میان در سال ۱۳۶۸ رجوی انقلاب ایدئولوژیک نوین سازمان را اعلام کرد و از این طریق اولاً رقبای بالقوه وی مقصر شکست های آن در جنگ شمرده شده و حذف شدند. ثانیاً با موظف شدن همه اعضا به طلاق همسران خود کنترل فرقه ای بر اعضای سازمان تشدید شد. علاوه بر این رجوی دستور داد تمامی بچه ها بدون والدینشان از عراق خارج و به غرب فرستاده شوند تا از این طریق اعمال کنترل و نظارت بر افراد و اطاعت پذیری آنان افزایش یابد. از سوی دیگر مریم رجوی در سال ۱۳۶۸ به عنوان مسئول اول سازمان منصوب و مسعود رجوی نیز رهبر ایدئولوژیک شد (۲۵).

  • مصطفی آزاد