این وبلاگ برآن است چهره واقعی این جریان تروریستی را درسرسپاری به قطب های استعماری جهان ، بطور شفاف به تصویر بکشد ... (مصطفی آزاد)
دوستان و مراجعین محترم وبلاگ ، قابل ذکر هست این وبلاگ درادامه وبلاگ ghased1393.mihanblog.com و به جهت تعطیلی سایت میهن بلاگ ایجاد گردید . ضمن اینکه با آدرس دوم ghased1393.blogsky .com هم در این مسیر پیش می رویم ...
مسعود رجوی به افرادی که سال ۱۳۶۸ از زندان آزاد شده و به فاصله چند روز در عراق به این فرقه پیوسته بودند، گفت که چرا شما بهانه دادید که شما را عفو کنند؟
دادگاه رسیدگی به اتهامات ۱۰۴ نفر از اعضای سازمان مجاهدین خلق و همچنین ماهیت این سازمان به عنوان یک شخصیت حقوقی، از اردیبهشت ماه امسال در شعبه یازدهم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی حجتالاسلام دهقانی در مجتمع قضایی امام خمینی(ره) به صورت علنی برگزار شد.
در این دادگاه که بهصورت علنی و با حضور خبرنگاران برگزار میشود، برخی شاهدان عینی حوادث و اعضای سابق سازمان مجاهدین مشاهدات خود از جنایات و رفتارهای سرگردگان این گروه تروریستی را تشریح کردند که ماهیت ضدانسانی این گروه بیش از پیش آشنا شد.
برای نمونه ابراهیم خدابنده؛ عضو جداشده فرقه تروریستی مجاهدین در شانزدهمین جلسه این دادگاه که ۲۳ مرداد برگزار شد، در جایگاه شاهدین قرار گرفت و گفت: “مسعود رجوی میگفت که ما در زندان تشکیلات داریم و از طریق خانوادهها نامهها میرود و میآید و خط و خطوط میدهیم و سلسله مراتب داریم در زندان. مثلاً حتی با هسته خرما تسبیح درست کرده بودن و رجوی میگفت؛ این را از زندان برای من هدیه فرستادهاند. خود رجوی کسانی که در اواخر دهه ۱۳۶۰ از زندان آزاد شده بودند که به فاصله یک دو روز تا سه روز بعد از آزادی به عراق آمدند و به مجاهدین پیوستند را در جلسهای در ردیف جلو نشاند و با اسم بردن از هیئتهای دادرسی سه نفره گفت که ما از طریق تشکیلات به داخل زندان دستور داده بودیم که خط برخورد در مقابل این هیئتها این هست و وقتی مقابل آنها قرار میگیرید بگویید که اگر من الان مسلسل داشتم همه را به رگبار میبستم.
بعد رو به این افراد گفت؛ همه شما خیانت کردید چون میدانستید که خط برخورد چیست و خط به شما رسیده بود و شما علیرغم آن این کار را کردید و حتی رجوی گفت که چرا شما بهانه دادید که شما را عفو کنند.
این دادگاه و اظهارات شاهدان عینی نشان داده که برای رهبران سازمان مجاهدین تنها چیزی که اهمیت ندارد جان انسانها و حتی اعضای خود است تا بتواند با مظلومنمایی روی افکار عمومی دنیا تأثیر بگذارد که البته در این راه ناموفق بودهاند.
شرایط در اردوگاه مانز بسیار پیچیده و یک معمای چند وجهی است. بنحویکه در سایه سیاست های دوگانه دولت های غربی موضوع نقض حقوق بشر و رفتار های ضد انسانی رهبران مجاهدین با اعضای آن براحتی رنگ می بازد. و کسانی که تلاش دارند صدای اعضای دربند این فرقه در آلبانی باشند شنیده نمی شود.
اکنون بیش از ۱۰ سال از شکل گیری اردوگاه مانز در حومه تیرانا پایتخت آلبانی بعنوان محل اسکان اعضای باقیمانده از فرقه تروریستی مجاهدین بعد از سقوط صدام حسین در خاک عراق می گذرد.
مجاهدین بعد از سقوط صدام حسین و تحت فشار دولت تازه تاسیس عراق از خاک این کشور اخراج و بواسطه فشار آمریکا ، تنها دولت آلبانی بود که حضور مجاهدین در خاک کشورش را با کمک های مالی از سوی آمریکا پذیرفت.
طی همین ۱۰ سال هم تعداد زیادی از اعضای این فرقه علیرغم فشارهای حقوقی و مالی و عملیات روانی از سوی مجاهدین از این فرقه جدا و به زندگی آزاد روی آورده اند. که به جرات می توان گفت هم اکنون اعضای جدا شده بیش از اعضای فعلی ساکن در اردوگاه مانز است.
با وجود فشارهای رسانه یی و بین المللی خانواده های اعضای ساکن در اروگاه مانز ، گزارشات قابل توجه برخی از رسانه های بین المللی از وضعیت این اردوگاه و محدودیت های غیر انسانی حاکم بر مناسبات آنان در خاک آلبانی، همچنین فشارهای مقطعی دولت آلبانی بر علیه فعالیت های غیر قانونی این فرقه در خاک این کشور و دهها گزارش از رفتارهای تحقیرآمیز از سوی سران مجاهدین بر علیه اعضای آن ، همچنین گزارشات تکان دهنده از وضعیت کودک سربازان در مجاهدین و دهها اقدامات دیگر ، عملا به آزادی و انتخاب مسیر زندگی آینده ی برای اعضای در بند این فرقه منتهی نشده است.
فرقه تروریستی مجاهدین هرچند کارآیی نظامی خود را بعد از سقوط صدام حسین از دست داد، اما همچنان توسط سرویس های اطلاعاتی غربی و اسرائیل بعنوان یکی از عامل میدانی در پیشبرد سیاست های ضد ایرانی آنان در فضای مجازی و همچنین در حوزه جمعآوری اطلاعات و فعالیت های جاسوسی بشمار می رود.
بنابراین بنظر می رسد فعالیت های ضد ایرانی مجاهدین، بزرگترین عامل در چشم پوشی دولت های غربی از مناسبات بغایت فرقه ای و ضد انسانی حاکم در اردوگاه مانز در کشور آلبانی محسوب می شود. بنحویکه هیچ ارگان حقوق بشری بعد از انتقال مجاهدین به خاک آلبانی از مناسبات نفرت انگیز این فرقه انتقادی نکرده است.
خدمات دهی اطلاعاتی و فعالیت های جاسوسی و عملیات روانی این فرقه در راستای سیاست های ضد ایرانی توانسته است از یک سو منابع مالی قابل توجهی را به جیب سران این فرقه سرازیر کند و از سوی دیگر دست مجاهدین را در سرکوب اعضای ناراضی بدون هرگونه نظارتی باز بگذارد.
شرایط در اردوگاه مانز بسیار پیچیده و یک معمای چند وجهی است. بنحویکه در سایه سیاست های دوگانه دولت های غربی موضوع نقض حقوق بشر و رفتار های ضد انسانی رهبران مجاهدین با اعضای آن براحتی رنگ می بازد. و کسانی که تلاش دارند صدای اعضای دربند این فرقه در آلبانی باشند شنیده نمی شود.
سران فاسد و بدنام مجاهدین بخوبی می دانند، علیرغم اینکه اعضایی که هم اکنون در اردوگاه مانز آلبانی نگهداری می شوند با توجه به سن بالا و ابتلای آنان به انواع بیماریها عملا هر نوع کارآیی را از آنان ساقط کرده است، اما آنان همچنان با صرف هزینه های گزاف از اعضای نگونبخت بعنوان گروگان در این اردوگاه نگهداری می کنند. چرا که بخوبی می دانند آزادی هر یک از آنان یعنی افشای گوشه های دیگری از خیانت ها و جنایت های این فرقه و آبروریزی بیشتر برای سران آن است و اینکه تا کجا در منجلاب وطن فروشی فرو رفته اند.
اما علیرغم آنچه که فوقا گفته شد و وجود انواع موانع و شرایط پیچیده حاکم بر اردوگاه مانز بنظر می رسد روزنه های امیدوار کننده ای از برچیده شدن حاکمیت رهبران مجاهدین بر این اردوگاه وجود داشته و قدم های خوبی برداشته شده است.
تلاش شبانه روزی خانواده ها و مطالبه به حق و قانونی ملاقات با عزیزان شان در اردوگاه این فرقه در مانز آلبانی ، تشکیل «انجمن نجات آلبانی» توسط جداشدگان در این کشور و همکاری خوب تعدادی از شخصیت های حقوق بشری آلبانی با این تشکل و فعالیت های رسانه یی در حوزه افشای ماهیت فرقه ای و ضد بشری فرقه تروریستی مجاهدین در سطح بین المللی ، و در ورای همه اینها تشکیل دادگاه تهران برای محاکمه ۱۰۴ تن از اعضای مجاهدین همراه با رهبران آن که از یکسال پیش آغاز و اخیرا هم شانزدهمین جلسه آن برگزار گردید نشانه های خوبی از تشکیل پرونده بین المللی برای پاسخگو کردن مجاهدین به انبوه جنایات شان در طول دهه های گذشته از جمله اقداماتی است که آینده روشنی را علیرغم مشکلات پیش رو نوید می دهد.
حرف آخر اینکه بنظر می رسد غرب در حال درک این واقعیت است که مجاهدین صرفا گروهی تروریستی نیست که فقط به ترور، جاسوسی و خیانت و حتی از بین بردن اعضای خود در صورت عدم پیروی از قوانین فرقه بسنده کند بلکه فرقه ای است که هر جا پا می نهد منافع ملی میزبانانش را نیز بخطر می اندازد. مسلما فرقه ای که ۴۵ سال به سرزمین مادری اش خنجر زده و انسانهای بیگناه زیادی را از دم تیغ گذراند است به دیگران وفادار نخواهد ماند.
به دنبال انتشار اخبار جدید از مرگ بوزینه اشرف (مسعود رجوی)، گردانندگان فرقه رجوی یک تیم از واحد خواهران اشرف ۳ را وادار به تولید تصاویر روتوش شده از مسعود رجوی کردند تا در مناسبتهای مختلف به افراد به منظور حفظ روحیه، هدیه داده شود.
به گزاش فراق، موضوع جالبی که همیشه ذهن مرا را مشغول میکند این است که هرگاه در مناسبتهایی که در سازمان رایج است، بهخصوص سالگرد تأسیس سازمان یا عید نوروز و امثالهم، عکسی از جوانیهای مسعود رجوی به اعضا هدیه داده میشد! منظور من از جوانی، حوالی ۴۰ تا ۵۰ سالگی مسعود رجوی است.
وی اکنون حدود ۷۶ سال سن دارد. خب، کسی که ۷۶ سال سن دارد باید به نظر یک پیرمرد باشد، ولی چرا عکسهای حال او را هدیه نمیدهند و عکسهای ۳۰ یا ۴۰ سال قبل او را هدیه میدهند؟
این رویکرد به ظاهر عجیب ولی در عین حال احمقانه به خاطر این است که افراد را از لحاظ روحی و روانی در همان ۴۰ سال قبل خود نگه دارند و افراد با همان ذهنهای چهار دهه قبل به زندگی ادامه دهند. دقیقاً همین رویکرد به شکل دیگری نیز ارائه میشود؛ از افراد در تشکیلات عکس گرفته نمیشود و یا اگر هم گرفته شود، به کسی عکسی داده نمیشود. این به این خاطر است که فرد عکسی از خود نگه ندارد، زیرا میدانند که هر کسی که عکس چند سال قبل خود را داشته باشد، خواهد فهمید که چقدر تفاوت کرده و سنی را گذرانده است. ترس از این است که افراد در نزد خود به یک نتیجهگیری برسد که عمرم را تلف کردم و به جایی نرسیدیم!
حتی در نشستهای موسوم به عملیات جاری و یا نشستهای موسوم به دیگ، کاری میکنند که افراد اگر از قبل هم عکسی زیرا این عکسها یادآور دنیای عادیگری و ضد انقلابی است!
این گونه اعمال دقیقاً جنبه روحی و روانی دارد و فقط در یک تشکیلات بسته و درونگرا انجام میگردد تا افراد همیشه فکر کنند همانی هستند که سابقاً بودند. فردی که هر روز در جلوی آینه خودش را نگاه کند، متوجه تغییرات خود نخواهد شد و لذا همیشه فکر میکند که همانی است که قبلاً بوده و هیچ تغییری صورت نگرفته است، مگر اینکه از گذشتههای خود عکسهایی داشته باشد تا متوجه شود که چقدر فرق کرده است. عیناً همین کار را در رابطه با مسعود رجوی میکنند و میخواهند القا کنند که مسعود رجوی همانی است که قبلاً بوده و برای اثبات آن، عکسهایش که مربوط به چند دهه قبل است را نشان داده و هدیه میدهند.
حتی عکسهای مراسم صبحگاهی که دارند نیز مربوط به سال ۱۳۶۴ است، زمانی که مسعود و مریم به عقد یکدیگر درآمدند. به آنها اجازه داده نمیشود که از عکسهای بهروز مسعود رجوی استفاده شود تا با دیدن عکس جدید، از نظر نیفتد! همچنین عکسهایی که در سالنهای غذاخوری و یا مکانهای تجمع نصب شده است نیز مربوط به چند دهه قبل است. اعضا هم آن قدر درگیر مسائل درونی خودشان هستند که اصلاً این چیزها ذهنشان را مشغول نمیکند و برایشان امری عادی و طبیعی جلوه میدهد.
به دنبال انتشار اخبار جدید از مرگ بوزینه اشرف، گردانندگان فرقه رجوی در فرمانی، یک تیم از واحد خواهران اشرف ۳ که متخصص برنامه های گرافیکی هستند را وادار به تولید تصاویر روتوش شده از مسعود رجوی کردند تا در مناسبتهای مختلف به افراد برای حفظ روحیه، هدیه داده شود.
اطلاعات جدیدی از ماجرای آتش سوزی سال گذشته دفتر مجاهدین خلق در برلین، به دست رسیده که نشان میدهد این اقدام به دستور مریخی برای کاهش فشارهای سیاسی انجام شده است.
به گزارش اختصاصی فراق، بامداد دوشنبه ۱۳ آذر ۱۴۰۲، خبری روی خروجی سایت اصلی فرقه رجوی قرار گرفت که از همان ابتدا مشکوک جلوه می نمود.
بر اساس بیانیه ای که فرقه تروریستی رجوی همان روز منتشر کرد، آمده بود: «ساعت ۲ و ۱۵ دقیقه (۴دسامبر ۲۰۲۳) دفتر نمایندگی این فرقه در برلین با پرتاب مواد آتشزا به طرف ساختمان مورد حمله قرار گرفته است.»
ماجرا جایی بیشتر مشکوک نشان میداد که فرقه رجوی با وجود گزارش پلیس محلی مبنی بر اینکه که شواهد و قرائنی از وقوع حمله در دست نیست، بلافاصله جمهوری اسلامی ایران را عامل این حمله معرفی کرد.
چند روز پس از این ماجرا، پلیس آلمان به پشت پرده این ماجرا پی برد و یکی از مسئولان دفتر اطلاعات فرقه در برلین را به عنوان متهم اصلی دستگیر کرد اما دیگر خبری از جزئیات آن منتشر نشد.
حال پس از گذشت حدود ۹ ماه، بر اساس اطلاعات موثق جدیدی که به دست رسیده، گفته می شود این آتش سوزی یک پروژه عملیات روانی به دستور زهرا مریخی آهنگر کلایی؛ جانشین مریم قجر بوده است.
بنا بر این اطلاعات، مریخی به دنبال این هدف بوده که با برجسته سازی موضوع دفتر آلمان، فشارهای سیاسی و کشنده موجود روی فرقه در آلبانی و فرانسه را کاهش دهد.
مریخی در سناریوی خود دستور داده بود تا با تعدادی کوکتل مولوتوف عملیات شروع شود و کارکنان این دفتر بلافاصله آتش را خاموش کنند و در ادامه با اطلاع رسانی به پلیس محلی، جمهوری اسلامی ایران را به عنوان عامل اصلی این اقدام، در رسانههای خود معرفی کرده و جریان سازی کنند.
به گزارش فراق، زهرا مریخی متهم ردیف دهم دادگاه محاکمه سرکردگان فرقه رجوی در تهران، فرزند محمدعلی، متولد قائمشهر از طرف پدری اصالتاً اهل شوروی است.
مریخی فعلا نفر دوم فرقه پس از مریم رجوی است و نرگس عضدانلو، مهناز میمنت و ربیعه مفیدی به عنوان همردیفان مسئول اول و اشرف ابریشمچی، ملیکا رضایی، سپیده پورتقی، آذر اکبرزادگان، شیوا ممقانی و وحیده نبوی به عنوان معاونان مسئول اول هستند.
نکته جالب اینجاست دفتر مجاهدین خلق در برلین در چهار صد متری سفارت رژیم صهیونیستی در آلمان است که مهمترین مرکز جاسوسی این فرقه محسوب میشود.
رهبران فرقه کثیف و وطن فروش مجاهدین سعی می کنند با ورود به مسائل سیاسی روز ایران خود در قالب «آلترناتیو» بین طیف ضد انقلاب خارجه نشین به نمایش گذاشته و اعتبار کاذبی را با نشخوار کردن کلماتی مانند آزادی و دموکراسی کسب کنند.
سردمداران فاسد و بدنام مجاهدین الان مدتهاست مثل سگ های ولگرد در لالوی رسانه های ایران پرسه زده و سعی می کنند از یک سو در مسیر استقرار دولت چهاردهم سنگ اندازی کرده و از سوی دیگر با جعل ، اخبار فیک و بزرگنمایی برخی تحولات، جامعه را به سوی تنش و چند دستگی سوق دهند.
از زمانیکه دکتر مسعود پزشکیان سکان دولت چهاردهم را بدست گرفتند و اکنون که مجلس شورای اسلامی در حال بررسی صلاحیت وزاری معرفی شده توسط رئیس جمهور منتخب است، رهبران مجاهدین بر شدت و حدت حملات خود افزوده اند.
رهبران فرقه کثیف و وطن فروش مجاهدین سعی می کنند با ورود به مسائل سیاسی روز ایران خود را در قالب «آلترناتیو» بین طیف ضد انقلاب خارجه نشین به نمایش گذاشته و اعتبار کاذبی را با نشخوار کردن کلماتی مانند آزادی و دموکراسی کسب کنند.
این روزها که صلاحیت وزرای معرفی شده برای کابینه دکتر پزشکیان در مجلس شورای اسلامی در حال بررسی است و نمایندگان، از هر طیفی در حال بیان نظرات و انتقادات خود در چارچوب قانون بر له و یا علیه وزاری پیشنهادی هستند سران فرقه مجاهدین در حالی این تحولات را تحت عنوان «دعوا» ، «شکاف» و «اختلاف» و . . . تحلیل و تفسیر می کنند که تاکنون و طی چندین دهه گذشته هیچ گونه آزادی بیان حتی به اندازه یک ابسیلون در درون این فرقه وجود نداشته است.
بنابراین طبیعی است وقتی آقای عباس عراقچی وزیر پیشنهادی دولت چهاردهم برای تصدی وزارت امور خارجه در دفاع از برنامه خود می گوید «اگر بهعنوان وزیر امور خارجه به اینجانب اعتماد کردید، من عباس عراقچی سرباز ولایت خواهم بود» رجوی فاسد واکنش نشان داده و اعتراض کند که چرا ایشان به نظام جمهوری اسلامی ایران و کشورش وفادار است چرا که این مردک بیشتر حیات ذلیلانه خود را در جنایت و آدم کشی و وطن فروشی و مزدوی به کشورهای بیگانه سپری کرده است و از اینکه چنین تعهداتی از ایرانیان به کشور و وطنشان می بیند تاب نیاورده و دهان به فحاشی می گشاید.
اما بشنوید از توصیه های خنده دار و ظنز گونه رجوی به دولت پزشکیان و فرمان ۱۰ ماده ای او برای آزادی و دموکراسی در کشور! بنظر می رسد این زوج نگونبخت بیماری صدور ۱۰ فرمان گرفته اند. و در حالی زبان گشادشان را به اینگونه جملات از جمله برداشتن فیلترینگ از اینترنت در ایران باز می کنند که در درون تشکیلاتشان کوچکترین اعتراضی را با مشت آهنی پاسخ میدهند و داشتن گوشی و یا گوش کردن به رادیو و رسانه های آزاد ممنوع بوده و هرگونه تردد به بیرون از اردگاه این فرقه نیز در حومه تیرانا بصورت دسته جمعی و تحت نظارت عوامل سرکوب رجوی صورت می گیرد.
بنابراین توصیه ما به رهبر دائم العمر مجاهدین این است که از خر شیطان پایین آمده و بجای لولیدن در فضای سیاسی ایران – که تنها خود گفته و خود می شنوند و هیچ رسانه ای این ارجیف را انعکاس نمی دهد و صرفا در رسانه های این فرقه سرهم بندی می شود – به فکر نتایج دادگاه تهران باشد که دیر یا زود گربیانش را گرفته و با پس گردنی به پای میز محاکمه کشیده خواهد شد.
در اندرونی رجوی اصلا جرم است که فردی بخواهد کسی را انتخاب کند و فقط رهبری حق انتخاب و عزل و نصب را دارد.
به گزارش فراق، خاستگاه نظامهای سیاسی، نقش مردم در سیاست و حکومت، فرایند و میزان اثرگذاری شهروندان در تصمیمات سیاسی و در نهایت نظامهای انتخاباتی در کشورها عناصری است که مختصات «انتخابات» را مشخص میکند. با این حال، معنای انتخابات در همه جای دنیا یکسان است، ولی درون فرقه رجوی این موضوع بسیار با ماهیت انتخابات فرق دارد.
برای بررسی دمکراسی و انتخابات در فرقه رجوی معتبرترین و سادهترین روش، رجوع به اظهارات اعضای جدا شده این فرقه است. عبداله افغان عضو سابق تشکیلات مجاهدین خلق درباره سیستم انتخابات در فرقه مجاهدین خلق میگوید: «در سیستم فرقهای رجوی هیچ کس نمیتوانست کاندیدا باشد. همیشه این سیستم انتخابش از طرف بالا بود. جالب اینکه صندوقی در کار نبود.یک بار هم این کار بصورت مسخره انجام گرفت که فردی نام دیگری روی کاغذ نوشت که وقتی متوجه شدند با فرد مورد نظر برخورد بدی کردند.
معمولا رأی گیری به این صورت انجام میشد که پیش از رأیگیری، ساعتها رجوی و زنش اندر باب آن زن به روده درازی مشغول میشدند. مسئولین مرد فرقه برای خودنمایی به تعریف و تمجید از فرد انتخاب شده میپرداختند و بعد هم خود رجوی فریبکار وارد شده و عنوان میکرد هر کسی موافق فرد مورد نظر است دست خود را بلند کند و بعد از چند دقیقه همه دستهای خود را پائین آورده و بعد رجوی فریبکار عنوان میکرد که اگر کسی مخالف است دست خود را بلند کند، با توجه به فضایی که از قبل در سالن ایجاد کرده بود کسی جرأت نداشت که مخالفتی از خود نشان دهد و به صورت صوری و شکلی رأیگیری انجام میگرفت و همه چیز تمام میشد و این یک پیروزی برای رجوی شیاد محسوب میشد.»
نظامهای سیاسی برآمده از اراده مردم، برای حفظ همراهی آنان و به عبارت بهتر ابقای مشروعیت، انتخابات را معیار تعیین سمت و سوی تصمیمات حاکمیت، بستر انتقال قدرت و ابزار احقاق حق تعیین حق سرنوشت شهروندان قرار داده اند، اما در انتخابات مناسبات فرقهای رجوی هیچ کس جرأت نداشت رأی ندهد و همه ملزم به مشارکت بودند.
صدها تن از افرادی که کودکی آنها قربانی فرقه تروریستی رجوی شده است امروز فریاد دادخواهی در دنیا سر میدهند و سرکردگان این فرقه نیز با تمام قوای خود برای مقابله با این جریان برخاستند.
به گزارش فراق، مزدا پارسی در گزارشی به این موضوع پرداخته و نوشته است: هفته گذشته برخی از کودک سربازان پیشین مجاهدین خلق از کابوسهایشان که سالها پس از ترک تشکیلات مجاهدین خلق هنوز آنها را رنج میدهد، سخن گفتند. دردی که به نظر میرسد در همه کودکان آسیب دیده مجاهدین خلق مشترک است. برخی توانستهاند، از این رنج ها التیام بیابند و برخی دست کم خاطره کابوسها برایشان زنده است.
این جملات را محمدرضا ترابی کودک سرباز پیشین مجاهدین خلق در مورخ ۱۴ آگوست ۲۰۲۴، در حساب کاربری ایکس خود به اشتراک گذاشت:
«قبلا هفتهای دو یا سه شب کابوس مجاهدین رو میدیدم. البته فقط من نه و همه بچههایی که از دست این فرقه فرار کردیم از این خوابها می بینیم. همه خوابهامون هم شبیه هم هستن. چشمم رو باز می کنم و با ذهنیتی که الان دارم، دوباره تو مجاهدین هستم. به خودم میگم نه! امکان نداره و من فرار کردم و بیرون بودم، چطور شد دوباره برگشتم تو این جهنم. تلاش می کنم فرار کنم و خارج بشم و راه خروجی پیدا کنم ولی مسئولین مجاهدین و رجوی جلوم ایستادن نمی ذارن. بهم میگن جات همین جاست و خروجی در کار نیست. یهو از خواب بیدار می شم و قلبم تند تند داره می کوبه به قفسه سینم و ترس وجودم رو گرفته. بعد کم کم به خودم میام و متوجه می شم که تنها یه خواب بوده.»
تعریف و علت کابوس
کابوسها هم مثل رویاها محصول عملکرد مغز ما هستند و چشم انداز وحشتناک آن از درون ما نشات میگیرد. کابوسها را نباید با خواب بد یا ناخوشایند اشتباه گرفت. کابوسها درواقع خوابهایی طولانی، واضح و ترسناک هستند که معمولاً تهدیدی برای بقا، تمامیت جسمانی، امنیت یا عزت نفس ما هستند و ما را پر از ترس میکنند. آنها همچنین میتوانند احساسات شدید ترس، خشم، غم، سردرگمی و حتی انزجار ایجاد کنند.
برخی از پژوهشگران کابوسها را تکرار تهدیدها مینامند. منظور از این اصطلاح آن است که بیشتر افراد تهدیدهایی که در زندگی واقعی با آن ها روبرو شدهاند را در کابوسهای شبانه در ذهن خود تکرار میکنند. به همین دلیل است که اغلب افراد هنگامی که از کابوسهای شبانه بیدار می شوند تصاویر و محتوای خواب خود را به خوبی به یاد میآورند. بنا بر سند بین المللی DSM5 متعلق به انجمن روان درمانی آمریکا درباره اختلالات روانی، دلایل کابوسهای شبانه به شرح زیر است:
-اضطراب و استرس
-تروما (ضربه جسمی یا روحی) یا حوادث ناراحت کننده مانند مرگ یک عزیز
-به هم خوردن نظم خواب، کمبود خواب، خستگی ناشی از پروازهای طولانی مدت هوایی، بیماری و تب
نویسنده کتاب «جاسوس بازی» جاسوسی از کشور برای تامین منافع دشمنان مردم را نقض صریح حقوق انسانی و مخالف با باورها و اعتقادات آنچه با عنوان «ارتش آزادی بخش» از آن یاد میکنند، دانست.
به گزارش فراق، حمید داوودآبادی در گفتوگو با میزان درباره کتاب «جاسوس بازی» گفت: این اثر به داستانهای واقعی از زندگی افرادی پرداخته که با انگیزههای متفاوت دست به جاسوسی زدند و کشور خود و اطلاعاتش را به بیگانگان فروختند. این مجموعهای چند جلدی بوده و در جلد ۱ و ۲ آن در مورد جاسوسانی که در قالب نفوذی دست به خیانت به ملت ایران زدند و نتایج آن ۱۷هزار شهیدی بود در تاریخ به عنوان عملکرد فرقه جنایتکار منافقان ثبت شده است.
وی در مورد شیوه نگارش کتاب «جاسوس بازی» بیان کرد: آثار کاملاً بر اساس مستندات تدوین شده و با قلم روایی، اما بسیار روان نوشته شده تا همه گروههای سنی خصوصاً جوانان بتوانند با مطالعه آن اطلاعات ارزشمندی در مورد بخشهایی از تاریخ کسب کنند. در هر جلد از این کتاب زندگی حدود ۱۵ نفر از جاسوسان از کودکی تا انتهای زندگی مورد بررسی قرار گرفته شده است.
داوودآبادی به متفاوت بودن کتاب «جاسوس بازی» اشاره و تصریح کرد: این مجموعه اطلاعاتی در مورد افرادی است که به اسم خدمت در این مملکت زندگی میکردند و در نهایت خیانتی کرده و فرار کردند و یا اعدام شدند. این کتاب را نوشتم تا بتوانم با ثبت اطلاعات به سرنوشت خیانتکاران پرداخته و آنان را به عنوان درس عبرتی در تاریخ درج کنم و در عین حال به تمام کسانی که از خیانتهای منافقین اطلاعی ندارند و عموما از نسل جوان هستند، آگاهیرسانی کنم. جنایات بیشمار گروهک منافقین پس از سالها برای برخی به فراموشی سپرده شده و مطالعه کتاب یادآوری خوبی در این زمینه است.
وی پیام این مجموعه کتابهای «جاسوس بازی» را مورد بررسی قرار داد و افزود: این کتابها تذکر میدهد که دشمن درونی بیشتر از دشمن خارجی برای مردم و جامعه خطرناک است. «جاسوس بازی» راوی ماجرایی واقعی و تلخ از خیانتهای داخلی است که مطالعه آن سبب تفکر و تامل بیشتر مخاطب میشود، در عین حال سرنوشت شوم کسانی را مطرح میکند که به هر دلیل و انگیزهای به ملت، کشور و خانواده خود خیانت کردند تا بتوانند به دشمن خدمت کنند.
این نویسنده بیان کرد: شاید جاسوسان برای این عمل خائنانه خود توجیه داشته باشند، ولی هیچ چیز دلیل نمیشود. انسان برای خدمت به دشمن به هموطن خود خیانت کرده و آنان را به پای دشمنان و اشغالگران قربانی کند. فرقه جنایتکار منافقین همان افرادی هستند که با شعار ارتش آزادیبخش پا به میدان میگذارند و در نهایت ملت خود را قربانی میکنند. اگر نگاهی به تاریخ اروپا داشته باشیم، ارتش آزادیبخش فرانسه، هیچگاه فرانسویان را نکشت بلکه او در مقابل آلمان ایستادگی کرد، اما آنچه منافقین از آن با عنوان ارتش آزادیبخش یاد میکنند، چیزی جز خیانت به ملت و کشورشان نیست.
داوودآبادی در مورد فرقه جنایتکار رجوی گفت: آنان با اسم حقوق بشر پا به میدان میگذارند، اما عملکردشان هیچ شباهتی به احترام و نگاه انسانی و حقوق بشری ندارد، نسل امروز باید بداند که انقلاب اسلامی برای رسیدن به این مرحله چه خطراتی را پشت سر گذاشته است و چه کسانی به دنبال آسیب رساندن به مردم و جامعه انقلاب اسلامی بودند.
وی تاکید کرد: کتاب «جاسوس بازی» یک آسیبشناسی است و درسهای بزرگی را برای مخاطب به همراه دارد، زیرا سرنوشتهای گوناگونی از جاسوسان خصوصاً گروهک جنایتکار منافقین را مطرح میکند. در این کتاب در مورد، کسانی که در لباس یک رزمنده یا سپاهی وارد شدند و هدف آنان خیانت به ملت بود، صحبت شده است. آنان حتی در هشت سال دفاع مقدس نیز ثابت کردند که هیچ گونه اعتقادی به حمایت از جامعه و مردم ندارند، این نکتهای است که جامعه نوجوان و جوان باید از آن آگاه شود.
این نویسنده به عاقبت جاسوسان اشاره و اظهار کرد: بررسی در سیر زندگی هر کدام از جاسوسان نشان داد هیچ یک از آنها، عاقبت خوبی نداشتند و خوشبختی را هیچگاه لمس نکردند. فرقه جنایتکار منافقین در اواسط عملیات والفجر با ارائه اطلاعات و دشمن (رژیم بعث عراق) سبب شدند تا تلفات سنگینی به جبهه ایران وارد شود و تعداد زیادی از رزمندگان به شهادت رسیدند. این جاسوسان، حتی در زمان موشک باران سالهای ۶۰ روی پشت بام برخی از منازل مستقر میشدند و گرای دقیق به دشمن میدادند. این امر در فیلمی که خودشان گرفته و با افتخار از عملکردشان آن را بارگذاری کردند، قابل مشاهده است.
داوودآبادی به فیلم «ماجرای نیمروز» اشاره و تاکید کرد: نوشتن را با مقالهای که به صورت پژوهشی در مورد فردی با عنوان عباس زریباف به عنوان یک جاسوس از فرقه جنایتکار منافقین بود، شروع کردم. در ادامه این مقاله به کتابی که فیلمنامه «ماجرای نیمروز» از آن ساخته شده، بدل شد. ماجرای خیانتهای بسیار بزرگ زریباف به دست آمده که بخشی از آن در این فیلم به نمایش گذاشته شد.
وی درباره کتاب «جاسوس بازی» تصریح کرد: این اثر دارای روایتهای مختلف از چندین جاسوس است، بنابراین میتواند هر یک از این روایتها را به سوژهای مناسب برای ساخت آثار فرهنگی و سینمایی خوب تبدیل کرد.
کتاب «جاسوس بازی» به زندگی آدمهایی آشنا میپردازد که با انگیزههای مختلف دست به کار جاسوسی زدند. آنان اطلاعات و مسائل و مطالب مهم کشور را به بیگانگان اطلاع دادند. به طوری که در نهایت و برای جبران خسارتهایی که آنها وارد کرده بودند، جانهای بسیاری فدا شدند. خون بیگناهان زیادی ریخته شد و مردم زیادی مجبور شدند تا از خودشان بگذرند تا کشورشان، ایران، سرفراز باقی بماند.
دادگاه رسیدگی به جنایتهای فرقه رجوی، بازخوانی تاریخ رنج مردم ایران از تروریستهایی است که از تحریم و خون همین ملت کاسبی کردند.
به گزارش فراق، ابوالقاسم رضایی فرزند خلیل اله متهم ردیف ۲۴ این دادگاه، قبل از انقلاب، به سازمان ملحق شده و در همین راستا با سعیده شاهرخی، ازدواج تشکیلاتی میکند و مدتی بعد نیز همراه با همسرش، به صورت غیر قانونی از ایران خارج میشود.
از جمله فعالیتها و مسئولیتهای وی عبارت است از:
– عضو بخش به اصطلاح روابط خارجی و اطلاعات نظامی تشکیلات در سال ۱۳۵۸
– مسئول بخش ارتباط گیری با سایر گروههای معاند و ضد انقلاب در سال ۱۳۶۰
– فعالیت در خانههای تیمی به صورت مخفی تا سال ۱۳۶۳
– حضور در آمریکا با هدف فراهم نمودن شرایط نزدیکی نفاق به مقامات آمریکایی در سال ۱۳۶۳
– مسئول شاخه نظامی فرقه تروریستی رجوی در عراق در سال ۱۳۶۵
– شرکت در عملیات تروریستی- نظامی فروغ جاویدان به عنوان مسئول تیم نظامی
نامبرده در حال حاضر از کادرهای مهم فرقه در بخش تامین مالی تروریسم و همچنین قسمت به اصطلاح سیاسی نفاق در کشور آلبانی است.
وی تحت تعقیب اینترپل بوده و دارای اعلان قرمز به شماره A-۴۹۱/۶-۲۰۰۲ است.
اکانت های جعلی که به اسم کانال ها و صفحات حزب اللهی ها و نیروهای انقلاب فعالیت می کنند ولی در واقع، مبدأ آنها آلبانی و فرقه تروریستی مجاهدین و نیز اسرائیل است. ماموریت ویژه آنها این است که به عنوان بچه حزب اللهی ها، شایعه و دروغ بسازند و تحلیل های به ظاهر انقلابی ارائه دهند و با تندترین ادبیات به مخاطبان قالب کنند.
از آغاز انتخابات ریاست جمهوری تا مشخص شدن رئیس جمهور منتخب و از انتخاب وزرا تا معرفی آنان به مجلس شورای اسلامی ، فرقه تروریستی مجاهدین بعنوان یکی از عوامل عملیات روانی سرویس اطلاعاتی موساد بر علیه ایران همچنان درحال فرافکنی و جعل اخبار با هدف ایجاد دو قطبی در جامعه و تضعیف جایگاه رئیس جمهور منتخت، دکتر مسعود پزشکیان است.
چند عکس و فیلم از مردی که ریش دارد را پشت هم گذاشته اند: در یکی از عکسها کنار یک فرد روحانی ایستاده، در فیلمی دیگر در یک جلسه اداری است و در ویدئوی بعدی، دارد ساعت و خودروی لاکچری اش را به رخ میکشد و سپس او را در جمع چند دختر جوان در یک پارتی شبانه میبینیم و در تصویر بعدی، جامهای شراب را به هم میزنند و…
کانالی که اینها را منتشر کرده زیرش نوشته: «این هم محسن پاک نژاد وزیر پیشنهادی پزشکیان برای وزارت نفت» و سپس پرسیده: معلوم نیست این ظریف آمریکایی چه خوابی برای آینده نظام و انقلاب دیده که این افراد را به پزشکیان قالب کرده است!
پست موبایل به موبایل میچرخد و کمتر کسی به خود زحمت میدهد که نام محسن پاک نژاد را سرچ کند و ببیند که شخص داخل عکس و فیلم ها، اصلاً او نیست و لابد خیلیها هم باور میکنند!
اکانتهای جعلی که به اسم کانالها و صفحات حزب اللهیها و نیروهای انقلاب فعالیت میکنند، ولی در واقع، مبدأ آنها آلبانی و فرقه تروریستی مجاهدین و نیز اسرائیل است. ماموریت ویژه آنها این است که به عنوان بچه حزب اللهی ها، شایعه و دروغ بسازند و تحلیلهای به ظاهر انقلابی ارائه دهند و با تندترین ادبیات به مخاطبان قالب کنند.
بسیاری از مخاطبان نیز به هوای این که این پستها از سوی دلسوزان نظام منتشر شده، یا آنها را بازنشر میکنند و یا خطی که توسط آنان داده شده را دنبال و تقویت میکنند. به این ترتیب، بخشی از حزب اللهیهای عمدتاً جوان، بی آن که بخواهند، در عمل به پیاده نظام بی جیره و مواجب مریم رجوی و فرقه تروریستی و واحد عملیات روانی موساد تبدیل میشوند.
اکنون میتوان فهمید که کلیت این بازی تکراری توسط اکانتهای اجارهای تابلودار و ناشناس وابسته به سرویسهای اطلاعاتی و نیز گروههای همپیمان با آنان از قبیل لشکر سایبری مجاهدین و سلطنتطلبان است.
بنابراین بعنوان یک راه کار برای مبارزه با چنین اقدماتی باید در تیم رسانهای دولت، واحدی برای پدافند رسانهای ایجاد شود. این واحد باید با کمک نیروهای اطلاعاتی، اکانتها و صفحاتی را که از سوی مجاهدین یا موساد با عناوین دینی و انقلابی ایجاد شده اند و ظاهری ولایی و انقلابی و ارزشی دارند، شناسایی و مستمراً به مردم معرفی کنند. همچنین پستهای آنان را با علامت ویژه «جعلی» اطلاع رسانی کنند.
بدین ترتیب با این کار بعد از مدتی مخاطبان یاد میگیرند که نباید به هر کانال و صفحهای که عکس رهبری و شهید سلیمانی و بین الحرمین را آن بالا گذاشته و خود را انقلابی میخواند، اعتماد کنند. این رصد و اطلاع رسانی باید مستمر و هوشمندانه باشد.