این وبلاگ برآن است چهره واقعی این جریان تروریستی را درسرسپاری به قطب های استعماری جهان ، بطور شفاف به تصویر بکشد ... (مصطفی آزاد)
دوستان و مراجعین محترم وبلاگ ، قابل ذکر هست این وبلاگ درادامه وبلاگ ghased1393.mihanblog.com و به جهت تعطیلی سایت میهن بلاگ ایجاد گردید . ضمن اینکه با آدرس دوم ghased1393.blogsky .com هم در این مسیر پیش می رویم ...
براساس شواهد و اسناد مختلف، یکی از راهبردهای کلیدی جریانها و گروهکهای تروریستی برای بقا، هدفگیری عمدی و سیستماتیک نوجوانان، دانشآموزان و جوانان است.
به گزارش فراق، آنان با علم به شکلپذیر بودن ذهن و باورهای این گروه سنی، همواره تلاش میکنند تا با تحریف واقعیتها و ارائه یک ایدئولوژی انحرافی، آنان را به ابزاری برای اهداف شوم خود تبدیل کنند.
مبانی این راهبرد مخرب:
۱- هدفگیری ذهنهای شکلپذیر: گروهکهای تروریستی، کودکان و نوجوانان را چونان «کاغذ سفید» میبینند که میتوان هر اندیشه انحرافی را بر آن نقش زد. این جریانها با دور کردن نوجوانان از محیط امن خانواده و سیستم آموزشی سالم، سعی در شستشوی مغزی و قطع ارتباط عاطفی و فکری آنان با جامعه دارند.
۲- تخریب مبانی فکری و هویتی: تروریستها با حمله به ارزشهای اصیل ملی، مذهبی و فرهنگی جامعه، سعی در ایجاد خلأ هویتی در نوجوانان داشته و سپس با پرکردن این خلأ با ایدئولوژی خشونتآمیز و بیگانه، آنان را به سربازانی مطیع و فداکار برای اهداف تروریستی تبدیل میکنند.
۳- سوءاستفاده از احساسات: نوجوانان و جوانان، به دلیل روحیه هیجانی و شور، در معرض سوءاستفاده گروهکهایی قرار میگیرند که با شعارهای فریبنده، مسیر خشونت و ترور را به آنان نشان میدهند. منافقین پس از انقلاب اسلامی با همین حربه، عمدتاً به سراغ دانشآموزان و دانشجویان رفتند.
۴-محو کردن اختیار و تفکر انتقادی: در این ساختارهای تروریستی، از افراد خواسته میشود تا اختیار و تفکر مستقل خود را کامل تسلیم سرکردگان گروهک کنند. نوجوانان به دلیل تجربه کمتر، بیشتر در دام این تقاضای اطاعت مطلق میافتند و بهراحتی تحت کنترل روانی قرار میگیرند.
تاریخ فعالیت گروهکهای تروریستی مانند منافقین، نشان میدهد که حمله به قشر نوجوان و جوان، در واقع حمله به آینده و پایههای فکری جامعه است. این تجربه، اهمیت حفظ و تقویت هویت ملی-مذهبی نسل جوان، ارتقای سواد رسانهای و قدرت نقد، تقویت بنیان خانواده و هوشیاری نهادهای آموزشی در برابر تلاشهای نفوذ و شستشوی مغزی توسط گروههای انحرافی و تروریستی را بیش از پیش آشکار میسازد. آگاهیبخشی به نوجوانان درباره اینگونه راهبردهای فریبنده، امری ضروری برای مصونیت بخشیدن به آنان و حفظ امنیت فکری جامعه است.
رئیس دادگاه رسیدگی به اتهامات منافقین گفت: دادستان کشور آلبانی در پی تحرکاتی که اعضای کادر مرکزی این سازمان علیه تمامیت ارضی ایران انجام دادهاند، علیه کادر مرکزی آن اعلام جرم کرده است، جرم مذکور تحریک به جنگ و تشویق به آن است که این اقدام دامنه آن در عرصه بینالمللی نیز مورد پیگیری قرار میگیرد.
به گزارش فراق، پنجاهودومین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات ۱۰۴ نفر از اعضای سازمان مجاهدین خلق موسوم به منافقین و همچنین ماهیت این سازمان بهعنوان یک شخصیت حقوقی، روز سهشنبه (۳۰ دیماه ۱۴۰۴) در شعبه یازدهم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی حجتالاسلام والمسلمین امیررضا دهقانی و مستشاران دادگاه مرتضی تورک و امین ناصری، با حضور وزیری نماینده دادستان، خانواده شهدا و وکلای آنها و همچنین وکلای متهمان در مجتمع قضایی امام خمینی (ره) بهصورت علنی برگزار شد.
اغتشاشات اخیر بار دیگر برای صفزدگان گورستان تیرانا ثابت کرد که منافقین (مجاهدین خلق) برای همیشه به زبالهدان تاریخ سپرده شدند.
به گزارش فراق، در اوج توطئه آمریکایی-صهیونی اخیر، نامی از منافقین در میان نبود و حتی آشوبگران هم حاضر به بردن نام آنها نبودند که این موضوع به شدت مناسبات درون این گروهک خائن و مزدور را به هم ریخته است. این روزها، عجوزه هزار شوهر و کهنسالان آلبانی درگیر یک چرخه مرگ هستند و به هر سو که روی میآورند، جز طرد شدن از سوی مردم ایران، نتیجه دیگری نمیبینند.
ماهیت این گروهک بر پایه مزدوری و خیانت بنا شده است. آنها همواره نه تنها از تحریمهای ملت ایران استقبال کردهاند بلکه فعالانه در تلاش بودند تا هرگونه مسیر تنشزدایی میان ایران و غرب را نیز مسدود کنند. البته حمایت برخی مقامات غربی از این گروه نیز عمدتاً ماهیتی ابزاری و مالی داشته است. منافقین در این تعاملات، صرفاً ابزاری ارزانقیمت برای پیشبرد اهداف ضدایرانی بودند. این استمرار خیانت، آنها را به بازیچههایی در دست دشمنان ایران تبدیل کرده است. اعضای این گروهک امروز در تبعیدی تحمیلی در آلبانی به سر میبرند؛ محفلی که بیش از هر چیز یادآور گورستانی است که سرنوشت خیانتکاران را به نمایش میگذارد. سرنوشت خیانتکاران هم، مرگ و فراموشی است، و آنها اکنون در تبعیدگاه خود، پژواک همین سرنوشت را فریاد میزنند.
واژه «تروریسم»، «اقدامات تروریستی»، «گروه های تروریستی» و واژگانی از این قبیل در چند روز اخیر به طور متعدد در ادبیات سیاسی، مطبوعاتی و رسانه ای کشور مورد استفاده قرار گرفته است.
به گزارش فراق، بهره گیری از این مفاهیم و واژگان نه از منظر عملیات روانی یا بهره برداری های سیاسی بوده است بلکه واقعیت های رخ داده در میدان که نه از دید دوربین ها و نه از دید مردم پنهان ماند گویای آن است که آنچه روی داد خشونتی زایدالوصف و عریان با بهره گیری از انواع ابزارهای ارعاب بوده است. حجم بی سابقه حمل انواع سلاح گرم و سرد و استفاده از آن در خیابان، علیه مردم و علیه نیروهای حافظ نظم و امنیت، سوزاندن و مثله کردن پیکرهای افراد در انظار عمومی و بریدن سرهای افراد مختلف، تخریب اموال عمومی مانند خیابان ها، وسایل نقلیه عمومی، آمبولانس ها و بیمارستان ها، حمله به مردم و منازل آنها با سلاح و تهدید و ضرب و شتم و حتی قتل آنها، به آتش کشاندن وسیع مغازه ها و اماکن ارتزاق شهروندان و خودروهای آنان، از جمله اقدامات بسیار خشونت بار و بی سابقه ای بود که در چند روز اخیر در برخی از شهرهای کشور رخ داد. جالب آنکه آنچه روی داد بسان اتفاقات تلخی است که در دهه ۶۰ شمسی، توسط گروه های مختلف مسلح و تروریست مانند منافقین(مجاهدین خلق) و گروه های مسلح تجزیه طلب غرب کشور در نقاط متعددی از ایران روی داد.
در این خصوص عیسی آزاده، عضو نجات یافته از گروهک منافقین در جلسه ۴۹ محاکمه منافقین در ایران اظهار داشت: چند موضوع را باید به استحضار دادگاه برسانم که خودم شاهد آنها بودم و دیدم. یکی در رابطه با کشتاری که در بیمارستان اسلامآباد غرب است. دو فرمانده محور فعال آنجا وجود داشت که همه کارها را انجام میدادند؛ کنترل شهر و بیمارستان نیز در دست آنها بود. یکی افسانه شاهرخی که الان در آلبانی است و یکی هم به نام فاطمه رمضانی یا سرور همسر سابق محمد سیدالمحدثین بود. این دو نفر آن جنایت عجیب و غریب غیرانسانی را در اسلامآباد رخ دادند و حتی مجروحین را کشتند.
وی افزود: موضوع دیگری که من از فاصله ۵۰ متری شاهدش بودم این بود که پنج نفر را در دشت حسنآباد گرفتند و معلوم نبود که این ۵ نفر بسیجی بودند یا مردم عادی. روز چهارم از طرف محمود عطایی دستور آمد که اسرا اعدام شوند. شخصی به به نام کاتیسا معروف به حسام شهیدزاده اهل خوزستان که در حال حاضر در قید حیات است این پنج نفر را به رگبار بست و اعدام کرد. اسم و رسم آن شهدا را نمیدانم.
عضو نجات یافته از گروهک منافقین گفت: در جریان عملیات فروغ جاویدان محمدالمحدثین با کد مریم پیام داد که هیچ اسیری همراه خود نمیبریم، تمام زخمیهای خودمان را بگذارید کنار جاده و به جز افرادی که داوطلبانه خواهان پیوستن به ما هستند، الباقی را بکشید.
کتاب «جهنم منهای من» روایت داستانی تکاندهنده از درون سازمان مجاهدین خلق توسط انتشارات بهنشر منتشر و روانه بازار کتاب شد.
به گزارش فراق، کتاب «جهنم منهای من» به نویسندگی حمیدرضا سهیلی، داستانی عمیق و تکاندهنده است که در آن، روایت سقوط و بازگشت انسانهایی به تصویر کشیده میشود که به نام آرمان، همه چیز را فدای اطاعت کورکورانه کردهاند. این رمان با نگاهی صادقانه به درون سازمان مجاهدین خلق، پرده از رازهایی برمیدارد که تا پیش از این، کمتر شنیده شده است.
این رمان، داستان فردی را روایت میکند که در مأموریتی سنگین به مشهد سفر میکند و آخرین دیدارش را با کسی که روزگاری نزدیکترین همراه او بوده، انجام میدهد. اما تقدیر آسمانی در میانه راه، سرنوشت او را تغییر میدهد. در لحظات واپسین زندگیاش، او با مرگ مواجه میشود، درست پیش از آنکه بتواند مأموریت خود را به انجام برساند.
کتاب «جهنم منهای من» به شکل بیرحمانهای درون سازمان مجاهدین خلق را بررسی میکند، جایی که عشق و محبت ممنوع است و اعضا از امید و هویت تهی میشوند. در این داستان، جایی که مادری جرم محسوب میشود و دین و اختیار انسان قربانی اطاعت بیچون و چرا میشود، شخصیتهای اصلی به جهنم خود میرسند.
با این حال، این رمان تنها روایت سقوط نیست.«جهنم منهای من» همچنین قصهای از بازگشت و امید است. داستان بازگشت زنی که هنوز دلش به ایمان و امام رضا (ع) گره خورده است و در لحظهای میان زمین و آسمان، دوباره راه را پیدا میکند. این داستان در نهایت به ما نشان میدهد که حتی از دل جهنم هم، اگر «من» به خدا برگردد، راهی به سوی نور و امید وجود دارد.
کتاب «جهنم منهای من» در ۱۶۸ صفحه و در قطع رقعی با قیمت ۲۱۰ هزار تومان توسط انتشارات بهنشر منتشر شده است. با توجه به عمق موضوعات مطرح شده و نگاهی صادقانه به وقایع تلخ و تاریک، این رمان برای کسانی که به دنبال داستانهایی با مضامین انسانشناسی و بازگشت به ایمان هستند، مناسب است.
علاقهمندان برای تهیه کتاب و مشاهده سایر آثار انتشارات بهنشر میتوانند به وبسایت رسمی www.behnashr.ir یا فروشگاههای کتاب این انتشارات در سراسر کشور مراجعه کنند.
«مسئولان کشور همگی همکاری کردند و ملّت نیز حرف آخر را زد و با وحدت خود، کار را بهطور قاطع تمام کرد.» گزاره پنج کلمهای «ملّت کار را تمام کرد» را میتوان نقطه پایان فتنه آمریکایی-صهیونی دیماه ۱۴۰۴ ایران دانست. حالا ایرانِ یکپارچه میتواند مفتخر به مردمش باشد و پیروزی را جشن بگیرد.
۲۲ دیماه و حضور میلیونها نفر از مردم ایران در خیابانها علیه اقدامات آشوبگران و تروریستهای مسلح وابسته به سرویسهای امنیتی اسرائیل و آمریکا چیزی در تراز ۲۲ بهمن است. ۲۲ بهمن جشن انقلاب است و ۲۲ دی هم جشن غلبه بر فتنه آمریکایی و صهیونی؛ فتنهای که در پی بلعیدن و تجزیه ایران بود. با اینهمه اما این جشن پیروزی به معنای اتمام کار نیست.
هرچند بخش زیادی از عوامل میدانی و مجری اقدامات تروریستی اخیر به دام افتاده و شبکه آن در کف خیابان فعلاً از انتفاع عملیاتی خارج شده؛ اما اقدامات آمریکا و رژیم صهیونی بهعنوان کارفرمای اصلی و پیمانکار منطقهای آن تمام نشده است.
این پروژه قرار بود حلقه واسط آشوب داخلی به مداخله خارجی باشد. طرح تروریستیِ اخیر قرار بود در جنگ ۱۲روزه فعال شود اما بهدلیل واکنش یکپارچه مردم علیه دشمن صهیونی، زمینه فعال شدن آن فراهم نشد. پس از عبور به سلامت کشور از جنگ ۱۲روزه در دیماه بستر مناسبی برای فعال شدن این طرح فراهم شد. طرحی که قرار بود ناکامی دشمن در جنگ ۱۲روزه را جبران کند.
با همه اینها این پروژه، هم در تدارک جنگ داخلی و حرکت به سمت تجزیه شکست خورد و هم در اتصال مداخله خارجی به ناآرامی داخلی. اولی مدیون حضور بهموقع و میلیونی مردم در ۲۲ دی بود و دومی هم مدیون آمادگی، دست پُر و اراده نیروهای مسلح که هزینه تجاوز را برای دشمن بهشدت بالا بردند.
حالا هرچند طرح آمریکایی-صهیونی در انداختن آتش به داخل ایران شکست خورده اما نکته مهم آنجاست که دشمن از دنبال کردن رویاهای شوم خود برای ایران دست برنداشته است. بههمیندلیل جشن پیروزی نباید اردوگاه بزرگ ایران اسلامی را غافل کند؛ چه در سطح مسئولان دولتی و نظامی و حاکمیتی، و چه در سطح ملّت ایران. ۲۲ دی اثبات کرد هسته سخت ۹۰میلیونی کشور آماده است. در همین تراز هم لایه نظامی، حاکمیتی و دولتی باید همچنان هوشیار و آماده باشند. دشمن هرچند در میدان عقب کشیده اما این چیزی از دشمنی و خباثت او کم نمیکند.
تجربه جنگ ۱۲روزه برای بار چندم نشان داد هیچ اعتمادی به اظهارات و مواضع کسی نیست که در میان مذاکرات دیپلماتیک مشغول طراحی جنگ بود. شواهد و قرائن هم در لایههای اجتماعی و مردمی و هم در لایههای دولتی، نظامی و نیروهای مسلح نشان میدهد کسی در ایران نه مرعوب تهدیدات و لافزنیهای دشمن میشود و نه فریب نمایشهای رنگارنگ آن را میخورد.
ملّت بصیر ایران به نیکی میدانند که با چه دشمن فریبکار، بدعهد و دروغگویی مواجه است، همان دشمنی که خود میکُشد و خود برای کشتگان میگرید! چاره مقابله با چنین دشمنی، فقطوفقط هوشیاری و اقتدار است. این هوشیاری باید در کنار جشن پیروزی برای پایان بساط فتنه داخلی قرار گیرد.
جمع شدن بساط فتنه داخلی بهخوبی اثبات کرد ملّت و مسئولان ایران میتوانند از پس عظیمترین طرحهای شیطانی دشمن هم برآیند به شرط وحدت و ایمان. به تعبیر حضرت حق در آیه ۱۳۹ آل عمران: «لا تَهِنُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنینَ…»
در دفترچه یادداشتهای به دست آمده از اعضای گروهک مجاهدین در عملیات مرصاد، یکی مربوط به زندگینامه دختری بود که با دلایلی غیرقابل پذیرش برای خودش به وطن خیانت کرد.
به گزارش فراق، این دختر در بخشی از خاطراتش نوشته بود که حمله به ایران از نظر من قابل تحلیل نیست؛ اما چون مسعود گفته، اطاعت کردم. این نشان میدهد که خیلی از اعضای منافقین برای کارهایشان به تحلیل منطقی نمیرسیدند و کورکورانه دستورهای پوچ رجوی را اطاعت میکردند.
پس از اعلام موافقت ایران با قطعنامه ۵۹۸، ارتش عراق بهطور همزمان، در جبهه جنوبی و میانی حملاتی را آغاز کرد. در جبهه جنوب، هدف دشمن تصرف اهواز و حداقل تصرف خرمشهر بود، که نیروهای خودی تلاش دشمن را ناکام گذاشتند. در جبهه میانی، هدف دشمن زمینهسازی برای هجوم مجاهدین خلق بود. در این جبهه ارتش عراق با حمله به خطوط پدافندی خودی، آنها را سرگرم کرده بود تا منافقین بتوانند از نقطه دیگری، پس از شکستن خط بهوسیله ارتش عراق، حرکت خود را آغاز کنند.
پس از شکسته شدن خط خودی در منطقه سر پل ذهاب در حمله ارتش عراق، نیروهای منافقین بدون آنکه با مانعی روبرو باشند، سوار بر خودروها بهسوی کرمانشاه حرکت کردند و تا تنگه چهار زبر پیش رفتند.
در آن وضعیت، درحالیکه توقف حملات عراق در جنوب قطعی نشده بود، بخش از مدافعین جنوب، راهی غرب کشور شدند و همراه با نیروهای مردمی، عملیات مرصاد را برای سرکوب منافقین اجرا کردند.
در این عملیات که در تاریخ ۴ مرداد ۱۳۶۷ با فرماندهی سپاه و پشتیبانی هوانیروز ارتش اجرا شد، رزمندگان از سه محور به منافقین حمله کردند و در دو مرحله به سرکوب نیروهای ضدانقلاب پرداختند.
حجتالاسلام عبداله حاجی صادقی، نماینده ولیفقیه در قرارگاه قدس در دوران دفاع مقدس در این خصوص روایت میکند: عملیات مرصاد چهلوهشت ساعت بیشتر طول نکشید؛ چون صدام منافقین را فریب داده و با خیال خام و بدون تدبیر، به سمت کرمانشاه روانه کرده بودند. به منافقین گفته بودند، کار نظامی لازم نیست، کار حکومت ایران تمامشده است!
یکی از اعضای اصلی منافقین در کرند، سخنرانی کرده بود که مردم، ما داریم حرکت میکنیم، سخنرانی بعدی را در کرمانشاه و بعد هم در تهران خواهیم داشت.
در نقشههایی که از ماشین استیشن آنها به دست آمد، مسیر حرکت آنها تا تهران مشخصشده بود. فرماندهانشان هم به آنها خط میدادند که وقتی به تهران رسیدند، چه مکانهایی را باید منهدم کنند. عواملی هم در داخل به آنها گفته بودند که چه وقت وارد تهران شوند و چه محلهایی را بگیرند.
فکر میکردند که به همین سادگی است! وقتی با مقاومت و هجوم رزمندگان اسلام، اعم از سپاه، ارتش و نیروهای بسیج روبرو شدند، عده زیادی از آنها کشته یا اسیر شدند و عدهای هم به عراق فرار کردند.
واقعیت این است که آنها خیال داشتند کشور را تصرف کنند. الآن هم با همین تصورات میخواهند به مردم فشار بیاورند. هنوز آمریکاییها واقعیت انقلاب اسلامی را نفهمیدهاند؛ میگویند اگر به مردم فشار بیاوریم، مردم انقلاب را میشکنند.
منافقین در این عملیات خیلی زود شکست خوردند. ما حتی سه چهار روز پس از عملیات، در دشتها و بیابانهای منطقه به دنبال پیدا کردن منافقین فراری بودیم. آنها وقتی در جاده به بنبست خوردند و زیر آتش شدید رزمندگان اسلام قرار گرفتند و محاصره شدند، بهطرف کوهستانهای اطراف منطقه فرار کردند و مخفی شدند.
فرماندهان ما همیشه در وضعیتهای سخت کنار رزمندگان میماندند و حتی شهید میشدند؛ ولی فرماندهان منافقین وقتی متوجه شدند دیگر نمیتوانند کاری از پیش ببرند، نیروهای شکستخورده را در بیابانها رها کردند و گریختند، که تعداد زیادی از آنها به اسارت درآمدند و کشته شدند.
آنها در یک ستون، از مسیر اصلی تا گردنهای که با رزمندهها مواجه شدند، پیش آمدند. بیشترین کشته را در همان گردنه دادند. ماشینهای آنها متلاشیشده و بسیاری از آنها اسیر شدند.دفترچه یادداشتهایی از آنها به دست آمد. من هنوز سه تا از آن دفترچهها را دارم؛ یکی دفترچه شعری در تعریف و تمجید از مسعود رجوی و تفکر او بود و یکی دیگر، مربوط به زندگینامه دختری بود که در این عملیات کشته شد.این دختر در بخشی از خاطراتش نوشته بود که حمله به ایران از نظر من قابلتحلیل نیست؛ اما چون مسعود گفته، اطاعت کردم. این نشان میدهد که خیلی از منافقین برای کارهایشان به تحلیل منطقی نمیرسیدند.
در سازمان، تحلیل تا جایی اعتبار داشت که تدبیری از ناحیه رجوی نیامده باشد! من با خواندن این دفترچه غصه خوردم که چرا عدهای، احساسات پاک انسانی را به انحراف میکشند! چیزی که بعدها ما در گروههای داعشی دیدیم.
منبع:
موحد علوی، علیرضا، تاریخ شفاهی دفاع مقدس: روایت عبدالله حاجی صادقی، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی: مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس، تهران ۱۴۰۲، صص ۲۷۴، ۲۷۵، ۲۷۶، ۲۷۷
راننده میگفت نزدیک بیمارستان حافظ بودند که دو دختر فریاد زدند بمب! اتوبوس را که کنار خیابان پارک کرد، دو دختر از اتوبوس پیاده شدند و چیزی را داخل اتوبوس انداختند. بمب منفجر شد و در اثر آتشسوزی اتوبوس، ۱۷ مسافر، شهید و مجروح شدند. در جریان این حادثه تروریستی ۲ کودک خردسال شهید و نزدیک به ۱۰ خانم مجروح شدند. این حادثه در دی ماه ۱۴۰۴ اتفاق نیفتاده، اما شباهت زیادی به اتفاقاتی دارد که این روزها در برخی خیابانها در حال وقوع است. اتفاقی که در مهر ۶۰ برای یک اتوبوس در شیراز افتاد، این روزها با همان خشونت علیه مردم عادی در حال وقوع است. شبهتروریستهایی که به نام اعتراض، ماشینهای مردم را متوقف میکنند، آتش میزنند، کودکان خردسال را به شهادت میرسانند، زن جوان را زنده زنده در آتش میسوزانند و به اسم اعتراض یک کارمند عادی در ساختمان را سلاخی میکنند. برای مردم ایران، این جنایتهای کور چندان ناشناخته نیست. این بار اگرچه این جنایتها به اسم فراخوانهای پهلوی در حال وقوع است، اما از همان فرمولی تبعیت میکند که سازمان موسوم به مجاهدین(منافقین) در تابستان ۶۰ در ایران رقم زد و در این فقره پهلویها و منافقین در یک خط قرار گرفتهاند. چه بسا عملیات مهندسی که با فراخوان پهلویها در حال وقوع است، فضاحت بیشتری دارد؛ چراکه جنایاتی که منافقین در تابستان و در فرایندی چند ماهه رقم زدند، تنها در عرض چند ساعت و در چند شب به وقوع پیوسته است. همین شباهت حافظه تاریخی را به سالهای دهه ۶۰ میبرد.
به گزارش فراق، فرهیختگان به همین بهانه مروری کرده بر عملیات تروریستی که منافقین در دهه ۶۰ رقم زدند که این همانیسازیهای زیادی با رویدادهای این روزها در خیابانهای ایران دارد.
تکرار بمبگذاری مهر ۶۱ در درمانگاه شیراز
ساعت ۸ و نیم شب مهر ماه سال ۶۱، صدای مهیبی در تهران شنیده میشود. انفجاری در میدان امام خمینی رخ میدهد که تا ۲۰ کیلومتری جاده کرج شنیده میشود. انفجار تا شعاع یک کیلومتری، شیشه اغلب منازل، مغازهها، ادارات را میشکند. بمب دقیقاً در محل حضور آوارگان جنگ تحمیلی تعبیه شده بود. شاهدان میگفتند بمب در یک کامیون ۱۰ تنی، مقابل مسافرخانه، محل حضور ساکنان، تعبیه شده بود. در اثر این انفجار ۸۰ نفر شهید میشوند و مجروحان نیز ۲۱۷ نفر اعلام شده بودند. عملیات اطفا و نجات مردم تا ۸ونیم صبح روز بعد ادامه پیدا میکند. رئیس وقت شهربانی اعلام کرد این انفجار بزرگترین انفجار تا آن زمان در تهران بود. بمبگذاریای که تنها برای ترور آوارگان جنگ تحمیلی در مسافرخانه زیبا طراحی شده بود.
واژه «تروریسم»، «اقدامات تروریستی»، «گروه های تروریستی» و واژگانی از این قبیل در چند روز اخیر به طور متعدد در ادبیات سیاسی و مطبوعاتی و رسانه ای کشور مورد استفاده قرار گرفت.
به گزارش فراق، بهره گیری از این مفاهیم و واژگان نه از منظر عملیات روانی یا بهره برداری های سیاسی بوده است بلکه واقعیت های رخ داده در میدان که نه از دید دوربین ها و نه از دید مردم پنهان ماند گویای آن است که آنچه روی داد خشونتی زایدالوصف و عریان با بهره گیری از انواع ابزارهای ارعاب بوده است. حجم بی سابقه حمل انواع سلاح گرم و سرد و استفاده از آن در خیابان، علیه مردم و علیه نیروهای حافظ نظم و امنیت، سوزاندن و مثله کردن پیکرهای افراد در انظار عمومی و بریدن سرهای افراد مختلف، تخریب اموال عمومی مانند خیابان ها، وسایل نقلیه عمومی، آمبولانس ها و بیمارستان ها، حمله به مردم و منازل آنها با سلاح و تهدید و ضرب و شتم و حتی قتل آنها، به آتش کشاندن وسیع مغازه ها و اماکن ارتزاق شهروندان و خودروهای آنان، از جمله اقدامات بسیار خشونت بار و بی سابقه ای بود که در چند روز اخیر در برخی از شهرهای کشور رخ داد. جالب آنکه آنچه روی داد بسان اتفاقات تلخی است که در دهه ۶۰ شمسی، توسط گروه های مختلف مسلح و تروریست مانند منافقین (مجاهدین خلق) و گروه های مسلح تجزیه طلب غرب کشور در نقاط متعددی از ایران روی داد.
به واقع، حتی اگر موضوع حمایت بی سابقه و آشکار دولت های متخاصم خارجی (آمریکا و رژیم صهیونیستی) از آشوب طلبان و ارعاب کنندگان و هدایت اقدامات علیه امنیت ملی از فراسوی مرزها را به کناری بگذاریم، افعال ارتکابی روزهای گذشته از منظر حقوقی می تواند به مثابه اقدامات تروریستی یا افعال هم رده با آن قرار بگیرد و از این منظر مورد محاسبه قرار بگیرد.
با اینکه واژه تروریسم و معادل دقیق آن در صدر اسلام و تشریعات آن عصر، تعبیری غیررایج بوده است، لیکن تعبیرهایی در قرآن کریم و میراث حدیثی مسلمانان و فقها به چشم می خورد که بسیار نزدیک به مفهوم کنونی تروریسم هستند. مصطلحاتی همچون «محاربه»، «بغی»، «فتک» و «اغتیال» از نظر محتوا و مفهوم شباهت زیادی به واژه تروریسم دارند. این مفاهیم شامل عناصری از قبیل اعمال خشونت، ایجاد کردن رعب و وحشت، استفاده از سلاح و تخریب نظم و امنیت عمومی جامعه هستند و به همین جهت، از منظر برخی، معادل تروریسم تلقی و شمرده شده اند.
محاربه در تعاریف فقها به معنای اشتهار سلاح (اسلحه کشیدن) با هدف ایجاد در ترس در میان مردم است و کسی که به چنین اقدامی دست می زند «محارب» است. آنان به استناد به آیات قرآن (آیه ۳۳ سوره مائده) مجازات چنین فردی را مرگ و یا تبعید معرفی می کنند. بغی یا خروج نیز به معنای عصیان و شورش علیه امام مشورع و حاکم جامعه مسلمین است و فردی که مرتکب آن شود هم «باغی» نامیده می شود. برخی از فقها حکم به کفر و برخی حکم به فسق باغیان داده اند. در قانون مجازات اسلامی ایران هم برای چنین افرادی مجازات اعدام و حبس در نظرگرفته شده است. در حقیقت در تبیین مفهوم محاربه و تفاوت آن با مفاهیم دیگری مانند بغی باید گفت که محاربه، جنگیدن و ترساندن مردم است اما باغی به دنبال جنگ با حاکم جامعه است. این دو مفهوم، از نظر پژوهشگران اندیشه سیاسی و فقه سیاسی با مفهوم نافرمانی مدنی تفاوت دارد. برخی از این پژوهشگران عقیده دارند که نافرمانی یا مقاومت مدنی با هدف تغییر یک قانون یا اصلاح یک سیاست و تصمیم و مانند آن انجام می شود و هدف از آن براندازی نظام سیاسی یا ایجاد رعب و وحشت در بین آحاد جامعه نیست. به بیانی دیگر، نافرمانی مدنی همان اعتراض مسالمت آمیز مردم یا بخشی از مردم است و مصداق بغی یا محاربه نیست.
آشوب و اغتشاش در کشور، بستری برای اقدامات و عمل گروههای ترویستی شد تا علاوه بر اقدامات داعشگونه علیه نیروهای انتظامی و امنیتی، مردم عادی هم طعمه خوی جنایتکارانه عمال صهیونیستی شوند.
به گزارش فراق، بنابر اطلاع منابع آگاه در پی طراحی آمریکا و دشمن صهیونی در ایجاد آشوب و اغتشاش و فعال کردن گروههای تروریستی در کشور متأسفانه تعداد شهدای حملات داعش گونه چند شب گذشته در تهران و شهرستانهای درگیر در اغتشاشات قابل توجه است.
طبق مستندات به دست آمده، قرار بود آشوب و اغتشاش، بستری برای اقدامات و عمل گروههای تروریستی باشد تا علاوه بر اقدامات داعشگونه علیه نیروهای انتظامی و امنیتی که منجر به شهادت شمار زیادی از این نیروها شد، از میان حاضران در خیابانها اعم از زنان و کودکان و رهگذران، کسبه و راکبان وسایل نقیله و همچنین مشارکت کنندگان در اعتراض و آشوب و اغتشاش هم شمار بالایی کشته شوند.
از همین رو اقدامات تروریستی گسترده نظیر حمله به کسبه و مغازهها و فروشگاههای درحال فعالیت، انبارها، وسائل حمل ونقل عمومی، مراکز دولتی و انتظامی، پایگاههای بسیج و کلانتریها، به شدیدترین روشهای جنایتکارانه در دستور کار قرار گرفته و به مرحله اجرا گذاشته شد.
بعضی از این جنایتها به علت قساوت آمیز بودن یادآور جنایتهای منافقین و ترورهای کور مردمی آنان در دهه ۶۰ است. در این اقدامات تروریستی، انواع سلاحهای گرم و سرد، مواد منفجره دست ساز، قمه، تبر، چاقو، تیغ که عوامل مرتبط با آمریکا و رژیم صهیونیستی در روزهای گذشته نحوه ساخت و بکارگیری آنها را به طور گسترده در فضای مجازی و شبکههای تحت فرماندهی خود آموزش دادهاند از سوی تروریستهای حاضر در میدان بکار گرفته شده است؛ بنابراین گزارش، تروریستها علاوه بر قتل و کشتار با سلاحهای گرم و سرد در مواردی با قطع سر یا خفگی، یا آتش زدن مردمسعی در ایجاد رعب و وحشت داشتند.