قاصد1393

افشاگری و تحلیل و تبیین عملکرد گروهک تروریستی مجاهدین خلق ، مصطفی آزاد

قاصد1393

افشاگری و تحلیل و تبیین عملکرد گروهک تروریستی مجاهدین خلق ، مصطفی آزاد

این وبلاگ برآن است چهره واقعی این جریان تروریستی را درسرسپاری به قطب های استعماری جهان ، بطور شفاف به تصویر بکشد ... (مصطفی آزاد)

دوستان و مراجعین محترم وبلاگ ، قابل ذکر هست این وبلاگ درادامه وبلاگ ghased1393.mihanblog.com و به جهت تعطیلی سایت میهن بلاگ ایجاد گردید . ضمن اینکه با آدرس دوم ghased1393.blogsky .com هم در این مسیر پیش می رویم ...

۲۶۹ مطلب با موضوع «فرقه رجوی و جداشدگان» ثبت شده است

  • ۱
  • ۰

در سال ۱۴۰۰  سرمایه گذاری عظیمی توسط فرقه تروریستی مجاهدین برای پیشبرد عملیات روانی بر علیه مردم ایران در راستای اهداف آمریکا تعریف و تبیین گردید. بنحویکه وقاحت و دریدگی بیش از حد رهبران فاسد و بدنام مجاهدین در حمایت آشکار از تحریم های آمریکا و فشار حداکثری این کشور بر علیه مردم ایران نیز ناشی از توهم آنان از حضور مجددا ترامپ در کاخ سفید بود تا شاید خواب ها و آرزوهای چند دهساله خود را تحقق بخشند.

اما شکست طرح فشار حداکثری تحریم آمریکا بر علیه ایران در طول ۱۰ سال گذشته که با مقاومت بی نظیر و ستودنی مردم مواجه گردید و بارها توسط مسئولین دولت بایدن به زبان آورده شد شرایطی را فراهم کرد که جست و خیزهای فریبکارانه خبری مجاهدین در فضای مجازی تاثیرات خودش را از دست داد تا پیش از گذشته منفوریت این گروه را به رخ سران گروهک بکشد.  

بدین ترتیب فرقه رجوی نه تنها در عرصه تشکیلاتی و با آزمودن انواع و اقسام استراتژی های تولیدی که هم اکنون آویزان شدن رجوی  از «ماهی سیاه کوچولو» صمد بهرنگی  جدیدترین ورژن آن است، بلکه در کادر عملیات روانی در داخل کشور نیز با اکانت های آلبانی نشین پاسخ خود را از مردم شریف ایران گرفتند.

حال اگر بخواهیم نگاهی گذرا بر عملیات روانی عمده مجاهدین در فضای مجازی بیندازیم می توان از موارد زیر نام برد.

۱ –   سیزدهم دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران

سیزدهم دوره انتخابات ریاست جمهوری در ۲۸ خرداد ماه ۱۴۰۰ برگزار گردید که یکی از سرفصل های جدی در تحولات داخل کشور محسوب می شد. از سوی دیگر  فرصتی برای مجاهدین بود تا بتوانند با تبلیغات دروغین دودستگی در داخل کشور ایجاد کنند.

دوقطبی‌سازی کاذب، مثلا طرفدران و مخالفان مذاکره و یا موافقان آزادی و موافقان محدودیت، جزو روش‌های تخریب انتخابات توسط مجاهدین در این دوره از انتخابات ریاست جمهوری ایران محسوب می شود. تا بدینوسیله تردید در مورد صحت نظارت بر انتخابات در ذهن مردم راه یافته و آنان را به هدف غایی شان یعنی تحریم انتخابات از یک سو و ایجاد بحرانی همانند انتخابات سال ۱۳۸۸ از سوی دیگر به بهانه تقلب بر جامعه ایران تحمیل کنند. که عملا هیچ موفقیتی بدست نیاوردند.

۲ –   امضای سند همکاری جامع بین ایران و چین

وزیران خارجه ایران و چین روز شنبه، هفتم فروردین برابر با ۲۷ مارس، سند همکاری جامع کشورمان با چین که برای ۲۵ سال تنظیم شده است را در محل وزارت خارجه ایران در تهران امضا کردند.

مجاهدین از فردای امضاء قرارداد ۲۵ ساله ایران و چین در چندین مطلب بر علیه این قرارداد دست به عملیات روانی زدند. ضمن اینکه این فرقه سعی کرد مواضع ضد این قرارداد از سایر رسانه ها را  نیز در سایت های رسمی و غیر رسمی خود  انعکاس دهد. مجاهدین در عملیات روانی خود به حربه کهنه و مقایسه این قرارداد با قراردادهایی مانند «گلستان»، «ترکمن‌چای» وارد شده بود.

۳ –  قطعی برق در تابستان ۱۴۰۰

قطعی های مستمر و طولانی برق در تابستان امسال هم یکی از مواردی بود که فرقه رجوی بلافاصله آنرا برای جنگ روانی خود بر علیه مردم بکار گرفت. در ایام قطعی برق فرقه رجوی نزدیک به ۲۰ مرتبه در سایت رسمی خود به قطعی برق در ایران اشاره داشته و آن را به بحران تشبیه کرده است!

  • مصطفی آزاد
  • ۱
  • ۰

نوشتار پیش‌رو با بهره‌گیری از منابع معتبر حوزه دفاع مقدس، به مروری خاطراتی از سال‌های جنگ می‌پردازد. در این یادداشت اطلاعات و بخش‌هایی از فصلنامه نگین ایران، کتاب «تنها در قلاجه» و «دایره‌المعارف مصور جنگ ایران و عراق» آمده است.

به گزارش فراق، اکبر طاهری می‌گفت «اگر از من بپرسید اصلی‌ترین دشمن ایران بعد از انقلاب چه کسی بوده و چه کارهایی انجام داده است، به شما می‌گویم سازمان مجاهدین بوده. اگر سازمان در جنگ به کمک عراق نمی‌آمد، قطعا سرنوشت جنگ عوض می‌شد. سازمان بارها در جلسات با بعثی‌ها تأکید می‌کرد ما در جنگ به شما کمک کردیم تا شکست نخورید و بر آن‌ها منت می‌گذاشت. وقتی عراق یک موشک به ایران می‌زد، منافقین ۵ دقیقه‌ای گزارش آن را به عراق می‌رساندند که موشک به کجا خورده؟ چند نفر کشته شده؟ شهدا چه کسانی هستند؟ مجروحان را در کدام بیمارستان خوابانده‌اند؟ سازمان، اطلاعات و خط‌مشی و استراتژی‌های مهمی به صدام و نیروهایش می‌داد و آن‌ها را راهنمایی می‌کرد که ایرانی‌ها چطوری ضربه‌پذیر می‌شوند.» طاهری تاکید می‌کند که حتی «صدام هم می‌دانست که مدیون سازمان (مجاهدین خلق) است.» [۱]

کارشان به دادن اطلاعات و خبرچینی و شایعه‌سازی و حتی جاسوسی و دسیسه‌چینی محدود نمی‌شد و در چند مقطع، عملا پیشاپیش دشمن متجاوز دست به عملیات نظامی در مناطق مرزی زدند. از سال ۱۳۶۶ به بعد، نیروهای سازمان مجاهدین و بعثی‌ها هماهنگ‌تر با یکدیگر عمل می‌کردند. سرتیپ کریم عبادت روایت می‌کند که تا قبل از آن، منافقین فقط به ژاندارمری‌های مرزی ایران حمله می‌کردند، اما بعد گردان‌هایی تشکیل دادند و منظم‌تر شدند و «یگانی حمله کردند.» وی اضافه می‌کند «از سویی چون مقابل یگان‌های ما میدان مین نبود، خیلی‌ها ساده وارد یگان‌ها می‌شدند. البته آن‌ها لباس‌هایی شبیه به لباس‌های ایرانی‌ها می‌پوشیدند و ساده میان نیروهای ما رفت‌وآمد می‌کردند و خبر می‌گرفتند. گروهی از منافقین هم که به عنوان توابین، از زندان به جبهه‌ها می‌آمدند، برای همرزمان‌شان جاسوسی می‌کردند. گاهی فرمانده گردان را می‌گرفتند و با اسلحه تهدید می‌کردند که توی بیسیم اعلام کند نیروهایش تسلیم شوند.» [۲]

بعد پا را از این هم فراتر گذاشتند و در نخستین روزهای فروردین سال ۱۳۶۷ عملیاتی که خودشان آن را عملیات آفتاب می‌نامیدند در فکه اجرا کردند [۳]. سعید شاهسوندی، یکی از اعضای رده‌بالای این سازمان می‌گفت «بنابر اطلاع دقیق من، عملیات قرار بود روز اول فروردین و هنگام تحویل سال نو که حداکثر غافلگیری برای نیروهای جمهوری اسلامی است انجام پذیرد، اما حادثه‌ای باعث شد این زمان به مدت یک هفته عقب بیفتد. حادثه مزبور درگیری نظامی دو نفر از افراد تیم‌های شناسایی عملیات بود. طی این درگیری، یکی از دو نفر کشته و نفر دیگر که سرگروه بود، زخمی و دستگیر شد. فرد دستگیر شده از طرح کلی عملیات خبر داشت، بنابراین، باصلاحدید و توصیه افسران عراقی عملیات به تأخیر افتاد. مجاهدین در پیگیری‌های بعدی و شناسایی منطقه هیچ‌گونه تحرک و جابه‌جایی‌ای از جانب نیروهای جمهوری اسلامی، که نشان هوشیاری آن‌ها باشد، ملاحظه نمی‌کنند و مطمئن می‌شوند که فرد دستگیرشده اطلاعات مربوط به عملیات را لو نداده است. لذا عملیات با یک هفته تأخیر اجرا می‌شود.»

  • مصطفی آزاد
  • ۰
  • ۰

همه به یاد داریم در آستانه چهارشنبه سوری سال ۱۳۹۹ بود که ستاد اجتماعی مجاهدین فراخوان داد و اعلام کرد آنان به «استقبال از سال تعیین‌کنندهٔ ۱۴۰۰» خواهند رفت!

همچنین نباید از یاد برد که دل بستن سران فاسد و بدنام مجاهدین به دیوانه ای مثل ترامپ و  همسویی و همکاری کامل با تحریم آمریکا بر علیه مردم ایران در چند سال اخیر و امید به پیروزی وی در دور بعدی، موجبات تاخت و تاز این فرقه در فضای مجازی را سبب گردید. اما با پیروزی نامزد حزب دموکرات، جو بایدن ، شاخ مجاهدین هم شکست.

بدین ترتیب وضعیت پیش آمده یک بلاتکلیفی استراتژیکی را بر فرقه رجوی که در حال رسوب شدن در کشور آلبانی و کوتاه آمدن از شعار «سال سرنگونی» در سالهای متوالی بود، تحمیل کرد.

سواستفاده از برخی اعتراضات صنفی و گاها اجتماعی محدود ، همانند اعتراضات دامداران یا مالباختگان موسسات ملی، فرهنگیان ،  بازنشستگان، کشاورزان بابت حق آبه و کارگران تعدادی از کارخانجات ، بزرگنمایی مشکلات اقتصادی ، بزرگنمایی گاها صف خرید مایحتاج عمومی ، ایجاد تهدید و ترس علیه مردم کشورمان ، لابی گری در مجالس برخی از کشورهای اروپایی و  امریکا و استفاده از هیجانات نمایندگان آمریکایی در انتشار هربیانیه ضدایرانی توسط آنان ، برخورد پلیسی با جداشدگان حاضر در کشور آلبانی و تهدید جدی و حضوری جداشدگان ساکن در اروپا ، برنامه ریزی های لازم برای استفاده بیشتر از فضای مجازی جهت یارگیری و سواستفاده از افراد غیرمطلع داخلی،  شمه ای از عملکرد مجاهدین در سال ۱۴۰۰ بوده است.

اما اگر بخواهیم مروری بر برخی از شکست های فرقه رجوی در سال ۱۴۰۰ داشته باشیم می توان به موارد زیر اشاره کرد.

۱ –  بسته شدن صدها حساب کاربری جعلی مجاهدین در فیسبوک

خبرگزاری بی بی سی فارسی در ۱۸ فروردین ۱۴۰۰ به نقل از مدیر فیسبوک اعلام کرد: صدها حساب جعلی مرتبط با یک گروه تبعیدی ایرانی و یک مزرعه ترول (اوباش اینترنتی) در آلبانی را حذف کرده است. به گفته این شرکت در بسیاری موارد برای این حساب ها در فیسبوک و اینستاگرام از اسامی و عکس های جعلی استفاده می شد.

به گفته این شرکت در مجموع بیش از ۳۰۰ حساب، صفحه و گروه در فیسبوک و اینستاگرام حذف شد.

بنابر اعلام فیسبوک این حساب‌ها پست‌هایی در انتقاد از حکومت ایران و در حمایت از سازمان مجاهدین خلق از گروه های عمده مخالف جمهوری اسلامی منتشر می کردند.

فیسبوک در نتیجه گیری خود اعلام کرده این حساب‌ها از مکانی واحد اداره و از سوی افرادی به نمایندگی از سازمان مجاهدین خلق اداره و کنترل شدند.

۲ –  شکایت تعدادی از اعضای جداشده از رهبران مجاهدین به دادگاه بین المللی لاهه.

در روزهای ۱۷ و ۱۸ اسفند ماه و طی دو روز پرثمر جلسات رسیدگی به دادخواست و شکایت بیش از ۴۲ نفر از اعضای سابق گروه تروریستی مجاهدین خلق در شعبه ۵۵ دادگاه حقوقی و عمومی بین‌الملل تهران برگزار گردید.

  • مصطفی آزاد
  • ۱
  • ۰

جناب آقای پوراحمد لطفا در ابتدا بفرمایید که چگونه شد با فرقه رجوی آشنا و جذب شدید؟

ضمن عرض سلام و ادب و احترام و تقدیر و تشکر صمیمانه از دست اندرکاران سایت فعال و روشنگر فراق به عرض می رسانم بنده به عنوان هوادار و هواخواه سرسخت امام(ره) و همگام با انقلابیون وقت در عرصه فعالیت های ضدشاه فعال بودم و در عزیمت امام به کشور سر از پا نمی شناختم. در یکی از روزهای فعالیت انقلابی ضد شاه در صفوف تظاهرکنندگان، پلاکاردی دیدم که روی آن نوشته شده بود: «خمینی- شریعتی- مجاهدین» که به واسطه جدید بودن اسامی شریعتی و مجاهدین خیلی نظرم را جلب کرد وکنجکاو شدم. درصدد برآمدم که بیشتر با آنان آشنایی پیدا کنم.

بعد از پیروزی قیام ضد سلطنتی و عزیمت امام به کشورکماکان از شور و حال وصف ناپذیر برخوردار بودم و شبانه روز به اتفاق سایردوستانم در پاسداری از شهر و ارزش‌های نوپای انقلاب به گشت می پرداختم. با ورود به هنرستان و تحصیل در رشته راه و ساختمان و مطالعه تیمی حول کتب و آثار دکتر شریعتی، مجاهدین و خاصه زندگی نامه و دفاعیات مهدی رضایی، صرفا حسی و عاطفی و نه عقلی و شعوری تاثیر فوق العاده ای پذیرفتم که در من مبنای چرخش فکری و بینش سیاسی به سمت مجاهدین خلق را موجب شد.

کم کم با ورود به جنبش ملی مجاهدین وقت (واحد دانش آموزی لاهیجان) سطح هواداری نوع دوستانه و صادقانه بنده از این گروه درحوزه نشریه فروشی و دیگر فعالیت های تبلیغی در مقاطع انتخابات اولین دوره ریاست جمهوری و مجلس در سال ۱۳۵۸شدت بیشتری به خود گرفت و متاسفانه مسیر زندگی ام به واسطه شعارهای دروغین به ظاهر انقلابی و نوع دوستانه مجاهدین به سمتی که آگاهانه نبود هدایت شد.

بعد از دو سال فعالیت های به اصطلاح سیاسی در راستای تصاحب قدرت توسط رجوی، موج خشونت و تروریسم افسارگسیخته جریان انحرافی و ستیزه جوی گروه رجوی، بسیاری از هواداران خود و نیروهای انقلاب را به کام مرگ و قربانگاه مطامع قدرت پرستانه هیستریک رجوی فرستاد که بنده نیزدر آن وانفسا که ازخانه وکاشانه به دور و ناگزیر به ترک تحصیل شده و در خانه های تیمی به سر می بردم  دستگیرشدم.

  • مصطفی آزاد
  • ۱
  • ۰

از دیرباز برگزاری جشن نوروز در فرهنگ سرزمین ایران جایگاه والایی داشته است که اکنون پیشینه و تاریخچه ای سه هزار ساله به خود اختصاص داده و یکی از کهن سالترین عیدهای ملی در جهان محسوب می شود.

طبق بعضی از افسانه ها سه هزار سال قبل در چنین روزی جمشید پس از بیرون آمدن از کاخ خود در جنوب دریاچه ارومیه که امروزه منطقه حسنلو نام گرفته است تحت تاثیر آفتاب سوزان و درخشان و طراوت تازه قرار می گیرد و آن روز را نوروز می نامد و بر آن می شود که همه ساله در چنین روزی آیین و مراسم های خاصی تدارک دیده و برگزار کند.

همچنین ریشه نوروز در شاهنامه این چنین عنوان شده است که جمشید در حال گذشتن از آذربایجان بوده است که دستور می دهد برایش تختی قرار داده و خود باد تاجی پر زرق و برق روی آن تخت بنشیند بنابراین با تابش نور خورشید به آن تاج زرین و پر زرق دنیا نورانی می شود و به خاطر شادمانی مردم آن روز را نوروز نامیده اند.

نخستین پادشاهی که موجب رسمیت پیدا کردن نوروز شد کوروش کبیر بود. وی قبل از میلاد و در سال ۵۳۸ دستور پاکسازی محیط زیست، ترفیع نظامیان، عفو مجرمان را به این روزها موکول کرد.

همچنین در این دوران رایج بود که مردم در بامداد نوروز به سمت یکدیگر آب پاشی کنند و نیز آتش روشن کردن در شب نوروز از زمان هرمز اول مرسوم شد و از دوره هرمز دوم دادن سکه به عنوان هدیه و عیدی در نوروز رایج شد.

در اسلام هم نگاهی خجسته به نوروز شده و تاکید بسیاری به گرامی داشتن آن شده است به طوری که از دیدگاه آن روز ظهور امام زمان روز نوروز است. امام صادق(ع) در حدیثی فرموده است:

«روز نوروز همان روزی است که خداوند در آن از بندگانش پیمان گرفت که او را پرستش کنند و هیچ چیزی را شریک او ندانند و این که به پیامبران و اولیایش ایمان بیاورند و آن نخستین روزی است که خورشید در آن طلوع کرده، و باد های باردار کننده در آن وزیده است و گل ها و شکوفه های زمین آفریده شده است.

آن روزیست که کشتی نوح (ع) به کوه جودی قرار گرفت و آن روزی است که در آن قومی که از ترس مرگ از خانه های خود بیرون آمدند و آن ها هزار ها نفر بودند پس خداوند آن ها را بمیراند و سپس آن ها را در این روز زنده کرد؛

  • مصطفی آزاد
  • ۱
  • ۰

نویسنده: سیدحجت سیداسماعیلی، عضو پیشین شورای مرکزی «مجاهدین»، فارغ التحصیل رشته علوم سیاسی در مقطع کارشناسی ارشد.

سرطان داعش نماد بربریت و توحش در دنیای به ظاهر متمدن و مترقی امروزی (بویژه در نحوه رفتار با زنان) است. شکی نیست که داعش بیش و پیش از آنکه یک گروه شبه نظامی باشد یک فرقه ایدئولوژیک با برداشت‌های خاص و بشدت رادیکال، انحرافی و متحجرانه از دین مبین اسلام است.

در این میان تنها گروهی را ، علیرغم برخی تفاوت های ایدئولوژیک ، می توان شبیه به داعش تلقی کرد «سازمان مجاهدین خلق» است که در رفتارهای انحرافی، برداشت های شخصی و منفعت طلبانه از قرآن و اسلام همانند داعش عمل می کند. 

رویکرد فرقه رجوی به زنان را می توان در قالب یکی از مهم ترین و شاید جالب توجه ترین اجزای فکری – عقیدتی این گروه مورد تجزیه و تحلیل قرار داد. 

بدیهی است در جهان بینی فرقه رجوی، نگاه به زن نیز هرگز نگاهی انسانی و اخلاقی نخواهد بود.

وفاداری و عدم خروج از فرقه و پیروی از قوانین سختگیرانه به ظاهر مذهبی و سیاسی تشکیلات، اصل اساسی در درون «مجاهدین» است. در عین حال کسانی هم هستند که به شدت مراقبند زنان در تشکیلات به رهبران فرقه وفادار بمانند در غیر اینصورت تنها مرگ می تواند آنان را از دست این فرقه رها سازد.

اگر مفتی های داعش  معاویه بن ابی سفیان را مؤسس سنت جهاد نکاح می دانند، فتوای غیر انسانی و غیر اخلاقی بهره کشی جنسی از زنان تحت لوای آنچه که «آموزه های پیامبر» نامیده می شود نیز توسط شخص رجوی رهبر این فرقه در دستور کار قرار گرفته است.

همچنانکه در بهمن ماه ۱۳۶۳ مسعود رجوی طی اطلاعیه ای اعلام کرد؛ مریم رجوی را به مثابه همردیف مسئول اول منصوب کرده است. اما گستاخانه ترین قسمت این اطلاعیه بخش پایانی آن بود که رجوی خواست با مقایسه خود با حضرت محمد (ص) قضیه را اسلامی و دینی جلوه دهد و نوشت: «محمد پیامبر خدا نیز با زن پسر خوانده خود که به تازگی از او طلاق گرفته بود، ازدواج کرد!!!»

خشونت و تعرض جنسی رهبر فرقه رجوی به زنان در واقع بخشی از استراتژی رجوی است که با برداشت های غلط از اسلام و برای رسیدن به اهداف سیاسی خود صورت می گیرد.
وجود اطلاعات تاسف آور از موارد بی شمار تجاوز و بردگی جنسی در گروه های مسلح تندرو و گروه های فرقه ای یکی از معضلات قرن حاضر است.

بر اساس گزارش منتشره توسط سازمان ملل متحد، گروه های تندرو مانند «داعش» در دو کشور عراق و سوریه و «بوکو حرام» در کشور آفریقایی نیجریه از «خشونت جنسی» به عنوان تاکتیکی در راستای رسیدن به اهداف خود بهره می گیرند که فرقه رجوی هم از این قائده مستثنی نیست و باید نام «مجاهدین» را هم به این لیست اضافه کرد.

دادن نقش محوری به زنان در شبکه های اجتماعی، استراتژی است که رجوی  عمدا برای جذب نیرو به کار می برد.

حضور زنان در به اصطلاح کانون های شورشی نیز نگاه ابزاری رهبران «مجاهدین» به زنان و دختران جوان به عنوان یک طعمه را نشان می دهد تا بتوانند مردان بیشتری را جذب کنند.

برخی از زنان و دخترانی که موفق به فرار از چنگال رجوی شده اند در مصاحبه های خود از وجود نظام خاص در  عضویت زنان در حرمسرای رجوی و عقیم سازی آنان در این زمینه سخن به میان آورده اند و حتی برخی از آنان پس از جدایی از این گروه وحشت آفرین سکوت پیشه کرده اند.

اغلب زنان در این تشکیلات دچار افسردگی های شدید روحی  هستند به نحوی که آنان حتی خندیدن را به دلیل جرم انگاری آن توسط رهبران فرقه سالهاست فراموش کرده اند.

در بسیاری از این موارد دخترانی که خانه خود را با هدف پیوستن به این سازمان در سال های دهه ۶۰ و ۷۰ ترک کردند دیدی رمانتیک نسبت به این موضوع داشته و رجوی را با عنوان «برادر»  خطاب می کردند، ولی نمی دانستند روزی فرا خواهد رسید «برادر مسعود» به همین زنان در قالب «وظیفه اسلامی و انقلابی» خود تجاوز کند.

اجرای احکام اجباری پوشش کامل، ختنه اجباری و منع عبور و مرور آزادانه زنان بخشی از تفکر داعش در خصوص زنان را شامل می شود در فرقه رجوی نیز بنوعی دیگر همین احکام ساری و جاری است. جدا سازی جنسیتی، پوشش کامل، عقیم سازی زنان با درآوردن رحم آنان، منع عبور و مرور آزادانه در قرارگاههای این گروه، بروز ندادن هیچ یک از خصوصیات زنانه، عدم رسیدگی های فردی، تن دادن به نیازهای جنسی رجوی و سایر محدودیت ها بخشی از اجبارات زنان در این فرقه محسوب می شود.  

اما سوال اینجاست این زنان بر اساس کدامین جذابیت ها راه پیوستن داوطلبانه به آنها را در دهه های گذشته پیش گرفتند؟

مجموع بررسی ها نشان می دهد اصلی ترین عوامل موثر در این فرآیند، موارد زیر هستند:

۱- وعده آرمانشهری و جامعه بی طبقه توحیدی

هرچند در شرایط فعلی پیوستن زنان به تشکیلات «مجاهدین» به شکل حرفه ای به ندرت اتفاق می افتد، ولی زنانی که در دهه های ۶۰ و ۷۰ به این گروه پیوستند به این دلیل بود که «مجاهدین» خبر از تشکیلِ جامعه‌ای فراملیتی که در آن عدالت اجتماعی به خوبی رعایت شده و مهمتر از همه جامعه ای مطابق با هنجارهای آنچه که  «اسلام انقلابی» خوانده می شد را خبر می داد.

  • مصطفی آزاد
  • ۰
  • ۰

صابرین‌نیوز به نقل از یک منبع امنیتی نوشت: «دو مرکز آموزشی پیشرفته متعلق به موساد اسرائیل در اربیل در شمال عراق با موشک‌های بالستیک مورد حمله قرار گرفتند.» صابرین‌نیوز درباره این زمان نوشت: «به هیچ‌وجه تصادفی نیست و در زمان حمله، سامانه‌های پدافند موشکی آمریکایی پاتریوت ۲ و ۳ که در اربیل در شمال عراق مستقر هستند، کار نمی‌کردند. خبرنگار شبکه الجزیره می‌گوید، «ساختمان جدید و در حال ساخت کنسولگری آمریکا در اربیل»، هدف حملات موشکی امشب بود.به نوشته صابرین نیوز، ۶ فروند موشک بالستیک از نوع فاتح ۱۱۰ به این ساختمان در اربیل اصابت کرد.

  • مصطفی آزاد
  • ۰
  • ۰

رحمان کریمی صرفا و تنها در سایت های سازمان تروریستی مجاهدین بعنوان «شاعر ، نویسنده انقلابی، آموزگار»! و ارجیفی از این دست خطاب می شود و هر کلمه دیگری هم مثل استاد و  . . . که بار او کنند، وی همچنان متهم به همدستی و همکاری با وطن فروش ترین گروه در تاریخ معاصر ایران بشمار می رود.

لذا رحمان کریمی نه تنها فردی انقلابی نبود بلکه یک توده ای و زمانی جاسوس «کا گ ب» ی شوروی سابق و عضو سازمان جوانان حزب توده در ایران بود. که به عضویت در چنین سازمانی افتخار هم می کرد. سازمانی که رهبری آن زمانی با نورالدین کیانوری بود.

بنابراین رحمان کریمی وطن فروشی را بخوبی در مکتب نورالدین کیانوری دبیر اول کمیتهٔ مرکزی حزب توده ایران (۱۳۵۷–۱۳۶۲) آموخت. لذا با چنین سوابق خیانت باری به گروه ترویستی مجاهدین پیوست، تا با گرفتن جیره و مواجیب در مقابل خیانت ها و وطن فروشی های رجوی که اوج آن پیوستن به ارتش صدام در زمان جنگ بود، سکوت پیشه کرده و خیانت ها او را توجیه کند. بدین ترتیب شد قلم به مزد رجوی.

البته اینکار سود دوطرفه داشت رحمان کریمی به پول و رفاه و عیاشی های خود در خارج از کشور می رسید و رجوی هم از نام او بعنوان باصطلاح یک «مارکسیستِ» عضو «شورای ملی مقاومت» بهره خود را می برد. عجب معامله ای!

البته وطن فروشی و خیانت به مردم ایران وجه مشترک حزب توده و مجاهدین است . به همین دلیل هم رحمان کریمی که به نوکری عادت کرده بود خیلی راحت در آستان مجاهدین فرود آمد تا فاز جدیدی از خیانت و وطن فروشی را که از حزب توده به ارث برده بود با خفت و خاری در کنار رجوی سردسته وطن فروشان ادامه دهد.

در وصف رحمان کریمی همین بس که یکی از بدترین کارهای این مردک مزدور و البته بی خاصیت خوش خدمتی به رجوی در قبال توهین و نوشتن بر علیه جداشدگان بود.

رحمان کریمی سالها در قبال جنایات رجوی از ترور در داخل کشور گرفته تا جنگیدن در کنار سربازان عراقی بر علیه مردم ایران سکوت پیشه کرد.

اما علیرغم تمامی جست و خیزهای میمون وار و ادا و اطوار های به ظاهر انقلابی ی رجوی و پوشاندن لباس پلنگ به رحمان کریمی، هنوز هم مهمترین صف‌بندی سیاسی ایران امروز، مرز بین وطن پرستی و وطن‌ فروشی است. لذا  مجاهدین و هم حزب توده همچنان از دید مردم ایران در صف وطن فروشان و خائنین به کشور در تاریخ معاصر دسته بندی می شوند.

  • نویسنده : سعید پارسا
  • مصطفی آزاد
  • ۱
  • ۰

عضو سابق تیم‌های عملیات تروریستی فرقه رجوی گفت: فرقه، یک جوان تبریزی را به جهت وحشت از افشاگری ناپدید کرد.

به گزارش فراق، امیر نعمت اللهی که پس از بیست سال لب به سخن گشوده است در یک گفت و گوی ویدیویی اظهار داشت: در فرقه رجوی یک جوان تبریزی را به علت اینکه گفته بود نمی خواهم در فرقه بمانم، به زندان ابوغریب فرستادند و او در زندان بیماری سل گرفت و دوباره نزد فرقه بازگشت اما این بار فرقه او را به جهت وحشت از افشاگری ها از زندان ابوغریب ناپدید کرد.

به نوشته انجمن نجات، نعمت اللهی پس از جدایی از فرقه رجوی به کانادا مهاجرت کرد و اکنون ۴۸ ساله است. او که در خانواده‌ای هوادار مجاهدین در ارومیه رشد کرده بود، در سن ۲۱ سالگی به سازمان مجاهدین خلق در عراق پیوست و پس از ۵ سال خدمت به مجاهدین که بخش اعظم آن در واحد عملیات های چریک شهری مجاهدین خلق بود، دریافت که در این تشکیلات جان افراد بی ارزش است و برای مسعود رجوی هدف وسیله را توجیه می‌کند.

نعمت اللهی به تازگی در گفتگویی با سیامک نادری که در وبسایت حقیقت مانا منتشر شده است، از فضای اختناق شدید در تشکیلات مسعود رجوی و آموزش‌های عملیات نظامی و تروریستی به اعضای زیر سن قانونی (کودک سربازان) در پایگاه‌های مجاهدین خلق می‌گوید. او در این مصاحبه از چندین نفر نام می‌برد که به روش‌های مختلف توسط تشکیلات مجاهدین خلق سرکوب، کشته یا ناپدید شدند که در فرصتی دیگر به آن پرداخته خواهد شد. در این گزارش، بر مبنای مشاهدات نعمت اللهی، به ماهیت تروریستی و ضد انسانی سران مجاهدین خلق چه در قبال ملت ایران و چه در مقابل اعضای خودشان پرداخته می‌شود.

امیر نعمت اللهی در اوایل دهه ۷۰ به سازمان تروریستی مجاهدین خلق در عراق پیوست و خیلی زود پس از گرفتن آموزش های چریکی و بمب گذاری برای راه اندازی عملیات به ایران فرستاده شد. او شیوه‌های عملیات تروریستی را در پایگاه مجاهدین خلق زیر نظر افرادی چون ابراهیم ذاکری، فرزاد آشنا، مهری حاجی نژاد و افراد دیگری که نامشان را به خاطر نمی‌آورد، فرا می‌گیرد. اما هنگامی که برای منفجر کردن ساختمان مرکزی ناحیه انتظامی تهران بزرگ به ایران اعزام می‌شود با تناقضاتی روبرو می‌شود. او انگیزه مسعود رجوی را متفاوت با انگیزه خود می‌یابد. انگیزه رجوی از عملیات های کور و بدون برنامه‌ریزی و پشتیبانی مناسب در ایران را چنین شرح می‌دهد: «هر دو طرفش برای مسعود رجوی برد برد است یا کشته می‌شدیم که به تعداد شهدای سازمان اضافه می‌شد یا عملیات انجام می‌شد.»

پیش از اجرای عملیات در تشکیلات به نعمت اللهی و هم تیمی‌هایش گفته می‌شود که همه چیز شناسایی شده اما او بعدها در می‌یابد که معدود تصاویری که به عنوان نقشه به آنها نشان دادند، تصاویر نقشه تهران بود که فرماندهانش از گوگل مپ گرفته بودند. در تشکیلات رجوی به آن‌ها گفته شده بود که در ساختمان هدف، تنها مقامات ارشد نیروی انتظامی هستند. نعمت اللهی روز عملیات با واقعیت هایی خلاف ادعاهای سازمان مواجه می‌شود. او می‌گوید: «خودم که داخل ساختمان رفتم دقیقا دیدم. اصلا آن طوری نبود. گفته بودند فقط سردمداران نیروی انتظامی هستند. من رفتم داخل بمب‌ها را بگذارم دیدم حدود ۱۰۰ تا جوان هفده هجده ساله سرباز بودند که از ناحیه‌ها آورده بودند برای مناطق تقسیم کنند. بمب را آماده کردم اما این صحنه را که دیدم دگمه را نزدم…داخل ساختمان یک عالمه نیروی کارمند بود.»

همچنین، تمام اطلاعاتی که فرماندهان عملیات درباره مختصات داخلی ساختمان، حراست و امنیت مکان به آن ها داده بودند، غلط از کار درآمده بود و نعمت اللهی با صدها پرسش در ذهنش از محل ارتکاب جرم بیرون می‌آید. او به این نتیجه می‌رسد: «به نظر من ما را فرستاده بودند که یا صددرصد دستگیر بشویم یا بمب منفجر بشود…مقدار مواد منفجره آنقدر زیاد بود که کسی سالم بیرون نمی‌آمد. هدف وسیله را برای رجوی توجیه می‌کند. ولی من وقتی این صحنه‌ها را دیدم به خودم شک کردم که برای چه آمده‌ام.»

  • مصطفی آزاد
  • ۱
  • ۰

امسال هم عجوزه فرقه رجوی به مناسبت روز جهانی زن (۸ مارس) شوگردانی جدیدی راه اندازی نمود و یک سری چرندیات بی‌پایه و اساس به خورد زنان خارجی داد.

به گزارش پایگاه خبری-تحلیلی فراق، رجز خوانی و لاف در غربت های مریم قجر پایانی ندارد و فکر می کند با افسار پاره کردن و یاوه بافی می تواند سر زنان خارجی و یک سری پناهندگان را شیره بمالد. در مقابل برخی از زنان منتسب به تشکیلات غربی به خاطر منافع و چاپیدن بیشتر با دریافت دلارهای تشویقی در برنامه فرقه شرکت می کنند

مریم قجر عجوزه در بخشی از سخنرانیش به خاطر کرنش و جلب حمایت زنان غربگرا و شبکه غربی این بار سعی نمود خود را منجی زنان اوکراینی نمایش دهد و به آنان نیز پیام مقاومت بدهد تا از زنان فرقه یاد بگیرند.

او درادامه سخنرانی اش گفت، «رجوی یک مقاومت عظیم علیه بنیاد گرایی و زن ستیزی را بنیاد نهاد» باید به این خانم بی حیا و مزدور غرب گفت، آنچه که در یکی دو  دهه اخیر دیدیم و از طرف جدا شدگان افشا می شود بنیادگرایی محض از جمله فرقه گرایی، به یغما بردن هست و نیست زنان و بی هویت نمودن آنان درفرقه منافقین است.

به گزارش فراق، زنک عجوزه خیانت کار چرا از طلاق های اجباری، ازدواج اجباری، تفکیک زنان از مردان، جدا نمودن با زور مادران از کودکان، به قتل رساندن زنان معترض،  تشکیل حرمسرا و عقیم کردن زنان و مرگ های زودرس چیزی نمی گوید

  • مصطفی آزاد