در دهه هفتاد شمسی، مسعود رجوی تصمیم گرفت برخی کودکانی را که قبل از شروع جنگ عراق و کویت به اروپا و آمریکا اعزام کرده بود، به عراق بازگرداند. این کودکان که تقریباً به سن بلوغ رسیده بودند و به قول مسعود رجوی توانایی حمل سلاح، داشتند، به عراق بازگردانده شدند.
چرا می گویم بازگردانده شدند؟ در اصل، این افراد همان کودکانی بودند که یا در زمان عملیات مرصاد (فروغ جاویدان) یا در زمان حمله عراق به کویت و شروع جنگ عراق و آمریکا به برخی کشورهای اروپایی، کانادا و آمریکا فرستاده شدند. اعزام آنها تحت این عنوان بود که از جانشان حفاظت شود، ولی در اصل آنان مزاحم تلقی می شدند، زیرا مدام خواستار دیدن پدر و مادرشان بودند و والدینشان توانایی دیدار سریع با فرزندان خود را نداشتند و از کارهایی که تشکیلات برایشان در نظر میگرفت، باز میماندند. در نتیجه، توبیخ و بازخواست می شدند که چرا در اولویتها به خانواده اولویت می دهند. زیرا در تشکیلات رجوی، اولویت یک تا صد هر فرد این بود که تمام وقت و انرژی خود را صرف رهبری سازمان کند؛ دیگر در این میان، خانواده موضوعیتی نداشت.
لذا، مسعود رجوی با حیله و مکر همیشگی خود، کاری کرد کارستان. یعنی با فرستادن بچه هایی که در قرارگاه نفرین شده اشرف بودند، با یک تیر دو نشان زد: اولاً چهرهای انساندوستانه به خود گرفت و دوم و مهمتر اینکه از شر آنان راحت شد تا دیگر پدر و مادرها گرفتار فرزندانشان نباشند.
ولی باز مسعود رجوی بیخیال آنان نبود. بعد از چند سال که آن کودکان حالا به سن بلوغ رسیده بودند، آنان را به اشرف بازگرداند و از آنها بهرهکشی کرد و به عنوان نیروی رزمنده به کار گرفت. به آنها سلاح و توانایی به کارگیری سلاح را آموزش داد تا در راه اهداف تروریستی خود به کار گمارده شوند. اینکه در اروپا و آمریکا بر سر این بچه ها چه آمد، در این مختصر نمیگنجد، زیرا بعدها سخنانی شنیده میشد که افراد یا خانوادههایی که سرپرستی آنان را بر عهده گرفته بودند، با این کودکان چه کارها که نکردند و کمتر کسی از آنها باخبر شد. در اصل، این موضوع مانند یک راز در زندگی خصوصی آنان نهفته شد، زیرا توانایی بازگو کردن آن را نداشتند چون باعث آبروریزی شخص یا خانوادههایشان میشد!
به هر حال، وقتی آنان بازگشتند، با افکار و ایدههای متنوعی آمده بودند. افکار آنان اجازه نمیداد که تمام قد فرامین تشکیلات را بپذیرند. لذا، مدام فرماندهان در تشکیلات از وجود و حضور آنان ابراز نگرانی کرده و شکایت میکردند که این بچه ها با افکاری که دارند و کارهایی که میکنند، تشکیلات را به فساد کشانده و خرابکاری میکنند. اما خود افرادی که آمده بودند، یعنی همان کودکان، تحمل تشکیلاتی که باید مدام به حرف این و آن گوش داده و اجرا میکردند را نداشتند. بنابراین، خیلی طبیعی بود که لنگ و لگد بیندازند و از فرامین مسئولین و فرماندهانشان سرپیچی کنند. این وضعیت تا زمانی که صدام سقوط کرد ادامه داشت، تا اینکه بعد از سقوط دیکتاتور عراق و مستقر شدن نیروهای آمریکایی، نوبت به آنها رسید. یکی یکی خواستار بازگشتشان به اروپا شده بودند و تقریباً اکثر آنان نمیخواستند در اشرف بمانند. حتی در میان آنان فرزندان مسئولین بالای سازمان وجود داشتند که آنان بیشتر از بقیه تابلو بودند، حتی فرزند خود مسعود رجوی (مصطفی رجوی ملقب به محمد)!
این افراد با فشارهایی که وارد میکردند، سرانجام رجوی را مجبور کردند تا بپذیرد که آنان در دستههای چند نفره اشرف را ترک کرده و بروند. اغلب بعد از انتقال به آلبانی، از سازمان جدا شدند و به اروپا یا آمریکا رفتند.
اخیراً، قوه قضائیه ایران حکم نهایی برای دو نفر از اجیرهای فرقه تروریستی رجوی را به دلیل اقدامات جاسوسی، تروریستی و خرابکارانه تأیید کرده است.
به گزارش فراق، در این حکم که هم اکنون دستاویزی برای هوچیگری این فرقه در فضای مجازی خطرناک شده، ب. احسانی و م. حسنی، به اتهامهای مختلفی چون «بغی»، «محاربه» و «افساد فیالارض» محکوم به مرگ شدند.
بر اساس قوانین داخلی بسیاری از کشورهای جهان خیانت به کشور به معنای نقض وفاداری به منافع ملی و امنیت کشور و حکم آن مرگ است. موارد مختلفی که تحت عنوان خیانت به کشور قرار میگیرند، شامل اقداماتی است که به طور مستقیم به دشمنان خارجی کمک کرده و یا تهدیدی جدی برای کشور ایجاد میکنند. شرکت در جنگ علیه کشور خود، کوشش در براندازی حکومت، جاسوسی برای بیگانگان، سوءقصد به رهبر یا رئیس جمهور کشور جزو اقداماتی هستند که در بسیاری از کشورهای جهان به شدت مجازات شده و افراد متهم به این نوع خیانت، اغلب با مجازات مرگ مواجه میشوند.
خیانت ملی نه تنها از لحاظ قانونی جرم است، بلکه از لحاظ اجتماعی و اخلاقی نیز عمل ناپسند و غیرقابل قبولی به شمار میآید. افرادی که به منافع کشور خود خیانت میکنند، به طور مستقیم موجب تضعیف وحدت و امنیت کشور میشوند و اعتماد عمومی را نسبت به نهادهای دولتی و حکومت خدشهدار میکنند. چنین افرادی اغلب به عنوان خائن و دشمنان کشور خود در تاریخ ثبت میشوند و در نهایت با انزوا و نفرت عمومی مواجه میشوند.
اما نکتهای که در این وضعیت به چشم میخورد این است که فرقه رجوی، که در دهههای گذشته با همکاری با دشمنان ایران و انجام تروریسم و خرابکاری علیه کشور خود، خون بسیاری از ایرانیان را ریخته است، همچنان به دنبال جلب نیروهایی است که در راستای اهداف تخریبگرانهاش به کار گیرد.
سرنوشت کسانی که به چنین گروههایی میپیوندند و علیه وطن خود وارد اقدامات ضدایرانی میشوند، در نهایت چیزی جز مرگ، نابودی و فراموشی نخواهد بود. حتی اگر این افراد مدتی در کنار فرقه رجوی باشند، در نهایت به عنوان ابزارهای استفادهشده، از سوی این گروه کنار گذاشته خواهند شد.
از سوی دیگر ضروری است، جامعه جهانی و نهادهای حقوق بشری فریب جنجالهای رسانهای تروریست ها را نخورند و با دقت بیشتری به این پروندهها توجه کنند و از حقوق انسانها در برابر گروههای تروریستی دفاع کنند. جلوگیری از گسترش چنین فرقههای خشونتطلبی باید یکی از اولویتهای اساسی در سیاستهای جهانی باشد.
این پرونده، به نوعی، هشدار به کسانی است که هنوز فریب تبلیغات و دروغهای این گروه را میخورند. کسانی که به خیانت علیه کشور خود تن میدهند، در نهایت به دست عدالت خواهند افتاد، همانطور که سرنوشت ب احسانی و م حسنی نیز همینگونه شد.
بیست و ششمین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات ۱۰۴ نفر از سران سازمان مجاهدین خلق و همچنین ماهیت این سازمان به عنوان یک شخصیت حقوقی، در شعبه یازدهم دادگاه کیفری یک استان تهران برگزار شد.
به گزارش فراق، این جلسه روز سهشنبه (۱۸ دیماه) در شعبه یازدهم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی حجتالاسلام والمسلمین امیررضا دهقانی و مستشاران دادگاه مرتضی تورک و امین ناصری، با حضور وزیری نماینده دادستان، خانواده شهدا و وکلای آنها و همچنین وکلای متهمان در مجتمع قضایی امام خمینی (ره) بهصورت علنی برگزار شد.
قاضی دهقانی در ابتدای از وکیل شکات خواست تا در جایگاه قرار بگیرد و مطالب خود را مطرح کند.
کاظمی وکیل شکات با حضور در جایگاه اظهار کرد: در جلسه گذشته دادگاه به بحث عملیات مهندسی از سوی سازمان مجاهدین خلق با محتوای شکنجه و شهادت تعدادی از شهروندان و اشخاص غیرنظامی پرداختیم. امروز در خصوص دو شهید دیگر «شاهرخ طهماسبی» و «خسرو ریاحی نظری» که در این راستا و در طی عملیات مهندسی به شهادت رسیدند نکاتی را بیان میکنم.
وی افزود: در خصوص شهادت «شاهرخ طهماسبی» شرح ماجرا بدین صورت است که در مردادماه سال ۱۳۶۱، یک تیم عملیاتی ویژه از بخش عملیات مهندسی سازمان به دستور مرکزیت با پوشش مامور کمیته انقلاب اسلامی با شناسایی یک تن از پاسداران کمیته انقلاب اسلامی به نام شاهرخ طهماسبی و طراحی و برنامهریزی قبلی اقدام به ربایش نامبرده کرده و پس از بستن دست و پا و چشمهای وی، او را به خانه تیمی محل شکنجه و بازجویی واقع در خیابان سهروردی منتقل میکنند. خانه تیمی فوق توسط یک زن و مرد که عضو سازمان بودند با پوشش خانواده تهیه شده بود و زمانی که نامبرده به آنجا منتقل میشود صاحبخانه به رفتوآمدها مشکوک شده و مراتب را به صورت تلفنی به دادستانی گزارش میدهد.
وکیل شکات ادامه داد: عوامل شکنجه و نگهبان سازمان که متوجه این موضوع میشوند سریعا نامبرده را از منزل خارج کرده و به خانه تیمی دیگری در خیابان خواجه نظامالملک منتقل میکنند و طی مدت ۱۰ روز وی را زیر شدیدترین شکنجهها و جنایتها قرار میدهند و در روز آخر وی به شهادت میرسد. سپس وی را در یک کارتن بستهبندی کرده و به تپههای عباسآباد برده و جسد را پس از سوزاندن دفن میکنند. مستندات این حادثه، اقاریر و اظهارات متهم مهران اصدقی از مسئولان بخش عملیات مهندسی سازمان و فرمانده نظامی تیمهای تروریستی در تهران در خصوص شکنجه و نحوه شهادت شاهرخ طهماسبی و ذکر اسامی عوامل جنایت مذکور است که همه در پرونده ثبت و ضبط شده است.
وی گفت: در خصوص شهادت «خسرو ریاحی نظری» در تاریخ ۱۹ مرداد ۱۳۶۱ شرح ماجرا بدین صورت است که وی معلم بود و بر اساس برنامه هفتگی، فرزندان خود را برای آموزش شنا به استخر واقع در خیابان اسکندریه تهران میبرد. از آنجا که محل توقف وی در حریم یکی از خانههای تیمی متعلق به بخش مهندسی سازمان بوده دو تن از اعضای تیم تروریستی سازمان به حضور نامبرده در محل مشکوک شده و با پوشش مامور کمیته انقلاب اسلامی وی را به خانه تیمی خود منتقل میکنند و پس از شکنجه شدید اقدام به شهادت وی میکنند و سپس جسد مقتول را در پتو و پلاستیک طناب پیچ کرده و توسط دو تن از تروریستهای فوق از منزل تیمی خارج و به ساختمان نیمهکاره واقع در خیابان زاهدان منتقل و جسد را رها کرده و متواری میشوند. مستندات این حادثه عبارتند از گزارش پلیس، موجود بودن گزارشات شهربانی درباره چگونگی کشف و شناسایی جسد، نظریه پزشکی قانونی مبنی بر معاینه جسد و گواهی فوت و علت آن، اعتراف یکی از اعضای تیم مهندسی سازمان در خصوص ربایش، شکنجه و نحوه شهادت نامبرده و ذکر اسامی عوامل جنایت مذکور.
کاظمی وکیل شکات در ادامه خواستار این شد که اکبر کبیری از پاسداران وقت کمیته انقلاب اسلامی به عنوان شاهد و مطلع در خصوص موضوع عملیات مهندسی و شهادت طالب طاهری، محسن میرجلیلی و شاهرخ طهماسبی در جایگاه حاضر شوند و به ارائه توضیحات در این خصوص بپردازد.
◀️ پشت پرده شعار نویسی روی دیوار سفارت ایران در سوریه
🔹 روز گذشته یکی از اعضای شبکه تروریستی حقوق بشریها با انتشار یک تصویر مدعی شعارنویسی روی دیوار سفارت ایران در دمشق شد.
🔹 بهار قندهاری از اعضای گروهک تروریستی منافقین که در پوشش فعال حقوق بشر به سوریه سفر کرده، این تصویر را منتشر کرده است.
🔹 فعال شدن عناصر منافقین در دمشق حکایت از آن دارد که تروریستها از شرایط ناامن در سوریه استفاده کرده و در پوشش فعال حقوق بشری با حمایت اتاق هماهنگی آمریکایی و صهیونی وارد دمشق شده است.
🔹 برخی کارشناسان حوزه امنیت معتقدند که پس از تسلط گروهک هیئت تحریرالشام در سوریه گروهکهای تررویستی چون منافقین فعالتر خواهند شد.
با توجه به اینکه ارتکاب جرایم تروریستی در سکوهای دیجیتالی این امکان را دارند تا بهنحو گسترده و هماهنگ علیه بزهدیدگان ارتکاب یابند، به عنوان «جرم جدی» قابل شناسایی است.
به گزارش فراق، پیمان نمامیان، دانشیار حقوق کیفری و جرمشناسی دانشکده علوم اداری و اقتصاد دانشگاه اراک در پژوهشی نوشت: گسترش فزاینده فناوری اطلاعات و ارتباطات منجر به تحوّل و دگرگونی جوامع در ابعاد مختلف سیاسی، امنیتی، اقتصادی و اجتماعی شده است. در چنین فضایی که با عنوان فضای مجازی توصیف میشود، تهدیدهای نوینی نظیر جنگ مجازی، جنگ اطلاعاتی، جرایم دیجیتال، پدیده هکرها و سرقت اطلاعات محرمانه نهادهای امنیتی و اطلاعاتی، ظهور کردهاند تا امنیت ملی کشورها را با چالش جدی مواجه سازند. این در حالی است که جرایم تروریستی ارتکابی در سکوهای دیجیتالی در ابعاد گوناگون و در سطح جهانی در حال رشد بوده و امکانهای مخربی را برای امنیت عمومی، امنیت ملی و ثبات اقتصادی بهارمغان میآورند؛ البته تهدید جهانی ناشی از وجود چنین جرایمی با سرعتی فزاینده در حال وقوع بوده که بزهدیدگی ناشی از آن نیز بهصورت روزانه در حال افزایش است. در ضمن، ارتکاب جرایم تروریستی در گستره شبکههای اجتماعی مستقر در سکوهای دیجیتالی، الگوهای بزهدیدگی و بزهکاری را با انقلابی مواجه ساخته است.
لازم بهذکر است موضوع مهم دیگری که نیاز به توجه بیشتری دارد، تأثیر جرایم تروریستی ارتکابی در سکوهای دیجیتالی بر بزهدیدگی دیجیتالی است، بهویژه آن دسته از بزهدیدگانی که آسیبپذیر هستند و از نظر عاطفی تحت تأثیر قلدری برخط، ارتباطات عشقی تقلبی یا اخبار جعلی هستند. این دسته از موارد بهویژه «اخبار جعلی» و «اطلاعات نادرست» گاهی اوقات به جای یکدیگر استفاده مورد استفاده قرار میگیرند. بر این اساس، میتوان ابراز داشت که «خبر جعلی» بهمثابه «اطلاعات ساختگی که محتوای رسانههای خبری را از نظر شکل تقلید میکند، اما نه در فرآیند یا قصد سازمانی» اطلاق میشود، در حالی که «اطلاعات نادرست یا گمراهکننده» اطلاعاتی استی که بهنحو عمدی در جامعه هدف مورد انتشار قرار میگیرد که همه این دسته از اطلاعات نادرست توسط بازیگران گوناگون از جمله سیاستمداران و گروههای تروریستی مورد استفاده قرار میگیرد و همیشه هدف آنها، آسیبرساندن نیست.
بزهدیدگان در سکوهای دیجیتالی هدف هرگونه تخلفی هستند که از طریق اینترنت صورت میپذیرند؛ اعم از آزار و اذیت دیجیتالی یا تعقیب اینترنتی. بنابراین، بهطور عمده بزهدیدگان احساساتی نظیر ترس، گناه، درماندگی، شرم یا خشم را گزارش میکنند؛ با این حال، بسته به جرم ارتکابی، این عواقب ممکن است تأثیر عمده یا جزئی، چه از نظر روانی یا عاطفی داشته باشند که البته راجعبه جرایم تروریستی وضعیت بهطور کامل متفاوت است و از حیث عواقب، ممکن است منجر به ایجاد احساس ترس و عدم ایمنی در هر مکان و هر زمان شود.
با وجود تمام پیشبینیهای صورت گرفته از تهدیدهای ناشی از جرایم تروریستی ارتکابی در سکوهای دیجیتالی، تاکنون یک مورد از این جرایم بهصورت واقعی ثبت نشده است. بنابراین، امر مسلم اینکه، مردم را به این فکر وامیدارد که پیشبینیها در مورد جرایم تروریستی ارتکابی در سکوهای دیجیتالی اغراقآمیز هستند. با وجود این، لازم است به بررسی دقیق مسأله پرداخته شود. به بیان دیگر، اینکه واقعهای هنوز رخ نداده، احتمال وقوع آن در آینده را متأثر نمیسازد. ابرقدرتهای نظام بینالمللی مدتهاست که در حال آمادهسازی یک سناریو برای جنگ هستهای هستند، ولو این آمادهسازی مبتنی بر واقعهای باشد که خوشبختانه هنوز به وقوع نپیوسته است.
تا مادامی که یک ممنوعیتی قاطعانه برای تمام روشها و اشکال جرایم تروریستی در سکوهای دیجیتالی در مانعتراشی برای بزهدیدگی دیجیتالی وجود نداشته باشد، آن طور که شایسته و بایسته است نمیتوان برای مقابله با این مسأله آماده بود. از اینرو، ممنوعیت مستقیم بر جرایم تروریستی ارتکابی در سکوهای دیجیتالی میتواند اشکال متعددی به خود بگیرد که هر یک از این گزینه ها، مزایا و معایب خاص خود را دارند و همین، از نهایی شدن آنها بهعنوان یک سند حقوقی ضد جرایم تروریستی در سکوهای دیجیتالی پیشگیری میکند. هر چند برخی از ابزارها، میتوانند راه به نسبت مؤثری فراهم کنند، حیطه اجرای آنها به نوعی محدود میباشد. سایر ابزارها پوششدهی وسیعتری دارند، اما در عین حال مناسب برای پاسخ به جرایم تروریستی دیجیتالی در پیشگیری از بزهدیدگی دیجیتالی نیستند.
اخیراً، رسانهی دیلی اکسپرس در گزارشی به قلم پل بالدوین، به تبلیغ برنامه ۱۰ مادهای مریم رجوی، پرداخته است. به گزارش فراق، نامبرده در این گزارش با ادعاهایی مبنی بر ساختن دموکراسی جدید بر اساس جدایی دین و دولت، به حاکمیت کشور ایران حمله کرده و از سازمان تروریستی مجاهدین خلق حمایت کرده، اما واقعیت این است که این حمایتها به هیچ وجه اتفاقی نیست و در پس آن، منافع مالی و سیاسی نهفتهای وجود دارد.
بر اساس اسناد موجود، فرقه رجوی برای تأمین این نوع تبلیغات و جلب نظر رسانهها، به نویسندگان و رسانههای مختلف پول پرداخت میکند تا عین متن مورد تأیید خود را منتشر کنند. این اقدام نه تنها در این مورد خاص، بلکه در گذشته نیز سابقه داشته و نشاندهنده تلاشهای مداوم این فرقه برای پاکسازی چهره تروریستی خود و جذب حمایتهای بینالمللی است.
مریم رجوی و سازمانش بهخوبی میدانند که برای جلب توجه و حمایت از برنامههای خود، نیاز به رسانههای معتبر و تأثیرگذار دارند. به همین دلیل، آنها بهطور مکرر از روشهای غیر اخلاقی مانند پرداخت پول به نویسندگان و رسانهها استفاده میکنند تا به تبلیغ برنامههای خود بپردازند و خود را به عنوان نیروی اصلی تغییر در ایران معرفی کنند.
تمام این پول پاشیها در شرایطی است که اعضای گرفتار در مناسبات درونی این سازمان، به طور شدید سرکوب میشوند و حتی اجازه یا توانایی خرید یک جوراب هم برای خود ندارند. اعضای این فرقه، بهویژه کسانی که به دنبال جدایی از آن هستند، با تهدید و فشارهای روانی مواجه میشوند و بسیاری از آنها از اولیهترین حقوق زندگی محروم هستند.
عملیات مهندسی پس از آن آغاز شد که مجاهدین در جمعآوری اطلاعات از مردم کف جامعه ناکام ماندند؛ از این رو طرح شوم عملیات مهندسی را برنامهریزی و اجرا کردند تا بتوانند با استفاده از ابزار ربایش و شکنجه افرادی که به زعم آنها ارتباطهایی با جمهوری اسلامی ایران داشتند، دلایل شکستها و ضربههای متحملشده را دریابند.
به گزارش فراق، بیستوپنجمین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامهای ۱۰۴ نفر از سران سازمان مجاهدین خلق و همچنین ماهیت این سازمان بهعنوان یک شخصیت حقوقی، بهتازگی در شعبه یازدهم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی حجتالاسلاموالمسلمین امیررضا دهقانی و مستشاران دادگاه مرتضی تورک و امین ناصری، با حضور وزیری نماینده دادستان، خانواده شهدا و وکلای آنها و همچنین وکلای متهمان در مجتمع قضایی امام خمینی (ره) برگزار شد.
سالن پر از جمعیت محل برگزاری دادگاه نشان میدهد که رسیدگی به این پرونده یکی از دغدغههای مهم مردم کشوری است که یکی از بزرگترین قربانیان تروریسم و در عین حال، بازیگر بزرگ منطقهای و جهانی مبارزه با این پدیده شوم است.
برگزاری ۲۵ جلسه دادگاه نفاق، گذشته از ابعاد حقوقی و قضایی، بازخوانی تاریخی مهمی محسوب میشود که نقش مهمی در خنثیسازی سفیدشویی جنایتهای منافقین ازسوی کشورهای غربی مدعی حقوق بشر و مبارزه با تروریسم داشته است؛ هر جلسه این دادگاه، روایتگر توحش، جنایت و خیانتی است که منافقین طی بیش از چهار دهه گذشته بر مردم ایران روا داشتهاند و اکنون با خیال خام پاک شدن حافظه تاریخی با کمک حامیان و میزبانان غربی، خود را در قامت مدعیان حقوق بشر معرفی میکنند.
برای بسیاری از حاضران در دادگاه رسیدگی به اتهامهای منافقین حتی آشنایی با گروهک تروریستی منافقین و گشتوگذار در صفحات سیاه کارنامه جنایتکارانه این گروهک در تاریخ کشور، مانع حیرتزدگی و بهت نمیشود؛ بیتردید برای بخش زیادی از حاضران در دادگاه، این یک پرسش مهمی است: چگونه میتوان تا این حد در قبال هموطنانی که در آب و خاک و زبان و ریشه مشترک هستند، چنین جنایتهایی را روا داشت.
قاضی دهقانی جلسه بیستوپنجم دادگاه را بدون ارائه مقدمه آغاز کرد و بلافاصله از وکیل شاکیها خواست در جایگاه حضور پیدا کرده و اظهارات خود را بیان کند.
کاظمی نیز به پیروی از قاضی بیمقدمه به سراغ اصل مطلب رفته و اعلام کرد که در این جلسه شاهدان و کارشناسان برای ارائه توضیحات باقیمانده از جلسه قبل با موضوع عملیات مهندسی در جایگاه حضور خواهند یافت.
وی همچنین ۲ کتاب مهم درباره این موضوع را معرفی کرد: «عملیات مهندسی» نوشته حسن روزیطلب و محمد محبوبی که کارنامه تروریستی بخش ویژه نظامی منافقین در سالهای ۱۳۵۷ تا ۱۳۶۱ را بررسی میکند و «شکنجه»، کتاب مصوری درباره سرگذشت و چگونگی سه شهروند ایرانی که هدف وحشیانهترین شکنجههای منافقین قرار گرفتند.
کتاب شکنجه حاوی اسناد دست اول و بازخوانی فاجعه انسانی عملیات مهندسی است.
عملیات مهندسی چیست؟
کلیدواژه این جلسه دادگاه عملیات مهندسی بود؛ برای کسانی که آشنایی چندانی با منافقین ندارند، عبارت «عملیات مهندسی» معنایی فنی دارد، اما این عبارت برای کسانی که حتی اندک آشنایی با گروهک تروریستی منافقین دارند، معنای متفاوتی دارد.
هنگام بررسی تاریخ سیاه اقدامهای جنایتکارانه گروهک تروریستی منافقین در سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی موضوعی که تا حد قابل توجهی مغفول مانده، جایگاه و نقش بخش ویژه نظامی منافقین در عملیاتهای تروریستی است.
اگرچه این بخش از اعضا و کادرهای ردهبالای منافقین و نیروهای زبده عملیاتی تشکیل شده بود، ولی بهصورت خاص ترور مسئولان نظام را دنبال نمیکرد، بلکه به مثابه بازوی اطلاعاتی عملیاتی مرکزیت، ماموریتهای خاص و ویژهای را دنبال میکرد که در انحصار خودش قرار داشت؛ همین بخش بود که عملیات وحشیانهای تحت عنوان عملیات مهندسی را رقم زد.
عملیات مهندسی یکی از وحشیانهترین و فجیعترین بخشهای جنایتهای مستمر منافقین است؛ منظور از عملیات مهندسی انجام شکنجههای فجیعی است که در نتیجه آنها اطلاعات مربوط به شناسایی اعضای لو رفته منافقین مشخص شود.
عملیات مهندسی پس از آن آغاز شد که منافقین در جمعآوری اطلاعات از مردم کف جامعه ناکام ماندند؛ از این رو طرح شوم عملیات مهندسی را برنامهریزی و اجرا کردند تا بتوانند با استفاده از ابزار ربایش و شکنجه افرادی که به زعم آنها ارتباطهایی با جمهوری اسلامی ایران داشتند، دلایل شکستها و ضربههای متحملشده را دریابند؛ و این آغاز رقم خوردن جنایتهایی بود که مشابه آنها در بدترین زندانها و بازداشتگاهها ازسوی بدنامترین گروهها، بازیگران و رژیمهای تروریستی و حامی تروریسم رخ میداد و میدهد.
کارشناس مسائل غرب آسیا گفت: یک ارتباط ارگانیک میان گروهک تروریستی منافقین با اتاق فرمان آمریکایی و صهیونی در دمشق شکل گرفته است.
مرتضی سیمیاری کارشناس مسائل غرب آسیا، از شکلگیری یک ارتباط ارگانیک میان فرقه تروریستی مجاهدین با اتاق فرمان آمریکایی و اسرائیل در دمشق خبر داد، گفت: پس از ورود گروه های تروریستی، مسلح و معارض به دمشق، مریم رجوی سرکرده فرقه تروریستی مجاهدین پرده از طرح «دیواربهدیوار» برداشته و گفته بود که بعد از ریختن دیوار اسد در سوریه ریزشها باید تا تهران دومینو وار ادامه یابد، در آن زمان جیک سالیوان مشاور امنیت ملی آمریکا نیز این طرح را تکمیل کرده و هدف نهایی تحرکات اخیر در سوریه را مقاومت زدایی در منطقه خوانده بود.
نکته جالبتوجه آن است که سطح همکاری میان فرقه تروریستی مجاهدین با آمریکاییها در روزهای اخیر آنچنان بالا رفته که ادبیات مشترکی نیز میانشان خلقشده است؛ درواقع نفاق به دنبال فرآیندهای سنتزی در اتاق فرمان آمریکایی – اسرائیلی است . . .
جلسات آنلاین مجاهدین با گروه های تجزیه طلب و تروریستی
سیمیاری ادامه داد: همچنین مجاهدین در جلسات مشترک آنلاین با برخی گروه های تجزیهطلب و تروریستی مانند پژاک و کومله از آنها خواسته در بخش جنگ سایبری با صهیونیستها هماهنگ شده و پیوست رسانهای برای تجاوزات رژیم اسرائیل به سوریه بسازند.
سیمیاری در ادامه گفت: هدف از ایجاد هماهنگیهای جدید میان گروه ها ، سازماندهی تیمهای تروریستی، پرهیز از موازی کاری، توافق، شناسایی و ایجاد فرم نشان برای کادرهای دارای ظرفیت است. اقدامات ایذایی و تبلیغی بخش دیگری از برنامه مشترکی است که مجاهدین برای سرویسدهی به سایر گروه های ضدانقلاب آماده کرده است.
کارشناس مسائل غرب آسیا درباره انگیزه مجاهدین از فعال شدن در اتاق عملیاتی آمریکایی- صهیونی، اظهار کرد: در آخرین آکسیون مجاهدین درباره رایزنی این فرقه تروریستی با برخی مقامات سوری برای تشکیل یک قرارگاه در سوریه بحث شده است.
سیمیاری افزود: مجاهدین برای دسترسی به مقر تروریستی در سوریه تحرکاتی را آغاز کرده است، برای این اقدام یکی از سرپلهای نفاق با ریاض فرید حجاب جلسهای را برگزار کرده است، مجاهدین در تلاش است که مقر تروریستی اشرف در استان دیاله عراق را این بار در اطراف شهر دمشق احیا کند.
اختصاصی فراق: دو شرکت مشهور ماهوارهای به علت نمایش اقدامات خشونتطلبانه و نقض مکرر کنوانسیونهای بین المللی در سیمای فرقه رجوی، هشدارهای جدی به این فرقه دادند.
به گزارش فراق، این خبر در نشستهای محرمانه فرقه مورد بحث قرار گرفته و مطرح شده که هشدارهای جدی از سوی شرکت پخشکننده برنامههای «سیمای آزادی» از سوی دو شرکت میزبان ماهواره به این فرقه ارسال شده است. این هشدارهای مهم به دلیل نقضهای مکرر کنوانسیونهای بین المللی پخش ماهواره و قوانین آفکام (سازمان تنظیمکننده مقررات رسانهای) در محتوای برنامهها به ویژه ترویج آموزشهای تروریستی و نمایش اقدامات خشونتآمیز و خرابکارانه، صورت گرفته است.
البته پیش از این، مریم رجوی در یکی از نشستهای خصوصی به سختیها و هزینههای سرسامآور پخش برنامههای «سیمای آزادی» از چهار ماهواره اشاره کرده و به ممنوعیتهای جدی که بر فعالیتهای این سازمان تحمیل شده، پرداخته بود. او به مسئولین ستاد داخله گفته بود که در پوشش اخبار اقدامات شورشی تا حد امکان باید دقت کنند و در صورت نقض این ممنوعیت، احتمال قطع پخش برنامهها از سوی شرکت پخشکننده بسیار بالا است.
سیمای فرقه تروریستی رجوی سندی زنده برای اثبات ماهیت تروریستی این فرقه است و نهادهای بینالمللی ناظر بر رسانه و فعالان حقوق ارتباطات باید با بررسی این رسانه بدانند که در پس چهرههای فریبنده و تبلیغات فرقه رجوی، چه تشکیلات مخوف و خرابکاری وجود دارد.