قاصد1393

افشاگری و تحلیل و تبیین عملکرد گروهک تروریستی مجاهدین خلق

قاصد1393

افشاگری و تحلیل و تبیین عملکرد گروهک تروریستی مجاهدین خلق

این وبلاگ برآن است چهره واقعی این جریان تروریستی را درسرسپاری به قطب های استعماری جهان ، بطور شفاف به تصویر بکشد ... (مصطفی آزاد)

دوستان و مراجعین محترم وبلاگ ، قابل ذکر هست این وبلاگ درادامه وبلاگ ghased1393.mihanblog.com و به جهت تعطیلی سایت میهن بلاگ ایجاد گردید .

پیوندها

۱۴ مطلب در اسفند ۱۴۰۳ ثبت شده است

  • ۱
  • ۰

وکیل شاکیان فرقه رجوی با استناد به قانون مبارزه با تامین مالی تروریست، تقاضای اعلام جرم نسبت به مؤسسات پولشویی فرقه رجوی را کرد.

662326 209

 

به گزارش فراق، حجت‌الاسلام‌و‌المسلمین مداح در  جلسه ۳۰ دادگاه رسیدگی به اتهام‌های فرقه رجوی با بیان اینکه مجاهدین برای تامین مالی چند شگرد دارند که یکی از آن‌ها کلاهبرداری و سرقت است، گفت: سازمان خودش را یک گروه سیاسی معرفی می‌کند و از مردم کشور‌های اروپایی گدایی می‌کند.

وی در ادامه اظهار کرد: از مهم‌ترین کار‌های سازمان برای تامین مالی این است که آن‌ها در کشور‌های انگلیس، آلمان، فرانسه و آمریکا اقدام به تاسیس موسسه‌های مردم نهاد برای تامین مالی و پولشویی می‌کنند؛ ازجمله این موسسه‌های ادعایی جامعه دانشگاهیان برای آزادی ایران، کمیته فرانسوی برای ایران دموکراتیک، انجمن فرانسوی- ایرانی برای دموکراسی ایران، انجمن جوانان ایران آزاد، انجمن خانواده‌های اشرفیان و انجمن پناهندگان سیاسی است.

مداح با تاکید بر اینکه براساس مصوبه شورای عالی امنیت ملی سازمان مجاهدین جزء گروهک‌های تروریستی شناخته شده است، گفت: براساس قانون مبارزه با تامین مالی تروریست تقاضای اعلام جرم نسبت به این موسسات را از دادگاه دارم.

وی استدلال کرد که این انجمن‌ها حمایت‌های خودشان را به‌صورت آشکار از سازمان اعلام و شاهدان نیز به این موضوع تاکید کرده‌اند.

انتهای پیام

  • مصطفی آزاد
  • ۱
  • ۰

سرمایه‌گذاری‌های کلان مجاهدین در جلب حمایت سیاستمداران غربی، راه به جایی نخواهد برد .

در ادامه سریال ناکامی‌ها و شکست‌های پی‌درپی برای فرقه رجوی، خبر برکناری «کیت کلوگ»، ژنرال بازنشسته و یکی از حامیان پروپاقرص مجاهدین خلق، ضربه‌ای سنگین بر پیکره‌ی فرقه رجوی وارد کرد.

به گزارش فراق، این خبر، که در سکوت رسانه‌ای و بی‌تفاوتی مقامات آمریکایی اعلام شد، بار دیگر نشان داد که سرمایه‌گذاری‌های کلان مجاهدین در جلب حمایت سیاستمداران غربی، راه به جایی نخواهد برد.

maryam rajavi1

 

کلوگ که در ژانویه سال جاری به عنوان فرستاده ویژه ترامپ برای صلح میان روسیه و اوکراین منصوب شده بود، به دلیل مواضع جنجالی و حمایت علنی از مجاهدین خلق، همواره مورد انتقاد بود. حضور او در نشست‌های این فرقه تروریستی، که سابقه‌ای طولانی در خشونت و ترور دارد، باعث ایجاد ابهام و تردید در مورد اهداف واقعی دولت آمریکا شده بود.

اما این بار، ماجرا فراتر از انتقادات سیاسی بود. به گزارش رسانه‌های آمریکایی، ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه، به صراحت اعلام کرده بود که کلوگ مانع برقراری صلح است و از حضور او در مذاکرات سطح بالا جلوگیری کرد. به این ترتیب، کلوگ قربانی بازی بزرگتری شد و به راحتی از صحنه کنار گذاشته شد.

خبر برکناری کلوگ، درست چند روز پس از رسانه‌ای شدن انتقادات سناتور لیندزی گراهام از مجاهدین خلق، منتشر شد. این دو اتفاق، نشان‌دهنده‌ روند رو به زوال این فرقه در میان سیاستمداران آمریکایی است.

منابع آگاه گزارش می‌دهند که این اخبار، باعث سرخوردگی و ناامیدی شدید در اردوگاه رجوی شده است. سران این فرقه، که همواره به حمایت‌های خارجی دل بستند، اکنون شاهد فروپاشی یکی پس از دیگری امیدهای خود هستند.

سال‌هاست که مجاهدین خلق، با صرف هزینه‌های گزاف، به دنبال جلب حمایت سیاستمداران غربی هستند. آن‌ها با برگزاری نشست‌های پرهزینه، پرداخت رشوه و لابی‌گری‌های پنهانی، تلاش می‌کنند تا چهره‌ای موجه از خود به نمایش بگذارند و از حمایت بین‌المللی برخوردار شوند.

اما نتیجه‌ این ولخرجی‌ها چه بوده است؟ تمام این لابی‌گرها یک به یک در حال افشا شدن هستند و بدون شک روزهای سخت‌تر از این در انتظار فرقه رجوی است.

انتهای پیام

  • مصطفی آزاد
  • ۱
  • ۰

جداشده‌های فرقه رجوی در آلبانی در همایشی به مناسبت روز جهانی مبارزه با جنایات جنگی، تروریسم سازمان مجاهدین خلق و نقض گسترده حقوق بشر توسط این سازمان را محکوم کردند.

به گزارش فراق، بر اساس اطلاعات منتشر شده در این رویداد که روز یکشنبه ۲۶ اسفند ماه به همت انجمن نجات آلبانی برگزار شد، شماری از آلبانیایی‌ها و ایرانیان عضو انجمن نجات آلبانی گرد هم آمدند و سخنرانان با ایراد سخنرانی‌، تروریسم سازمان مجاهدین خلق (MEK) و نقض حقوق بشر توسط این سازمان را آشکار کردند.

 
nejatalbani 1

 

در این مراسم، شخصیت‌هایی از جمله آلدو سولولاری، الا ددا، خلیل انصاریان، حسن شهباز، حمید آتابای، مهدی سلیمانی، لیریه عبازی، التیسا بیلو، بریکلا سولولاری و دانیلیا رایدا به ایراد سخنرانی پرداختند و تجربیات و پیام‌های خود را به منظور افزایش آگاهی عمومی در مورد وضعیت ناامنی و بی‌عدالتی که بسیاری از افراد قربانی این سازمان تجربه کردند، به اشتراک گذاشتند.

همچنین، در این همایش، اظهار امیدواری شد تا مادران ایرانی اسیران فرقه رجوی هر چه سریع‌تر به فرزندان خود بپیوندند، فرزندانی که توسط سازمان مجاهدین خلق گروگان گرفته شدند.

انتهای پیام

  • مصطفی آزاد
  • ۱
  • ۰

فرقه رجوی به‌عنوان یک گروه تروریستی که در دهه‌های گذشته نقش مخرب و ستیزه جویانه در تحولات سیاسی ایران ایفا کرده است، در تبلیغات خود ادعای دفاع از حقوق زنان و آزادی آن‌ها را مطرح می‌کند.

zanan rajavi 1

 

به گزارش فراق، شواهد و روایت‌های متعدد از اعضای جدا شده و تحلیل‌های نظری نشان می‌دهد که جایگاه زنان در این سازمان نه تنها با مفاهیم آزادی و هویت مستقل همخوانی ندارد، بلکه به شکلی پارادوکسیکال در خدمت اهداف ایدئولوژیک و سرکوبگرانه‌ی رهبری قرار گرفته است. این مقاله با تکیه بر آرای هربرت مارکوزه، فیلسوف مکتب فرانکفورت، و تحلیل روایت‌های زنان جدا شده از فرقه، به بررسی وضعیت زنان در مناسبات تشکیلاتی مجاهدین خلق می‌پردازد. نتایج نشان می‌دهد که زنان در این سازمان به موجوداتی تک‌ساحتی تبدیل شده‌اند که از احساسات انسانی، هویت زنانه و نقش‌های طبیعی خود تهی گشته و به ابزاری برای تحقق آرمان‌های خشونت‌طلبانه و مطلق‌گرایانه‌ی رهبرعقیدتی بدل شده‌اند.

سازمان مجاهدین خلق از زمان تأسیس در سال ۱۳۴۴ توسط محمد حنیف‌نژاد، سعید محسن و اصغر بدیع‌زادگان، رویکردی ایدئولوژیک و مبارزه‌جویانه را در پیش گرفت که در ابتدا با الهام از اسلام التقاطی و سپس با گرایش به مارکسیسم، مسیر خود را تعریف کرد. این سازمان پس از انقلاب ۱۳۵۷ و در پی شکست در کسب پایگاه اجتماعی، به فعالیت‌های تروریستی روی آورد و در دهه‌های بعد، با استقرار در کمپ‌هایی چون اشرف و سپس آلبانی، به یک فرقه‌ بسته و مطلق‌گرا تبدیل شد. در این میان، حضور زنان در تشکیلات، که از سال ۱۳۴۸ آغاز شد، به یکی از نقاط کانونی تبلیغات رهبران این گروه، به‌ویژه مسعود و مریم رجوی، بدل گشت. آن‌ها با شعارهایی چون «هژمونی زنان» و «زن، مقاومت، آزادی» تلاش کردند خود را مدافع حقوق زنان معرفی کنند. اما واقعیت‌های درونی تشکیلات، که از طریق خاطرات و افشاگری‌های زنان جدا شده چون بتول سلطانی، نسرین ابراهیمی و مرضیه قرصی آشکار شده، تصویری کاملاً متضاد ارائه می‌دهد.

این مقاله با بهره‌گیری از چارچوب نظری هربرت مارکوزه و مفهوم «انسان تک‌ساحتی»، به تحلیل وضعیت زنان در تشکیلات مجاهدین خلق می‌پردازد و این پرسش را مطرح می‌کند که چگونه ایدئولوژی مطلق‌گرا و مناسبات سرکوبگر این فرقه، زنان را از هویت انسانی و استقلال فردی محروم کرده است.

چارچوب نظری: انسان تک‌ساحتی مارکوزه و نقد ایدئولوژی

هربرت مارکوزه، فیلسوف و جامعه‌شناس برجسته‌ی مکتب فرانکفورت، در کتاب «انسان تک‌ساحتی» (۱۹۶۴) استدلال می‌کند که نظام‌های سرکوبگر، چه در قالب سرمایه‌داری مدرن و چه در شکل ایدئولوژی‌های اقتدارگرا، انسان را به موجودی تک‌بعدی تقلیل می‌دهند که از ظرفیت تفکر انتقادی، آزادی و احساسات متعالی محروم است. به باور مارکوزه، این سرکوب تحت لوای تأمین نیازهای مادی و رفاهی صورت می‌گیرد، اما در حقیقت، انسان را در قفسی از اطاعت و وابستگی گرفتار می‌سازد. این چارچوب نظری برای تحلیل وضعیت زنان در تشکیلات مجاهدین خلق بسیار راهگشاست، زیرا نشان می‌دهد که چگونه ایدئولوژی این سازمان، با حذف ابعاد انسانی و عاطفی زنان، آن‌ها را به ابزاری صرف در خدمت اهداف رهبری تبدیل کرده است.

۱. آغاز حضور زنان: استفاده ابزاری و پوششی

  • مصطفی آزاد
  • ۱
  • ۰

امروز مطلبی در رسانه منفور فرقه تروریستی رجوی خواندم که در آن رحمان محمدیان، یکی از نجات یافته‌های فرقه خزعبلاتی از تجربیات خود در طول سال های اخیر بیان کرده بود. بنده کاری به دروغ و چشم پوشیدن محمدیان بر شرافت و مردانگی خود ندارم اما از آن جا که در این متن علیه خانواده‌های چشم انتظار مطالبی نوشته شده بر خود واجب دانستم نکاتی را اینجا بیان کنم. امیدوارم این کلمات رحمان محمدیان را به تفکر وادارد و تا دیر نشده از مسیر چاه ویلی که در پیش دارد برگردد. من مادرم، مادر امیر اصلان حسن زاده که با قلبی محزون و دلی شکسته، در جستجوی ردی از سرمایه زندگی‌ام هستم. او، ۲۳ سال است در چنگال فرقه ملعون و دجالی گرفتار شده که جنابعالی از آن طلب حلالیت کردی!

abdollah21i

 

جناب محمدیان، تو خودت به عنوان یکی از رها یافتگان این فرقه، بارها و بارها در نشست‌های خصوصی به من و دیگر خانواده‌ها گفتی که فرقه رجوی چقدر اعضای خود را به خودسوزی، خودکشی و طلاق اجباری وادار می‌کند. هیچ فردی در این فرقه اجازه ازدواج ندارد و طلاق‌های اجباری به‌صورت سیستماتیک اعمال می‌شوند. شما ما را تشویق می‌کردید که هر چه زودتر فرزندانمان را از این فرقه آزاد کنیم و می‌گفتید در کنار خانواده‌ها خواهیم ایستاد تا فرقه رجوی را رسوا کنیم.

اما حال چه اتفاقی افتاده است؟ آیا دوباره فریب این فرقه را خورده‌اید؟ آیا شرف و غیرت این قدر ارزان است؟ از اشک‌ها و ضجه‌های ما مادران شرم نمی‌کنید؟ چندین سال در کنار ما بودید و چشمان خود را بر روی غم و اندوه ما بستید؟ آیا صدای ما مادران را نشنیدید؟ آیا صدای خانواده‌هایی را که چهل سال در حسرت دیدار عزیزانشان هستند، نشنیدید؟

با صدای رسا فریاد می‌زنم تا بدانید، خدمت به خانواده‌های چشم انتظار و علی‌الخصوص مادران، مدال افتخاری بر سینه من است. من، به‌عنوان یک مادر، افتخار می‌کنم که صادقانه در کنار خانواده‌ها ایستاده‌ام و شجاعانه در برابر فرقه تروریستی رجوی مقاومت کرده‌ام. اما تو بیا به ما پاسخ بده چگونه و چرا دوباره فریب این فرقه را خوردی؟

من زن ایرانی و آذری هستم و اجازه نخواهم داد وجبی از خاکم به دست وطن‌فروشانی چون شما بیفتد. شما باید بدانید که ما مادران، هرگز تسلیم نخواهیم شد. ما در پی فرزندانمان هستیم و هرگز از تلاش و مبارزه دست برنمی‌داریم. امیدوارم این پیام مرا را به دقت بخوانی و فکر کنی. به امید فروپاشی هر چه سریعتر فرقه تروریستی رجوی.

ثریا عبداللهی

مادر امیر اصلان حسن زاده

  • مصطفی آزاد
  • ۱
  • ۰

فرقه رجوی از روز گذشته نامه‌ای از طرف شخصی به نام «عبدالرحمان محمدیان» را مدام در رسانه‌های خود بزرگنمایی می‌کند؛ شاید برخی این شخص را بشناسند و یا نه، اما من به اختصار خدمت شما عرض می‌کنم که موضوع چیست.

alizade

 

به گزارش فراق، عبدالرحمان محمدیان از کسانی بود که در زمان صدام حسین در جبهه‌های جنگ ایران و عراق اسیر شد و بعد از آتش‌بس بین دو کشور به نیروی سازمان مجاهدین پیوست. سال‌ها در این فرقه فعالیت داشت و زمانی که سلاح‌های سازمان توسط آمریکایی‌ها مصادره نشده بود، به عنوان راننده تانک مشغول بود. وی در رده سازمانی به عنوان «اِم جدید» سازماندهی شده بود.

در طی تمام سال‌هایی که در فرقه رجوی بود، همیشه با خبرهای موجود، افت و خیز داشت. گواه این مدعا اینکه وقتی سازمان از عراق اخراج و به آلبانی منتقل شد، او تحت تاثیر همین داستان فکر کرد که کار فرقه تمام است و دیگر ماندن بی‌فایده است. در آلبانی از سازمان جدا شد و بعد از مدتی، حدود چهار سال، در فعالیت‌های ضد فرقه رجوی شرکت کرده و دست به افشاگری زد.

وی مصاحبه‌هایی داشت، مقاله‌های متعددی نوشت، در فضای مجازی گفتگو می‌کرد، به همراه سایر جداشدگان در آکسیون‌هایی که در جهت افشاگری رجوی تشکیل می‌شد شرکت کرده و فعالیت می‌کرد.

اما ناگهان از طویله رجوی سر درآورد و به قول سرکرده‌های سایت‌های مجازی رجوی، دست به افشاگری زد.

در وصف محمدیان فقط می‌توانم بگویم که تبدیل به تُف سربالا شد؛ یعنی ته بی‌شعوری و حماقت را تجربه کرد. آنقدر در چاه ویل رجوی که مملو از گندآب و استفراغ بود غوطه ور شده بود که حتی بعد از چند سال جدا شدن نتوانست هوای صاف و تمیز را تحمل کند و باید باز به گندآب رجوی باز ‌گشت.

اصلاً نیاز به هیچ توصیفی نیست. انسان‌ها را باید از انتخابشان شناخت.

بخشعلی علیزاده

  • مصطفی آزاد
  • ۱
  • ۰
 
ناگفته هایی از اقامت اجباری رجوی در کمپ اشرف– قسمت دوم و آخر

 

در حالی که سازمان میلیون ها دلار ، از راه قاچاق نفت بدست می آورد ولی نفرات را از صبح تا شب به کار سنگین کانتینر سازی می گماردند و البته تحلیل در جلسات درون تشکیلاتی این بود که نیروها بایستی تمام مدت ذهن و فکرشان مشغول کار باشد تا فرصتی برای اندیشیدن و بیکار نداشته باشند.

فرازهایی از کتاب سراب آزادی به قلم خانم مریم سنجابی عضو پیشین شورای رهبری مجاهدین: در سال ۱۳۸۴ رجوی اقدام به حرکت عجیبی نمود و بازهم حال و هوای فرماندهی و ریاست به سرش زد.

اعضا و کاندیداهای شورای رهبری را به چهار تا پنج سری تقسیم کردند و روزی به بهانه جلسه نشست مژگان پارسایی به سالنی که در مقر سیمرغ ساخته شده بود برده شدیم. پس از حدود یک ساعت در کمال بهت و تاباوری افراد با حضور رجوی مواجه شدیم.

او در حالیکه که لباس عربی پوشیده بود، ادعا کرد از محلی دیگر و خارج از کمپ اشرف برای جلسه آمده است. حدود چهار، پنج روز این جلسات ادامه داشت و طبق معمول اقدام به بند کشیدن اعضای شورای رهبری نمود.

عمده صحبت هایش بر مبنای باقی ماندن در تشکیلات ، بحث سیاسی حول تحولات عراق و اتفاقاتی به نفع سازمان در آینده و پایداری در بندهای انقلاب بود.

این بحث ها پیش درآمدی بود که وی اعلام کند، اکنون در سال ۱۳۸۴ یکبار دیگر می خواهیم ارتش را تاسیس نماییم و در ادامه جلسات عمومی از همه اعضاء امضاء و تعهدی برای یک دوران ده ساله دیگر بگیرد.

پس از شروع جلسات سری دوم و یا سوم بود که خانم بتول سلطانی از اعضای شورای رهبری اقدام به فرار نمود و به همین دلیل جلسات قطع و دوباره رجوی پنهان شد.

بخاطر فرار خانم سلطانی به مدت چند ماه در زیر ضرب و فشارهای جلسات طاقت فرسا بودیم. در حالی که به ظاهر مجبور بودیم علیه او موضع گیری کنیم ولی از درون خوشحال بودیم که یکی از زنان سطح بالای تشکیلات موفق به فرار شده است.

سه سال از این ماجرا گذشت تا اینکه در سال ۱۳۸۷ باز هم رجوی فیلش یاد هندورستان نمود. بازهم در یکی از روزها ، برای شرکت در جلسه مژگان پارسایی به سالن بهارستان واقع در ورودی مقر ۴۹ دعوت شدیم. اینبار تمام اعضای شورای رهبری در آنجا حضور یافتند و با کمال تعجب پس از ساعتی با حضور رجوی درحالی که لباس عربی پوشیده و چفیه قرمز به سرش بسته بود، در جلسه غافلگیر شدیم. او بازهم می خواست به ما القا نماید که خارج کمپ و روستاهای اطراف برای جلسه می آید.

در این جلسه عنوان کرد چون شما در لایه مسئولین هستید سازمان را به دست شما سپرده‌ام و می بایست هر هفته در جریان آخرین تحولات سیاسی قرار گرفته و هر هفته ای هم که من نتوانستم ین جلسه را برگزار کنم، مژگان پارسایی از طرف من موظف است این جلسه را برگزار نماید. شماما بایستی به عنوان لایه مسئول اولین نفراتی باشید که در جریان تحولات سیاسی و امور سازمان قرار می گیرید و با شما مشورت کنیم! اما دریغ از یک مشورت، او تنها ابلاغ می کرد و کسی را یارای یک کلمه اعتراض نبود.

طی چند هفته این جلسات را برای پیشبرد خط و خطوط ، حرافی و رفع عقده قدرت طلبی اش برگزار می کرد. در یکی از همین جلسات برای تهیه هزینه وکلا و دادگاه پوئک در انگلیس، که جهت خارج کردن نام سازمان از لیست تروریستی فعالیت می کردند، رجوی ابلاغ کرد که شما بایستی در عراق تقبل کنید، یک میلیون دلار از این هزینه را بپردازید. سپس ستاد مالی سازمان در عراق موظف شد ۵۰۰ هزار دلار آن را با انجام فعالیت های اقتصادی اش در بیاورد و ۵۰۰ هزار دلار دیگر هم به عهده مراکز نظامی قرار گرفت که با مضاعف کردن امور از جمله کانتینر سازی توسط اعضای مراکز، این بودجه را به دست بیاورند.

در حالی که میلیون ها دلار سازمان، از راه قاچاق نفت بدست می آورد ولی نفرات را از صبح تا شب به کار سنگین کانتینر سازی می گماردند و البته تحلیل در جلسات درون تشکیلاتی این بود که نیروها بایستی تمام مدت ذهن و فکرشان مشغول کار باشد تا فرصتی برای اندیشیدن و بیکار نداشته باشند.

در این راستا علاوه بر لایه شورای رهبری، او اقدام به جلساتی با مسئولین رده بالای مردان نیز نموده بود. این جلسات در سال ۱۳۸۷ بازهم یکی دو ماه بیشتر طول نکشید و همزمان با سرشماری عراقی ها از اعضای کمپ اشرف بود. در آن مقطع خوشبختانه بازهم یکی دیگر از خانم های شورای رهبری به نام فرح امامی از فرصت مصاحبه استفاده نموده و پس از آن دیگر به کمپ اشرف برنگشت. رجوی از ترس لو رفتن موقعیت اش آن جلسات حضوری را هم تعطیل کرد. و دیگر تا سال ۱۳۸۸ در جلسه ای ظاهر نشد.

تا آخرین ماههایی که در کمپ اشرف بودم از حضورش در آنجا به بهانه های مختلف مطلع می شدیم. و خبرهایی از وی می رسید دلالت بر بودن او در کمپ اشرف داشت. از جمله اینکه گیتی گیوه چینیان زاده که مسئول ستاد حفاظت و اطلاعات بود ، صبح تا شب را در مقر سیمرغ به سر می برد.  و عصرها یکی دو ساعتی برای رسیدگی به امور ستادهای اطلاعات و امنیت به مقر ذاکری می آمد و شب دوباره به همان مقر سیمرغ بر می گشت. بیش از نود درصد کار او در ستاد حفاظت و مور حفاظتی رجوی خلاصه می شد.

ارزش او و بیش از ۵۰ نفر از کادرهای بالای سازمان همین بود که رجوی آن ها را فقط فدای ساختمان های خالی اش کند. رجوی به شدت از لو رفتن اطلاعات محل خویش و اقدامات تجملاتی و هزینه های سرسام آور زندگی اش برای بقیه واهمه داشت. به جز لایه شورای رهبری و تعداد اندکی از مسئولین سازمان، باغ ها و زندگی شیک و تجملی او را ندیده بودند. حتی لایه شورای رهبری هم از وجود پناهگاههای عظیم و صرف هزینه های سرسام آور زندگی او اطلاع نداشتند. از خدم و حشم و آمار و ارقام اعضای ستاد حفاظت و دفتر مرکزی او هم به جز ستاد پرسنلی کسی اطلاعی نداشت.

بسیاری از افراد حفاظت و دفتر او، علنی نبودند و آن بدبخت ها هم سال ها از ساختمان های محل استقرار رجوی نمی توانستند خارج شوند، اجازه تردد حتی در محوطه کمپ ها را نداشتند و برای بسیاری از افراد ناشناخته بودند. به همین دلیل بسیاری از آنان دارای رنگ های پریده و سفید بودند و با اعضای معمولی کمپ اشرف که در زیر آفتاب سوخته بودند تفاوت داشتند!

پایان.

  • نویسنده : مریم سنجابی
  • مصطفی آزاد
  • ۱
  • ۰
 
تهدید و شکنجه؛ دستمزد اعضای جدایی طلب در فرقه تروریستی مجاهدین

 

اعضای جداشده مجاهدین به صراحت بیان می‌کنند که در اردوگاه آلبانی نیز همانند پادگان اشرف به تعداد زیاد زندان تدارک دیده شده تا این سازمان تروریستی جهت حبس به صورت انفرادی و انجام انواع شکنجه‌های روحی و روانی در حق اعضای ناراضی هیچ محدودیتی نداشته باشد.

یکی از موضوعاتی که همواره در بین اعضای فرقه تروریستی مجاهدین مطرح بوده و باعث نارضایتی و تصمیم اغلب آنها به جدا شدن از این سازمان مخوف گردیده است، اقدامات و رفتارهای ناشایستی همچون شکنجه، فشار روحی، تحقیر، زندان و… نسبت به اعضای ناراضی می‌باشد که توسط سرکردگان و اعضای کادر مجاهدین در حق این افراد اعمال شده است.

در بیست و نهمین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات مجاهدین، یکی از موضوعاتی که توسط مسعود خدابنده، سرتیم حفاظت مسعود رجوی و عضو جداشده از این فرقه مطرح شد، همین موضوع فشارهای درون سازمانی بر روی اعضا بود. این مهم یکی از موضوعات عادی در بین رده‌های مختلف مجاهدین است که به شکلی گسترده در تمام ارکان آن رواج داشته و دارد و خاطرات هر یک از اعضای جداشده به مثابه تکه‌های یک پازل پرده از ابعاد گوناگون آن بر می‌دارد.

اعضای جداشده مجاهدین به صراحت بیان می‌کنند که در اردوگاه آلبانی نیز همانند پادگان اشرف به تعداد زیاد زندان تدارک دیده شده تا این سازمان تروریستی جهت حبس به صورت انفرادی و انجام انواع شکنجه‌های روحی و روانی در حق اعضای ناراضی هیچ محدودیتی نداشته باشد. معمولاً روش کار سرکردگان و اعضای کادر جهت جلوگیری از جدایی اعضای ناراضی و تسری آن در میان سایرین در وهله اول تهدید و ارعاب در جلسات جمعی است.

در وهله دوم سرکردگان مجاهدین اقدام به جداسازی و تحت فشار قراردادن اعضای جدایی طلب می‌کنند تا تحت فضای جبری ایجاد شده از تصمیم خود پشیمان شوند. ابتدا عضو ناراضی از دیگران جدا می‌شود تا رفتارش بر سایرین اثرگذاری نداشته باشد و بر حسب محدودیت‌های ایجاد شده ناچار است به مرور سخنرانی مسعود رجوی و خواندن کتاب‌های ایدئولوژیک سازمان بپردازد تا تحت شستشوی مغزی ایجاد شده از موضع خود برگردد.

در مرحله بعدی اگر فرد متنبه نشود به زندان می‌رود و به صورت روزانه، ساعت‌ها تحت بازجویی رده‌های بالای مجاهدین قرار می‌گیرد و با اعمال انواع عملیات‌های روانی از جمله توهین، تمسخر و استهزا، تحقیر و… تحت شکنجه روحی قرار می‌گیرد و در صورت عدم ابراز ندامت تبدیل به شکنجه‌های فیزیکی و جسمانی می‌شود. در نهایت هم وقتی هیچیک از فشار و شکنجه‌های روحی و جسمی به نتیجه نرسد، اقدام به حذف فیزیکی فرد ناراضی می‌کنند.

بر همین اساس تعداد زیادی از اعضای مجاهدین که نام آنها را به عنوان کشته شده در عملیات‌های گوناگون معرفی می‌کنند، در واقع همان افرادی هستند که به دلایل مختلف قصد جدایی داشته‌اند و با توسل به حذف فیزیکی به طرق مختلف از جمله خودکشی ساختگی، حادثه رانندگی و… به قتل رسیده‌اند.

علی‌ای حال اینها تنها گوشه‌ای از فشارها و جنایاتی است که این فرقه تروریستی در حق اعضای خود روا داشته و می‌دارد و بیان‌گر خوی وحشیانه سران این فرقه است. پر واضح است کسانی که به اعضای خود رحم نمی‌کنند، در حالی که شعارهای حمایت از مردم ایران را سر می‌دهند؛ اگر کوچک‌ترین قدرتی داشتند مشخص بود چه بلایی بر سر اعضای جامعه می‌آوردند، همچنان که کارنامه سیاه آنها در دهه ۶۰ به وضوح بیانگر چهره واقعی این جلادان است.

  •  
  • منبع خبر : رسانه های ایران
  • مصطفی آزاد
  • ۱
  • ۰

یکی از اعضای جدا شده فرقه رجوی گفت: ابزار شکنجه ما در مقر مجاهدین بدین صورت بود که سطل‌های حلبی روغن را بر روی سر ما قرار می‌دادند و بر روی سطل می‌زدند و به دنبال امضای برگه‌ها بودند در محتوای برگه چیزی قرار نداشت و بعدا به آن اضافه می‌کردند.

court2025 5

 

به گزارش فراق، اردشیر درویشی در جلسه ۲۸ دادگاه محاکمه سازمان تروریستی مجاهدین خلق در تهران گفت: به مدت ۱۴ سال در سازمان مجاهدین بودم و یکی از کسانی هستم که سالیان سال در زندان‌های رجوی بودم. زمانی که وارد سازمان شدم واقعیت‌هایی را لمس و حس کردم و متوجه شدم آنچه که سازمان درباره خود در جهان بیان کرده بود ۳۸۰ درجه با آنچه که مشاهده می‌کردم فرق داشت. سازمان فهم، شعور و انسانیت برای ما باقی نگذاشت عاطفه‌ها را از ما گرفت سازمان واقعیت‌ها را به تمام جهان نمی‌گفت حتی واقعیت‌ها را برای نیرو‌های خود که صادقانه وارد سازمان شدند بیان نمی‌کرد چه بسا آن‌ها را زندانی هم میکرد و من خودم جزو زندانی‌های سازمان بودم.

وی افزود: من در مبانی عقایدی و اصولی لغزش داشتم که گرفتار سازمان شدم پس از ورود به سازمان متوجه شدم که در آنجا دنیای اسلامیت وجود ندارد بلافاصله که صدام سقوط کرد سازمان مبادرت به احداث یک مسجد کرد برای اینکه قرار بود شیعیانی از عرب‌ها را دعوت کنند و آن‌ها ببینند که اعضای این سازمان مسلمان هستند در حالی که قبلاً در یک کتابخانه نماز می‌خواندیم.

قاضی سوال کرد که با چه هدفی وارد سازمان شدید؟

درویشی پاسخ داد که فکر می‌کردم سازمان به ریشه‌کنی فقر و مسائل اقتصادی کمک می‌کند. در سازمان مجاهدین عاطفه‌ها از اعضای آن گرفته می‌شود من که به عنوان معاون نهاد در سازمان بودم حق نداشتم لحظاتی به پدر، مادر، زن و بچه خود فکر کنم آن‌ها انسان‌ها را به یک آدمک چوبی تبدیل می‌کردند. ذهن اعضای سازمان با مکانیزم برگزاری نشست‌هایی مختلف روزانه شست و شو می‌دادند. مثلاً برخی اعضا در این نشست‌ها بیان می‌کردند که من امروز برای لحظه‌ای پدر و مادرم را در ذهنم تصور کردم آن فرد باید حساب پس می‌داد که چرا ذهن تو به سمت خانواده‌ات کشیده شده باید ۱۶ ساعت کار کنی که دیگر این افکار به ذهنت خطور نکند.

وی ادامه داد: جلسات تفتیش عقاید و تفتیش ذهن را داشتند و ذهن‌ها را خالی می‌کردند تا به سمت آنچه که آنها می‌خواهند حرکت کند. سازمان زندان‌های را برپا کرد که علت آن نارضایتی اعضا بود و علت آن دروغ‌های گفته شده به نیرو‌های اصلی خود بود. سال ۷۳ من به عنوان یک نیرویی از خودشان در زندان ۴۰۰ که در اشرف قرار داشت توسط نیرو‌های شکنجه‌گر زندانی شدم. رئیس زندان سید سادات دربندی معروف به عادل بود. سیروس جنت یا مختار شکنجه‌گر، مجید عالمیان، اسدالله مثنی، محمدرضا محدث که بازجو بود و در راس این هرم رجوی و مریم قرار داشت. همچنین مهوش صدیقی یا نسرین، مهدی ابریشمچی، عباس داوری، بتول رجایی، ژیلا دیهیم جزو کسانی بودند که خط و خطوط سازمان را به عنوان شورای رهبری پیش می‌بردند.

درویشی گفت: سازمان در روابط، مناسبات و تشکیلات خود سلسله مراتبی دارد و از بالا به پایین تمام خط و خطوط سازمان باید دستور داده می‌شد سازمان تمام خط و خطوط خود را از مسعود رجوی و مریم قجر عضدانلو می‌گرفت. وقتی که در سال ۷۳ من را با یک اتهام واهی فقط به خاطر اینکه گفته بودم سازمان به انحراف کشیده شده است و کلاً به صدام وابسته شده و هیچگونه استقلالی ندارد زندانی کردند من وارد زندان ۴۰۰ شدم در سلول انفرادی قرار داشتم زمانی که من را با چشم بند به زندان ۴۰۰ بردند بعد از اینکه چشم بندم برداشته شد مختار و سیروس جنت را دیدم.

حجت‌الاسلام والمسلمین دهقانی سوال کرد که چرا اعضا را شکنجه می‌کردند؟

درویشی بیان کرد: آنها می‌گفتند وقتی کسی مخالف باشد طعمه و بریده بوده و وابسته به نظام جمهوری اسلامی و عنصر سپاه پاسداران است.

قاضی سوال کرد که آیا در شکنجه‌ها کسی کشته می‌شود؟

وی گفت: بله، پرویز احمدی را خودم با چشم دیدم. شکنجه‌های آنجا بدین صورت بود که با چشم ها، دست و پا‌ها را می‌بستند و با شلنگ می‌زدند. انگشت پای چپ مرا با انبر دست شکنجه کردند و زیر شکنجه از هوش رفتم. دکتر وحید که دکتر سازمان بود برای معاینه من آمد. سه روز بعد که من را مجددا برای شکنجه بردند یکی از شکنجه‌گران آمد و گفت برادر عادل انگار بدن پرویز یخ کرده و بعداً فهمیدیم که زیر شکنجه کشته شده است. در زمان شکنجه برگه‌ای را در مقابل من قرار می‌دادند و می‌گفتند باید این برگه را امضا کنی که به مدت ۴۵ روز بازداشت بودم و تا ۱۰ روز یک شب در میان شکنجه می‌دادند.

او ادامه داد: ابزار شکنجه ما بدین صورت بود که سطل‌های حلبی روغن را بر روی سر ما قرار می‌دادند و بر روی سطل می‌زدند و به دنبال امضای برگه‌ها بودند در محتوای برگه چیزی قرار نداشت و بعدا به آن اضافه می‌کردند. ابزار دیگر این بود که دست‌ها را می‌بستم و روی میز قرار می‌دادند و با انبر دست به انگشت‌ها فشار می‌آوردند. در سلول انفرادی که قرار داشتم آب به داخل سلول می‌ریختند تا من نخوابم و با کم خوابی بتوانند از من اعتراف بگیرند من در سازمان به مدت ۱۳ الی ۱۴ سال هیچ کاغذی را امضا نکردم.

درویشی بیان کرد: در سال ۸۳ من به عنوان اولین نفر با یک لودر از سازمان فرار کردم ولی پس از گذشت ۲۰ سال هنوز آثار و فشار روحی و روانی در وجود من قرار دارد. زمانی که از سازمان فرار کردم همین تلفن موبایلی که در دسترس همه وجود دارد برای من ناشناخته بود من از داشتن گوشی و حتی یک رادیو محروم بودم اعضای سازمان در اشرف همانند یک زندان بسته مبحوس بودند. در قرارگاه اشرف که با کمک صدام و دنیای غرب ساخته شده بود ارتباط ما را با دنیای بیرون قطع کرده بودند حتی اجازه نداشتیم یک تلفن به پدر یا مادر خود بزنیم.

این عضو نجات یافته بیان کرد: من سه مرتبه بازداشت شدم یکی از آن‌ها در سال ۱۳۷۶ بود که من به مدت ۱۵ روز در بنگال زندانی بودم و شکنجه روحی شدم در سال ۸۰ نیز مهوش سپهری از من بازجویی کرد و به مدت ۱۷ روز زندانی بودم. پس از سقوط صدام که حصار قرارگاه اشرف ترک برداشت خانواده‌های بسیاری جلوی درب اشرف آمدند و آنها به نیرو‌ها می‌گفتند کسانی که بروند و با پدر، مادر، خواهر، برادر و فامیل خود صحبت کنند آنها مزدور و خائن هستند.

انتهای پیام

  • مصطفی آزاد
  • ۱
  • ۰

🔹حملات صفر کلیک چیست؟

🔺در عصر جدید دیجیتال، روش‌های هک جدیدی وجود دارد که در آن مهاجمان اطلاعات خصوصی شما را می‌دزدند، بدون این که از قربانی بخواهند روی یک پیوند کلیک کند یا یک فایل را دانلود کند. به این مدل هک، هک صفر کلیکمی‌گویند.
نرم افزار‌های جاسوسی پیشرفته که توسط شرکت اسرائیلی پاراگون سولوشنزساخته شده، از این روش استفاده می کنند.
🔻هک صفر کلیک، همان طور که از نام آن پیداست، یک حمله سایبری پیچیده است که به هکر‌ها اجازه می‌دهد تا بدون هیچ گونه تعاملی از طرف هدف به دستگاه کاربر نفوذ کنند.
🔺گفته می‌شود که هکر‌ها از آسیب‌پذیری‌ها در برنامه‌های پیام‌رسان، کلاینت‌های ایمیل یا عملکرد‌های پردازش چندرسانه‌ای سوء استفاده کرده‌اند و اسناد الکترونیکی مخربی را ارسال کرده‌اند که دستگاه‌ها را بدون نیاز به باز کردن یا تعامل با آن ها از سوی کاربران مورد سوء استفاده قرار می‌دهند. این روش حیله‌گرانه، حملات صفر کلیک را بسیار خطرناک و شناسایی آن ها را دشوار می‌کند.
🔻هنگامی که افراد مورد نظر این فایل‌های مخرب را دریافت می‌کنند، سیستم عامل یا برنامه کاربردی دستگاه به طور ناخواسته آنها را پردازش می‌کند و به هکر‌ها امکان دسترسی به داده‌های حساس از جمله پیام ها، تماس ها، عکس‌ها و حتی میکروفون و دوربین را می‌دهد و سپس هکر‌ها به راحتی تمام داده‌های مورد نیاز را از سیستم آلوده سرقت می‌کنند.

 

  • مصطفی آزاد