قاصد1393

افشاگری و تحلیل و تبیین عملکرد گروهک تروریستی مجاهدین خلق

قاصد1393

افشاگری و تحلیل و تبیین عملکرد گروهک تروریستی مجاهدین خلق

این وبلاگ برآن است چهره واقعی این جریان تروریستی را درسرسپاری به قطب های استعماری جهان ، بطور شفاف به تصویر بکشد ... (مصطفی آزاد)

دوستان و مراجعین محترم وبلاگ ، قابل ذکر هست این وبلاگ درادامه وبلاگ ghased1393.mihanblog.com و به جهت تعطیلی سایت میهن بلاگ ایجاد گردید .

پیوندها

۱۴ مطلب در اسفند ۱۴۰۳ ثبت شده است

  • ۱
  • ۰

یک پایگاه خبری آلبانیایی با انتقاد از حضور فرقه تروریستی رجوی در این کشور، وجود آن‌ها را به مثابه یک دینامیت در آلبانی دانست.

ashraf3 123

 

به گزارش فراق، سایت خبری فیالا اِ لیر، در گزارشی انتقادی از سیاست‌های ادی راما، نخست‌وزیر آلبانی در حوزه‌های مختلف اقتصادی، سیاسی و اجتماعی، اعلام کرد که وجود فرقه رجوی در این کشور مانند یک دینامیت است.

در این گزارش آمده است که آمیخته شدن جمعیت آلبانیایی‌ها با گروه‌های قومی مهاجم، یک دینامیت اجتماعی است که ممکن است روزی مردم، تاوان سختی برایش بپردازند.

گزارش فیالا اِ لیر این‌گونه آورده است: بعد از اینکه مجاهدین خلق (فرقه رجوی) را آوردند، برای آن‌ها یک دولت کوچک در مانز ایجاد کردند؛ این گروه توسط گروهی از دانشجویان تندرو تاسیس شد، اما ما چه نیازی به این‌ها داریم؟ آمریکایی‌ها آنان را جلوی در خانه ما رها کردند.

این پایگاه خبری در ادامه و با انتقاد از سیاست آمریکا و همچنین راما در انتقال گروه‌های قومی به آلبانی نوشت: آمریکایی‌ها بعد از آنکه افغانستان را تحویل طالبان دادند، هزار پناهجوی افغان را وارد آلبانی کردند؛ راما برای آنکه خود را به‌عنوان یک رئیس بزرگ به نخست‌وزیر ایتالیا نشان دهد به او قول داده که اردوگاه‌هایی را در آلبانی برای مهاجران و پناهجویان آفریقایی (که در ایتالیا حضور دارند) افتتاح خواهد کرد؛ آفرین به این رئیس مدرن!

انتهای پیام

  • مصطفی آزاد
  • ۱
  • ۰
 
 
چالش‌هایی که اپوزیسیون در سه سال اخیر پشت سر گذاشته، ماهیت مصرفی آن‌ها برای دولت‌های غربی را به نمایش گذاشته است. عرصه‌ای که این دولت‌ها برای سازمان تروریستی مجاهدین طی سال‌های اخیر مهیا کرده بودند، پس از آشوب‌های ۱۴۰۱، به طور پیوسته تنگ شد و میدان عملیاتی خود را در کشورهای مختلف از دست دادند.

برخی اخبار درباره لغو نشست ضدانقلاب حکایت از آن دارد که اختلافات و رقابت‌های درونی یکی از عوامل لغو نشست رضا ربع پهلوی بوده است. لابی ضدانقلاب چپ و مارکسیستی با احزاب چپ‌گرای اروپایی نقش به سزایی در لغو برنامه‌های سلطنت‌طلبان داشته است. چنانچه کارشناس شبکه تروریستی اینترنشنال نیز در گفتگو با این رسانه ضدایرانی، تأکید کرد که مشکل تهدید امنیتی نبوده؛ بلکه بخشی از اپوزیسیون در خارج از کشور عامل اصلی این ماجرا هستند.

چالش‌های سلسله‌وار اپوزیسیون ثابت می‌کند که شدت اختلافات بین ضدانقلاب افزایش پیدا کرده و هر کدام به طور جداگانه در نامه‌هایی که به مقامات غربی ارسال می‌کنند، اعلام می‌کنند که نمایندگان چپ، مجاهدین یا پهلوی، نماینده اپوزیسیون ایران به شمار نمی‌آیند!

البته اپوزیسیون هم اندک اعتبار سابق خود را بین مقامات غربی از دست داده است. دستور اخیر ترامپ برای قطع بودجه مؤسسات ضدایرانی و رفتار اروپایی‌ها با آنها، حکایت از این دارد که غرب دیگر تمایلی به شرط‌بندی روی اسب بازنده جریان برانداز ندارد. از سال ۱۴۰۱ تاکنون، شناخت غربی‌ها از اپوزیسیون بیشتر شده و برخلاف پائیز دو سال گذشته، شاهد سرمایه‌گذاری صددرصدی آنها روی این افراد سرسپرده نخواهیم بود. این رویکرد بلافاصله پس از حوادث مهسا امینی به چشم خورد و شبکه‌های تروریستی ضدایرانی در کشورهای غربی با محدودیت‌ها و تعطیلی‌های گسترده‌ای روبه‌رو شدند.

چالش‌هایی که اپوزیسیون در سه سال اخیر پشت سر گذاشته، ماهیت مصرفی آن‌ها برای دولت‌های غربی را به نمایش گذاشته است. عرصه‌ای که این دولت‌ها برای سازمان تروریستی مجاهدین طی سال‌های اخیر مهیا کرده بودند، پس از آشوب‌های ۱۴۰۱، به طور پیوسته تنگ شد و میدان عملیاتی خود را در کشورهای مختلف از دست دادند.

پلیس آلبانی تابستان ۱۴۰۲ دومرتبه به مقر مجاهدین حمله کرد. ابتدا در خرداد ۱۴۰۲، پلیس آلبانی با هزار نیرو به کمپ اشرف ۳ در تیرانا حمله کرد و در جریان این حادثه، یکی از اعضای این فرقه  تروریستی را معدوم کرد و نزدیک به ۱۰۰ نفر از ساکنین کمپ تیرانا معروف به اشرف ۳ نیز زخمی شدند. در این حمله، پلیس آلبانی به بهانه مبارزه با جرایم سایبری و نقض توافق‌های سال ۲۰۱۴، وارد کمپ اشرف ۳ شد. سازمان مجاهدین خلق اعلام کرد که در این عملیات، تجهیزات الکترونیکی و پهپادهایی کشف و ضبط شده است. پلیس آلبانی تأکید کرد که این عملیات بر اساس حکم دادگاه عالی مبارزه با تروریسم انجام شده است.

پس از آن در مردادماه همان سال نیز پلیس آلبانی با تأکید بر حکم دادگاه عالی مبارزه با تروریسم، به بهانه مبارزه با جرایم سایبری و نقض توافق‌های سال ۲۰۱۴، وارد کمپ اشرف ۳ شد. مجاهدین بعدها اعلام کردند که در این عملیات، تجهیزات الکترونیکی و پهپادهایی کشف و ضبط شده است.

اوایل بهمن ۱۴۰۳ هم دولت کانادا در اقدامی قابل‌توجه، فعالیت فرقه تروریستی مجاهدین را دچار محدودیت‌های سخت کرد؛ تا جایی که ازاین‌پس هرگونه برگزاری تجمع با تصاویر سران این تشکیلات تروریستی ممنوع اعلام شده است و اعضای این فرقه دیگر حق تبلیغ سران سازمان در شبکه‌های اجتماعی را نخواهند داشت. برخی برآوردها بیانگر این است که دولت کانادا به دلیل فعالیت‌های غیرقانونی، چون پول‌شویی، توزیع قاچاق و تأسیس دفاتر مالی غیرقانونی، مجاهدین را دچار محدودیت کرده است.

از طرفی دولت فرانسه نیز قصد دارد قرارگاه اور یا قرارگاه صبا را از این سازمان پس بگیرد. دولت فرانسه در سال‌های آغازین ورود مجاهدین به این کشور، تصمیم گرفت یک مقر سیاسی – نظامی در حاشیه پایتخت خود برای این سازمان تدارک ببیند. این محل قرارگاهی بود توسط پلیس فرانسه محافظت کامل می‌شد، حتی به این سازمان تروریستی اجازه داده شد که حاشیه دیوار آن با سیم‌خاردار و دوربین مداربسته پوشش داده شود و عناصر مجاهدین هم مجوز گرفته بودند تا در خیابان‌های اطراف گشت‌زنی کرده و با تجهیزات کامل، مانند یک سفارتخانه، از آن محافظت کنند.

اخیراً هم سازمان تروریستی مجاهدین با چالش جدید روبه‌رو شده و دو شرکت مشهور ماهواره‌ای به علت نمایش اقدامات خشونت‌طلبانه و نقض مکرر کنوانسیون‌های بین‌المللی در سیمای فرقه رجوی، هشدارهای جدی به این فرقه دادند. تاحدی‌که این موضوع، در نشست‌های محرمانه فرقه موردبحث قرار گرفته و مطرح شده که هشدارهای جدی از سوی دو شرکت پخش‌کننده برنامه‌های «سیمای آزادی» به این فرقه ارسال شده است. این هشدارهای مهم به دلیل نقض‌های مکرر کنوانسیون‌های بین‌المللی پخش ماهواره و قوانین آفکام (سازمان تنظیم‌کننده مقررات رسانه‌ای) در محتوای برنامه‌ها به‌ویژه ترویج آموزش‌های تروریستی و نمایش اقدامات خشونت‌آمیز و خرابکارانه، صورت گرفته است.

  •  
  • منبع خبر : رسانه های ایران
  • مصطفی آزاد
  • ۱
  • ۰

علیرضا معدنچی، یکی از مزدوران یاوه‌باف فرقه رجوی، به درک واصل شد.

madanchi

 

به گزارش فراق، علیرضا معدنچی را می‌توان نمونه‌ای از اعضای نگون‌بخت اما در عین حال پلید این فرقه دانست. او سابقه فعالیت در دوران رژیم شاه را داشت و پس از انقلاب به عنوان مفسر سیاسی در رادیو و تلویزیون ایران، در بخش خبری نیمروزی فعالیت می‌کرد و موقعیت خوبی داشت. اما فریب خورد و با هواداری از فرقه رجوی به تشکیلات مجاهدین پیوست. وی پس از پیروزی انقلاب اسلامی، به عنوان یکی از مسئولان نفاق در همدان، مشغول به فعالیت شد.

معدنچی پس از ورود فرقه به فاز نظامی، از ایران خارج و به فرانسه رفت. وی پس از ورود فرقه به کشور عراق و استقرار در مقر اشرف، از فرانسه به عراق اعزام شد و به فعالیت در راستای اهداف تشکیلات پرداخت.

 او از سال ۱۳۶۴ یا ۱۳۶۵ در عراق و کمپ اشرف حضور داشت. در تمام این سال‌ها، وظیفه‌اش در بخش تبلیغات، تحریریه خبر، نوشتن مقالات و تحلیل‌های سیاسی گوناگون بر اساس دستورات رجوی بود. او تا پایان عمر در همین جایگاه باقی ماند و از نظر تشکیلاتی، وضعیت مناسبی نداشت. به دلیل گرایش‌های فکری و مطالعاتش، به ماهیت واقعی سازمان پی برده بود و همین امر منجر به اختلافاتی می‌شد، اما به او اجازه ابراز عقایدش را نمی‌دادند و سرکوبش می‌کردند. همواره او را قطب‌زده خطاب می‌کردند. به همین دلایل، با وجود سابقه طولانی، مستمراً تحقیر می‌شد و در رده‌های پایین فعالیت می‌کرد.

او شیادی را به خوبی از رجوی آموخته بود و در حالی که سال‌ها با نوشته‌ها و یاوه‌هایش جوانان را فریب می‌داد تا به سازمان بپیوندند و خون بسیاری از جوانان به گردنش است، هرگز اجازه نداد فرزندان و همسرش جذب فرقه شوند.

علیرضا معدنچی در چهار دهه گذشته، شغلش نوشتن و تهیه مطالب مورد نظر فرقه بود. تهیه بیشتر مطالب توهین‌آمیز و ناسزا تحت عنوان «تحلیل» و «مقاله» بر عهده او بود و به اصطلاح، عضو تحریریه صدای مجاهد و بعدها «سیمای نفاق» بود. در گذشته، تفسیرهای مزخرفش با صدای خودش پخش می‌شد و اغلب، طرف حساب رجوی در بحث‌های داخلی سازمان بود. با وجود آگاهی از بسیاری از موضوعات سیاسی و به دلیل تجربه و سوابقش، از بسیاری از تحلیل‌های احمقانه و مستبدانه رجوی مطلع بود و متوجه می‌شد، اما خود را سرسپرده نشان می‌داد و دستورات رجوی را پیش می‌برد. در سال‌های پایانی، مدتی مخالفت‌هایش را علنی کرد که به سرعت با او برخورد شد و به قول معروف، سر جایش نشانده شد تا به دیگر اعضای تحریریه و نویسندگان بفهمانند که هیچ‌کس نباید در برابر نظرات و خط‌مشی‌های سیاسی رجوی قد علم کند. گاهی اوقات که نظرات واقعی‌اش را در جلسات با رجوی مطرح می‌کرد، رجوی به او حمله می‌کرد و ضمن تحقیر، او را به جایی می‌رساند که در مقابل جمع از نظراتش عقب‌نشینی کرده و حتی عذرخواهی کند. پس از این اتفاقات، رتبه سازمانی‌اش تنزل یافت و علی‌رغم سابقه طولانی، به یک عضو عادی تبدیل شد.

در نتیجه، معدنچی راه و رسم حقه‌بازی را آموخته و تصمیم گرفت برای حفظ منافع و موقعیت خود، ظاهراً همراه و همگام با سازمان عمل کند. به همین دلیل، نه تنها دیگر مخالفت علنی نداشت، بلکه با تمام قوا به دروغ‌پردازی و لیچار بافی ادامه می‌داد. معدنچی با وجود آگاهی از واقعیات مسلم و با وجود اطلاع از خرفتی و خودشیفتگی رجوی، حتی نمی‌توانست این مسائل را ابراز کند و مجبور بود برخلاف آنچه می‌دانست و درک می‌کرد، در جهت منافع فرقه قلم‌فرسایی نموده و حقایق را بپوشاند. از این رو، همراهی او با دژخیم فرقه، به گناهانش می‌افزاید.

با تمام این اوصاف، پس از مرگش دوباره شیادی‌های فرقه آغاز شد و مریم قجر فریبکار به تمجید از او پرداخت. در حالی که در چهار دهه گذشته حتی اجازه نداده بودند دیداری با خانواده‌اش داشته باشد یا جدا شود. حتی به دروغ، اسم همسر و فرزندانش را بستگان گذاشتند.

معدنچی همچنین متهم ردیف پنجاه و پنجم دادگاه محاکمه سرکردگان فرقه رجوی نیز بود.

انتهای پیام

  • مصطفی آزاد
  • ۱
  • ۰
 
فرازهایی از تاریخ خیانت بار مجاهدین (۱۵)؛ کاخ هزار و یک شب، تکریت و سامرا
رسیدگی به فضای سبز کاخ بر عهده زنان شورای رهبری (بخوانید همسران مسعود رجوی) بود. بدین ترتیب که تعدادی از این زنان هر هفته از صبح تا ظهر به صورت نوبتی کارهای باغبانی و نظافت محوطه کاخ را انجام می دادند. و ورود مردان به کاخ ممنوع بود. کاخ پارسیان دارای بیش از 70 اتاق خواب مجلل داشت که تعدای از آنها مختص زنان شورای رهبری بعبارتی زنان حرمسرای رجوی و کثافت کاریهای وی بود.

در سال ۱۳۶۵ که رجوی به عراق پرواز کرد، برای او خانه مناسبی کنار پایگاه جلالزاده در بغداد در نظر گرفته شد. این خانه بعد از جنگ کویت نیز محل مناسبی برای رجوی بود که بشدت از آن حفاظت می شد.

اما محل اصلی اقامت رجوی جایی بود که  مجموعه «پارسیان» نامیده شد و مجهزترین و بزرگترین محل اقامت رجوی بود. در نزدیکی منطقه فلوجه در غرب بغداد و در همسایگی قرارگاه باقرزاده (پادگان طارق ارتش عراق) به این مجموعه «کاخ پارسیان» گفته می شد. این محل بعد از سقوط توسط ارتش آمریکا تسخیر شد و فرماندهی نظامی آمریکا نام «کاخ هزار و یک شب» را بر آن نهادند.

 

ساخت این مجتمع بزرگ در دهه ۷۰ شمسی ، توسط صدها کارگر و دهها پیمانکار و مهندس عراقی انجام شد و ۶ سال کار تکمیل آن طول کشید. کاخ پارسیان در وسط باغی بزرگ قرار گرفته بود. در محوطه آن استخر بزرگی که اطراف آن با مرمر سنگ فرش بود، قرار داشت. حدفاصل میان کاخ تا استخر، آبنمایی بسیار زیبا که از دو طرف بوسیه باغچه های گل احاطه شده بود، قرار داشت.

لازم به ذکر است که این باغ نیز همزمان با احداث کاخ ساخته شده و فضایی و فضایی خشک و بیابانی داشت، ولی در مدت زمانی بسیار کوتاه، با خرید و کاشت هزاران درخت (از قبیل: درختان میوه، درختان تزئینی ، انواع نخل ها انواع گل ها و چمن ها)، بیابانی خشک را به باغی سرسبز تبدیل کردند و در چهار طرف ساختمان ، حیاط سازی صورت گرفته بود.

رسیدگی به فضای سبز کاخ بر عهده زنان شورای رهبری (بخوانید همسران مسعود رجوی) بود. بدین ترتیب که تعدادی از این زنان هر هفته از صبح تا ظهر به صورت نوبتی کارهای باغبانی و نظافت محوطه کاخ را انجام می دادند. و ورود مردان به کاخ ممنوع بود.

کاخ پارسیان دارای بیش از ۷۰ اتاق خواب مجلل داشت که تعدای از آنها مختص زنان شورای رهبری بعبارتی زنان حرمسرای رجوی و کثافت کاریهای وی بود.

تاسیسات زیرزمینی و ضد بمب، پایگاه بسیار پیچیده مخابراتی و ماهواره هایی که زیر ساخت مناسبی برای آمریکایی ها بود در این مجموعه قرار داشت. در کنار این کاخ یک مجموعه ساختمانی شامل یک سالن بزرگ ۷۰۰ نفره آمفی تئاتر به نام سالن «احمدی» ، یک سالن غذاخوری ۷۰۰ نفره مشرف به باغ میوه، یک ساختمان اداری با یک سالن بزرگ و یک آشپزخانه بسیار مجهز ساخته شده بود.

کاخ تکریت یکی دیگر از کاخ های رجوی بود. بدلیل فشارهای رجوی برای تصاحب یکی از کاخ های صدام و از آنجا که عراقی ها مخالف دادن کاخ در مجتمع کاخ های صدام در منطقه کرخ (بغداد) به وی بودند، بالاخره این کاخ در تکریت به وی داده شد. هزینه زیادی برای لوکس تر و تجملی تر کردن آن صرف شد ولی بدلیل موقعیت جغرافیایی آن و ترس از تردد به تکریت، این کاخ هیچوقت مورد استفاده رجوی قرار نگرفت و تنها برای ارضای تجمل طلبی و زیاده خواهی های آنها بود.

کاخ سامرا، یک ویلای دو طبقه در شهر سامرا بود و با وجود اینکه بیشتر از دوبار برای مدتی کوتاه از آن استفاده نشد، هزینه زیادی بابت لوکس سازی آن صرف شد.

در کنار هریک از این خانه های مجهز ، یک پناهگاه نیز با هزینه های هنگفت ساخته می شد تا در صورت بروز هر حمله ای ، مسعود رجوی بطور موقت در آن پناه بگیرد. این نوع پناهگاهها با تجهیزات نظامی خاصی ساخته می شدند که مخصوص فرماندهان رده بالای نظامی در شرایط جنگی بود. باید به این نکته نیز اشاره کرد که تمامی مقرهای مسعود (حتی در مواردی که موقتی بود) مدام تعویض مبلمان و دکوراسیون می شدند، بویژه بعد از بازگشت مریم از فرانسه در سال ۱۳۷۵ ، این موضوع جدی تر شد.

در ابتدا، آنان مشتری فروشگاههایی بودند که برای کاخ های صدام از آنها خرید می شد، اما بعد از بازگشت مریم ، همه چیز با مارک اروپایی مورد پسند وی بود که شامل مواد غذایی هم بود که دوبار در هفته کامیون یخچالدار از اردن برای مصرف آنها خرید می شد.

تهیه کننده: علی صدر

  • مصطفی آزاد