قاصد1393

افشاگری و تحلیل و تبیین عملکرد گروهک تروریستی مجاهدین خلق ، مصطفی آزاد

قاصد1393

افشاگری و تحلیل و تبیین عملکرد گروهک تروریستی مجاهدین خلق ، مصطفی آزاد

این وبلاگ برآن است چهره واقعی این جریان تروریستی را درسرسپاری به قطب های استعماری جهان ، بطور شفاف به تصویر بکشد ... (مصطفی آزاد)

دوستان و مراجعین محترم وبلاگ ، قابل ذکر هست این وبلاگ درادامه وبلاگ ghased1393.mihanblog.com و به جهت تعطیلی سایت میهن بلاگ ایجاد گردید . ضمن اینکه با آدرس دوم ghased1393.blogsky .com هم در این مسیر پیش می رویم ...

آخرین مطالب

۵۱۳ مطلب با موضوع «عملیات مرصاد» ثبت شده است

  • ۱
  • ۰

اسناد و مدارک بررسی شده در دادگاه محاکمه منافقین درباره جنایات این گروهک در سال‌های پایانی جنگ تحمیلی به خصوص عملیات موسوم به فروغ جاویدان، نشان‌دهنده اقرار مستقیم این تروریست‌های دهه ۶۰ به کشته و زخمی‌کردن ده‌ها هزار ایرانی و پیشروی در خاک ایران است.

mersad

 

به گزارش خبرنگار فراق، بر پایه این اسناد، در نشریه شماره ۱۴۴ اتحادیه انجمن‌های دانشجویان مسلمان خارج از کشور، این سازمان صراحتاً اعلام کرده است: «ما ۵۵ هزار ایرانی را کشته و زخمی کردیم، بیش از ۱۵۰ کیلومتر در خاک ایران پیشروی کردیم و اسلام‌آباد غرب را به تصرف خود درآوردیم.»

نکته قابل تأمل، بازتاب این عملیات تروریستی در رسانه‌های برخی کشورهای غربی بود که با عنوان‌هایی همچون «پیروزی مجاهدین خلق» و «پیشروی ارتش آزادی‌بخش ملی» آن را منتشر کردند. به‌طور مثال، یکی از خبرگزاری‌های فرانسه در ششم مرداد ۱۳۶۷ با تیتر «جنبش مخالفین ایرانی؛ مجاهدین خلق پیروز شدند» این عملیات را پوشش داد. این در حالی است که این کشورها خود از امضاکنندگان کنوانسیون‌های بین‌المللی ضدتروریسم محسوب می‌شوند.

در جریان بررسی پرونده متهمان، دسته‌ای از افراد به عنوان فرماندهان میدانی و مسئولان محورهای عملیاتی، اردوگاه‌ها و پشتیبانی نظامی معرفی شده‌اند. بر اساس ادعای وکلای شاکیان، این افراد به دلیل آگاهی کامل از اقدامات زیردستان، عدم جلوگیری از جنایات و حتی صدور دستور مستقیم برای عملیات‌های مسلحانه، تحت عنوان محاربه و افساد فی‌الارض مورد پیگرد قضایی قرار گرفته‌اند.

برخی از متهمان اصلی که نام آنها در جلسات دادگاه مطرح شده، عبارتند از:

  • مهدی براعی، مسئول محور کرند-اسلام‌آباد
  • محمود عطایی، مسئول محور تهران
  • مهدی ابریشم‌چی، معاون محور تهران
  • صادق دربندی، مسئول اردوگاه اسرا و هوانیروز
  • حسن نظام‌الملکی، مسئول ترابری و پشتیبانی ادوات نظامی
  • محمود قجر، مسئول دفتر ستاد نظامی
  • سهیلا صادق
  • سید مجید سیدالمحدثین، مسئول بخش سیاسی سازمان

همچنین ده‌ها تن دیگر از فرماندهان دسته، گروهان و تیپ‌های سازمان منافقین که به صورت مستقیم در عملیات فروغ جاویدان نقش داشتند، در فهرست متهمان این پرونده قرار دارند. اسامی همچون زهره اخیانی، فهیمه اروانی، مژگان پارسایی، محمدعلی توحیدی، علی و مهدی خدایی‌صفت، عباسعلی داوری، صدیقه حسینی، محمد طریقت منفرد، مهوش سپهری، قدسی خرازیان، مهناز سلیمی، محسن سیاه‌کلا، بهشته شادرو، ابوالقاسم رضایی، حمیرا حجتی، مرتضی اسماعیلیان، زهرا بخشایی، نیکو خائفی و عذرا علوی از جمله افرادی هستند که به عنوان «مباشر جنایات علیه مردم ایران» شناخته شده‌اند.

این پرونده نشان‌دهنده تلاش نهادهای قضایی برای رسیدگی به یکی از خونین‌ترین فصول تروریسم در تاریخ معاصر ایران است، عملیاتی که نه‌تنها توسط عاملان آن به افتخار یاد شده، بلکه توسط بخشی از رسانه‌های بین‌المللی نیز مورد تمجید قرار گرفت.

انتهای پیام

  • مصطفی آزاد
  • ۱
  • ۰
کشته سازی هدفمند گروه تروریستی مجاهدین

یکی از اهداف اصلی گروه تروریستی مجاهدین در مقاطع مختلف تبدیل اعتراض به خشونت و خونریزی و جریحه ‌دار کردن افکار عمومی می باشد. این روش و تاکتیک شکسته خورده با هدف ساختار شکنانه از جمله توهین به مقدسات، تخریب اموال عمومی، به آتش کشیدن اماکن عمومی و مهمتر از همه کشته سازی با هدف ایجاد جنگ روانی در اذهان عمومی و وادار کردن آنها به واکنش‌های تند است، تحرکات این چنینی گروه مسبوق به سابقه بوده و در نا آرامی‌های سال 60 نیز سابقه داشت و آنها همان ‌زمان نیز اقداماتی نظیر آتش ‌کشیدن اتوبوس‌ها و وسایل عمومی و بانک‌ها و تلاش برای افزایش قربانیان را در کارنامه خود دارند.

در خلال نا آرامی های اخیر و طبق اقرار صریح عوامل جانی مجاهدین در دستگاه تبلیغاتی خود، عوامل مسلح آنها در شهرهای مختلف اقدام به آتش کشیدن اتوبوس ها و ساختمان های اداری و مسدود کردن خیابانها نمودند.

و در حرکتی منافقانه کشته شدگان حوادث اخیر توسط تروریست های صادراتی آمریکایی و اسرائیلی ( عوامل گروه رجوی نیز از همین نمونه هستند) را به حاکمیت نسبت داده اند.  عوامل تروریستی مجاهدین که در حوادث اخیر به‌ شدت درصدد اثبات خود به سرویس‌های جاسوسی و سازمان‌های امنیتی بیگانه از جمله آمریکا بودند با شلوغ‌کاری رسانه‌ای تلاش کردند به حامیان بین‌المللی خود نشان دهند که همچنان در ایران پایگاه مردمی دارند و  در مسائل اجتماعی تاثیرگذار هستند. اینکه نیروهای این سازمان بودند که حوادث اخیر شهرهای ایران را هدایت کردند و موجب آشوب، هرج و مرج شدند دور از انتظار نیست.

ذات سرکردگان این گروه مبتنی بر خیانت، جنایت و وحشی گری است تا در نزد اربابان خارجی خودی نشان دهند و مبادا از قلم مزدوری جا بیفتند. اما تاریخ و مردم بزرگ ایران هرگز خیانت بزرگ این گروه پلید و شیطانی را فراموش نخواهند کرد و تیغ قانون در انتظار عوامل آن خواهد بود .

صمد اسکندری

  • مصطفی آزاد
  • ۱
  • ۰
مروری بر خیانت‌های مجاهدین خلق

بهزاد علیشاهی که از سال 1363 تا سال 1384 عضو سازمان مجاهدین خلق بوده و بعد از جدایی از این سازمان به مطالعات گسترده سیاسی و تخصصی حول موضوعاتی همچون فرقه های تروریستی پرداخته، در حال حاضر یکی از مسئولین فعال در انجمن نجات می باشد.

آقای علیشاهی روز شنبه 27 دی ماه مهمان برنامه به افق فلسطین بود که به صورت زنده از شبکه افق سیمای جمهوری اسلامی پخش گردید. او به عنوان یک کارشناس مسائل تروریسم، در خصوص سوابق مجاهدین خلق و و مشابهت اعمال آنها با آشوب های اخیر توضیح داد:
“سازمان مجاهدین خلق با خشونت و خیانت و ترور علیه مردم ایران عجین شده است. سرکردگانشان در زندان حتی در حق خودشان هم خیانت و جنایت کردند. بعد از انقلاب اسلامی، سازمان بارها به خشونت های خیابانی دست زد و تصور می کرد که این اعمال خشونت آمیز و ایجاد رعب و وحشت علیه مردم جوابگو بوده و آنان را به قدرت خواهد رساند.”

بهزاد علیشاهی سپس به ذکر نمونه هایی در این خصوص بعد از انقلاب اسلامی پرداخت:
“در 1 مرداد سال 1358، آنان تعدادی نوجوان ساده دل را فریب داده و به خیابان آوردند و نشریه مجاهد را به دست آنها دادند و بعد خودشان آنها را مورد ضرب و شتم قرار داده و نشریاتشان را که محتوای چندانی نداشت پاره کردند و سوزاندند تا بگویند کار مخالفین بوده و به این شکل مظلوم نمایی کنند تا دیده شوند و حمایت جلب نمایند.

در 28 دی 1358، خودشان در اغتشاشات خیابانی که ترتیب داده بودند یکی از هوادارانشان به اسم عباس عمانی را مجروح کردند و او را به بیمارستان نبردند تا فوت نمود و از کشته سازی او استفاده کردند تا سرکرده شان توجیهی برای اعمال خشونت داشته باشد.”
نمونه برجسته این گونه اقدامات 30 خرداد سال 1360 است که عین همین آشوب های اخیر را بوجود آوردند و تاکنون 17 هزار شهید از مردم ایران گرفتند که اسامی آنها در یک کتاب ثبت شده است. این اغتشاشات علاوه بر کشته سازی و شهید کردن هموطنان، انبوهی آسیب به منابع و منافع کشور و ملت به بار آورده است.”

علیشاهی ادامه داد:
“بعد از انقلاب که همه به دنبال بازسازی و پیشرفت کشور بودند اما سازمان مجاهدین خلق به دنبال جمع آوری بمب و سلاح و ایجاد خانه های تیمی برای اقدام مسلحانه و خرابکاری بود. این سازمان ذاتا و ماهیتا یک جریان خشونت طلب است. منطق آنها اینست که خشونت خودش خشونت می آفریند و جامعه را به سمت ناامنی می کشاند و موجب رشد یک نیروی جدا از مردم می شود.”

علیشاهی عنوان نمود:
“تمامی این گروه های تروریستی و خشونت طلب از نسخه ای پیروی می کنند که ارباب آنها برایشان پیچیده و سفارشی است که پیمانکار داده است. این گروه ها در اعمال خشونت مسابقه گذاشته اند و هرکس تلاش می کند خود را خشونت طلب تر نشان دهد.
یک کارآیی دیگر اعمال خشونت مظلوم نمایی است. آنها در عین حال با کشته سازی طرف مقابل را به خشونت طلبی متهم می کنند و خودشان را قربانی جلوه می دهند.
در دوران ما این امر یک فایده دیگر هم برای اربابانشان دارد و آن کمرنگ کردن خشونت و ترور صهیونیست هاست. هیچکدام از این گروه های مدعی تاکنون در خصوص جنایاتی که در غزه اتفاق افتاده است یک کلمه صحبت نکرده اند.
هیچکدام از گروه های اپوزیسیون ایران مستقل نیستند و اصلا در حدی نیستند که خودشان، راهبرد و راه کاری برای اقداماتشان تعیین کنند. آنها صرفا مطیع دستورات هستند. هدف، از بین بردن امنیت در کشور و ناامید کردن مردم به لحاظ روحی است که به این ترتیب کارفرما به هدفش رسیده است. این گروه ها در وطن فروشی و جنایت از هم پیشی می گیرند.
این گروه ها از اول انقلاب نه تنها وطن پرست نبودند بلکه تماما علیه وطن و منافع ملی بودند. آنها مشکلی با تجزیه ایران ندارند به شرطی که چیزی هم به آنها برسد. مجاهدین خلق حتی در خدمت صدام حسین که دشمن متجاوز به خاک ایران بود برای جاسوسی و جنایت درآمدند تا شاید از این طریق به قدرت برسند.”

بهزاد علیشاهی در پاسخ به این سؤال که خشونت طلبی چه منافعی برای این گروه ها دارد پاسخ داد:
“وقتی فضای خشونت و تخریب باشد دیگر جای بحث و فحص و سؤال نیست و منطق حاکم نمی باشد. هرچه اوضاع مخدوش تر و بهم ریخته تر باشد به نفع این گونه گروه هاست. این گروه ها تحمل یک حرف مخالف را ندارند. آنها صرفا جایی می توانند حضور داشته باشند که بحث و گفتگو نباشد و جنگ و جدال باشد.”

  • مصطفی آزاد
  • ۱
  • ۰
ترورهای داخلی سازمان مجاهدین

سازمان تروریستی مجاهدین در شهریور ۱۳۴۴ به‌وسیله سه نفر از اعضای نهضت آزادی ایران به نام‌های محمد حنیف نژاد، سعید محسن و عبدالرضا نیک‌بین پایه‌گذاری شد. حنیف نژاد متولد ۱۳۱۷ از تبریز وابسته به یک خانواده متوسط بازاری بود. ابتدا او به جبهه ملی و انجمن اسلامی دانشجویان و سپس به نهضت آزادی پیوست.(1) اندکی بعد اصغر بدیع زادگان، علی باکری، عبدالرسول مشکین فام، ناصر صادق، علی مهین دوست، حسین روحانی و شمار دیگری به آن‌ها پیوستند. سازمان مجاهدین برای عضویت شروطی گذاشته بود که یکی از آن‌ها مذهبی بودن افراد بود. شرط دوم اطمینان از نظر امنیتی و انضباط پذیری افراد بود. آن‌ها افرادی را جذب می‌کردند که تحت نظر ساواک نباشند. همچنین بحث انضباط پذیری ملاک مهمی بود به‌طوری‌که برخی از افراد به دلیل نداشتن همین ویژگی به سازمان دعوت نشدند. سازمان ترجیح می‌داد افرادی که حاضر به پذیرش نظم سازمانی هستند را به عضویت درآورد. عدم وابستگی به خانواده، شغل و مظاهر زندگی مصرفی از دیگر شروط عضویت در سازمان بود. افرادی حق ورود به سازمان مجاهدین را داشتند که حاضر بودند زندگی خود را به‌طور کامل در اختیار سازمان قرار دهند.
حسین احمدی روحانی در خصوص منابع سازمان می‌گوید: «عموماً کتاب‌های مورد مطالعه «راه طی شده» «خدا در اجتماع» «عشق و پرستش» «مسئله وحی» «اسلام مکتب مبارزه و مولد»(مهندس بازرگان) «جهاد و شهادت» «تفسیر پرتوی از قرآن» (آیت‌الله طالقانی) «خلقت انسان و قرآن» «تکامل»(دکتر سحابی) «آیا انسان زاده‌ی میمون است؟» (دکتر محمود بهزاد) «انسان و کهکشان» (جان نفر) «پیدایش حیات» (اوپارین) «علم به کجا کی رود؟» (ماکس بلانک) «چهار مقاله فلسفی» (مائو) «اصول فلسفه» (ژرژولیستر) «ماتریالیسم دیالکتیک و ماتریالیسم تاریخی» (استالین) بوده است.»(4)
گروه همچنین کتب زیر را نیز موردمطالعه قرارداد: اقتصاد و پول برای همه (دو نوشته درزمینه تئوری اقتصاد، تألیف دو مارکسیست معاصر ایرانی) کار، مزد و سرمایه، اثر مارکس. دولت و انقلاب و چه باید کرد؟ از لنین. چگونه می‌توان یک کمونیست خوب بود؟ از لیوشانوچی (یک کتاب مشهور درزمینه ضوابط و اخلاقیات انقلابی، تألیف یک رهبر معروف چین) جنگ پارتیزانی، از چه گوارا. دوزخیان زمین، نوشته فرانتس فانون. راهنمای کوچک چریک شهری، تألیف کارلوس ماریگلا. استراتژی چریک شهری، نوشته ابرهام گیلن. انقلاب در انقلاب، اثر رژی دبره. (5)
براین اساس مروری بر منابع سازمان به‌خوبی نشان‌دهنده سهم عمده منابع مارکسیستی در بین آن‌ها است. همین مسئله سبب شده بود تا بسیاری از اعضا با وجود اینکه در خانواده‌های مذهبی رشد یافته بودند نسبت به مفاهیم مذهبی دچار شک و تردید شوند.
احمدرضا کریمی از اعضای سابق سازمان مجاهدین اعتقاد دارد که سازمان از همان ابتدا دارای ریشه‌های مارکسیستی بوده است. او می‌گوید که در تحلیلی که در سال 1346 توسط مهندس نیک‌بین یکی از بنیان‌گذاران سازمان در جزوه مبارزه چیست ارائه شد، مارکسیسم به‌عنوان علم مبارزه مورد توجه قرار گرفت و استدلال این بود که بدون علم مبارزه نمی‌توان مبارزه صحیحی داشت.(6)

  • مصطفی آزاد
  • ۲
  • ۰

رئیس دادگاه رسیدگی به اتهامات منافقین گفت: دادستان کشور آلبانی در پی تحرکاتی که اعضای کادر مرکزی این سازمان علیه تمامیت ارضی ایران انجام داده‌اند، علیه کادر مرکزی آن اعلام جرم کرده است، جرم مذکور تحریک به جنگ و تشویق به آن است که این اقدام دامنه آن در عرصه بین‌المللی نیز مورد پیگیری قرار می‌گیرد.

court2025 15 3

 

به گزارش فراق، پنجاه‌ودومین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات ۱۰۴ نفر از اعضای سازمان مجاهدین خلق موسوم به منافقین و همچنین ماهیت این سازمان به‌عنوان یک شخصیت حقوقی، روز سه‌شنبه (۳۰ دی‌ماه ۱۴۰۴) در شعبه یازدهم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی حجت‌الاسلام والمسلمین امیررضا دهقانی و مستشاران دادگاه مرتضی تورک و امین ناصری، با حضور وزیری نماینده دادستان، خانواده شهدا و وکلای آنها و همچنین وکلای متهمان در مجتمع قضایی امام خمینی (ره) به‌صورت علنی برگزار شد.

  • مصطفی آزاد
  • ۱
  • ۰

اغتشاشات اخیر بار دیگر برای صف‌زدگان گورستان تیرانا ثابت کرد که منافقین (مجاهدین خلق) برای همیشه به زباله‌دان تاریخ سپرده شدند.

ashraf3 1

 

به گزارش فراق، در اوج توطئه آمریکایی-صهیونی اخیر، نامی از منافقین در میان نبود و حتی آشوبگران هم حاضر به بردن نام آن‌ها نبودند که این موضوع به شدت مناسبات درون این گروهک خائن و مزدور را به هم ریخته است. این روزها، عجوزه هزار شوهر و کهنسالان آلبانی درگیر یک چرخه مرگ هستند و به هر سو که روی می‌آورند، جز طرد شدن از سوی مردم ایران، نتیجه دیگری نمی‌بینند.

ماهیت این گروهک بر پایه‌ مزدوری و خیانت بنا شده است. آن‌ها همواره نه تنها از تحریم‌های ملت ایران استقبال کرده‌اند بلکه فعالانه در تلاش بودند تا هرگونه مسیر تنش‌زدایی میان ایران و غرب را نیز مسدود کنند. البته حمایت برخی مقامات غربی از این گروه نیز عمدتاً ماهیتی ابزاری و مالی داشته است. منافقین در این تعاملات، صرفاً ابزاری ارزان‌قیمت برای پیشبرد اهداف ضدایرانی بودند. این استمرار خیانت، آن‌ها را به بازیچه‌هایی در دست دشمنان ایران تبدیل کرده است. اعضای این گروهک امروز در تبعیدی تحمیلی در آلبانی به سر می‌برند؛ محفلی که بیش از هر چیز یادآور گورستانی است که سرنوشت خیانتکاران را به نمایش می‌گذارد. سرنوشت خیانتکاران هم، مرگ و فراموشی است، و آن‌ها اکنون در تبعیدگاه خود، پژواک همین سرنوشت را فریاد می‌زنند.

انتهای پیام

  • مصطفی آزاد
  • ۱
  • ۰

واژه «تروریسم»، «اقدامات تروریستی»، «گروه های تروریستی» و واژگانی از این قبیل در چند روز اخیر به طور متعدد در ادبیات سیاسی، مطبوعاتی و رسانه ای کشور مورد استفاده قرار گرفته است.

court2025 49 6

 

به گزارش فراق، بهره گیری از این مفاهیم و واژگان نه از منظر عملیات روانی یا بهره برداری های سیاسی بوده است بلکه واقعیت های رخ داده در میدان که نه از دید دوربین ها و نه از دید مردم پنهان ماند گویای آن است که آنچه روی داد خشونتی زایدالوصف و عریان با بهره گیری از انواع ابزارهای ارعاب بوده است. حجم بی سابقه حمل انواع سلاح گرم و سرد و استفاده از آن در خیابان، علیه مردم و علیه نیروهای حافظ نظم و امنیت، سوزاندن و مثله کردن پیکرهای افراد در انظار عمومی و بریدن سرهای افراد مختلف، تخریب اموال عمومی مانند خیابان ها، وسایل نقلیه عمومی، آمبولانس ها و بیمارستان ها، حمله به مردم و منازل آنها با سلاح و تهدید و ضرب و شتم و حتی قتل آنها، به آتش کشاندن وسیع مغازه ها و اماکن ارتزاق شهروندان و خودروهای آنان، از جمله اقدامات بسیار خشونت بار و بی سابقه ای بود که در چند روز اخیر در برخی از شهرهای کشور رخ داد. جالب آنکه آنچه روی داد بسان اتفاقات تلخی است که در دهه ۶۰ شمسی، توسط گروه های مختلف مسلح و تروریست مانند منافقین(مجاهدین خلق) و گروه های مسلح تجزیه طلب غرب کشور در نقاط متعددی از ایران روی داد.

در این خصوص عیسی آزاده، عضو نجات یافته از گروهک منافقین در جلسه ۴۹ محاکمه منافقین در ایران اظهار داشت: چند موضوع را باید به استحضار دادگاه برسانم که خودم شاهد آنها بودم و دیدم. یکی در رابطه با کشتاری که در بیمارستان اسلام‌آباد غرب است. دو فرمانده محور فعال آنجا وجود داشت که همه کار‌ها را انجام می‌دادند؛ کنترل شهر و بیمارستان نیز در دست آنها بود. یکی افسانه شاهرخی که الان در آلبانی است و یکی هم به نام فاطمه رمضانی یا سرور همسر سابق محمد سیدالمحدثین بود. این دو نفر آن جنایت عجیب و غریب غیرانسانی را در اسلام‌آباد رخ دادند و حتی مجروحین را کشتند.

وی افزود: موضوع دیگری که من از فاصله ۵۰ متری شاهدش بودم این بود که پنج نفر را در دشت حسن‌آباد گرفتند و معلوم نبود که این ۵ نفر بسیجی بودند یا مردم عادی. روز چهارم از طرف محمود عطایی دستور آمد که اسرا اعدام شوند. شخصی به به نام کاتیسا معروف به حسام شهیدزاده اهل خوزستان که در حال حاضر در قید حیات است این پنج نفر را به رگبار بست و اعدام کرد. اسم و رسم آن شهدا را نمی‌دانم.

عضو نجات یافته از گروهک منافقین گفت: در جریان عملیات فروغ جاویدان محمدالمحدثین با کد مریم پیام داد که هیچ اسیری همراه خود نمی‌بریم، تمام زخمی‌های خودمان را بگذارید کنار جاده و به جز افرادی که داوطلبانه خواهان پیوستن به ما هستند، الباقی را بکشید.

  • مصطفی آزاد
  • ۱
  • ۰

در دفترچه یادداشت‌های به دست آمده از اعضای گروهک مجاهدین در عملیات مرصاد، یکی مربوط به زندگی‌نامه دختری بود که با دلایلی غیرقابل پذیرش برای خودش به وطن خیانت کرد.

monafegin 3

 

به گزارش فراق، این دختر در بخشی از خاطراتش نوشته بود که حمله به ایران از نظر من قابل تحلیل نیست؛ اما چون مسعود گفته، اطاعت کردم. این نشان می‌دهد که خیلی از اعضای منافقین برای کارهایشان به تحلیل منطقی نمی‌رسیدند و کورکورانه دستورهای پوچ رجوی را اطاعت می‌کردند.

پس از اعلام موافقت ایران با قطعنامه ۵۹۸، ارتش عراق به‌طور همزمان، در جبهه جنوبی و میانی حملاتی را آغاز کرد. در جبهه جنوب، هدف دشمن تصرف اهواز و حداقل تصرف خرمشهر بود، که نیروهای خودی تلاش دشمن را ناکام گذاشتند. در جبهه میانی، هدف دشمن زمینه‌سازی برای هجوم مجاهدین خلق بود. در این جبهه ارتش عراق با حمله به خطوط پدافندی خودی، آن‌ها را سرگرم کرده بود تا منافقین بتوانند از نقطه دیگری، پس از شکستن خط به‌وسیله ارتش عراق، حرکت خود را آغاز کنند.

پس از شکسته شدن خط خودی در منطقه سر پل ذهاب در حمله ارتش عراق، نیروهای منافقین بدون آنکه با مانعی روبرو باشند، سوار بر خودروها به‌سوی کرمانشاه حرکت کردند و تا تنگه چهار زبر پیش رفتند.

در آن وضعیت، درحالی‌که توقف حملات عراق در جنوب قطعی نشده بود، بخش از مدافعین جنوب، راهی غرب کشور شدند و همراه با نیروهای مردمی، عملیات مرصاد را برای سرکوب منافقین اجرا کردند.

در این عملیات که در تاریخ ۴ مرداد ۱۳۶۷ با فرماندهی سپاه و پشتیبانی هوانیروز ارتش اجرا شد، رزمندگان از سه محور به منافقین حمله کردند و در دو مرحله به سرکوب نیروهای ضدانقلاب پرداختند.

حجت‌الاسلام عبداله حاجی صادقی، نماینده ولی‌فقیه در قرارگاه قدس در دوران دفاع مقدس در این خصوص روایت می‌کند: عملیات مرصاد چهل‌وهشت ساعت بیشتر طول نکشید؛ چون صدام منافقین را فریب داده و با خیال خام و بدون تدبیر، به سمت کرمانشاه روانه کرده بودند. به منافقین گفته بودند، کار نظامی لازم نیست، کار حکومت ایران تمام‌شده است!

یکی از اعضای اصلی منافقین در کرند، سخنرانی کرده بود که مردم، ما داریم حرکت می‌کنیم، سخنرانی بعدی را در کرمانشاه و بعد هم در تهران خواهیم داشت.

در نقشه‌هایی که از ماشین استیشن آن‌ها به دست آمد، مسیر حرکت آن‌ها تا تهران مشخص‌شده بود. فرماندهانشان هم به آن‌ها خط می‌دادند که وقتی به تهران رسیدند، چه مکان‌هایی را باید منهدم کنند. عواملی هم در داخل به آن‌ها گفته بودند که چه وقت وارد تهران شوند و چه محل‌هایی را بگیرند.

فکر می‌کردند که به همین سادگی است! وقتی با مقاومت و هجوم رزمندگان اسلام، اعم از سپاه، ارتش و نیروهای بسیج روبرو شدند، عده زیادی از آن‌ها کشته یا اسیر شدند و عده‌ای هم به عراق فرار کردند.

واقعیت این است که آن‌ها خیال داشتند کشور را تصرف کنند. الآن هم با همین تصورات می‌خواهند به مردم فشار بیاورند. هنوز آمریکایی‌ها واقعیت انقلاب اسلامی را نفهمیده‌اند؛ می‌گویند اگر به مردم فشار بیاوریم، مردم انقلاب را می‌شکنند.

منافقین در این عملیات خیلی زود شکست خوردند. ما حتی سه چهار روز پس از عملیات، در دشت‌ها و بیابان‌های منطقه به دنبال پیدا کردن منافقین فراری بودیم. آن‌ها وقتی در جاده به بن‌بست خوردند و زیر آتش شدید رزمندگان اسلام قرار گرفتند و محاصره شدند، به‌طرف کوهستان‌های اطراف منطقه فرار کردند و مخفی شدند.

فرماندهان ما همیشه در وضعیت‌های سخت کنار رزمندگان می‌ماندند و حتی شهید می‌شدند؛ ولی فرماندهان منافقین وقتی متوجه شدند دیگر نمی‌توانند کاری از پیش ببرند، نیروهای شکست‌خورده را در بیابان‌ها رها کردند و گریختند، که تعداد زیادی از آن‌ها به اسارت درآمدند و کشته شدند.

آن‌ها در یک ستون، از مسیر اصلی تا گردنه‌ای که با رزمنده‌ها مواجه شدند، پیش آمدند. بیشترین کشته را در همان گردنه دادند. ماشین‌های آن‌ها متلاشی‌شده و بسیاری از آن‌ها اسیر شدند.دفترچه یادداشت‌هایی از آن‌ها به دست آمد. من هنوز سه تا از آن دفترچه‌ها را دارم؛ یکی دفترچه شعری در تعریف و تمجید از مسعود رجوی و تفکر او بود و یکی دیگر، مربوط به زندگی‌نامه دختری بود که در این عملیات کشته شد.این دختر در بخشی از خاطراتش نوشته بود که حمله به ایران از نظر من قابل‌تحلیل نیست؛ اما چون مسعود گفته، اطاعت کردم. این نشان می‌دهد که خیلی از منافقین برای کارهایشان به تحلیل منطقی نمی‌رسیدند.

در سازمان، تحلیل تا جایی اعتبار داشت که تدبیری از ناحیه رجوی نیامده باشد! من با خواندن این دفترچه غصه خوردم که چرا عده‌ای، احساسات پاک انسانی را به انحراف می‌کشند! چیزی که بعدها ما در گروه‌های داعشی دیدیم.

منبع:

موحد علوی، علیرضا، تاریخ شفاهی دفاع مقدس: روایت عبدالله حاجی صادقی، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی: مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس، تهران ۱۴۰۲، صص ۲۷۴، ۲۷۵، ۲۷۶، ۲۷۷

انتهای پیام

  • مصطفی آزاد
  • ۲
  • ۰

قاضی دادگاه رسیدگی به پرونده سران گروهک گفت: خانواده‌های قربانیان ترور و شکات تقاضای تحت تعقیب قرار دادن مسئولین کشور آلمان، انگلیس و فرانسه را در این خصوص دارند و دادگاه براساس ظرفیت قانونی خود در صورت ضرورت، مقام‌های مسئول در این زمینه را در هر جای دنیا تحت تعقیب قرار خواهد داد.

court2025 51 1

 

به گزارش فراق، حجت‌الاسلام والمسلمین امیررضا دهقانی، قاضی دادگاه رسیدگی به پرونده منافقین در گفت‌و‌گویی رسانه‌ای درباره روند برگزاری دادگاه با بیان به اینکه این دادگاه در چارچوب صلاحیت ذاتی خود به استناد قانون به نمایندگی از دستگاه قضایی و ملت در حال رسیدگی است، اظهار داشت: این پرونده، پرونده اختلاف عقیده یا اختلاف سیاسی نیست، بلکه به اتهام‌های بسیار سنگین و جدی مربوط به ترور، ایجاد رعب عمومی، هواپیماربایی، سازماندهی خشونت، مشارکت در اقدام‌های مسلحانه می‌پردازد.

وی با تاکید بر اینکه مخالفت سیاسی جرم نیست، اظهار کرد: با وجود این، ترور و خشونت به‌ویژه خشونت سازمان‌یافته و ریختن خون بی‌گناهان در هیچ نظام حقوقی قابل توجیه نیست.

قاضی دادگاه با تاکید بر اینکه اصل این دادگاه براساس اصل قانونی بودن جرم مجازات، دادرسی عادلانه، بی‌طرفی قضایی برای رسیدگی با در نظر گرفتن حقوق متهمین ازجمله حق دفاع، حق داشتن وکیل، حق استماع کامل ادله در حال رسیدگی به پرونده است، گفت: نکته بسیار مهمی که باید به آن اشاره کنم این است که دادگاه با شفافیت کامل مقابل دوربین‌ها، به استناد اسناد، شهادت‌ها و مستند‌ها در حال رسیدگی است؛ انتظار من به‌عنوان رئیس دادگاه از هر ناظر منصفی این است که میان دادگاه و ترور، میان محاکمه و سرکوب، میان عدالت و خشونت سازمان‌یافته تفکیک قائل شوند؛ دادگاهی که قربانیان ترور را به‌عنوان شاکی خود دارد، خودش ناقض حقوق بشر نیست و نخواهد بود.

حجت‌الاسلام والمسلمین دهقانی تصریح کرد: این دادگاه بدون پیش داوری، فشار سیاسی و اغراض بیرونی، بلکه با تکیه بر قانون عقلانیت قضایی و مسئولیت تاریخی در برابر ملت ایران در حال رسیدگی به این کیفرخواست است؛ رسیدگی عاملان خشونت سازمان‌یافته نقض حقوق بشر نیست، بلکه دفاع از نخستین حق بشر، حق حیات و حق امنیت است.

وی با اشاره به جلسه‌های برگزارشده دادگاه، درباره روند برگزاری جلسه‌های آتی اظهار کرد: دادگاه با توجه حجم بسیار بالای ترور انجام‌شده که رقمی بالغ بر ۱۷ هزار نفر را نشان می‌دهد، خانواده‌های قربانیان ترور که استماع اظهارات و شکایت‌های بسیاری از آن‌ها در مرحله رسیدگی مقدماتی در دادسرا انجام نشده است، انجام نشدن استماع شهادت‌های بسیاری از شهود و به‌ویژه پویش‌هایی که خانواده قربانیان ترور و شاهدان این وقایع ترتیب دادند و در گروه‌های ۲۰۰ – ۳۰۰ نفری در دادگاه حاضر شدند و شهادت دادند، پیش می‌رود.

  • مصطفی آزاد
  • ۱
  • ۰
مجاهدین خلق؛ تروریسم سازمان‌یافته پشت نقاب اعتراض

آنچه امروز در برخی نقاط کشور با عنوان “اعتراض” تلاش می‌شود القا شود، در مواردی نه مطالبه مردمی، بلکه بازنمایی یک سناریوی تروریستی آشناست؛ سناریویی که طراح و مجری اصلی آن، تشکیلاتی است با سابقه‌ای مملو از ترور، خشونت، خیانت و همکاری مستقیم با دشمنان ملت ایران: سازمان تروریستی مجاهدین خلق. این تشکیلات که دهه‌هاست […]

آنچه امروز در برخی نقاط کشور با عنوان “اعتراض” تلاش می‌شود القا شود، در مواردی نه مطالبه مردمی، بلکه بازنمایی یک سناریوی تروریستی آشناست؛ سناریویی که طراح و مجری اصلی آن، تشکیلاتی است با سابقه‌ای مملو از ترور، خشونت، خیانت و همکاری مستقیم با دشمنان ملت ایران: سازمان تروریستی مجاهدین خلق.

این تشکیلات که دهه‌هاست به‌عنوان یک گروه تروریستی شناخته می‌شود، اساساً هیچ نسبتی با مردم، معیشت، یا مطالبات اقتصادی ندارد. کارنامه سیاه مجاهدین خلق، نه اعتراض مدنی، بلکه ترور کور، بمب‌گذاری، قتل شهروندان عادی، حمله به مراکز عمومی، و همکاری اطلاعاتی و عملیاتی با دشمنان خارجی است. امروز نیز همان اعمال جنایتکارانه خشونت‌محور، با ظاهری بزک‌شده و در پوشش “حمایت از اعتراضات”، در حال بازتولید است.

در حوادث اخیر، رد پای گروه تروریستی مجاهدین خلق در سازمان‌دهی آشوب، هدایت عناصر خشونت‌طلب، تحریک به تخریب و تلاش برای نفوذ به مراکز حاکمیتی کاملاً مشهود است. این تشکیلات تروریستی، طبق الگوی ثابت خود، ابتدا بر موج نارضایتی اقتصادی سوار می‌شود، سپس با تزریق عناصر آموزش‌دیده و اراذل سازمان‌یافته، صحنه را از اعتراض به اغتشاش خشن تبدیل می‌کند. هدف مشخص است: شکستن خط قرمز امنیت.

تلاش برای نفوذ به فرمانداری فسا، نه یک حرکت خودجوش، بلکه اقدامی با ماهیت امنیتی و شبه‌کودتایی در مقیاس محلی بود؛ اقدامی که تنها از یک گروه با سابقه اقدام مسلحانه و ذهنیت تروریستی برمی‌آید. ناکامی این پروژه، نتیجه هوشیاری نیروهای امنیتی بود، اما نفسِ طراحی آن، زنگ خطر جدی برای همگان است.

پس از شکست میدانی، فاز دوم عملیات آغاز شد: جنگ روانی و دروغ‌سازی رسانه‌ای. رسانه‌های وابسته به مجاهدین خلق و هم‌پیمانان صهیونیستی آن‌ها، بلافاصله سناریوی نخ‌نمای “کشته‌سازی” را فعال کردند؛ تاکتیکی که بارها در کارنامه این گروه به‌عنوان ابزار تشدید خشونت و توجیه اقدامات تروریستی ثبت شده است. ادعای دروغین کشته‌شدن “مهدی سماواتی” که رسماً تکذیب شد، نمونه‌ای روشن از این عملیات روانی هدفمند است.

باید صریح گفت: کشته‌سازی، مقدمه ترور است. تشکیلات تروریستی مجاهدین خلق از احساسات عمومی تغذیه می‌کند تا فضای لازم برای خشونت بیشتر، درگیری گسترده‌تر و ناامن‌سازی هدفمند را فراهم کند. این تشکیلات، هرجا بتواند خون بریزد، می‌ریزد؛ هرجا بتواند آتش بزند، می‌زند؛ و هرجا بتواند جامعه را به آشوب بکشاند، لحظه‌ای درنگ نمی‌کند.

امروز دخالت مستقیم مجاهدین خلق در تحولات اخیر، صرفاً یک تحلیل سیاسی نیست؛ یک هشدار امنیتی جدی است. این گروه تروریستی نه اصلاح می‌خواهد، نه عدالت، نه رفاه مردم. مأموریت آن روشن است: بی‌ثبات‌سازی، ایجاد ناامنی و اجرای پروژه‌های تعریف‌شده از سوی حامیان خارجی، به‌ویژه رژیم صهیونیستی.

در این مقطع، هوشیاری عمومی یک انتخاب نیست؛ یک ضرورت حیاتی است. تفکیک قاطع میان اعتراض مردمی و اقدام تروریستی سازمان‌یافته، مرز میان امنیت و آشوب است. اجازه ندهیم تشکیلاتی که دستانش به خون هزاران ایرانی آلوده است، بار دیگر با نقاب دروغین “اعتراض”، امنیت جامعه را نشانه بگیرد.

این یک هشدار است:
مجاهدین خلق، اعتراض را ابزار می‌کند؛ اما مقصدش همیشه ترور است.

عیسی آزاده

  • مصطفی آزاد