عزتی یکی از اعضای جدا شده سازمان تروریستی منافقین  بیان کرد: آلان محمدی یکی از اعضای سازمان که ۱۵ سال داشت و مانند من ملیشیا بود یعنی فرزندان مجموعه بود که آموزش دیده بود ولی محمدی، چون روحیه جنگ و مبارزه و انقلاب نداشت و تحمل نکرد و خودکشی کرد.

سی‌امین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات ۱۰۴ نفر از اعضای سازمان مجاهدین خلق همچنین ماهیت این سازمان به عنوان یک شخصیت حقوقی، روز سه‌شنبه (۱۴ اسفند ماه) در شعبه یازدهم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی حجت‌الاسلام والمسلمین امیررضا دهقانی و مستشاران دادگاه مرتضی تورک و امین ناصری، با حضور وزیری نماینده دادستان، خانواده شهدا و وکلای آنها همچنین وکلای متهمان در مجتمع قضایی امام خمینی (ره) به‌صورت علنی برگزار شد.

یاسر عزتی یکی از اعضای جدا شده سازمان مجاهدین خلق با حضور در جایگاه پس از صدور قرار اتیان سوگند، اظهار کرد: پدرم حسن عزتی در حال حاضر در سازمان مجاهدین خلق و از مسئولین سازمان است. سال ۶۳ زمانی که ۳ سال داشتم و سازمان در کردستان بود پدرم من و مادرم را به آنجا برد و پس از توافق صدام و رجوی وارد عراق شدیم اواخر سال ۶۵ که قرارگاه اشرف تاسیس شد. مادرم به خواست خود وارد سازمان نشد و فقط بخاطر پدرم رفت و در عملیات فروغ جاویدان جان خود را از دست داد قبلاً هفته یک بار پدرم را می‌دیدم و پس از اینکه جدایی‌ها اتفاق افتاد فقط در نشست‌ها او را می‌دیدم و تا سن ۲۷ سالگی در سازمان حضور داشتم.

وی افزود: زمانی که سن کمتری داشتم ما را که حدودا ۸۰۰ نفر بودیم و از شیرخواره تا ۱۹ ساله بین ما بود به آلمان فرستادند تا آموزش‌های لازم را ببینیم کاک صالح آموزش‌های تشکیلاتی را به ما می‌داد و ذهن ما را شست و شو دادند. سال ۷۶ به عراق برگشتیم و سال ۷۷ در قرارگاه اشرف شاهد خود سوزی افرادی بودم که با شرایط آن جا نمی‌ساختند همچنین در سال ۷۸ یکی از اعضا با اسلحه خود را کشت که در نشریه مجاهدین این خودکشی را با عنوان شکلیک ناخواسته منتشر کردند.

عزتی یکی از اعضای جدا شده سازمان مجاهدین خلق بیان کرد: آلا محمدی یکی از اعضای سازمان که ۱۵ سال داشت و مانند من ملیشیا بود یعنی فرزندان مجموعه بود که آموزش دیده بود ولی محمدی، چون روحیه جنگ و مبارزه و انقلاب نداشت و تحمل نکرد و خودکشی کرد.

وی افزود: پس از اینکه یک سری عملیات‌ها در سازمان انجام می‌شد به دلایلی من در سازمان ناراضی شدم و اعتراض کردم و خواستار خروج از سازمان شدم که به من گفتند باید به ایران برگردی ما کسی را به خارج باز نمیگردانیم. برای اینکه به ایران برگردم نیز پس از محاکمه باید برای خروجی مدتی در یک اتاق ۲ در ۳ متری که مثل زندان بود حبس می‌ماندم من در زمان حبس از طریق قوطی رنگی که در هواخوری پیدا کرده بودم بر روی دیوارها مرگ بر رجوی را نوشتم که پس از این اتفاق ۸ ساعت دادگاهی شدم و به من می‌گفتند که تو مزدور جمهوری اسلامی ایران و نفوذی وزارت اطلاعات هستی حتی من پاسخ دادم که من تمام عمرم در اینجا بودم.

عزتی یکی از اعضای جدا شده سازمان مجاهدین خلق بیان کرد: زمانی که دیدن قصد من برای رفتن جدی است وصیت‌نامه مادرم را آوردند که این وصیت نامه بر روی من تاثیر گذاشت و، چون چاره‌ای نداشتند تا حدی تظاهر کردن و تا حدی پذیرفتم. اینکه من می‌خواستم از سازمان خارج شوم بهانه‌ای شد تا یک سری از اعضا با من درگیر شوند. حتی دو مرتبه فرار کردم و دستگیر شدم زمانی که زندانی بودم پدرم مسئول زندان بود و در زمان‌های مختلف سمت‌های متفاوتی داشت حتی خود من را زمانی که زندان بودم یا زمانی که با او مطرح کردم می‌خواهم از سازمان جدا شوم مورد ضرر و شتم قرار داد.

وی ادامه داد: سازمان بیشتر کسانی را برای عملیات به ایران می‌فرستاد که به تازگی وارد سازمان شده بودند. همیشه برای بازگشت به ایران ترس داشتم چرا که تصویری که در ذهن ما ترسیم کرده بودند با چیزی که در حال حاضر می‌بینم نیست حتی من دو سالی به آلمان بازگشتم ولی ترجیح دادم مجدداً به ایران برگردم.

قاضی گفت: سمت شما چه بود؟

یاسر عزتی گفت: زمانی که پیش مسعود رجوی مهمانی می‌رفتیم من را بسیار تحویل می‌گرفت. ما را تشویق می‌کرد که به میدان مین برویم. من توپچی تانک و راننده تانک بودم. من از بچگی در سازمان بودم. با رده ۱۰ سال سابقه در جلسات سازمان می‌نشستم، اما رده‌ای نداشتم.

وکیل شکات از این شاهد پرسید آیا سازمان از کودکان در عملیات‌ها استفاده می‌کرد؟

یاسر عزتی گفت:در عملیات مرصاد دختر با ۱۷ سال سن حضور داشت.

قاضی پرسید: سازمان با بچه‌های اعضا چه کار می‌کرد؟

عزتی گفت: ما برای شهادت عجله داشتیم و به ما یاد داده بودند که عمر یک چریک ۶ ماه است.

قاضی پرسید: الان چه شغلی در ایران دارید.

عزتی گفت: تولیدی کاپشن چرم دارم و از سال ۸۶ در ایران هستم.

وی گفت: من خیلی در جمع حاضر نمی‌شوم و رسانه حرف‌های من را جابجا کرده است. من حرف‌های زده بودم که رسانه حرف‌های من را جابجا کرد و به نفع رجوی تمام شد. یکی از میلیشاها بیماری سرطان داشت و سازمان اجازه نمی‌داد که برادرش به دیدن وی بیاید و این میلیشا تصور می‌کرد که آمریکا این اجازه را نمی‌دهد.

عزتی گفت: سازمان مصاحبه من را به گونه‌ای تغییر داد که گفته‌ام پدرم شکنجه گر است و این موارد باعث شد که دیگر صحبت نکنم.

  •  
  • منبع خبر : رسانه های ایران