قاصد1393

افشاگری و تحلیل و تبیین عملکرد گروهک تروریستی مجاهدین خلق ، مصطفی آزاد

قاصد1393

افشاگری و تحلیل و تبیین عملکرد گروهک تروریستی مجاهدین خلق ، مصطفی آزاد

این وبلاگ برآن است چهره واقعی این جریان تروریستی را درسرسپاری به قطب های استعماری جهان ، بطور شفاف به تصویر بکشد ... (مصطفی آزاد)

دوستان و مراجعین محترم وبلاگ ، قابل ذکر هست این وبلاگ درادامه وبلاگ ghased1393.mihanblog.com و به جهت تعطیلی سایت میهن بلاگ ایجاد گردید . ضمن اینکه با آدرس دوم ghased1393.blogsky .com هم در این مسیر پیش می رویم ...

۲۶۹ مطلب با موضوع «فرقه رجوی و جداشدگان» ثبت شده است

  • ۱
  • ۰

 

بعد از پیروزی انقلاب بر علیه رژیم شاه و روی کار آمدن جمهوری اسلامی، گروه های مختلفی به ضدیت با این حکومت نوپا برخواستند اما در زمان جنگ ایران و عراق هیچ کدام حاضر نشدند فقط و فقط برای کسب قدرت، به همکاری با نیروی متخاصم تن بدهند. تنها گروهی که بی شرمانه چنین ننگی را به جان خرید و دوش به دوش نیروهای دشمن، در مقابل مردم و وطن ایستاد، مجاهدین خلق بود.

مسعود رجوی که سودای قدرت چشمانش را کور کرده بود، مجاهدین خلق را در چنان ورطه خیانتی برد که هیچگاه نتوانست خود را از زیر بار این ذلت خارج کند.

مهدی زمردیان، یکی از رزمندگانی که درجریان آزادسازی خرمشهر حضور داشته در خاطرات خود با اشاره به گوشه ای از خیانت های عوامل مجاهدین خلق گفت:

بچه ها در خرمشهر کمبود امکانات داشتند ( نیرو، نظامی، تجهیزات، غذا، پزشکی، دارو) با وجود این کمبودها بچه ها خیلی عالی مقاومت می کردند حتی بی توجهی برخی از مسئولان وقت مانند بنی صدر هم نتوانست روحیه بچه ها را تضعیف کند.

زمردیان ادامه داد: موضوعی که خیلی به ما آسیب رساند جاسوسی در لباس پزشکی و پرستاری بود، ما بعد از پیروزی انقلاب فرصتی نداشتیم پزشک یا پرستار تربیت کنیم، بهداری سپاه نیز در جبهه ها شکل نگرفته بود و بخشی از پزشکان و پرستاران عضو مجاهدین خلق بودند و با جمع آوری اطلاعات و در اختیار قرار دادن آن به صدام ضربه زیادی به رزمندگان وارد کردند.

زمردیان ادامه داد: بعد از آن که ما این معبر را به یاری خدا شناسایی کردیم تیمهای اطلاعاتی تشکیل دادیم و به عنوان کارگری که به مجروحین کمک کنیم و آنها انتقال دهیم وارد بیمارستانها شدیم و به عینه دیدیم پزشکان چه خیانتهایی می کنند…مثلا یک مجروح را که می آوردند او در آن حال نمی دانست چه می گوید لذا ناخواسته اطلاعات گردان و تعداد شهدا و مقدار مهمات و تجهیزات را به زبان می آوردند و آنوقت بود که کار پزشکان و پرستاران عضو مجاهدین خلق شروع می شد اطلاعات را جمع آوری کرده و در اختیار دشمن قرار می دادند.

وی اضافه کرد: مدت زیادی طول نکشید ما خیلی از این جاسوسها را شناسایی کردیم و تحویل مقامات دادیم ولی خیلی ها را هم که فهمیده بودیم جاسوسی می کنند دستگیر نکردیم چون به خدماتشان نیاز داشتیم و به علت کمبود پزشک باید آنها رزمندگان و مردم شهر را درمان می کردند ولی زیر نظرشان داشتیم.

انتهای پیام

  • مصطفی آزاد
  • ۱
  • ۰

 

 

با بررسی فرایند دادرسی و دیگر پرونده‌هایی که با همین مبنای صلاحیتی در سوئد منتهی به صدور رای شده است، می‌توان اجملا به این تحلیل رسید که نگرانی‌های حقوق بشری دول غربی و مشخصا کشور سوئد عمدتا ناظر بر استیفای منافع خود آن هاست.

در تاریخ دوم دسامبر ۲۰۲۲ (۱۱ آذرماه ۱۴۰۱) دادگاه تجدیدنظر پرونده حمید نوری، رای خود را نسبت به اعتراض وکلای او درباره عدم صلاحیت دادگاه در رسیدگی به پرونده نوری، اعلام کرد. براساس این رای، صلاحیت دادگاه سوئد برای اعمال صلاحیت جهانی در پرونده حمید نوری تائید شد.

صلاحیت جهانی، مبنایی است که به دادگاه‌های ملی یک کشور اجازه می‌دهد صرف نظر از محل ارتکاب جرم و حتی فارغ از تابعیت مجرم یا قربانی، اقدام به تعقیب کیفری نماید. این صلاحیت ورای صلاحیت سرزمینی کشورها است و هدف از آن تضمین عدالت قضایی و مقابله با بی‌کیفرمانی بین المللی است. حمید نوری شهروند ایران در نوامبر ۲۰۱۹ با ادعای همین مبنای صلاحیتی توسط محاکم قضایی سوئد تحت بازداشت قرار گرفت. دادستان سوئد در یک تبانی آشکار با عناصر فرقه رجوی، در کیفرخواست اعلامی خود مدعی شد حمید نوری مرتکب جنایت جنگی و نقض بنیادین حقوق بشر شده است.

بجاست این مسئله ابتدائا مورد بررسی قرار گیرد که آیا حقوق بین‌الملل، دادگاه‌های ملی را مجاز به اعمال چنین صلاحیتی می‌داند؟ آن چه از رویه‌ی قضایی بین‌المللی قابل استخراج است گواه این است که هیچ قاعده یا اصلی دولت‌ها را ملزم به اعمال صلاحیت جهانی نمی‌نماید، به عبارت دیگر اعمال صلاحیت جهانی کاملا اختیاری است و کاربست آن بسته به منافع سیاسی کشورها قابل تغییر است. از همین رو به نظر می‌رسد امروزه مقوله‌ صلاحیت جهانی در خدمت مطامع سیاسی دول غربی قرار گرفته است. این دولت‌ها با اعمال اختیارات قضاییِ فراسرزمینی خود در واقع به دنبال آن هستند تا برداشت خود از موازین حقوق بشری را به دیگر کشورهای جهان تحمیل نمایند.

از این زاویه می‌توان «صلاحیت جهانی» را ابزار نوین برتری طلبی و استعلای جهان غرب در عرصه‌ی حقوق بین الملل کیفری دانست. به گفته‌ یکی از قضات دیوان دادگستری بین‌المللی این رویکرد هیچ گاه بر نیمکره‌ی شمالی کره‌ی زمین اعمال نخواهد شد و مثلا امکان نخواهد داشت یک فرد اروپایی یا آمریکایی مشمول صلاحیت جهانی گردد. بررسی رویه‌ دولت سوئد نیز در اعمال گزینشی صلاحیت جهانی موید همین نظر است. این کشور با سوء استفاده از سازوکارهای قضایی برخلاف آنچه داعیه آن را دارد هیچگاه به دنبال کشف حقیقت و تحکیم حقوق بنیادین بشر نبوده و در واقع منافع سیاسی خود و جریانات همسو با خود را دنبال کرده است.

  • مصطفی آزاد
  • ۱
  • ۰
 
رازهایی از درون فرقه تروریستی مجاهدین؛ بلاهایی که بر سر زنان آورده می شود
 
بیرون کشیدن افکار خصوصی و اعتراف گیری قلب و ذهن و روح یک فرد، و متعاقبا حملات شدید روانی به فرد نقض کننده، مثل فحاشی، تف، فریاد زدن به صورت جمعی روی یک زن بی دفاع بدون حق داشتن وکیل و حق دفاع از خود، حرکتی رذیلانه، غیرانسانی، ضد زن و خلاف حقوق بشر و نوعی شکنجه شدید روانی بود.

سایت انجمن نجات؛ برگرفته از صفحه فیسبوک زینب حسین نژاد (ژینا): زینب حسین نژاد که پس از خروج از گروهک تروریستی مجاهدین خلق نام مستعار ژینا را برای خود برگزید، از کودک سربازان سابق این تشکیلات است. او در مورخ ۱۸ مارس ۲۰۲۳ از جلسات خصوصی مغزشویی و اعتراف‌گیری ویژه زنان عضو مجاهدین خلق نوشت.

ژینا که از اولین و معدود زنانی است که پس از استقرار تشکیلات در آلبانی از آن جدا شد، نخست به یونان رفت و امروز در فرانسه اقامت دارد. در سالهای اخیر او جسورانه از حق آزادی بیان خود در شبکه‌های اجتماعی بهره جسته است. در مطلبی که این زن جوان در آستانه بهار امسال درباره ریاکاری مجاهدین خلق در خصوص جنبش زن، زندگی، آزادی منتشر کرده است از سیستم سرکوب جنسی و جنسیتی در تشکیلات مجاهدین خلق می‌نویسد:

حریم خصوصی و اعتراف‌گیری از شخصی‌ترین مسائل زنان در جلسات ایدئولوژیک

اخیرا خانم عاطفه اقبال بدرستی یک مطلبی در این رابطه نوشته بود که مجاهدین طبق معمول، یک فرد مغزباخته را به میدان آوردند که علیه ایشان توهین و دروغ های مجاهدین را باز تکرار کند، در صورتی که او یک مرد است و هرگز در جلسات خصوصی زنان در اشرف حضور نداشته و هیچ چیز در این رابطه نمی داند. و فقط مجبور است طوطی وار هر چه به او دیکته میکنند را بنویسد. ضمن اینکه بصورت مضحکی از پدر بریده خجولش در سنین سالخوردگی به نام محمد.ا دفاع کرده در حالیکه همگان از جمله پسران جوانی که در آلبانی از مجاهدین جدا شده اند، بخوبی می دانند که او در هتل های تیرانا مشغول به چه کاری بوده است، و حتی از او عکس می گیرند. نه بخاطر اینکه در زندگی خصوصی کسی دخالت کنند، بلکه به این خاطر که به مسئولین مجاهدین بگویند شما که سالیان از سنین نوجوانی قلب و مغز ما را بخاطر اسم یک دختر و یا یک رویای جنسی سوراخ سوراخ کردید، بفرمایید ببینید که افراد قدیمی و مسن شما در هتل ها مشغول به چه کاری هستند. هر چند چندان مساله خصوصی هم نبود چون گویی در یک مورد کار به قانون کشیده شده بود. من معمولا عادت ندارم چنین چیزهایی را بنویسم مگر کسی خودش از حد و وقاحت بگذراند.

  • مصطفی آزاد
  • ۱
  • ۰
 

 

به استناد آمار و ارقام و اسامی منتشر شده و حتی بنا به اعلام برخی آمار خود فرقه رجوی، حدود ۷۰۰ نفر در سال های ۸۲ و ۸۳ از این فرقه رفتند.

به گزارش فراق، بعد از سقوط صدام، نیروها که خط و استراتژی رجوی را در گل رفته می دیدند با ناپدید شدنش، به واسطه فرصتی که پیش آمده بود در حالی که فرمان بازگشت به اشرف دادند عده ای در راه برگشت فرار کردند و بازنگشتند.

به گزارش فراق، پس ازآن هم درخواست های جدایی زیاد و مناسبات ازکنترل خارج شده بود. فضای تشکیلاتی به هم ریخته بود. سرکردگان به مانند سابق جرئت نمی کردند به اعضا فشار بیاورند. افراد هم خود را مقید به اجرای اوامر تشکیلات نمی دیدند. در همان ماه بیش از ۲۰۰ تن جدا شدند. سرکرده ها به وحشت و هول ولا افتاده بودند تا هر طور شده جلوی موج خروج و ریزش نیروها را بگیرند.

آنها نمی‌توانستند کما فی السابق اعضا را تهدید کنند فحش بدهند و ضوابط سفت و سخت قدیم را اجرا کنند. جرئت نمی کردند به نیروهای زیر دست سخت بگیرند و آنها را به صلابه بکشند با اولین برخورد متقابلا جلوی آنها می‌ایستادند. از اطاعت های اجباری خبری نبود. اغلب احترام را کنارگذاشته و تلافی فشارهای سالیان را در می آوردند. تنها توصیه ای که به فرماندهان می شد این بود که فعلا سر به سر افراد نگذارید کاری نکنید که بِبُرند. انواع مهمانی ها برپا می شد و هر کس که درخواست رفتن می کرد و یا بنای ناسازگاری داشت به خلاف قبل که او را به جلسات صد نفره می کشاندند و دمار از روزگارش در می‌آوردند، بالعکس توسط فرمانده مرکز تکی صدا زده و برایش مهمانی ترتیب می دادند و با هدیه ای بدرقه اش می کردند.

مهمانی هایی بین قرارگاه ها برپا می شد و دستور داده بودند یکی از کارهای اخص فرماندهان مراکز ترتیب جشن و مهمانی و رسیدگی به افراد باشد. به یاد دارم در آن سال در تمام طول ماه رمضان برگزاری مهمانی های مختلف افطار در دستور کاربود.  

در کنار این رسیدگی ها تشکیل جلسات و گزارش نویسی‌های سرسام آور به شکل وحشتناکی افزایش یافته بود. در حالیکه قبلا ممکن بود هفته ای یک بار نشست آن هم در حد دوساعت باشد. در آن سال هفته ای سه یا چهارجلسه برگزار می شد و به صورت کلافه کننده ای ساعت ها طول می کشید.

حدود ۲ ـ ۳ ماه بود نفرات جدا شده در شرق قرارگاه سکنی داده شده بودند، به علت شرایط سخت و بلاتکلیفی سر به شورش برداشتند و یکبار با آتش زدن برخی وسایل به مانند (تشک و پتو …) اعتراض خودشان را به آن وضعیت ابراز داشتند. کار به جائی کشید که سرکردگان جرأت نمی کردند به آن محوطه نزدیک شوند.

سرانجام موضوع به گوش آمریکایی ها رسید و مقامات ارتش به محل رفته و مجبور شدند محل جدیدی تحت نظرارتش امریکا به نام «تیف» در شمال قرارگاه به آنها اختصاص بدهند. مدت کوتاهی رابطه احترام آمیزی با این افراد داشتند اما در ادامه با فشار و درخواست‌های رجوی از آمریکایی ها صفحه چرخیده و به مانند زندانیان با آنها برخورد می شد و در محوطه ای به وسیله خاکریز و سیم خاردار محصور شدند.

 پس از اعلام استاتو حقوقی از طرف نیروهای امریکایی به اعضای کمپ اشرف که از تحت بازداشت به نیروی حفاظت شده تبدیل شدند. همزمان پیامی از سوی مریم رجوی خوانده شد که در آن گفته بود اگر کسی خواست جدا شود، دعای خیرما همراهش خواهد بود! اما در همان نشست طبق سناریو از پیش تعیین شده احمد واقف سخنرانی کوتاهی به دستور رجوی کرد و برای افراد ناراضی خط و نشان کشید. او گفت درصورت جدایی هر فردی، آمریکاییها هیچکس را به خارج نخواهند فرستاد… وتلاش نمود که اعضا را از جدا شدن منصرف نماید. اما فرارها که از مدت ها قبل شروع شده بود بعد از اعلام استاتوهم ادامه یافت. فردای همان روز تعداد زیادی از اعضای قدیمی با یک فرار جمعی به نزد آمریکاییها رفتند.

سال ۸۲ و ۸۳ با شکستن نسبی قدرت تشکیلات و سقوط دولت صدام راه برای خروج نیروهایی ناراضی باز شد و روزی نبود که تعدادی انفرادی و یا گروهی به سمت مقر امریکایی ها فرار نکنند.

واقعیتی تلخ بر همه گان نمودار شد که سالیان چگونه با فشار و اجبار افراد را در درون قرارگاه ها زندانی کرده و اجازه خروج به آنان نمی داد و بی شرمانه می گفت همه به اختیار خود در اشرف هستند!

به استناد آمار و ارقام و اسامی منتشر شده و حتی بنا به اعلام برخی آمار خود فرقه، حدود ۷۰۰ نفر در همان دو سال اول رفتند.

بعد از آن رجوی برای هرچه بیشتر فشار آوردن و جلوگیری از خروج بقیه ازهیچ کاری فروگذار نکرد. با همدستی نیروهای امریکایی یکسری بند وبست های پنهانی انجام و دهها ملاقات با افسران آمریکایی انجام شد که آنها را وادار به تحویل و بازگرداندن فراریان کنند و یا هرچه قدر می توانند مانع این کار شوند. به طوری که بعدها متوجه شدیم در این ملاقات ها به نیروهای آمریکایی گفته بودند در صورت انتقال اعضای جداشده به خارج کشور، تشکیلات مجاهدین فروخواهد پاشید. در نتیجه جمهوری اسلامی از این خلأ می تواند استفاده کرده و ضربات بیشتری به نیروهای شما وارد آورد!

  • مصطفی آزاد
  • ۱
  • ۰

مرحله تکمیل سیستم مافیایی و فرقه‌ای در جهنم «اشرف»

 

 

در حین اجرای ضوابط سنگین کنترلی در سال های ۸۴ و ۸۵ به دستور رجوی دوباره نشست های مخوف و عذاب آور تشکیلاتی شروع شد.

به گزارش فراق، جزوه‌ای حدود ۲۰ صفحه و دارای ده ها بند و قوانین قرون وسطایی در طی جلسات طولانی و طاقت فرسا برای افراد خوانده می شد و گفتند همه قوانین را باید حفظ کرده و پس از آن امتحان گرفتند. علاوه بر آن دوباره روزها همه را به نشست های اجباری و مغزشویی می کشاندند و بازهم جلسات تحقیر و دعوا و شکنجه ادامه داشت. همان میزان کم تسهیلاتی هم که در آن دو سال گذشته ایجاد شده بود در فضای خفقان و پلیسی جدید قطع و ممنوع شد و همه متهم به اپورتونیسم (فرصت طلبی) شدند.

مسعود رجوی یک پیام خصمانه فرستاد و با لحن فاشیستی خطاب به همه گفت، «اپورتونیسم را از تک تک سلول هایتان خارج می‌کنم» تمام آن جزوه ۲۰ صفحه ای را خودش تدوین کرده بود که محور به محور آن پر از محدودیت و برنسق کشیدن اعضا دلالت داشت. با مارک و چماق «اپورتونیسم» توی سر افراد زده و سرکوب می کردند. کسی حق انتقاد به بالاتر، طرح سئوال سیاسی – استراتژیک، اعتراض به حکومت پلیسی – امنیتی و سرکوب تشکیلاتی به اسم ضوابط من در آوردی جدید را نداشت. بعنوان مثال یک محوری داشت مبنی بر ممنوعیت ارتباط و علاقه و هرگونه وابستگی به خانواده و صراحتا اعلام کرد تمامی مادران و پدران و فرزندان بایستی خانواده را (طلاق داده ) و هرگز نامی از آن نبرند و این را وابستگی و جرم بزرگ نامید. او به والدین گفت هر نگرانی و فکر نسبت به وضعیت فرزند ریشه اش به کنده نشدن شما از بند «ج» (جنسیت و علاقه وعشق به جنس مخالف) می رسد. فکر کنید که اصلا بچه های شما بدکاره (از الفاظ رکیک خودش استفاده نمی‌کنم) و معتاد شده اند، به شما چه؟

نگه داشتن عکس های خانوادگی مجددا ممنوع و موضوع راپورت دادن ها و تفتیش عقاید و چک و بازرسیها تشدید شد. افراد خاطی و مجرم زیر ضرب فحاشی و تحقیر بودند و بسیاری از معترضین منزوی و زندانی شدند.

رجوی از بچه به نام «خرچه» نام برده و مادران را از هرگونه علاقه و وابستگی به فرزندانشان منع می‌نمود.

سپس طبق دستور جلسات بزرگی شبیه به جلسات محاکمه خودش که در سال ۸۰برگزار نموده بود، توسط مژگان پارسایی برای لایه های معاون بخش به بالا بصورت متمرکز در سالن اجتماعات اشرف شروع شد.

حدود ۲ هزار و ۵۰۰ نفر در این جلسات اجباری بین هشت الی ۱۰ ساعت، روزانه شرکت کرده و محاکمه یک سری نفرات به قول خودشان سرکش شروع شد. نشست هایی طاقت فرسا همراه با توهین و تحقیر سوژه که فرد اجازه یک جمله دفاع از خودش نداشت که هیچ بایستی تمامی فحش ها تهمت وناسزاهای بقیه را نیز نسبت به خودش تایید می کرد. در جلسات باقر ک، مصطفی. گ، مجید. م، هوشنگ. گ، داریوش. ن، محمدرضا. ن، عزت. م، بابک. الف، جلال. ت، حسن. ر، محمدرضا. م، محم،. پویا و … دهها نفر دیگر در محاکمه های چند ساعته مژگان پارسایی سرکوب شدند تا باعث ایجاد جو رعب و وحشت در دل دیگران شوند.

  • مصطفی آزاد
  • ۱
  • ۰

 

 

 

مدیر عامل انجمن نجات در پیامی خطاب به دولتمردان آلبانی گفت: دولت آلبانی گامی فراتر از صدام حسین در حمایت از این سازمان تروریستی برداشته است.

به گزارش فراق، در پیامی که ابراهیم خدابنده منتشر کرده و از طریق انجمن حمایت از ایرانیان مقیم در آلبانی (آسیلا) در اختیار مقامات و رسانه های آلبانیایی قرار داده، آمده است:

دولتمردان محترم آلبانی

دولت آلبانی از سال ۲۰۱۶، ظاهرا به دلایل انسان دوستانه، میزبان سازمان مجاهدین خلق می باشد. بر اساس توافقی که بارها از جانب دولتمردان آلبانیایی، از جمله نخست وزیر محترم عالیجناب ادوین راما در مصاحبه اخیر خود با روزنامه وزین نیویورک تایمز، اعلام گردیده است، شرط پذیرش این گروه در آلبانی عدم هرگونه فعالیت سیاسی و تبلیغی رو به جمهوری اسلامی ایران بوده است.

بر اساس آنچه که از رسانه های سازمان مجاهدین خلق مستقیما و علنا اعلام شده و توسط انجمن نجات ثبت گردیده است، این سازمان در طی سال ۱۴۰۱ هجری شمسی (۲۱ مارس ۲۰۲۲ تا ۲۰ مارس ۲۰۲۳) جمعا ۳۷۴۲ اقدام در داخل ایران را از خاک آلبانی سازماندهی و هدایت کرده و آنرا گزارش و تبلیغ نموده است. این اقدامات شامل موارد زیر می باشد:

۲۷۳۴  اقدام تبلیغی و سیاسی شامل دیوار نگاری، نصب عکس و بنر، پخش صوت
۹۳۶  اقدام ایذایی شامل آتش زدن اموال شخصی و عمومی، پرتاب نارنجک های دست ساز
۶۸  اقدام انفجاری و بمب گذاری شامل پرتاب خمپاره های دست ساز
۴  اقدام مسلحانه با استفاده از سلاح گرم

بر اساس گزارشات متعدد جداشدگان در آلبانی، در سازمان مجاهدین خلق بخشی تحت عنوان ستاد داخله تحت مسئولیت صدیقه حسینی فعال است. افراد این ستاد در ارتباط با آنچه اعضای کانون های شورشی در داخل کشور نامیده می شوند فعال بوده و آنان را حمایت مالی و تدارکاتی می کنند. اعضای این کانون های شورشی، افراد آسیب دیده اجتماعی هستند که نسبت به سابقه این گروه بی اطلاع بوده و لذا سازمان مجاهدین خلق با فریب و نیرنگ آنان را با توجه به شرایط اقتصادی موجود در ایران تحریک نموده و به سمت فعالیت های ایذایی و عملیاتی می کشاند.

در تاریخ ۷ ماه مه ۲۰۲۳، رسانه های سازمان مجاهدین خلق خبر از هک کردن سیستم های آنلاین وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی با تابلو و آرم خود را دادند و ضمن پذیرش مسئولیت این اقدام از خاک آلبانی، به انتشار اسناد و مدارک بدست آمده در رسانه های خود پرداختند.

همچنین طی این مدت اقدامات سیاسی علیه جمهوری اسلامی در مقر بسته و دورافتاده این سازمان در آلبانی، از جمله جلسات و میتینگ های متعدد با مقامات آلبانیایی و غیر آلبانیایی، برقرار بوده و ارتباط فعال با مقامات آلبانیایی از شهردار دورس و نمایندگان مجلس آلبانی تا رسانه های مختلف و ارگان های بین المللی در جریان بوده است.

به جرأت می توان گفت که دست سازمان مجاهدین خلق اکنون در آلبانی به مراتب بازتر از زمانی است که در کشور عراق، در خلال جنگ با ایران، تحت حاکمیت صدام حسین، حضور داشت و می توان به وضوح مشاهده نمود که دولت آلبانی گامی فراتر از صدام حسین در حمایت از این سازمان تروریستی برداشته است.

ایرانیان مثلی دارند که می گویند: اگر سنگی از حیاط شما به حیاط همسایه پرتاب شود، این انتظار می تواند وجود داشته باشد که متقابلا سنگی از حیاط همسایه به حیاط شما پرتاب گردد. ظاهرا بر اساس شواهد موجود، مقامات آلبانی به تصور این که عضو سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) و تحت حفاظت آمریکا هستند کشور خود را مصون در برابر هرگونه تهدیدات خارجی احساس می کنند.

مقامات هر کشوری صلاح خود را بهتر می دانند. اما یکی از عواقب این گونه اتفاقات معمولا متوجه پناهجویان ایرانی داخل آلبانی، یعنی کسانی می شود که نخواسته اند با مجاهدین خلق همراه باشند. نگرانی من به عنوان نماینده خانواده های اعضای گرفتار در اردوگاه مجاهدین خلق و حامی اعضای جدا شده این سازمان در آلبانی اینست که بعدا طبق روش جاری این سنوات، تلافی هر اتفاقی که بیفتد، از جانب مقامات آلبانیایی، مشمول حال تعدادی پناهجوی ایرانی از همه جا بی خبر جدا شده از سازمان مجاهدین خلق که به هر دلیل درست یا غلط از کشور خود رانده شده و فریب سازمان مجاهدین خلق را خورده و ناخواسته توسط مجاهدین خلق به آلبانی آورده شده اند گردد.

  • مصطفی آزاد
  • ۱
  • ۰

دولت‌مردان آلبانی و رجوی خوب به همدیگر رسیدند!

 

 

خبری در سایت فراق در خصوص محکومیت آلبانی در دادگاه حقوق بشر اروپا خواندم که نظرم را جلب کرد.

بنده از آنجایی که تقریبا یک سال و نیم در آلبانی بودم و بسیار در خصوص حکومت داری و نظام آنجا کنجکاو بوده و از کسانی که عمدتا شهروندان بودند سوال می کردم تا به نحوۀ وضعیت کشور آلبانی پی ببرم، نکات بسیار جالبی را دریافته بودم که دیدم با گزارشی که در سایت فراق درج شده چقدر مطابقت دارد.

ابتدا اینکه این کشور سالهاست که تلاش می کند تا خود را به اتحادیه اروپا (حوزۀ شنگن) متصل کند ولی موفق نبوده زیرا دو کشور آلمان و فرانسه ممانعت به عمل می آورند، آنها برای پیوستن آلبانی به اتحادیه اروپا شرایطی را گذاشته اند که تا آن شرایط محقق نگردد آلبانی نخواهد توانست که به اتحادیه اروپا ملحق شود و اقتصاد نابسامان خود را سر و سامانی بدهد.

در واقع یک سیستم فاسد سیاسی اقتصادی در این کشور حاکم است که در نوع خود بی نظیر می باشد. به رغم اینکه حکومت فاشیستی انور خوجه، رهبری سابق این کشور ساقط شده است ولی سیستم امنیتی کشور بر اساس همان قوانین سابق قرار دارد، یعنی قوانینی که مجریان قانون در زمان خوجه انجام می دادند.

به جز روزهای ویژه مثل سفر یک مقام عالی رتبه از اتحادیه اروپا و یا آمریکا شما به ندرت در خیابان پلیس می بینید، زیرا همه پلیس ها لباس شخصی هستند و شما نمی توانید آن‌ها را تشخیص دهید. هر کسی که از قوانین سر پیچی نماید به سرعت دستگیر شده و تا تفهیم اتهام در زندان های بسیار کثیف باقی خواهد ماند. زندان هایی که به شدت خطرناک نیز هستند زیرا مجرمینی در آنجا نگهداری می شود که بعضا به قتل و تجاوز و امثالهم محکوم شده و دارای حبس های طویل المدت هستند.

بنابراین اگر بخواهند سر کسی را زیر آب کنند بویژه زندانیان سیاسی را، به بند زندانیان خطرناک منتقل کرده و در آنجا با کنترل طرف را بقتل می رسانند، طوری که کسی متوجه هیچ چیزی نشود، به قول خودمان «آب از آب تکان نخورد»

  • مصطفی آزاد
  • ۱
  • ۰
 
تلاش ناکام فرقه تروریستی مجاهدین برای حمله به مدارس، این‌بار با خمپاره دست‌ساز

 

یکی از اقدامات خرابکارانه عناصر فرقه تروریستی مجاهدین ساخت خمپاره‌های دست‌ساز و استفاده از آنها در حوادث و اغتشاشات پاییز ۱۴۰۱ علیه مردم در صحنه بود که نمونه‌هایی از آن در نمایشگاه تبیینی روایت میدان وزارت اطلاعات نیز به نمایش در آمد

یکی از اقدامات خرابکارانه عناصر فرقه تروریستی مجاهدین ساخت خمپاره‌های دست‌ساز و استفاده از آنها در حوادث و اغتشاشات پاییز ۱۴۰۱ علیه مردم در صحنه بود که نمونه‌هایی از آن در نمایشگاه تبیینی روایت میدان وزارت اطلاعات نیز به نمایش در آمد.

به گزارش خبرگزاری های رسمی ایران، با شکست پروژه آشوب‌ها و اغتشاشات پاییز ۱۴۰۱، موضوع مسمومیت دانش‌آموزان در مدارس کشور به سوژه نخست فرقه رجوی و طیف ضد انقلاب تبدیل شد؛ موضوعی که اگرچه استارت اولیه آن با شیطنت دانش‌آموزان بود، اما تلاش جریان‌های برانداز بهره‌برداری حداکثری از این رویداد و کمک به بسط و گسترش آن بود که با صدور بیانیه تفصیلی وزارت اطلاعات درباره این موضوع، سناریوی مسمومیت دانش‌آموزان نیز با شکست کامل مواجه شد.

حالا اما بنابر اخبار و اطلاعات واصله، طی روزهای اخیر در راستای تلاش برای تداوم بحران در مدارس کشور از سوی جریان برانداز، عناصر فرقه تروریستی مجاهدین اقدام به پرتاب خمپاره‌های دست‌ساز خود به‌سوی یک مدرسه در اهواز کرده‌اند که به‌دلیل آنکه این خمپاره‌ها از دقت لازم برخوردار نیستند، به مدرسه اصابت نکرده و به یک منزل مسکونی در مجاورت مدرسه اصابت کرده است.

بررسی این موضوع حاکی از آن است که فرقه تروریستی مجاهدین به‌دنبال این موضوع است تا در روزهای پایانی سال تحصیلی و فعالیت مدارس، بتواند با زنده نگه‌داشتن موضوع ناامنی مدارس، اهداف شوم و پلید خود را دنبال کند.

جالب توجه اینکه رهبران فاسد و بدنام این فرقه سعی می کردند با فریبکاری تمام و تبلیغات رسانه یی این اقدامات را به خود جمهوری اسلامی ایران نسبت دهند.

لازم به یادآوری است فرقه رجوی سابقه شلیک خمپاره به سوی مردم در برخی از شهرهای کشور در دهه ۱۳۷۰ را نیز در پرونده خود دارد.

از جمله؛ حمله با خمپاره به قصد تخریب ساختمان ریاست‌جمهوری در دوره سیدمحمد خاتمی در بهمن ۱۳۷۸، حمله خمپاره‌ای خیابان ولیعصر تهران در سال ۱۳۷۹که موجب مرگ ۲ نفر و مجروح شدن ۷ نفر شد، حمله خمپاره‌ای به دانشگاه شهید چمران اهواز، حمله خمپاره‌ای به ساختمان مسکونی در ایلام و حمله خمپاره‌ای به یک مجموعه مسکونی در تهران.

  • مصطفی آزاد
  • ۱
  • ۰

 

دادگاه حقوق بشر اروپا، آلبانی را در رابطه با یک پرونده مربوط به نظام قضایی این کشور محکوم کرد.
به گزارش فراق نقض حقوق بشر در آلبانی ابعاد و وجوه گسترده‌ای دارد و با وجود هشدار‌ها و انتقاد‌های متعدد از سوی نهاد‌ها و گروه‌های حقوق بشری ؛ همچنان ادامه می یابد.
موارد متعدد نقض حقوق بشر در آلبانی عبارتند از:
– ناکامی دولت در حق حفظ حریم خصوصی
ناتوانی و ناکامی دولت آلبانی در جلوگیری از حملات سایبری سبب شد که داده‌های شخصی شهروندان آلبانیایی در پی حملات سایبری جولای و سپتامبر ۲۰۲۲ فاش شود؛ کارشناسان دولت آلبانی را به ناتوانی در حفظ حق حریم خصوصوندان این کشور متهم کردند.
– سرکوب روزنامه نگاران
دولت آلبانی بار‌ها در پی آشکار شدن ناکامی‌ها و شکست‌های خود در زمینه‌های مختلف در تلاش برای جلوگیری از انتشار اخبار مربوطه روزنامه نگاران را تهدید و سرکوب کرد؛ این امر در پی حملات سایبری مذکور نیز رخ داد.
– رفتار ظالمانه، غیرانسانی و تحقیرآمیز
کمیته اروپایی پیشگیری از شکنجه، در ماه آوریل ۲۰۲۲ گزارشی در مورد بازدید خود از آلبانی برای بررسی وضعیت بیماران روانپزشکی قانونی در این کشور منتشر کرد که در حال حاضر به طور غیرقانونی در سیستم زندان اسکان داده شده اند.
کمیته بر نیاز فوری به یک راه حل دائمی برای اسکان و درمان چنین بیمارانی با ایجاد یک مرکز تخصصی روانپزشکی قانونی، همانطور که توسط قانون بهداشت روانی الزامی است، تاکید کرد.
در عین حال، در ماه اکتبر ۲۰۲۲، یک مرد ۳۲ ساله پس از بازداشت خودسرانه در یک ایستگاه پلیس در تیرانا، پایتخت آلبانی جان باخت؛ با وجود این که او از مشکلات سلامتی رنج می‌برد که نیاز به درمان فوری داشت، پلیس از اعزام فوری او به بیمارستان خودداری کرد.
پلیس همچنین به طور غیرقانونی نام قربانی را در دفاتر ثبت رسمی درج نکرد.
– تبعیض علیه کولی‌ها
کولی‌ها به عنوان قربانیان اصلی تبعیض نژادی در آلبانی از سنین پایین در معرض تبعیض و تفکیک در آموزش هستند.
در ماه مه ۲۰۲۲، دادگاه حقوق بشر اروپا حکم داد که حقوق شش خانواده کولی زمانی که فرزندانشان در دبستان از تبعیض و جداسازی غیرمستقیم رنج برده بودند، نقض شده است.
– خشونت علیه زنان و دختران
خشونت علیه زنان و دختران در آلبانی موضوعی فراگیر است.
ده‌ها زن در این کشور قربانی پدیده قتل زنان شدند؛ ضمن این که یک گزارش تایید کرد که نامزد‌های زن و نمایندگان مجلس با اشکال مختلف سوء استفاده در احزاب سیاسی از جمله توهین زبانی، قطع سخنرانی، تهدید و آزار جنسی مواجه شده اند.
– نقض حق دادرسی عادلانه

  • مصطفی آزاد
  • ۱
  • ۰
 

 

خانواده‌های عضو انجمن نجات همزمان با تجمع خود در مقابل مقر صلیب سرخ در تهران در بیانیه‌ای از کمیته بین‌المللی این نهاد خواستند تا ضمن فراهم کردن محیطی امن برای ارتباط آن‌ها با عزیزانشان از فجایع و احتمال وقایع تلخ جلوگیری کند.

به گزارش پایگاه خبری-تحلیلی فراق، در متن بیانیه رسمی انجمن نجات که توسط ابراهیم خدابنده تحویل این نهاد شد، آمده است:

انجمن نجات آسیب دیدگان از خشونت برآمده از افراد جداشده و خانواده های اعضای دربند سازمان مجاهدین خلق در آلبانی می باشد که از سال ۱۳۸۲ تاکنون مجموعه ای از اقدامات ،فرهنگی ،حقوقی، رسانه ای و…. را با هدف آزادسازی عزیزانشان از چنگال سرکردگان فرقه ضد بشری مجاهدین خلق به انجام رسانده است ضمن تبریک فرا رسیدن سالروز تأسیس صلیب سرخ ،جهانی بر خود لازم میداند در راستای اهداف این انجمن و همچنین با تأکید بر اصول و مسئولیتهای بنیادین صلیب سرخ نکاتی را برای استحضار و اقدام شایسته تقدیم نماید

۱- ما خانواده های اعضای گرفتار در اردوگاه بسته و دورافتاده سازمان مجاهدین خلق در آلبانی که در شرایط سخت و غیرانسانی به سر می برند سالهاست که با همه محدودیتهای اقتصادی اجتماعی و سیاسی برای ارتباط با عزیزانمان و کسب خبر از اوضاع جسمی و روحی آنان در تلاش هستیم ما از صلیب سرخ جهانی که بر مبنای انسانیت، بی ،غرضی بی طرفی و استقلال همان طور که در ماده ۳/۵ اساسنامه این سازمان درج شده است درخواست یاری و همکاری داریم.

۲-عزیزان گرفتار ما در سازمان مجاهدین خلق در شرایطی دشوار مغایر با قوانین بین الملل و قانون، پناهندگی اکنون در آلبانی تحت شدیدترین فشارهای روحی و مغزشویی فرقه ای و شرایط بد جسمانی زندگی می کنند شرایطی که طبق مصوبه ۱۹ ژوئن ۱۹۷۷ کمیته راهبردی صلیب سرخ در ذیل قربانیان شرایط خشونت آمیز طبقه بندی شده و یاری مسئولانه صلیب سرخ را می طلبد.

۳-همان گونه که در مأموریت صلیب سرخ جلوگیری از آلام و تسکین آن و حمایت از زندگی و سلامت و تضمین احترام انسانها به خصوص در شرایط اضطرار آمده است انتظار داریم اعضای گرفتار با یک دیپلماسی بشردوستانه توسط صلیب سرخ به یک زندگی سادهی پناهندگی دست یافته و از زندگی فرقه ای و شرایط سخت روحی و جسمی نجات یافته و جلوی فجایعی مثل قتل و خودکشی فردی و جمعی گرفته شود.

  • مصطفی آزاد